در خصوص مشاوره ازدواج

 

 

  1. aria خرداد ۴, ۱۳۹۲ at ۱۲:۱۷ ب.ظ ویرایشپاسخ

    vaght baraye moshavereie ezdevaaj mikhastam

    • دکتر شمشیری خرداد ۴, ۱۳۹۲ at ۱۲:۴۵ ب.ظ ویرایشپاسخ

      سلام. لطفا با تلفن ۸۸۳۴۷۸۶۲ جهت هماهنگی تماس بگیرید

  2. zahra خرداد ۵, ۱۳۹۲ at ۱:۵۳ ب.ظ ویرایشپاسخ

    سلام. مطالب بسیار درخور و عالی بود. واقعا خوشحالم بالاخره یک سایت تخصصی با مطالب کاربردی در این خصوص راه اندازی شده است. سوالم اینست که آیا کارگاه آموزشی برای مشاوره ازدواج دارید؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۵, ۱۳۹۲ at ۱:۵۶ ب.ظ ویرایشپاسخ

      سلام. ممنون از حسن نظر شما. کارگاه اموزشی در خصوص مشاوره ازدواج در مطب یا موسسات دیگر انجام میدهیم. تعداد باید به ۱۵ نفر برسد و آموزش کاربردی منطبق با عرف فعلی به صورت کارگاه ۳ ساعته انجام میشود. با مطب جهت هماهنگی تماس بگیرید

  3. نسرین حسنزاده خرداد ۱۱, ۱۳۹۲ at ۷:۰۸ ب.ظ ویرایشپاسخ

    جالب بود. لطفا درمورد تک همسری، خیانت، انواع طلاق، مدلهای آموزش خانواده هم توضیح بدهید.

    • دکتر شمشیری خرداد ۱۲, ۱۳۹۲ at ۵:۲۳ ق.ظ ویرایشپاسخ

      سلام. بزودی در این خصوص توضیح خواهم داد. ممنون از فیدبک شما

  4. سحر خرداد ۱۳, ۱۳۹۲ at ۹:۵۶ ق.ظ ویرایشپاسخ

    آقای دکتر امکان داره در مورد اختلال های شخصیتی و علائم اش هم توضیح بدید. ممنون

    • دکتر شمشیری خرداد ۱۳, ۱۳۹۲ at ۱۱:۰۵ ق.ظ ویرایشپاسخ

      سلام. اختلالات شخصیت بسیار گسترده است و با چند کتاب هم نمیشود راجع به آن توضیح داد. ولی من درصدد هستم تا مبحثی در خصوص شناسایی شخصیت سالم در این قسمت با آیکون مجزا توضیح دهم.کوتاه سخن اینکه افراد با شخصیت در طیف سالم از نظر روانشناختی ،بسیار کم تعداد میباشند و اکثریت انسانها، مشکلات رفتاری، احساسی یا شناختی در زمینه های مختلف در حد صفت یا اختلال دارند . با سپاس از فیدبک شما

۲۹۶ دیدگاه »

  1. golsan خرداد ۱۶, ۱۳۹۲ at ۵:۲۴ ق.ظ - پاسخ

    با سلام

    من سایت شما را خواندم و از این که در این زمینه به مشکلات شایع کشور که متاسفانه به ان اهمیت داده نشده متشکرم.

    من ۳۰ ساله هستم و هیچ وقت با هیچ پسری دوست نبودم. همچنین به ازدواج بدون علاقه و ارتباط قبلی هم اعتقادی ندارم. در حال حاضر در خارح از ایران زندگی می کنم و این مساله عجیبی اینجا محسوب می شودو خودم هم از این وضع خسته شده ام. من از خانواده مذهبی ای هم نیستم , ولی نمیدونم این مساله طبیعی هست ؟ اگر نیست من چطور می تونم با هاش مقابله کنم؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۱۶, ۱۳۹۲ at ۵:۵۴ ق.ظ - پاسخ

      سلام. در رابطه با جنس مخالف چند عامل دخیل است: باورهای عرفی وفرهنگی، باورهای مذهبی،القا رفتار توسط دوستان و جامعه، وضعیت روحی روانی فرد،وضعیت هورمونی،وضعیت فیزیکی و… خلاصه هم ژنتیک و هم یادگیری محیطی در آن دخیل هستند. برای طبیعی بودن یک رفتار، هم قضاوت درست راجب محیطی که در آن رفتار بروز میکند هم قضاوت درست راجب خود شخص و دیدگاههایش نیاز است و به هیچ وجه اگه رفتاری توسط محیط، مورد تایید نیست نمیتوان آن را غیر طبیعی دانست. رابطه برقرار کردن با جنس مقابل، هم مزایا دارد هم مضرات و شما خودتان باید با توجه به تیپولوژی شخصیتی و باورهای فرهنگی مورد تایید خودتان آن را سبک سنگین کنید و انتخاب نمایید. منافع آن: شناخت بیشتر نسبت به خود و مردان، لذت جویی فیزیکی و روانی، گسترش شبکه اجتماعی، سعی در تقویت مهارت ارتباطی با مردان، اقنا عاطفی و فیزیکی و کمک به انسجام روانی و جسمانی فرد، احتمال افزایش یادگیری در صورت دانش فرد مقابل در حوزه های مختلف و …مضرات: افزایش استرس های حاشیه ای، بازی با باورها و ارزش های فردی، احتمال سو استفاده جسمی و روانی و مالی به انحا مختلف،گرفتن فرصت از فرد برای دیدن افراد علاقمند مناسب تر برای ارتباط واقعی با فرد، ایجاد مشکل در زندگی اینده( ممکن است شریک فعلی بعد بهم خوردن ارتباط، از عکس ها و مسایل دیگه برای بهم زدن زندگی جدید فرد استفاده کند)، احتمال برقراری راحتتر رابطه با افراد دیگر بعد بهم خوردن این رابطه و شیوع مشکلات بیشتر و …
      هشدار جدی به تمام زنان اینست که در بسیاری از موارد، مردان فقط برای اقناع غریزه جنسی، اقدام به ارتباط با زن میکنند و زنان بهیچ وجه نباید زود باور در خصوص ابراز کلماتی چون ” دوستت دارم..تو عشقمی و..)باشند بلکه در طول زمان، واقعی یا مجازی بودن آن را بفهمند.
      خلاصه اینکه: هر فردی قبل ازدواج باید تا حدی تجربه فردی در این زمینه داشته باشد تا بتواند در خصوص همسر آینده درست تصمیم بگیرد ولی این حد مرز، در افراد مختلف بسته به خیلی از عوامل کاملا متفاوت میباشد. با احترام

  2. آرمان پیرزاد خرداد ۳۱, ۱۳۹۲ at ۶:۳۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام جناب دکتر شمشیری. من از طریق دوستان به این سایت معرفی شدم. جوونی ۲۹ ساله ام و دوست دختری دارم که علیرغم هدف اولیه ام بهش خیلی علاقمند شدم و میخوام باهاش ازدواج کنم ولی اون هیچ جوری در زمینه ارتباط و تماس نزدیک همکاری نمیکنه. چطورمیتونم متوجه بشم که در آینده ارتباط جنسی ما مشکلی نخواهد داشت و با یکدیگر سازگار خواهیم بود؟ با توجه به اینکه پسرخاله ام پس از ازدواج متوجه شد که همسرش دچار بی میلی مطلق به اون هست نمیخوام بی تجربه وارد زندگی بشم. لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه راضیش کنم کمی راحتتر برخورد کنه و مطمئنش کنم که نیتم سوء استفاده نیست؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۳۱, ۱۳۹۲ at ۷:۰۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. عوامل متعددی میتونه بانی رفتار این خانم باشه که مهمترینش در جامعه ما، بی اعتمادی عمیق بین فردی به همدیگر و کمرنگ شدن فضای معنوی است و چون اکثر مردها فقط ادعای ازدواج دارند و بعد روابط فیزیکی، طرف مقابل را با هزار تهمت و دروغ برای آرام کردن وجدان خود کنار میگذارند دیگر زنان باهوش به این راحتی وارد رابطه فیزیکی نمیشوند. شما باید اول از لحاظ شخصیتی و ظاهری و جایگاه اجتماعی خانوادگی و شغلی فرد را بپسندید. یه قانون روانشناسی است که البته با عرف و مذهب ما سازگار نیست ولی اینه که بدون ماچینگ و تاچینگ ( یعنی بوسیدن و لمس کردن) با کسی ازدواج نکن. البته این قانون برای افراد با وجدان و اخلاقی مهم است تا دختران را بازیچه قرار ندهند. من ۴شنبه مراجعی داشتم چون که ۲ماهه ازدواج کرده ولی چون همسرش پوست بدنش سفید نیست نمیتونه فیدبک جنسی پیدا کنه داره جدا میشه یا یکی اومده بود که از بوی بدن یا دهن فرد خوشش نیومده و…بنابراین حد اندک تماس بدنی، برای شناخت لازمه. البته دوستان مذهبی من به شدت به این عقیده من اعتراض دارند که رابطه با نامحرم حرام است. ولی من در طول سالیان کارم، از بس طلاق دیدم که شاید با یک ماچینگ و تاچینگ ساده وصلت صورت نمیگرفت که مجبورم این توصیه را بکنم به شرط رعایت اخلاق و وجدان از طرف مرد و زن. بعضی زنان ذاتا سرد مزاج هستند و این ربطی به عفاف و پاکدامنی شون نداره. بعضی زنان گرم مزاج هستند و زود رابطه برقرار میکنند. بعضی بدلیل هوش یا تقیدهای عرفی، دیرتر وارد رابطه میشن. در کل بررسی اندک فیزیکی هم مرد به زن هم زن به مرد کاملا ضروریه. مراجع خانمی به مطب مراجعه کرده بود فقط به خاطر اینکه همسرش شبها خوروپوف میکنه و بوی بدنش تنده رابطه خارج خانواده برقرار کرده بود چون بهیچ وجه نمیتونست با همسر خودش رابطه زناشویی بخاطر بوی تنش برقرار کنه و.. این رو گفتم این یک قضیه دوطرفه است و حداندک تماس، کمترین چیزیه که باید طرفین همدیگر رو چک کنند البته در کشورهای خارجی، سکس کامل و روابط مدت دار قبل ازدواج توصیه میشه ولی چون در کشور ما متاسفانه مردان، نگاه بیشتر فیزیکی به زنان دارند نمیشه این الگو رو معرفی کرد( جدا از مسایل عرفی و شرعی). شاید بعد محرمیت خواندن بشه قبل ازدواج چک کرد ولی شاید برگشت در اون مرحله هم آسون نیاشه. به هرحال من به اون دختر خانم حق میدم که بیشتر دقت کنه..با احترام

  3. آرمان پیرزاد تیر ۱, ۱۳۹۲ at ۲:۳۶ ب.ظ - پاسخ

    ممنون آقای دکتر از راهنمایی. لطفا اگر ممکنه شیوه توجیه و همراه کردن دختر رو هم توضیح بدین. چون ظاهرا اونقدر ذهن دخترا درگیر ترس و نگرانی هست که من نتونستم این گره رو وا کنم و در عین حال این مورد برایم مهم و حیاتی هست. شنیدم که میزان تمایل خانمها رو از حالت نگاه و نزدیک شدن جسمانی میتوان تشخیص داد. نظر شما چیه؟

    • دکتر شمشیری تیر ۱, ۱۳۹۲ at ۶:۴۵ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. توضیح این مطلب در اینجا ممکن نیست.یادتون باشه سرد مزاجی در خانمها تا حدود ۴۰% شایع است. همچنین مسایل عرفی و اخلاقی مورد قبول جامعه ما، دست ما را بسته است. البته میشه از یه سری آیتم برای فهمیدن وضعیت سلامت جنسی و مهارت فرد در این زمینه استفاده کرد که فضای سایت اجازه این کار رو نمیده. لطفا به مرکز مشاوره مراجع نمایید. با احترام

  4. رضا تیر ۳, ۱۳۹۲ at ۱۱:۲۶ ق.ظ - پاسخ

    با سلام. میخواستم وقت مشاوره بگیرم ولی دیدم شما تهران هستین و من نمیتونم حضورا بیام برای همین سوالم رو خلاصه اینجا مطرح میکنم. من ۳۴ سالمه و تحصیلاتم مهندسی عمرانه. زمانی که ۲۷ ساله بودم در دانشگاه با دختری آشنا شدم که هر روز بیشتر بهش علاقمند شدم و واقعا اونچیزی بود که میخواستم و از قرائن هم مشخص بود که اونهم به من علاقه پیدا کرده ولی من با اشتباهات مکرر و عدم حمایت خونواده از دستش دادم و ناچار شدم به اجبار با فرد دیگری ازدواج کنم که الئان شرعی همسرمه ولی هنوز به یادش هستم . از اینکه ضعف نشون دادم و بقدر کافی تلاش نکردم خیلی پشیمونم و با ازدواجی که کردم دقیقا فکر میکنم به دست خودم زندگیمو به تمام معنا نابود کردم چون هر لحظه به یاد اونم با فکر اون بیدار میشم با خیال اون روز رو میگذرونم و با یاد و خاطراتش شب رو به بستر میرم. همسرم هم این موضوع رو فهمیده و عذاب میکشه و باید زودتر تکلیفم رو مشخص کنم از طرفی هم فهمیدم اون هم هنوز ازدواج نکرده و احتمالا مثل من گذشته هامونو فراموش نکرده . دوستانم حق رو به من میدم و از طرفی خونواده ام بشدت مخالف من هستن و تهدیدم کردن اگه طلاق بگیرم طردم میکنن. به نظر شما تصمیم من تا چه اندازه عملی هست؟ ممنونم از لطف و راهنمایی شما. رضا

    • دکتر شمشیری تیر ۳, ۱۳۹۲ at ۱۲:۴۴ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. اولا قرار نیست فرد با کسی که بهش علاقه نداره بخاطر عذاب وجدان یا تهدید خانواده یا .. تا آخر عمر بخواد ادامه بده چون بیشترین آسیب رو همسر بیچاره از تداوم این رابطه غیرعاطفی میخوره نه خود فرد و غرورش مخصوصا جریحه دار میشه. اولا چند نکته مهم است؟ آیا بعد طلاق همسر شما، اون دختر مورد علاقه، حاضره با یک مرد مطلقه ازدواج کنه؟ایا مثل قبل قبولش داره؟ ایا خانواده دختر رضایت میدن؟ ایا دختر مورد نظر در این مدت به کسی دیگه علاقمند نشده و آیا نگران این نیست شما فردا از یکی دیگه خوشتون بیاد و بخواهید همین رفتار با همسرتون رو در قبال اون داشته باشید ایا شما مطمئن هستید اون دختز مورد نظر را در زیر یک سقف بهتر از این همسر باهاش زندگی خواهید کردو آیا … یعنی اگه شما ۱۰۰% مطمئن نیستید که فرد مورد نطر بخواد با شما زندگی کنه باید فکرتون رو از این قضیه خارج کنید. اگه ۱۰۰ مطمئن هستید دختر مورد نظر حاضر به ازدواج با شما است چند مساله مطرح میشه: ایا همسر شما آمادگی طلاق داره؟ خانواده همسر شما چه واکنشی دارند؟ ایا میشه با کمترین آسیب به همسر فعلی، ازش جدا بشید؟ اینده ایشون برات چقدر مهمه؟..اگه همسر و خانواده همسر، رضایت دارند که میشه رضایت خانواده خودتون را هم جلب کرد و جدا شد..ولی اگه اونها رضایت ندارند مساله ابعاد اخلاقی و حقوقی داره یعنی شما مجبورید ببینید هم از لحاظ وجدانی و هم از لحاظ دنگ و فنگ قانونی آماده هستید حتی شاید حمایت خانواده را از دست بدهید.. اینکه دوستان شما حق میدهند که حرف مهمی نیست ایا اگه همسر شما، خواهر یکی از اونها بود و شما هم دوست و هم دامادشون بودید بازهم به شما حق میدادند…خلاصه اینکه تداوم این رابطه هردوی شما را در خطر قرار میدهد و میتونه حتی بنیان خانواده را بهم بریزه. توصیه میکنم هم با اون دختر مورد نطر و هم با همسر فعلی( حتما جداگانه) به مراکز مشاوره واقعی( چون متاسفانه الان هرکسی یه مدرک گرفته مرکز مشاوره زده!!) بروید و ابعاد مختلف آن را بررسی کنید. این تصمیم زمانی عملی است که دختر مورد نظر واقعا بخواهد با شما ازدواج کند( شاید حتی شما رو بخواد ولی عذاب وجدان برای همسر شما داشته باشه که داره زندگیش رو خراب میکنه و نخواد قبول کنه) و همسر شما هم واقعا بخواد از شما جدا بشه( اگه همسر شما عاقل باشه و مطمئن باشه راهی برای اصلاح این حس شما نیست و احساس شما به اون دختر موقتی و سطحی نیست قاعدتا جدا میشه) دیگه مسایل باقی رو راحتتر میشه حل کرد. به هرحال هر رفتاری، منافع و مضرات خودش رو داره و باید فضای فرهنگی اجتماعی عرفی اشخاص رو لحاظ کرد. با احترام

  5. رضا تیر ۳, ۱۳۹۲ at ۳:۱۸ ب.ظ - پاسخ

    ممنون آقای دکتر از پاسخ جامع شما. مسلمه که در این ارتباط من بیشترین عذاب وجدان رو دارم ولی با این احساس که بیشتر ترحمه نمیتونم زندگی کنم و حس ترحمم صدمه بیشتری داره. من دلیل اینهمه علاقه خودم به اون خانم رو نمیفهمم ولی از جستجویی که کردم اون از ازدواج اجباری من بااطلاعه و گفته میدونه که من نمیتونم تحمل کنم و جدا خواهم شد. حسن اون این بود که من رو بدون اینکه چیزی گفته باشم درک میکنه و احساسات منو میشناسه. آقای دکتر چرا اینهمه علاقه به یک نفر در انسان شکل میگیره و آیا همچین حالتی بیماری هست؟ متشکر

    • دکتر شمشیری تیر ۳, ۱۳۹۲ at ۸:۴۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام…علاقه به چیزی ناشی از ترکیب ژنتیک و یادگیری محیطی است. یعنی این دختر با ترکیب ظاهر و رفتار و احساسش، میتونه سیستم خاصی در مغز رو تحریک کند و به جنبه های ناخودآگاه ذهن شما، جنبه هیجانی بده که توضیحش در اینجا ممکن نیست. این علاقه بسیار خوب هم هست ولی یادتون باشه وقتی زیر یک سقف میری تازه میفهمی چه خبره یعنی زندگی زیر یک سقف میتونه همه چی رو عوض کنه بنابراین شاید این دختر در حال حاضر کعبه آمال شما باشه ولی معلوم نیست بعد شروع زندگی چی میشه. پس حواستون رو جمع کنید..از حرفهاتون میفهمم زیاد روی این دخترهم شناخت ندارید و بیشتر علاقمندی شما احساسی است تا شناختی.به هرحال باید خیلی آهسته و بتدریج اقدام به کاری کنید و از هر حرکت سریع پرهیز کنید. با احترام

  6. رضا تیر ۴, ۱۳۹۲ at ۷:۱۲ ب.ظ - پاسخ

    با سلام، احترام و تشکر فراوان از پاسخ ارزشمندتون. واقعا هیچوقت از این دید به مساله نگاه نکرده بودم و دیدگاهتون بسیار برام ارزشمند و جالب بود. دارم فکر میکنم و باز هم مزاحمتون میشم. من این خانم رو در حد ارتباط در یک گروه میشناسم و به خصوصیات خوبش آشنا هستم . صددرصد از من بهتره و اگر نبود اشتباهات من میتونستیم زوج یکنواخت و معقولی باشیم.
    باتشکر و سپاس فراوان

    • دکتر شمشیری تیر ۴, ۱۳۹۲ at ۷:۳۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام..خواهش میکنم…زندگی واقعی زیر یک سقف بسیار متفاوت است. امیدوارم چند بعدی و بدون عجله همه جوانب کار رو بسنجید. اگه اون دختر به شما پاسخ مثبت بده بیشتر زنگ خطر داره چون قاعده نرمال اینه که قبول نکنه هم شما ولش کردید هم با کسی دیگه ازدواج کردید هم میخواهید جدا بشید اون دختره میدونه شاید خانواده شما هم قبولش نکنن تا آخر عمر و …. از شما تقاضا میکنم پیشنهادات و انتقادت خودتون رو برای من در قسمت پیشنهادات و انتقادات بنویسید و اگر مطلبی هست که من در سایت باید اشاره کنم ذکر کنید و ضمنا این سایت رو به دوستان و آشنایان معرفی نمایید. با احترام

  7. مهسا تیر ۵, ۱۳۹۲ at ۷:۱۲ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر، ممنون از سایت خوبتون. من مدت ۹ ماهه که نامزد کردم ولی همسر من یک خصوصیت خیلی بد داره که نمی تونه ناراحتیش و ابراز کنه و همش قهر می کنه و تا من پیش قدم نشم آشتی نمی کنه. خیلی خسته شدم از دست این رفتارش.خانوادم و دوستام همه میگن باید نامزدیت و بهم بزنی ولی من دوسش دارم. می خواستم نظر شما رو بدونم.
    متشکرم

    • دکتر شمشیری تیر ۵, ۱۳۹۲ at ۸:۵۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اولا باید :.توجه داشته باشید که خیلی از افراد در خصوص مهارتهای ارتباطی و هوش هیجانی کامل نیستند و انواع ناپختگی ها را نشان میدهند. دوما هر انسانی دارای نقاط ضعف و قوت است و شما هیچوقت مرد بی عیب و نقص نمیتوانید پیدا کنید و یک فرد را باید از نظر جمیع جهات بررسی کنید نه با یکی دو ایراد. البته بعضی ایرادها واقعا میتوانند در آینده زندگی را بشدت تلخ کنند و به زبان دیگر کیفیت نقص مهمتر از کمیت نقص هاست. سوما توصیه میشه نامزدی را طولانیتر کنید و فرد مورد نظر را بادقت بیشتر زیرنظر بگیرید و سعی کنید ببینید میتوانید پشت پرده این رفتارش رو بفهمید. چهارما حتما با مشاور حرفه ای در زمینه ازدواج قبل ازدواج قطعی مشورت کنید. بااحترام

  8. مهسا تیر ۶, ۱۳۹۲ at ۱۰:۱۶ ق.ظ - پاسخ

    ممنون از اینکه زود جواب من و دادید:)

    • دکتر شمشیری تیر ۶, ۱۳۹۲ at ۷:۱۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام..این سایت رو برای مردم عزیز میهن راه اندازی کردم تا کمک هرچند کوچکی بتونم در قبالشون انجام داده باشم. با احترام

  9. رضا تیر ۶, ۱۳۹۲ at ۱:۵۶ ب.ظ - پاسخ

    با تشکر فراوان از توجه شما و پاسخ ارزشمندتون. حتما برایم باعث افتخار خواهد بود که سایت را به دوستان معرفی کنم و خاطرم آسوده است که پزشکی متعهد به پاسخگویی به مشکلات افراد نیازمند است. درصورت تصمیم گیری بهرجهت حتما مایلم برای مشاوره با دفتر شما هماهنگ کنم. ممنون و سپاسگزار

    • دکتر شمشیری تیر ۶, ۱۳۹۲ at ۷:۱۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام و سپاس

  10. مهسا ایرانی تیر ۸, ۱۳۹۲ at ۳:۵۱ ب.ظ - پاسخ

    باسلام و تشکر از سایت خوب شما. آقای دکتر میخواستم درارتباط با نحوه آشنایی با خصوصیات همسر بیشتر توضیح بدین. نامزد من مثل ماهی لغزنده هست و هیچوقت راجع به خودش و احساساتش چیزی بروز نمیده. تا تحت فشار قرار نگیره هیچ نکته ای در مورد زندگی و خواسته هاش نمیگه. گاهی احساس میکنم یه چیزی اونو نگهداشته که نمیزاره خودش باشه. چطور میشه پشت پرده یک مرد و بیشتر شناخت؟ ممنون

    • دکتر شمشیری تیر ۸, ۱۳۹۲ at ۵:۰۶ ب.ظ - پاسخ

      باسلام…در بهترین شرایط هم بین افرادی که میخوان ازدواج کنن چیزی حدود ۳۰% اشتراک نظر وجود داره و اختلاف نظر و سلیقه تقریبا همیشه غالبترین بعد رابطه زناشویی را تشکیل میده..بخاطر همینه که اکثرا دوران نامزدی خیلی شیرینتره چون بیشتر اون ۳۰% اشتراک نظر دیده میشه..ولی به محض اینکه زیر یه سقف رفتی اون ۷۰% اختلاف نظر رو میشه و علت اینکه خیلی از افراد بعد ازدواج از تغییر همسر خود تعجب میکنند بخاطر اینه که از اول بنای ارتباط را با ناپختگی رو اشتراک نظر ۳۰% ی گذاشتند…برای پی بردن به پشت پرده کسی یا به عبارت علمی شناسایی تیپولوژی شخصیتی کسی باید یه متخصص در رشته بهداشت روان باشی و کار بسیار سختی حتی برای متخصصین این رشته است. حتما نامزدی را طولانی تر کنید و با مشاوران ازدواج، مشورت نمایید. با احترام

  11. مهسا ایرانی تیر ۸, ۱۳۹۲ at ۵:۳۲ ب.ظ - پاسخ

    ممنون آقای دکتر ما چند بار برای مشاوره اقدام کردیم ولی متخصص خوب پیدا نکردیم. بنظر شما چطور میشه یه مرد علیرغم هوش زیاد و موفقیت در روابط اجتماعی و کاری، خیلی نگران از صمیمیت باشه و سعی در کنترل یک طرفه رابطه داشته باشه؟

    • دکتر شمشیری تیر ۸, ۱۳۹۲ at ۷:۱۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام..موفقیت شغلی و هوش تعریف علمی داره نه عرفی مد نظر شما…اختلالات شخصیت در افراد موفق هم بسیار دیده میشود..اینکه هر کس یه مرکز مشاوره زده و شبیه دکان بازارش کردن و شما مراجعه کردید که دلیل نمیشه…روانپزشکان و روانشناسان حاذق کم نداریم. باید به افراد واقعا متخصص مراجعه کنید برای تشخیص. چون اکثر اختلالات شخصیت قابل درمان نیست و درمانشان اثرات ماندگاری ندارد. احتمال وجود اختلال شخصیت به معنای علمی نه عرفی در ایشان هست. با احترام

  12. نازنین تیر ۱۴, ۱۳۹۲ at ۹:۳۶ ق.ظ - پاسخ

    باسلام بحث تفاوت دوستی و ازدواجتون خیلی جالب بود اگر ممکنه کاملترش کنین. ممنون

    • دکتر شمشیری تیر ۱۴, ۱۳۹۲ at ۱۲:۳۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام و تشکر از بازخورد شما….سایت در حال کامل شدن است . مطالب جدید به این مبحث هم اضافه خواهد شد. همچنین مطالب جدید متنوع دیگر. لطفا سایت را به دوستان و اشنایان معرفی کنید. با احترام

  13. نازنین تیر ۱۴, ۱۳۹۲ at ۲:۳۹ ب.ظ - پاسخ

    با تشکر حتما

  14. مهری تیر ۲۶, ۱۳۹۲ at ۸:۵۰ ق.ظ - پاسخ

    با سلام. میخواستم وقت مشاوره بگیرم ولی دیدم شما تهران هستین و من نمیتونم حضورا بیام ، اگه جوابمو بدید ممنون میشم . من ۲۳ سال دارم ، گرافیستم و لیسانس .توی خانواده ما سن ازدواج از ۱۸ تا ۲۰ سالگیه . ۱۹ سالگی به اصرار پدرم با پسر عموم نامزد بودم اما بعد از یک ماه فهمیدم اصلا مناسب من نیست و به اصرار حلقه نامزدی رو پس دادم و الان هم خوشحالم که قبل از عقد شناختمش .من فرزند بزرگم . و بسیار خوش اخلاق . تمایل زیادی به ازدواج دارم. اما متاسفانه تمام موقعیتهای خوبی که برام پیش میاد رو از دست میدم . به دلیل اوضاع مالی خانوادم ، درست صحبت نکردن مادرم ، واینکه پدرم دوبار ازدواج کرده البته ما اصلا مشکلی نداریم و در یک خانه زندگی میکنیم . اما هر کی میاد خونمون و رفتارای بد و سطح فکریشونو میبینه پشیمون میشه . البته من زمان آشنایی طرفمو در جریان این مسائل قرار میدم . منو خواهرام تلاش زیادی کردیم که توی این خانواده بتونیم خودمونو بالا بکشیم و از بقیه جانمونیم . اما هیچوقت طرف مقابل این قضیه رو در نظر نمیگیره . اول میاد خونه نگاه میندازه ببینه مبل ، پرده ، فرش …. این قضیه عذابم میده . هرچه باشه اونا خانوادم هستن و نمیتونم تغییرشون بدم . هیچکس به خودم دقت نمیکنه . حالا هم یه خواستگار دارم که لیسانسه و روستا زندگی میکنه و اوضاع مالیشم خوبه. رفتارشم خوبه و میدونم این شرایط براش مهم نیس . حتی پزشکم گفت امکان داره به دلیل هورمون بچه دار نشم . به اون گفتم ، قبول کرد و گفت اصلا مشکلی نیست .اما خب حس میکنم لیاقتم خیلی بیشتر از اونه . الان شاغلم . دکتر بنظرتون ازدواج کنم یا درسمو ادامه بدم و خودم زندگیمو بسازم… خیلی نگرانم و مضطرب . اصلا نمیتونم باور کنم .این مشکل خواهرام هم هست. میدونم سوالم پیچیدس اما ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

    • دکتر شمشیری تیر ۲۶, ۱۳۹۲ at ۱:۱۷ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…..جای تبریک داره که شما علی رغم سنتی بودن خانواده و مشکلات فراوان فکری و سلیقه ای، توانسته اید پیشرفت کنید و تحصیلات دانشگاهی و شغل داشته باشید. اولا شما هنوز خیلی جوانید و با افزایش سطح تحصیلات و بهبود وضعیت مالی و پختگی شخصیتی در سنین بالاتر، احتمال داشتن انتخاب های زیادی خواهید داشت. پس اولا عجله نکنید شما خیلی جوان هستید و فرصت شکوفایی دارید دوما نباید به والدین خود با این نگاه ابراز عقیده کنید آنها مربوط به یک نسل عقب تر از شما هستند و آموخته ها و تجارب و ارزش های اونها با شما فرق میکند فقط همین و این عیب نیست بلکه پروسه طبیعیه زندگی است مخصوصا والدین نسل قبل اگر تحصیلات دانشگاهی نداشته باشند بیشتر سنتی تر و رفتارشون تابع آموزه های محیطی است نه اجتماعی و شاید در نگاه اول رفتار آنها به اصطلاح کلاس پایین به نظر بیاید ولی خیلی وقتها سرشار از سادگی وصداقت و صرافت طبع است و از ریاکاریهای خیلی از افراد به اصطلاح کلاس بالا به دور هستند. در ضمن شما باید سعی کنید کم کم به آنها آموزش بعضی قواعد دنیای اجتماعی امروز را بدید اول مقاومت میکنند ولی اگر با اخلاق خوب و منطق و پشتکار ادامه بدهید میتوانید تفاوت های خوبی ایجاد کنید. اینکه اگه خواستگاری بیاد و همه چی شما رو قبول کنه که ملاک خوب بودن نیست به نظر من چون اون فرد روستایی است احتمالا خانواده سنتی تر از شما هم داشته باشد و پذیرش شماهم راحتتر باشه چون به اصطلاح خانواده اش رو توی سرش نمیکوبید. فعلا از فکر ازدواج بیرون بیایید ولی چشم و گوشتون رو برای افراد مناسبی که به شما نزدیک میشوند باز نگه دارید ولی مواظب باشید فریب نخورید چون مردها برای داشتن سکس، عین آب خوردن دورغ های عاطفی مثل دوست دارم و تو همه چیه منی و..میگویند. ادامه تحصیل بدهید و بدانید هیچکس بی عیب نیست. شما ممکن است که خانواده متناسب با کلاس خودتان را نداشته باشید ولی به نظر میرسه زنی خودساخته، مبارز و علاقمند تعالی هستید بسیاری از مردان فهمیده واقعی، دنبال همین معیارها در یک زن هستند. پس صبور باشید. هنوز برای ازدواج خیلی فرصت هست…با احترام

  15. مهری تیر ۲۶, ۱۳۹۲ at ۲:۰۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام . ممنون از پاسخ کاملتون … کاملا توجیه شدم و جواب سوالمو گرفتم . پس فعلا ازدواج نمیکنم و ادامه تحصیل میدم . شاید مشکل من اینه که خودمو دست کم میگیرم .و اینکه بایدسعی کنم رفتار خانوادمو کمی به روز کنم . گاهی با خودم میگم بهتره صبور باشم شاید خدا واسه من بهترین رو در نظر داره . متشکرم از لطفتون دکتر .

    • دکتر شمشیری تیر ۲۶, ۱۳۹۲ at ۲:۱۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام….کاملا درسته..به امید روزهای خوب و توام با درک انسانی و همدلی..با احترام

  16. peyman تیر ۲۹, ۱۳۹۲ at ۹:۴۱ ب.ظ - پاسخ

    با سلام…مشکل من عدم داشتن دو بیضه میباشد یکی از بیضه هامو از دست دادم واسه ازدواج لازم هست که این نقص عضو رو مطرح کنم یا نه؟اگه آره چطوری وچه موقع؟البته یه بروتز هم بجای اون گذاشتم آخه یه چیز معمولی نیست خیلی منو اذیت میکنه وقبول کنید مطرح کردنش رو وریسک میخواد.ممنونم جناب دکتر

    • دکتر شمشیری تیر ۳۰, ۱۳۹۲ at ۵:۲۳ ق.ظ - پاسخ

      با سلام…خوب این نقص عضو مهم است. اولا آیا شما از لحاظ جنسی مشکلی ندارید یعنی میتوانید نعوظ کامل داشته باشید یا میل جنسی شما کم نشده است؟ دوما از لحاظ بچه دار شدن در آینده برای شما مشکلی ایجاد نمیکند( باید حتما زیر نظر پزشک مایع منی شما آزمایش و مشخصات آن و اسپرم های مردانه معلوم شود) سوما آیا در زیبایی اندامی آن ناحیه مشکلی ایجاد نمیکند چهارما علت برداشتن بیضه چه بوده است؟ بیماری مزمن، خطر سرطان ، ضربه و تصادف و….اینها سوالات بسیار مهمی هستند که شما باید با یک مشاور حرفه ای در میان بگذارید و مشورت بگیرید. با احترام

  17. peyman تیر ۳۰, ۱۳۹۲ at ۱۰:۴۳ ق.ظ - پاسخ

    با سلام وتشکر از شما دکتر جان:من از نظر جنسی و بچه دار شدن مشکلی ندارم چون تحت نظر دکترم هستم همچنین از نظر میل جنسی و نعوظ.نمیدونم دیگران چطور هستند اگه لطف کنید که بتونم تشخیص بدم ممنون میشم؟.مادر زادی ورم بیضه داشتم که مجبوربه بیرون اوردن آن میشوند.سوال سوم و متوجه نشدم اگه لطفا توضیح بدید.حالا با این تفاسیر چه بیشنهادی واسه ازدواج میدید؟

    • دکتر شمشیری تیر ۳۰, ۱۳۹۲ at ۵:۳۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…تشخیص توانایی شما از نظر جنسی باید توسط یک روانپزشک خبره تایید شود. در ضمن سلامت باروری شما هم باید توسط پزشک تایید شود..این موضوع خیلی مهمی است و قطعا باید به طرف مقابل گفته شود فقط نباید عجله کنید و موضوع را در چند جلسه و به تدریج بیان کنید. چون اگر خانواده مقابل اطلاعات علمی خوبی در این زمینه نداشته باشند شاید مشکل ایجاد کنند. قانونا بعد ازدواج دختر میتواند به خاطر این نقص تقاضای طلاق و غرامت کند. پس بهتره به تدریج خانواده طرف رو با مشکل آشنا کرده تا تایید سلامت باروری تو را از پزشک خودت بشنوند. ولی در کل در خصوص شما و مساله شما، ازدواج سنتی زیاد کار جالبی نیست مگر دختر مقابل و خانواده اش از لحاظ شخصیتی قوی و عاقل باشند تا بهانه جویی غیرعلمی نکنند. با احترام

  18. peyman تیر ۳۰, ۱۳۹۲ at ۷:۰۵ ب.ظ - پاسخ

    ممنونم آقای دکتر.به نطر شما با توجه به اینکه این نقص عضو بصورت یه راز میباشد بازگو کردنش با خانواده دختر صحیح میباشد ؟یا اینکه اگه تنها به دختر گفته شود واز او خواسته شود که به عنوان یه راز بینمون بمونه بهتره؟تورو خدا من و راهنمایی کنید ۳۱ سالمه از ۲۴ سالگی دلم میخواسته ازدواج کنم ولی به علت این عیب ممانعت کردم چون از عواقب و آبروریزی احتمالی از فاش شدن این راز جلو خانواده دختر و دیگران ترس ونگرانی دارم؟

    • دکتر شمشیری تیر ۳۰, ۱۳۹۲ at ۷:۳۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..این راز که میگید خیلی هم مهم نیست اگر در عملکرد جنسی و باروری شما مشکل ایجاد نکند..گفتنش واجبه..اگه به دختر هم بگید احتمالا خیلی قوی به خانواده اش میگه مگه اینکه واقعا شما رو دوست داشته باشه البته باز همیشه در رنج و عذاب خواهد بود اگه شما تواناییتون کم باشه چی..در کل بستگی به فضای خانوادگی دختر داره..اگه میتونی باهاش بری مشاوره و فرد مشاور موضوع را مطرح کنه بهتره…در کل این موضوع کاملا بسته به موقعیت شما و طرف مقابل داره و نمیشه نسخه کلی داد و ابعاد گوناگونی داره.با احترام

  19. nikoo تیر ۳۱, ۱۳۹۲ at ۴:۳۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام و تشکر از مطالب اموزنده و مفیدتون 🙂
    در حال حاضر خواستگاری دارم که فامیل ِ پدرم ِ
    چه کنم دکتر جان؟! که هم حرمت پدرم رو نگه داشته باشم هم به خواستم برسم؟ شدیدا به کمک شما و راهنمائیتون نیاز دارم…. پیشاپیش ممونم 🙂

    و ممنون میشم اگه نظر من رو بصورت کامل تایید نکنید و یه جاهاییش رو که مشخصاتمون رو توضیح دادم حذف کنید چون وبسایتتون رو روی پیج فیسبوکم شیر کردم و ممکنه از اشناها کسی سر بزنه.بازم ممنون

    • دکتر شمشیری تیر ۳۱, ۱۳۹۲ at ۵:۴۷ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…ببینید این قضیه که شما تعریف کردید نیاز به بررسی عمیقتری است… نگفتید که علت دلشکستگی پدر محترم چی است؟ چرا تا حالا روابط ترمیم نشده؟ ولی این کار باید با کمک خواستگار خود شما انجام بشه…همسر آینده شما باید با ظرافت و تکنیک به پدر شما نزدیک شده و خودش را طرفدار پدر شما نشان دهد و رفتار در گذشته خانواده خود را با پدرتان را به خودش ربط ندهد و بگوید که در این زمینه تقصیری ندارد. در ضمن باید از پدر بزرگ یا مادربزرگ یا افراد پخته فامیل کمک بگیرید ولی در این مساله شما، اصلیترین کار، نزدیک شدن آهسته خود خواستگار شما به پدر بدون دخالت دادن خانواده است. ولی من توصیه میکنم در این شرایط نذارید خواستگاری بیایند بذارید اول خواستگار شما تلاش خودش را بکند و به پدر نزدیک شود. اینطوری احتمال دلجویی از پدر و رفع کدورت بیشتر میشود.. با احترام

  20. peyman تیر ۳۱, ۱۳۹۲ at ۷:۱۳ ب.ظ - پاسخ

    با سلام دکتر جان ممنونم از راهنمایی هاتون موفق و سربلند باشید.

    • دکتر شمشیری تیر ۳۱, ۱۳۹۲ at ۸:۳۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…برات بهترین ها را آرزومندم..با احترام

  21. رها مرداد ۲۶, ۱۳۹۲ at ۱:۳۶ ب.ظ - پاسخ

    با سلام. اقای دکتر من دختری ۲۴ساله با مدرک لیسانس هستم، ارشد هم قبول شده ام. روابط اجتماعی خوبی هم دارم اما در طول این مدت به دلیل فرهنگ خانواده با هیچ پسری به عنوان دوست پسر رابطه ای نداشتم، از طرفی هم به ازدواج سنتی و اینکه مادر ببینه و بپسنده و بعد پسرشو بفرسته خواستگاری علاقه ای ندارم و بخاطر همین چند خواستگار که این شرایط را داشتن رد کردم. به نظر شما کار درستی انجام میدم؟!

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۷, ۱۳۹۲ at ۵:۲۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…در کل کار درستی انجام میدهید..برای شناخت مردان حتما لازم نیست با کسی دوست شوید ولی چون با این روش شما شاید در خصوص مردان شناخت خوبی پیدا نکنید سعی کنید زمان نامزدی را هم طولانی کنید و حتما اگه کسی را پسندیدید با مشاور خانواده هم مشورت کنید.در کل همین راه را ادامه بدهید چون شما را از بسیاری از خطرات دور میکند..موفق باشید

  22. فائزه مرداد ۲۸, ۱۳۹۲ at ۷:۱۳ ق.ظ - پاسخ

    با سلام
    آقای دکتر من با نامزدم سکس مقعدی داشتم
    الان خانواده اونا از من گواهی معاینه پزشکی قانونی میخوان
    آخرین بار هم دو هفته پیش سکس داشتیم و کلا ۳ بار بیشتر نداشتیم
    چیکار کنم من!
    با توجه به اینکه مشخص میشه این موضوع من چیکار کنم
    تو رو خدا کمکم کنید تو بدترین شرایط روحی هستم

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۹, ۱۳۹۲ at ۱۱:۵۰ ق.ظ - پاسخ

      با سلام…سکس مقعدی مشخص نمیشه مگر اینکه خیلی زیاد و طولانی انجام بشه و باعث تغییر شکل سوراخ مقعد بشه..معاینه پزشکی برای پرده بکارت است و در سکس مقعدی آسیب نمیبینه..نگران نباشید..با احترام

  23. میترا مرداد ۲۹, ۱۳۹۲ at ۱۱:۰۴ ق.ظ - پاسخ

    دکتر سلام . ده ساله که ازدواج کردم .همسرم خیلی خودخواهه .همه چیو واسه خودش میخواد . اوضاع مالیمونم خوبه اما خب بدون فکر برای زندگی خودمون و آینده بچه هاش به همه پول قرض میده . بدون هماهنگی مهمون دعوت میکنه . همه لباس و وسایل من باید به سلیقه اون خریده بشه .همیشه باید اون تصمیم بگیره . البته همه خانواده ام فک میکنن ما خوشبختیم . چون همسرم واسه فامیلا خرج میکنه اما واسه منو بچه هام نه . جلو جمع همیشه دعوام میکنه . البته با این که کلیه هاشو از دست داده و مدام داره دیالیز میشه ، یه ذره به فکر زندگیش نیست. همش کتکم میزنه . زود عصبی میشه . بخاطر بچه هام دارم باهاش زندگی میکنم . هرچه مهربانی میکنم اصلا خوب نمیشه . دکتر ممنون میشم اگه بگید چیکار کنم؟

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۹, ۱۳۹۲ at ۱۱:۴۸ ق.ظ - پاسخ

      با سلام…تشخیص افسردگی در ایشان کاملا مشهوده..حتما با یک روانپزشک یا روانشناس حاذق مشورت کنید چون ایشان نیاز به درمان دارند..البته از لحاظ تیپولوژی شخصیتی هم مسایلی داره بنابراین واقعا نمیشه در اینجا زیاد شما را راهنمایی کنم.بااحترام

  24. فائزه مرداد ۳۰, ۱۳۹۲ at ۵:۲۷ ق.ظ - پاسخ

    ممنون از جوابتون
    آقای دکتر من تو برخی از سایتهای دیگه دیدم که نوشته بعد از مدت طولانی قابل تشخیص نیست
    ولی اگه مدت کمی بگذره از این امر قابل تشخیصه،همین علت منو نگران کرده

    • دکتر شمشیری شهریور ۱, ۱۳۹۲ at ۷:۰۹ ق.ظ - پاسخ

      باسلام…نه قابل تشخیص است نه قابل اثبات..بجز در موارد طولانی و مزمن که خیلی این کار انجام شود یا در مواردی که اسفنکتر مقعد آسیب ببیند. مثلا به دلیل سکس مقعدی دیواره مقعد آسیب و خونریزی داشته باشد و تا چند روز هم دیده شود ولی به هیچ وجه قابل اثبات برای اینکه سکس مقعدس اینکار رو کرده نیست چون حتی یک یبوست مزمن یا حاد هم میتونه برای ساختار مقعد مشکل ایجاد کند و باعث خونریزی جداره و مشکلات ساختمانی ناحیه شود…با احترام

  25. فائزه شهریور ۳, ۱۳۹۲ at ۵:۱۳ ق.ظ - پاسخ

    ممنون آقای دکتر
    خیلی بهم آرامش دادید

    • دکتر شمشیری شهریور ۳, ۱۳۹۲ at ۶:۳۰ ق.ظ - پاسخ

      با سلام..خواهش میکنم..لطفا سایت رو بین دوستان و آشنایان تبلیغ کنید..با احترام

  26. رضا شهریور ۶, ۱۳۹۲ at ۸:۱۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام و خسته نباشید
    جوونی هستم ۲۶ ساله، مدتی است که با خانمی آشنا شدم که هم سن هستیم و یک جورایی مثل خودمه و دوستش دارم و حدود ۲ ماه که باهم دوستیم ولی قبلا نامزد داشته ولی به علت نداشتن تفاهم بعد از حدود ۲ سال از هم جدا شدن که یک سال آخرو کلا جدا بودن..
    دلم می خواد این رابطه ادامه داشته باشه و به ازدواج برسه. ولی نمی دونم اطرافیانمو چطوری راضی کنم
    خواهش می کنم راهنمایی کنید
    باتشکر

    • دکتر شمشیری شهریور ۸, ۱۳۹۲ at ۳:۳۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…راستش اینجوری با این اطلاغات نمیشه نظر داد. لطفا به مرکز مشاوره مراجعه کنید. با احترام

  27. نيما شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ at ۶:۳۹ ب.ظ - پاسخ

    من ٣۵ سالمه ٨ ساله ازدواج کردم خیلی دوست دارم سکس همسرم را با یک مرد دیگر ببینم و سه نفری سکس کنیم با همسرم هم مطرح کردم اول اون هم میخواشت ولی جدیدا میگه نه و فقط با من میخواهد سکس کنه ولی دیدن لذت زنم من را تحریک میکنه اگر راضی بشه فکر میکنید روی رابطه ما اثر دارد

    • دکتر شمشیری مهر ۲, ۱۳۹۲ at ۱:۲۷ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…این حالت نوعی انحراف جنسی محسوب میشه..قطعا در فرهنگ ما بدون لحاظ حتی مسایل دینی هم، این کار به شدت اینده رابطه شما را به هم میزنه و به هیچ وجه نباید انجام بشه..لطفا به پزشک روانکاو یا سکس درمانگر مراجعه کنید. چون بنیان خانواده شما با این قضیه نابود میشه در فرهنگ و عرف کشور ما، بجز سایر اسیبهایی که این رابطه حتی میتونه به جامعه بزنه…با احترام

  28. بهار مهر ۱۷, ۱۳۹۲ at ۱۰:۱۳ ق.ظ - پاسخ

    سلام شوهرم ازمن میخوادکه ازعقب بامن نزدیکی کنه امامن بخاطرعوارضش میترسم اون میگه زنهایی که خیلی شوهراشونودوس دارن اینکارومیکنن به نظرتون چکارکنم اون میگه جلودیگه لذتی نداره باتشکر

    • دکتر شمشیری مهر ۱۸, ۱۳۹۲ at ۱۲:۵۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…البته این روش مورد تایید نیست. ولی گاها شاید نیاز بشه. ولی باید با تکنیک و با دقت کامل انجام بشه که کمترین اسیب ممکن رو منتقل کنه. با احترام

    • دکتر شمشیری فروردین ۱۱, ۱۳۹۳ at ۱۰:۱۳ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..ترجیحا تا میتونید انجام نشه..البته اگه کسی تکنیک درستش رو بلد باشه اسیب چندانی نمیزنه. با احترام

  29. پارسا مهر ۱۹, ۱۳۹۲ at ۹:۵۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من ۲۲سالمه،در گذشته ۲بار سکس داشتم،که به دو سال پیش برمیگرده،بعد از اون اتفاق به اشتباهاتم پی بردم و دیگه تکرار نکردم تا به امروز،حتی از لحاظ بلوغ فکری و شخصیتی بسیار رشد کردم (فکرمیکنم یکمی دیگه پیش برم در حد شما میشم ) ، حالا شخص مناسبی رو برای ازدواج پیدا کردم،اگر با کمال صداقت بخواد که من از گذشتم براش بگم آیا به لحاظ اثرات منفی در روحیه ی اون شخص ، نیای به گفتن حقیقت میبینید یا نه ؟
    اگه هیچ اشاره ای به اون اتفاق نکنم این مبنی بر بی صداقتی من نمیشه؟
    باتشکر از شما

    • دکتر شمشیری مهر ۲۰, ۱۳۹۲ at ۷:۰۶ ق.ظ - پاسخ

      با سلام…به هیچ وجه نیاز نیست کسی از گذشته شما باخبر باشه…تفاوت زیادی بین صداقت مخرب و صداقت سازنده است..مهم اینه که در زندگی زناشویی وفاداری و احترام و درک متقابل را تزریق کنید…مضرات آشکار کردن گذشته خیلی بیشتر از منافعش است در اکثر مواقع…بنابراین سعی کن در خصوص گذشته حرف نزنی در خصوص حال و آینده صحبت کنی . با احترام

  30. المیرا مهر ۲۸, ۱۳۹۲ at ۹:۴۲ ب.ظ - پاسخ

    با سلام
    من ۴ سال با یک پسری دوست بودم که البته ایشون از اول با نیت و پیشنهاد ازدواج جلو اومدن و تردید من ۴ سال رابطه رو کش داد , از اول ایشون برام جاذبه جنسی نداشتن دلیلشو نمی دونم هر وقت تو موقعیتش قرار گرفتم یه جوری پیچوندمش , البته من اصلا سرد نیستم . این موضوع رو جدی نگرفتم اما الان ۱ ساله نامزدیم و من بازم هیچ میلی بهش ندارم با اینکه ظاهرش هم خوبه و متاسفانه جدیدا جذب یه اقایی شدم .
    با توجه به اینکه موقعیت نامزدم از هر نظر خوبه نمی دونم بعد ۵ سال چه جوری اینو بهش بگم و اینکه می ترسم ازدواج کنیم و من نتونم باهاش رابطه بر قرار کنم .
    باید چیکار کنم ؟

    • دکتر شمشیری آبان ۱, ۱۳۹۲ at ۸:۰۳ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…کمی موضوع پیچیده است..جاذبه جنسی ایعاد جسمانی و روانشناختی دارد و احتمالا شما بجز در مسایل جنسی، در امور غیر جنسی هم چندان با ایشان سازگار نیستید. البته احتمال داره در طول زمان احساس شما برگردد ولی رفتار دوم شما یعنی حضور مرد دیگر، احتمال قوام رابطه را کمتر خواهد کرد. توصیه میکنم حتما به مراکز مشاروه معتبر رجوع کنید. با احترام

  31. ., آبان ۱, ۱۳۹۲ at ۱:۵۳ ب.ظ - پاسخ

    کوتاه بیا!عمرم به نیامدنت قد نمی دهد…

  32. الهام آذر ۲, ۱۳۹۲ at ۸:۵۴ ق.ظ - پاسخ

    دکتر سلام . ۲۲ ساله هستم . با نامادریم زندگی میکنم . خونه کوچیکی داریم . ………………………………………. . کلا تمرکزمو چند ساله کاملا از دست دادم . لطفا با حرفاتون منو آروم کنید . سپاسگذارم . اگه امکانش هست پیاممو کامل نشون ندید. بازم ممنون

    • دکتر شمشیری آذر ۲, ۱۳۹۲ at ۱:۱۰ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…عمل مذکور به شما هیچ اسیبی نخواهد زد. مطمئن باشید. انشااالله از این دوره سخت با هوشیاری رد میشوید و خواسته هاتون رو در زندگی قانونی خودتون جستجو میکنید. آواز دهل از دور خوش است. وقتی انجامش دادید میفهمید هیچ خبری نیست. با احترام

  33. سولماز آذر ۱۹, ۱۳۹۲ at ۴:۰۳ ب.ظ - پاسخ

    با سلام و خسته نباشید
    من نامزد کردم برای بکارتم رفتم دکتر گفت مدل بکارتم مشبکی میخواستم بدونم موقع گرفتن بکارتم دردش زیاده به خاطره اینکه مدلش مشبکی؟ من چون خیلی میترسم بهش اجازه ی این کارو نمیدم اگه میشه کمی توضیح بدین با تشکر

    • دکتر شمشیری آذر ۱۹, ۱۳۹۲ at ۱۰:۱۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…نسبت به بقیه کمی دردش بیشتر..ولی خیلی کم نه تفاوت زیاد.همسر شما باید خیلی به آهستگی و با نرمش اقدام به رابطه زناشویی بکنه.شما میتونید بدید پزشک زنان زایمان هم براتون بازش کنه. با احترام

  34. مرتضی دی ۲۹, ۱۳۹۲ at ۱۲:۱۲ ب.ظ - پاسخ

    با سلام اندازه آلت من ۱۲ سانته و میخواهم با دختری ازدواج کنم که قد ۱۷۵ سانتی و درشت اندام است میخواستم بدونم صلاح است باهاش ازدواج کنم؟ در آینده مشکلی برای ارضاعش وجود نخواهم داشت؟

    • دکتر شمشیری دی ۳۰, ۱۳۹۲ at ۶:۳۶ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. هیچ مشکلی برای ازدواج نخواهید داشت. رابطه زناشویی، به مهارت ارتباط زناشویی بستگی دارد نه اندازه آلت و واژن. ۹۰% نقطه تحریک زن در ۵ سانتی متر اول است. بنابراین آلت ۱۲ سانتی هم کاملا کافی است. با احترام

  35. فاطمه خ بهمن ۵, ۱۳۹۲ at ۸:۵۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام خسته نباشید.من۲۴سالمه . بایک شخص دوقطبی ازدواج کردم که از رفتاراش خسته شدم. امانمیتونم ازش جدابشم چون دوسش دارم وبعدش حامله ام. من باشوهرم باید چطوربرخوردکنم تا زندگیم ازهم نپاشه..شوهرم ۳۵سالشه. وسوال بعدم اینکه دوقطبی بودن شوهرم روی بچه اثر میذاره.باتشکر.باپ

    • دکتر شمشیری بهمن ۷, ۱۳۹۲ at ۲:۱۸ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…بله احتمال انتقال ژن دوقطبی هست…باید به روانپزشک یا روانشناس یا مراکز مشاوره برای راهنمایی مراجعه کنید. با احترام

  36. رضا اسفند ۱۳, ۱۳۹۲ at ۱۱:۵۳ ق.ظ - پاسخ

    سلام جناب
    ببخشید من ۱۸پسر ساله ای هستم و مجرد.
    راستش من از همه چیز رابطه جنسی و عشق بازی خوشم میاد ولی از عمل دخول متنفرم…!
    این دلیلش چی میتونه باشه؟؟
    چطور درمانش کنم؟؟
    در زندگی ایندم مشکل سازه؟؟

    • دکتر شمشیری اسفند ۱۴, ۱۳۹۲ at ۷:۵۳ ق.ظ - پاسخ

      با سلام…حتما باید بررسی شوید توسط روانشناس یا روانپزشک روانکاو. با احترام

  37. ahora خرداد ۵, ۱۳۹۳ at ۸:۰۰ ب.ظ - پاسخ

    سلام من۱ سالو نیمه ازدواج کردم ۱سال ونیم عقد. ولی هنوز نتونستم به خانواده همسرم و خلق و خوشون عادت کنم. ما اختلاف طبقاتی و فرهنگی وسلیقه زیادی باهم داریم.گاهی وقتا اصا درکشون نمیکنم. رفت و امدم خیلی کمه چون خونشون روستاس هر وقت میرم و میام خیلی ناراحت میشم تا مدتی ام افسردم طوری که به غلط کردن میوفتم بابت ازدواجم. ما سنتی ازدواج کردیم. بعضی وقتا خانوادمم ابراز پشیمونی میکننن ولی پیش من بروز نمیدن. انگار همه خواب بودیم بعد عقد بیدار شدیم البته چند بارم تو عقد بهر بهانه ای خواستم جدا شم ولی شوهرم اصلآ راه نداد. دیگه نمیدونم از دوست داشتنه یا بخاطر محیط زندگیشو خانوادش تو دهنا نیوفتن .من تا الانم هنوزباکرم. حتی النم فکر طلاق گاهی که اعصبانی میشم میکنم ولی واقعتآ هم از طلاق خوشم نمیاد هم جرآتشو ندارم نمیخامم خانوادم سر زبون بیوفتن. ما لریم و تعصب دار.تک دخترم هستم. رابطم با همسرم معمولیه دوسش دارم ولی نه مث یه عاشق بیشترم عادتو شاید دلسوزی. بعضی وقتا وقتی میشینم به ازدواجم و موقعیتای که از دست دادم فکر میکنم سرم درد میگیره دوس دارم یه دل سیر گریه کنم. من حتی روم نمیشه کامل به اطرافیام بگم خانواده شوهرم کجا زندگی میکنن. روستا بد نیس ولی من نمیتونم هضمش کنم.سر رفتن به اونجا و سر زدن به خانوادش همیشه بحث داریم میگم تنها برو من نمیام نمیره یا ناراحت میشه. هروقتم ازچیزی یا حرکتی از خانوادش نناراحت میشم بعش میگم اصآ نمیخاد قبول کنه که حق بامنه البته جاهایی که حق بامنه. جبهه میگیره و میگه تو خیلی خودتو بالا میگیری. بخوایم حساب کنی از هر نطر بالاترم ولی اصلآخودمو بالا نمیگیرم. حتی فکر آینده و بچه دار شدنم با این شرایط آزارم میده. هرکاری میکنم که به وضعیتی که دارم عادت کنم نمیتونم. تا میرم اونجا و میام دوباره حالم بد میشه. بنظر شما چکارکنم؟همشمیگم کاش یه فرصت دیگه برا ازدواج داشتم یا برمیگشتم به چند سال قبل.

  38. ف خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ at ۸:۰۹ ق.ظ - پاسخ

    ایا ازدواج با کسی که بیماری دو قطبی شیدایی دارد کار درستی است یا خیر؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ at ۸:۳۶ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..سوال خیلی کلی است ولی خیلی ریسک داره هم احتمال انتقال بیماری به بچه ها و هم خود بیماری و احتمال عودش و مسایل خاصش. با احترام

  39. ف خرداد ۲۹, ۱۳۹۳ at ۷:۲۶ ق.ظ - پاسخ

    ممنون از راهنمایی تون ایشون از نظر مذهبی و خانوادگی بسیار خوب هستند و مشکل اصلی اینه که خودشون از این موضوع اطلاع ندارند و متاسفانه این بیماری از خانواده مادر ایشان به ایشان به ارث رسیده است و این بیماری رو خواهرم که پزشک هستند تشخیص دادند. میتوانید در مورد مسایل خاص بیشتر توضیح بدین؟ ممنون میشم

    • دکتر شمشیری خرداد ۲۹, ۱۳۹۳ at ۷:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..حتما باید مرکز مشاوره بروید و دقیق مساله رو انالیز کنید. اینطوری در این خصوص نمیشه پاسخ مناسب همه جانب داد. با احترام

  40. نيلا تیر ۱۱, ۱۳۹۳ at ۱۱:۴۴ ق.ظ - پاسخ

    با سلام.۲ . ضمن اینکه ممنون میشم اگه سوالمو درج نکنید… با احترام

    • دکتر شمشیری تیر ۱۳, ۱۳۹۳ at ۴:۳۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..خیلی راحت و صریح بگید و ادامه ندید چون زمان باعث میشه اون فرد بیشتر درگیر عاطفی بشه. عذاب وجدان هم لازم نیست. بدترین کار ازدواج بر اساس عذاب وجدان و احساساتی شدن و غیره است. با احترام

  41. آزی تیر ۱۵, ۱۳۹۳ at ۷:۲۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر این سومین سوال منه تو سایت شما و واقعا ازتون ممنونم برای صرف این همه وقت و انرژی

    من ۹ ساله ازدواج کردم و یه بچه چهار ساله هم دارم با همسرم خدا رو شکر خوشبختیم و در کل راضی

    مدتیه که میل جنسیم کم شده که ازتون درموردش سوال کردم و شما راهنمایی فرمودید
    اوایل ازدواجمون همسرم هر چند وقت یه بار ازم می خواست راجع به رابطه جنسیمون صحبت کنم از چیزی اگه ناراضی یا خوشحالم بگم این مساله خیلی خوب بود اما الان چند سالی میشه دیگه نمیپرسه و یه جورایی احساس میکنم خود رای شده موقع سکس و به من کمتر اهمیت میده
    مثلا من خودم دستشو به جایی که می خوام هدایت میکنم ولی مقابله میکنه و من کلافه میشم با وجود اینکه خیلی خجالت میکشم ولی یه وقتایی بهش میگم که فلان کاررونکن اما بازم انجام میده مثلا تا حالا بارها بهش گفتم بعد از بوسه تو صورتم نفس عمیق نکش (با اینکه دوسش دارم اما اصلا بوسیدن بلد نیست)اما بازم اینکارو میکنه نمی دونم چطور این چیزا و بگم که دیگه انجام نده
    همسرم مرد خیلی خوبیه و تحصیلکرده و روشنفکره مطمعنم عمدی در کارش نیست نمی دونم چرا اینطوری شده

    • دکتر شمشیری تیر ۱۹, ۱۳۹۳ at ۱۲:۴۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..سکس یک مهارت است..در ضمن در طول زمان جذابیت جنسی زن برای مرد کم میشه و خیلی رفتارش غیرطبیعی نیست… باید اموزش ببینه. با احترام

  42. ahora مرداد ۱۴, ۱۳۹۳ at ۶:۵۴ ق.ظ - پاسخ

    سلام دکترجان میشه منم راهنمایی کنید. منم به نطراتتون نیاز دارم

    • دکتر شمشیری مرداد ۱۷, ۱۳۹۳ at ۹:۵۳ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..بله حتما..سوال حضرتعالی چیه؟ با احترام

  43. مرتضی شهریور ۴, ۱۳۹۳ at ۱:۴۷ ب.ظ - پاسخ

    با سلام
    بنده چندی پیش با خانمی آشنا شدم به نام سارا و با نیتی پاک و با هدف ازدواج از ایشون درخواست ارتباط کردم ولی ایشون عنوان کردن که برایشان مشکلی پیش اومده که چند ماه وقت لازم دارن بنده هم به گرفتن شماره اکتفا کردم و بعد از زمان مشخص شده که تماس گرفتم گوشی ایشون خاموش بود .
    خودم که با منزلشون نمیتونستم تماس بگیرم . خواهری هم ندارم که این کارو برام انجام میداد .(چندی پیش با دخترخانمی در فضای اینترنت ارتباطی کاملا سالم و در چارچوب اخلاقیات پیدا کردم و به ناچار از ایشان خواستم در حق بنده خواهری کنند و با منزل سارا خانم تماس بگیرن) و بنده رو از بی خبری دربیارن ایشون هم لطف کردن و این زحمتو قبول کردن و بعد از تماس گفتند که مشکل سارا حل نشده و هنوز احتیاج به زمان دارن و در این تماس قرار شده بود که بنده در مورد شخصیت و ارتباط این خانم با خودم به سارا توضیح بدم .
    همینطور ک جنابعالی مستحضر هستید اکثریت در مورد ارتباط در فضای اینترنت دید خوبی ندارن و بنده از عنوان واقعیت به ایشون واهمه دارم که مبادا در مورد بنده فکری نامناسب داشته باشن و ساختن شخصیتی خیالی هم امکان پذیر نیست چرا که حتما بعدها باید سراغ این خانوم رو از بنده میگیرن و از طرفی هم باید جوابی برای سارا خانم داشته باشم . حالا از شما درخواست راهنمایی دارم که چه جوابی بهشون بدم
    ممنون از توجه شما

    • دکتر شمشیری شهریور ۶, ۱۳۹۳ at ۱۲:۵۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام…خب کمی ناپختگی کردید که زن دیگری را در این داستان دخیل کردید. به هر حال اگر اون سارا خانم پخته و عاقل باشد این حرکت شما اوج صداقت و علاقه و نگرانی رو نشان میدهد و باید درک عمق حرکت را کند نه سطح ان را..کمی به نظر میرسد سارا خانم یا به شما علاقه ندارد یا مشکلی دارد که قابل گفتن نیست..به هر حال زمان حلال خیلی مسایل هست. با احترام

  44. مرتضی شهریور ۷, ۱۳۹۳ at ۵:۰۴ ق.ظ - پاسخ

    سلام استاد بزرگوار
    بابت دخیل کردن خانم دیگری در ای مسئله به اجبار به خاطر شرایط و موقعیتم وادار به این کار شدم
    و ساراخانم در مورد مشکلشون کاملا واضح به بنده توضیح دادند . مشکل ایشون واقعا زمانبر هست
    و بهانه ای واهی برای دست به سر کردن من نیست .
    پیشاپیش بابت حرفم پوزش میطلبم ولی استاد بنده جواب واضحی برای سوال و مشکلم از صحبتهای جنابعالی دریافت نکردم .
    خواهشمندم در خصوص جوابی که باید به ایشون بدم بنده رو راهنمایی کنید
    ممنون و سپاسگذارم

    • دکتر شمشیری شهریور ۹, ۱۳۹۳ at ۴:۴۸ ب.ظ - پاسخ

      با سلام… اگر ایشون قبول کنند که شما روی خیرخواهی رابطه از خانم دیگر کمک گرفتید خب مشکل حل میشه. اگر نه باید بذارید در طول زمان شما رو بشناسند. اگر مشکل سارا خانم قابل حل حتی با زمان است و شما فکر میکنید ارزش منتظر بودن داره خب باید منتظر بمونید هرچند شاید در طول زمان استاندارد های سارا خانم یا حتی خود شما عوض بشه و بعدا حسرت روزهای از دست رفته رو بخورید. ارتباط مجازی اصلا ارزش نداره. حداقل باید ۶ ماه با کیفیت همدیگر ور بشناسید و بررسی کنید و مرکز مشاوره هم بروید برای بررسی تناسبات همدیگر. مطمئن باشید زنها بسیار در خصوص حضور زن دیگه باهوش هستند و خودشون براحتی میفهمند رابطه شما کمک از اون خانم بوده یا چیزی دیگر. بذارید اینکار رو به عهده خود فرد و شما خود واقعیتون رو بهشون نشون بدید. مطمئن باشید مشکل خاصی ایجاد نمیکند مخصوصا اگر سارا خانم شخصیت سالم و پخته داشته باشد. با احترام

  45. nemoneh مهر ۱۵, ۱۳۹۳ at ۶:۱۲ ب.ظ - پاسخ

    بسلام و خسته نباشید . من ۳۱ ساله و مجرد هستم در ۲۸ تیرماه همینسال توسط عمه ام که از دوستان مسجد عمه ام بود برای پسرشان معرفی شدم که همان روز تماس گرفتن و همان روز به خواستگاری من که ده و نیم شب بود که مصادف با ۲۱ رمضان بودبه خواستگاری من آمدند صحبتهای کلی با پسرشان درباره اعتقادات و پوشش و خانواده و سطح تحصیلات و … به میان آمد و تقریبا به توافق کلی رسیدیم و بعد از ۴ روز برای جواب تماس گرفتن که حاضر شدم برای بیرون قرار بزارم که ایشون فقط منتظر بودن که من حرف بزنم که من سوال می پرسیدم و ایشون جواب می دادن و جوابایی که می دادن نزدیک به عقاید من بود اما ایشون بعد از یه نیم ساعتی خودشون رو نزدیک به من کردن و گفتن که سرم درد میکنه بببین سر درد دارم یا نه که من به ایشون گفتم تو برا من نامحرمی بعد خواستیم از جوب بپریم که گفت دستت
    رو بهم بده تکرار کردم که نامحرمی نمیشه خلاصه فردای آنروز هم برای افطار به مسجد رفتیم و نماز خواندیم اما موقع سوار شدن به ماشین ایشون دستشون رو انداخت دور گردن من و من نتونستم چیزی بهشون بگم یا پسش بزنم باز دوباره برای پس فردا قرار گذاشتیم ایسری خیلی نزدیک من نشست و دوباره دستش رو دور گردن من انداخت اما من خود را کنار کشیده و به ایشون گفتم بهتره فاصله ات رو رعایت کنی اما بهم گفت تو برا من نامحرم نیستی از نظر من تمام شده است منم بهش گفتم پس بهتره دوباره با خانواده ات بیایی که گفت نه هنوز زوده و برای بار چهارم نیز بیرون رفتیم اینسری درخواست نامعقولی از من خواست و اون اینکه اندازه ی سینه ات چقدر است و اجازه بده دستم را روی سینه ات بگذارم که من دعواش کردم که حق همچین درخواستی از من نداری گفت لااقل بزار موهات رو ببینم که بازم ردش کردم وقتی به پایین نگاه کردم از روی شلوار متوجه شدم که ایشون حالت نعوذ بهش دست داده و من ترسیدم و گفتم بهتره برگردیم خونه و برگشتیم و تو ماشین ایشون بهم گفت که بهتره دو روز همدیگه رو نبینیم چون احساس می کنم بهمدیگه وایسته شدیم بعد از چند روز بهم زنگ زد اما جوابش رو ندادم و اس ام اس داد آخر سر به ایشون گفتم که تو حریم منو شکوندی و به عقاید و اعتقادات من احترام نگذاشتی آخر سر برادرم با ایشون صحبت کرد و قرار شد که دیگه تماس نگیره اما ایشون بعد چهار روز تماس گرفت و خواست منو ببینه اما به ایشون گفتم اگه می خواد منو ببینه با پدر و مادر و خانواده اش بیایید و هر چند روز یکبار ایشون درخواستشون رو از طریق تلفن یا اس ام اس ارسال می کردند و هر سری جواب رد از من میشنید تا اینکه من بهشون مهلت دادم اگه تا اون تاریخ اومدن که اومدن اگه نه با من اصلا تماس نگیرن اما دوباره باهام تماس گرفت و من جواب ندادم و به عمه ام گفتم که با مادرش صحبت کنه و با من اصلا تماس نگیرن یعد از ۱۰ روز با پدرو مادر و خواهراشون اومدن و دوباره بعد از ۱۰ روز بیرون رفتیم و صحبت مهریه و شیر بها و ادامه تحصیل و مسکن و رسم و رسومات صحبت کردیم بعد از ایشون ۲ هفته خبر نداشتم منم اصلا تماسی با ایشون نگرفتم و ایشون تماس گرفتن و قرار شد باهم بریم بیرون دستم رو گرفت هیچی بهش نگفتم گفت سرم درد می کنه گفتم بیا ماساژ بدم اما بعد از ماساژ دادن وقتی سمت من برگشت دوباره نعوذ کرده بود و درخواستهای نامعقولی از من داشت که می خواست دستش رو رو سینه ام گذاره یا منو ببوسه اما من اجازه ندادم گفت لااقل اجازه بده از پشت بغلت کنم که من گفت اصلا حرفش رو نزن گفتم می خوام برم خونه امون تا من بلند شدم ایشون از پشت منو بغل کرد که کلا زبانم قفل شد چیزی نتونستم بهشون بگم فقط آروم گفتم ولم کن اما ایشون از من آویزون شد و خودشو محکم بهم چسبوند و ولم نکرد فقط از روبرو برگشت داشت می افتاد که محکم منو چسبید و منم مجبور شدم بغلش کنم تا نیافته وقتی آروم شد دستش یخ یخ بود و اصلا منو نگاه نمیکرد ازش پرسیدم چی شده گفتم هیچی گفتم چرا سرت دستات یخه گفت از سر درد که اون موقع من فهمیدم چه اتفاقی افتاده اما دیدم بهتره به روش نیارم تا اینکه همون شب بهش اس دادم که فهمیدم اونم کلی عذر خواهی کرد بعد از چند روز پیش مشاور رفتم گفتن که بهتره تحت فشار قرارش بدی تا تکلیفت رو روشن کنه برا ایشون هم وقت مشاوره گرفتم قبول کرد که بریم اما وقتی خواستیم بریم بهم گفت زنگ بزن کنسلش کن می خوام قبلش باهمدیگه حرف بزنیم منم گفتم که دیگه باهات بیرون نمیام تا اینکه بخواهی تکلیفمون رو مشخص کنی یا اینوری یا اونوری اونم گفت آره طولانی شده اما الان میخام بیشتر با خانواده ات آشنا بشم من همه اش تو رو با مانتو و روسری دیدم منم گفتم با خانواده ات بیا خونه امون من یه دور میام چایی بدون روسری می گیرم تو هم منو می بینی خلاصه کلام اینکه من موندم با این اقا با این خصوصیات اخلاقی چیکار کنم هم مومن و نماز خونه اما در کنارش دست منو میگیره و در خواستهای نا معقول داره به نظرتون من چیکار کنم از نظر سطح اقتصادی و خانواده ها هم سطح هستیم فقط من لیسانسم و ایشون فوق دیپلم ممنون میشم راهنماییم بکنید با تشکر

    • دکتر شمشیری مهر ۱۶, ۱۳۹۳ at ۱۰:۴۴ ق.ظ - پاسخ

      با سلام… به هیچ عنوان نباید اجازه رابطه فیزیکی به ایشان دهید و تا مشخص شدن تکلیف مهریه و حق تحصیل و … کاملا حریم ها باید حفظ شود. بعد از اتمام این قضیه مساله مهمی میماند به نام هارمونی جنسی. ۵۰% طلاقها در ایران بخاطر عدم هارمونی جنسی مثل یکی گرم مزاج و دیگری سردمزاج یا یکی از بوی بدن یا فرم بدن دیگری خوشش نمیاد و غیره است که در صورت محرم شدن و منطبق بودن بر باورهای عرفی و دینی شما، کنجکاوی اندک جنسی برای مشخص شدن آن هم ضروری قبل پاسخ قطعی است. در ضمن دوران اشنایی شما اندک بوده و به نظر نمیرسه شناخت کافی از هم داشته باشید. با حفظ حریم عرفی با ایشان و اجازه عدم تماس فیزیکی با هر بهانه، با انجام مشاوره فنی برای شناخت بیشتر تلاش کنید. با احترام

  46. nemoneh مهر ۱۶, ۱۳۹۳ at ۱۲:۴۳ ب.ظ - پاسخ

    ممنون از راهنماییتون . به نظر من از این به بعد اگه خواست منو ببینه بهتره بیاد خونه امون و در کنار خانواده ام صحبتهامون رو انجام بدیم

  47. زهره مهر ۲۰, ۱۳۹۳ at ۱۰:۲۷ ب.ظ - پاسخ

    با سلام آقای دکتر سوالم رو نشون ندید

    • دکتر شمشیری مهر ۲۱, ۱۳۹۳ at ۲:۵۴ ب.ظ - پاسخ

      با سلام… البته اگر این نگاه تبعیض امیز وجود داشته باشه خب قطعا اخلاقی نیست ولی عقلانی است چراکه مال و منال والدین شوهر شما ، مال خودشان است و به هر کسی هرچقدر بخواهند بدهند ربطی به هیچ کس نداره و این معنای تبعیض نیست. به نظر من اشتغال ذهنی شما با این موضوع درست نیست و شما نمیتوانید در خصوص مال دیگران که هیچ نقشی در جمع اوری ان نداشته اید و طریقه خرج کردن آن دخالت کنید. با احترام

  48. نازنین زهرا آبان ۲۰, ۱۳۹۳ at ۶:۰۴ ب.ظ - پاسخ

    سلام
    من دختری هستم ۳۵ ساله شاغل و شغل خیلی خوبی دارم( البته از نگاه دیگران) ولی ساعت کاری بسیار زیادی دارم که به هیچ کار زندگیم نمیرسم. و اصلا هم خواستگار ندارم علی رغم داشتن خانواده خوب و سرشناس و هیچ مشکلی هم از نظر ظاهر ندارم ولی جرات ورزی پایینی دارم و با هیچ کس دیگه دلم نمیخواد ارتباط داشته باشم. چون میبینم کسی کاری برام انجام نمیده و همه فقط میخوان سوئ استفاده کنن کار خودشون حل بشه. هر چقدر میرم مشاوره میگن باید با دیگران ارتباط برقار کنی ولی من اگه میدونستم کجا ها و چگونه میشه ارتباز داشت که دیگه مشاوره نمیرفتم. خواهشا جواب منو بدین. دکتر تو رو خدا کمک کنید خسته شدم از بی کسی.

    • دکتر شمشیری آبان ۲۰, ۱۳۹۳ at ۶:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام… شما در سه مهارت زندگی یعنی مهارت جرات مندی و مهارت رابطه و مهارت حل مساله دچار مشکلاتی گویا هستید هرچند هوش هیجانی و تیپ شخصیتی شما با این مشخصاتی که دادید قابل ارزیابی فعلا نیست. البته مشاور باید فنی و حرفه ای باشد و توصیه های قابل اجرا کند نه فقط بحث های تئوری بی ارزش. لطفا به یک روانشناس حاذق مراجعه کنید و در صورت لزوم در کارگاههای ما برای مهارت های زندگی که به زودی در سایت اعلام میشه شرکت کنید هم کارگاه رایگان عمومی داریم و هم کارگاه تخصصی. با احترام

  49. محمد آذر ۲۵, ۱۳۹۳ at ۱:۲۸ ب.ظ - پاسخ

    لطفاجواب سوال من هم بدید

    • دکتر شمشیری آذر ۲۵, ۱۳۹۳ at ۹:۵۶ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. سوالی از شما نمیبینم. لطفا یکبار دیگه سوالتون رو بپرسید. با احترام

  50. محمد آذر ۲۶, ۱۳۹۳ at ۱:۰۰ ب.ظ - پاسخ

    سلام وخسته نباشد.من بادوست دخترم سکس مقعدی داشتم ۱۰باریایکم بیشتر یکی دوماه یک بار اوایل خون می امد ولی بعددیگه خون نمی امد ولی دردداشت الان یک سالی میگذره که سکس نداشتیم الان می خواد ازدواج کنه گفتن برگه سلامت میخوان هم از جلوهم از مقعدآیادر آزمایش مشخص میشه که قبلاسکس داشته؟چیکارباید کردتا خوب بشه؟باگذشت زمان خوب میشه؟

    • دکتر شمشیری آذر ۲۶, ۱۳۹۳ at ۷:۴۳ ب.ظ - پاسخ

      با سلام.. بعیده با این تعداد مشکل خاصی پیش بیاد ولی اگه یک متخصص حرفه ای باشه شاید تشخیص بده. راه خاصی نداره اگه تغییرات ساختمانی ایجاد شده باشه. ولی با این تعداد کمی بعیده تغییرات ساختمانی ایجاد شده باشه. راهی برای ترمیم نداره . با احترام

  51. بلاتکلیف بهمن ۱۲, ۱۳۹۳ at ۵:۲۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام من دختری ۲۷ ساله م.مدت چهارسال است بافردی آشنا شده ام البته میشود گفت همکار و فامیل دور است و این پسر بی نهایت من را دوست دارد.اما مشکلی سد راهمان است آن هم این است که دو داداش بزرگتراز خودش دارد و خواهر بزرگترشان هم ازدواج نکرده اند و برادرهای بزرگترش میگویند تا خواهر بزرگتر ازدواج نکند ما هم ازدواج نمیکنیم.من هم فرزن اول خانواده هستم و خواستگارهای زیادی دارم اما با توجه به اینکه این پسر تمام اخلاقیات آن برایم شناخته شده است و آن را میپسندم و دوست دارم و او هم قضیه من را با خانواده اش در میان گذاشته اما همه مخالفت کردند که خواهر بزرگتر و دو برادر بزرگتر داری امکان خاستگاری رفتن نداری.در ضمن پدر این خانواده فوت کرده است.لطفا راهنمایی کنید بنده باید چکاری بکنم تا بتوانم زندگی خود را شروع کنم و این مشکلات حل شود.

    • دکتر شمشیری بهمن ۱۲, ۱۳۹۳ at ۷:۴۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. فعلا بهترین کار ادامه رابطه عاطفی انسانی با اون اقا تا زمان مهیا شدن شرایط هست مگر اینکه زمان خیلی زیادی خواهد طول بکشد که باید تصمیم کلان برای زندگی گرفت. در ضمن نقش اون اقا در این قضیه قاعدتا صفر نیست و باید اگه به شما علاقه دارد حرکتی نشان دهد. با احترام

  52. بلاتکلیف بهمن ۱۳, ۱۳۹۳ at ۶:۱۳ ب.ظ - پاسخ

    ممنونم اما آقای دکتر من سنم داره میگذره از آشناییمون ۴سال گذشته حتی از این بیشتر بگذره؟ البته فقط مادره این آقا اومدن پارسال باهام صحبت کردن اما برادرهای بزرگتر اجازه ندادن تا مرحله خاستگاری برسه و نظظرشون این بوده بایئ صبر کنی تا بقیه ازواج کنن بعدا…تو رو خدا یه راه حل کارساز نشونم بدین…ازتون خیلی ممنونم

    • دکتر شمشیری بهمن ۱۵, ۱۳۹۳ at ۱۱:۰۸ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. باید ببینی ارزش ایستادن براش هست یا نه.. تصمیم کلان یعنی این. فعلا حداکثر یکسال دیگه براش صبر کنید و نه بیشتر. با احترام

  53. mona بهمن ۱۶, ۱۳۹۳ at ۳:۳۳ ب.ظ - پاسخ

    باسلام من ۲۱ سالمه وچند سال پیش پدرم با زنی بزرگتر از مادرم صیغه کرد که بعد از مدتی که مادرم متوجه شد صیغه رو فسخ کردن و الان چند سال میگذره اما من احساس میکنم تمام مردا خائن هستن و به هیچکس اعتماد صددرصد ندارم حتی فکر میکنم پدرم هنوز زن دوم دارد… یک سال ونیم پیش با پسری اشنا شدم و ایشون بعد از حدود یک ماه و نیم کم کم به من ابراز علاقه کرد و خواست که ازدواج کنیم…اخلاقش خیلی خوبه و هرگز از من درخواست های جنسی نداشته خیلی ابراز عشق میکنه و من هم به ایشون علاقه دارم خانوادش از این موضوع اطلاع دارن اما من مشکلم اینه که خیلی شکاکم مدام کوشی و ایمیلشو چک میکنم و سر هرچیز کو چکی بهش میگم دیگه نمیخوام ادامه بدم و اون مدام التماس میکنه که تنهاش نذارم و اگه برم خودشو میکشه و از این حرفها….این ذهنیت شکاکی من از زمانی شروع شد که توی فیسبوک به دوست خواهرش مشورت داده بود و اون رو عزیزم خطاب کرده بود و چند تا شماره ی دختر توی مخاطبان گوشیش بود که گفت مزاحم و همکلاسی هستن و اگه خواستی همین الان زنگ بزن بهشون…اون پسر الان رفته سربازی اما من ایمیلشو چک کردم و یک پیام از دوست دختر قبلیش که مربوط به یکسال قبل از من هست دیدم و متن خاصی نبود و فقط دو جمله گفتگوی روزانه بود اما من خیلی عصبانی ام و احساس میکنم بهم خیانت شده با اینکه خودم قبل از ایشون دوست پسر داشتم …ضمنا چندبار هم در مسائل جزئی به من دروغ گفته مثلا بعضی کارهاشو کثل جستجوی عکسای سکسی انداخت گردن دوستانش در حالیکه کار خودش بود…ضمنا من وسواس دارم و قرص فلووکسامین مصرف میکنم ایا ممکنه علت این شکاک بودن وسواس من باشه؟؟؟بنظر شما مشکل از من هست یا اون پسر؟؟؟من چکا کنم که مشکلم حل بشه؟؟؟ایا ازدواج ما صلاحه؟؟

    • دکتر شمشیری بهمن ۱۶, ۱۳۹۳ at ۸:۵۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام..شما خوب نیاز به روان درمانی دارید و وسواس هم بی تاثیر نیست هرچند عملکرد اون اقا هم شفاف نیست. با احترام

  54. mona بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ at ۱۱:۰۹ ق.ظ - پاسخ

    ممنون از پاسخ مفیدتون اقای دکتر بنظر شما اگر من دوره درمانم رو کامل کنم وسلامت روانم رو به دست بیارم ایا صلاحه که با ایشون ازدواج کنم؟؟؟منظورتون رو از اینکه عملکرد اون اقا شفاف نیست رو میشه واضح توضیح بدین…باتشکر

    • دکتر شمشیری بهمن ۱۹, ۱۳۹۳ at ۸:۲۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. فقط با مشاوره معلوم میشه. اون اقا گویا از واژه های عزیزم برای افراد دیگر هم استفاده کرده است کمی خب داستان مشکوکه. با احترام

  55. مهتاب بهمن ۲۶, ۱۳۹۳ at ۷:۱۰ ق.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر من دختری ۲۴ساله ام با خواستگارای ژیاد.قد بلند و ظاهری زیبا.مشکل من دقیقا از همین جا شروع میشه اقای دکتر من دارای لابیای بزرگ هستم یعنی نامتقارن بودن و بزرگی یکی از لابیای مینور و بیرون ژده از لابیای بزرگ.اقای دکتر خواهشا کمکم کنید.شما که مشکلات جنسی زیادی رو دیدید و نظر مردا رو درمورد ناحیه تناسلی همسراشون شنیدید من باید چیکار کنم.یعنی ازدواج نکردنم بهتره؟
    با تشکر از همدلی شما با ما مجردا

    • دکتر شمشیری بهمن ۲۷, ۱۳۹۳ at ۹:۳۰ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. خب شکل دستگاه تناسلی هم میتونه در کفایت جنسی موثر باشد ولی ممکن است برای یک مرد این مساله مهم نباشد و برای یکی باشد. در ضمن با جراحی ترمیمی هم تا حد زیادی قابل قبول است. فکر کنم اگر به خواستگارتون توضیح بدید و قبول کرد نیاز به ترمیم هم ندارد. با احترام

  56. مریم اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ at ۹:۵۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام
    من نامزدی دارم که قبل از حتی مطرح شدن بحث خاستگاری می دونستم قبلا با دختری قصد ازدواج داشته که نشده. بعد هم چت و ….
    و در نهایت با دختری دوست شده که من عکسشو با فضولیام تو گوشیش دیدم. عکسش بدون حجاب بود و البته لیاس تنگ.
    من دوسش دارم و الان نامزدیم
    وقتی با هم رابطه محبت آمیز داریم نمیدونم چرا اون دختر میاد به ذهنم و به خودم میگم نکنه باهاش سکس تلفنی داشته ( چون اون تو شهرکرد بوده و به گفته خودش هیچ وقت ندیدتش و ارتباطشون تلفنی بوده)
    سوالم اینه
    اولا از کجا بفهمم سکس تلفنی داشته یا نه؟
    ثانیا اگه داشته چه آسیبی به رابطه ما میزنه؟
    نکنه وقتی به من محبت می کنه یاد اونه؟
    نکنه قبلا با یاد اون خودارضایی میکرده (آحه گفته خودارضایی میکرده)
    نکنه اون دختر تو ذهنش ثابت شده ومن و با اون می سنجه
    از کجا بفهمم چنین اختلالی رو داره
    آیا اصلا می شه فهمید؟
    آیا فابله درمانه؟

    • دکتر شمشیری اسفند ۱۶, ۱۳۹۳ at ۲:۴۴ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. بله هم قابل فهمیدن و هم قابل درمان است ولی فقط با ویزیت و مشاوره تخصصی ممکن است درک این مسایل رو. با احترام

  57. saba اسفند ۲۰, ۱۳۹۳ at ۱۰:۳۹ ب.ظ - پاسخ

    چند تا سوال داشتم
    در دوران نامزدی پسر چجوری باشه یعنی گرمه چه جوری باشه یعنی سرده؟
    چرا یه پسر همه ی حرفا و قولایی که داده حین معاشقه یادش میره و خودخواه میشه؟ انگار عقلشون تعطیل میشه؟
    اگه نامزدم بخواد در زمان نامزدی با دست ارضاش کنم آیا این کارو بکنم؟ چه تاثیرات بدی داره؟ممکنه سرد بشه؟ آیا تاثیر خوبی داره؟ کلا این کارو بکنم یا نه؟
    آیا پسر ها هم مثل ما دخترا خلق و خوشون در طول ماه تغییر میکنه یا اخلاق جنسی اونا خیلی متغیر نیست؟
    Tanx

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۳, ۱۳۹۳ at ۷:۱۶ ق.ظ - پاسخ

      با سلام.. اگر صیغه محرمیت خوندید تا یه حد لایت و با حفظ باکرگی میشه کارهایی کرد وگرنه ترجیحا از رفتارهای جنسی تا قبل عقد کامل خودداری کنید. خیلی از اقایون و خانمها مهارت رابطه زناشویی ندارند. پسر ها هم میتوان ریتمیک باشند ولی چون دخترها پریود و تخمک گذاری دارند کمی فرق میکند. با احترام

  58. گلی فروردین ۱۹, ۱۳۹۴ at ۷:۵۰ ق.ظ - پاسخ

    دکتر سلام
    ۲۴ سال دارم . با یه آقایی تو سایت همسریابی آشناشدم که ۱ سال میشه تلفنی صحبت می کنیم و میدونم واقعا نیتشون ازدواجه . بهشون قول ازدواج دادم . تو یه شرکت خصوصی کار میکنن . تویه شهر دیگه و حدود ۳۲ سالشونه . از نظر اخلاقی آرام هستن. وتصمیم دارن امسال با خانواده بیان خواستگاری اما من میگم که اجازه بدید ارشد قبول شم بعد .
    حالا توی کلاسمون تو دانشگاه یکی از همکلاسیام که یه سال ازم کوچیکتره ازم خواستگاری کردن . این آقا از نظر رفتاری اخلاقی دقیقا شبیه من هستن . هیچ مورد اخلاقی در ایشون ندیدم . توی دانشگاه همه میدونن که ما مث هم فکر میکنیم تمام دیدگاه هامون مث همه … ایشون گفتن که شما باید صبر کنید من برم سربازی برگردم استخدام میشم و میام خواستگاری شما . فقط میخوام ازتون قول ازدواج بگیرم و نمیخوام منو بازی بگیرید.
    حالا میریم سراغ خودم
    یه دختر پراز انرژی و فعال که میخوام ارشد و دکترا بگیرم و به جایگاه خوبی تو جامعه برسم . دکتر میترسم کسی رو الان انتخاب کنم چند وقت دیگه دانشجو ارشد شم کسی بهتر ازم خواستگاری کنه . بخاطر همین همیشه یه عادت بد دارم میخوام تموم موقعیتهامو حفظ کنم . از طرفیم میترسم سنم بره بالا و دیگه این موقعیت ها برام پیش نیاد . اون مورد اول به تصور زندگی من از همسر آینده م نزدیک تر هستن . اما این مورد همکلاسیم که انگار یک روح در دوجسم هستیم … نمیدونم چطوری ردشون کنم ؟ با چه دلیلی ؟ من هربهونه ای بیارم اون آقا مورد اول حاضر نیست منو از دست بده . همکلاسیمم که فقط میگن تصمیم با شماست . اگه شما بخوای میشه…
    ممنون میشم راهنماییم کنید.
    با احترام

    • دکتر شمشیری فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ at ۵:۱۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. قبول شدن در رشته دکترا بسیار مطلوب است و شما هنوز بسیار جوان هستید. هر دو مورد را فعلا زیر نظر داشته باشید و بگید هیچ قولی برای ازدواج نمیدهید و فعلا در حال بررسی کیس های مختلف هستید. بدون مشاوره ازدواج اقدام نکنید. همیشه بهتر از این مورد هم پیدا میشه ولی خب نمیشه کمال گرا بود چون ممکنه اون بهتر از این ما رو پسند نکند. با احترام

  59. گلی فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ at ۶:۴۴ ب.ظ - پاسخ

    ممنون از پاسختون دکتر.خیلی محبت کردید.
    و ممنون بخاطر سایت خوبتون.

    • دکتر شمشیری فروردین ۲۲, ۱۳۹۴ at ۹:۰۴ ب.ظ - پاسخ

      موفق باشید

  60. هلنا فروردین ۲۶, ۱۳۹۴ at ۵:۵۸ ب.ظ - پاسخ

    باسلام،ممنون از سایت خوبتون،شرمنده که به علت دوری مسافت غیر حضوری سوال میپرسم،دختری ۲۳ سالم و لیسانس معماری از خانواده مرفه، با ظاهری خوب،که موقعیت واسم زیاد هست،اما من حدودا ۲ سال پیش یک نامزدی داشتم که به واسطه شناخت خانودگی بود و با شکست و تمام شدن از جانب من بود،بعد از گذرون دوران افسردگی و دوباره برگردن روال زندگی حدود ۴ ماه با پسری اشنا شدم ۶ سال بزرگتر از خودم ،من بارها اونو میدیدم ، و همیشه حس خوبی بهش داشتم ،من یه شخصیتی دارم تا دچار نشم نمیتونم کنار بیام ،میتونم اعتراف کنم الان دچار شدم ،و اینم میدونم حسم دو طرفست، اما برای ازدواج نیاز بهبود شرایط مالی طرف مقابل است که شاید تا دوسال طول بکشه از طرفی من نگرانم چون فک میکنم سظح خانوادگی ما بالا تره از نظر اقتصادی میترسم در اینده نتونم کنار بیام دوست ندارم این دفعه مثل دفعه قبل شکست بخورم ،لطفا راهنمایم کنید ممنون اقای دکتر

    • دکتر شمشیری فروردین ۲۶, ۱۳۹۴ at ۹:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام… خب تفاوت سطح مالی میتواند مشکلاتی ایجاد کند مخصوصا اگر این اقا شغل مناسب و درخور و درامد زا هم نداشته باشد. ولی اگر در سایر جنبه های شخصیتی و فکری و سلیقه ای شباهت زیاد دارید خب ارزش این را دارد که روی ایشان تمرکز کنید. ولی اگر دو سال بهبود شرایط ایشان طول میکشد اگر بعد از دو سال بهبود نیافت شما چکار خواهید کرد؟ راستش باید مرکز مشاوره بروید و جوانب مختلف امر را بسنجید. با احترام

  61. ساسان اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ at ۳:۵۰ ق.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت شما آقای دکتر شمشیری
    در ابتدا باید از اینکه سایتتون بسیار آموزنده و خوب هستش تشکر کنم
    آقای دکتر مشکل من از مشکل بیغیرتی رنج میبرم و هرکاری هم میکنم نمیتونم درمانش کنم من همش در ذهنم یک مرد و در رابطه جنسی خودم و همسرم میبینم و ارضا میشم. البته با این تخیل بسیار هم خودارضایی میکنم خواهش میکنم منو راهنمایی کنید

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ at ۱۲:۴۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. این یک حالت انحراف جنسی محسوب میشود و بعضی مردان در خیال حتی در واقعیت دچار این مساله هستند. باید روان درمانی و احیانا روانکاوی شوید تا از وضعیت سوینگ سه نفره ذهنی خارج شوید.با احترام

  62. امير خرداد ۱۱, ۱۳۹۴ at ۳:۲۶ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر.من و دختر خانمی حدود۳ سال هس که با هم رابطه عاطفی داریم وبهم علاقه مندیم.باتوجه به اینکه ماباهم نسبت فامیلی داریم و میدوونیم که به همین دلیل به احتمال زیاد خانواده هامون مخالف خواهند بود میخواستم بدونم بنظر شما چیکارباید کرد؟باید ربطمونو قطع کنیم؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۱۲, ۱۳۹۴ at ۶:۴۷ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. راستش توضیحش اندازه یک کتاب است. لطفا مرکز مشاوره رجوع نمایید. با احترام

  63. فرهنگ خرداد ۲۴, ۱۳۹۴ at ۱۱:۳۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام و خسته نباشید دکتر شمشیری
    من یک جوان ۱۸ ساله ی تنهام که خیلی دوست دارم یک همدم داشته باشم که موقع سختی ها مرا یاری کند و در همه حال کنار من باشد و بالعکس یک جورایی افسردگی خفیف هم گرفته ام
    آیا ازدواج تا یک یا دو سال دیگر زود نیست؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ at ۱۰:۵۷ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. راستش ازدواج برای شما کمی زود است. با افزایش ارتباط با خداوند و دوستان سالم و مطالعه و تفریحات سالم و هنراموزی سعی کنید این دوران را بگذرونید. با احترام

  64. زینب خرداد ۲۴, ۱۳۹۴ at ۵:۴۶ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر من ۳۲ سالمه و یک خواستگار ۳۰ ساله دارم به نظر شما معقوله با سن کمتر از خودم ازدواج کنم

    • دکتر شمشیری خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ at ۱۰:۵۰ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. سن فقط یک معیار است. همچنین سن عقلی و تقویمی تفاوت دارد…اگر سایر ملاکها مثل بلوغ ازدواح و هارمونی شخصیتی و هارمونی های دیگر مثل تحصیل و خانواده و مذهب و سلایق و ..برقرار باشد مشکلی برای ازدواج نخواهد بود. با احترام

  65. زینب خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ at ۵:۵۵ ب.ظ - پاسخ

    با تشکر و آرزوی سر بلندی شما

    • دکتر شمشیری خرداد ۳۰, ۱۳۹۴ at ۸:۱۹ ب.ظ - پاسخ

      در پناه ایزد منان

  66. بهنام تیر ۲, ۱۳۹۴ at ۷:۳۳ ب.ظ - پاسخ

    با عرض سلام و خسته نباشید
    آقای دکتر من دو سوال خدمتتون داشتم
    من پسری ۲۶ ساله هستم که در زمان تولد دچار بیضه نزول نکرده سمت بودم و در ۲ سالگی برای نزول آن عمل کردم ولی الان این بیضه نسبت به بیضه سمت چپ کوچکتر می باشد
    آیا واسه بچه دار شدن دچار مشکل میشوم؟ یک بار آزمایش اسپرم دادم ولی چون مجرد بودم خیلی سخت بود و نتونستم نمونه بدم
    و اینکه باید این قضیه را به همسر اینده گفت؟ چون قبل از ازدواج به هر دختری بگی جوابش منفی میشه
    با تشکر

    • دکتر شمشیری تیر ۳, ۱۳۹۴ at ۷:۳۴ ق.ظ - پاسخ

      با سلام.. اکثرا اندازه بیضه ها با هم نیست ونگرانی خاصی نیست اگر سونوگرافی شما نرمال باشد. برای ازدواج در اینده هم مشکل خاصی نیست بعد از نزول بیضه با عمل، بیضه کارایی خودش را دارد. اما در نهایت برای خیال راحتی باید نمونه بدهید. با احترام

  67. اميرحسين تیر ۳, ۱۳۹۴ at ۷:۰۱ ب.ظ - پاسخ

    با عرض سلام خدمت شما…راستش من از دوران کودکی علاقه به شدت زیادی به خواهرم داشتم و دارم طوری که عشق من به خواهرم تو اقواممون معروف هست و این که به هیچ وجه طاقت دوری شو ندارم شب ها به شدت عادت کردم بغلش بخوابم و نمیتونم ازش جدا باشم،فکر این که ی روزی بخواد ازدواج کنه داره دیوونم میکنه.ی بار هم با خجالت زیاد بهش گفتم کاش ک خواهر برادر نبودیم تا همیشه میتونستم به عنوان همسرم داشته باشمت،شبا ک چشمامو میبندم فکره این ک ی روزی ازم جداش میکنن دیوونم میکنه،تموم فکرو ذکرم شده خواهرم.توروخدا بگید چی کار کنم خیلی داغونم ضمنا خواهرم ٢١ ساله و خودم ٢۴ ساله هستم.واین که نمیتونم به روانشناس مراجعه کنم چون نمیتونم بهش بگم عشق من به خواهرم در حد خواهر برادری نیس در حده عشق ی مرد ب همسرشه.

    • دکتر شمشیری تیر ۱۲, ۱۳۹۴ at ۶:۰۴ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. بدون مراجعه به روانشناس کار چندانی در تایپ و توضیح نمیشه انجام داد. با احترام

  68. حدیث تیر ۴, ۱۳۹۴ at ۱۲:۲۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام خسته نباشید من. وران عقدم دارم جدا میشم رابطه ای نداشتیم واسه غوض کردن شنلسنامم رفتم پزشک قانونی نوشته پ ده حلقوی وداری کوتاه شدن لبه ساعت ۵.این میتونه ‌واسه دوشیزه بودنم مسکل ایجاد کنه؟

    • دکتر شمشیری تیر ۱۲, ۱۳۹۴ at ۵:۵۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. احتمال ساییدگی در لبه پرده دادند. هیچ رابطه جنسی واقعا نداشتید؟ با احترام

  69. یک خانم تیر ۹, ۱۳۹۴ at ۱:۲۴ ب.ظ - پاسخ

    با سلام و خسته نباشید
    من دختر ۲۱ساله ای هستم که به مدت دو سال و نیم است که با پسری که۲۲سال دارد به قصد ازدواج آشنا شده ام و حدود ۷ماه است که خودمان صیغه محرمیت خوانده ایم و ارتباط فیزیکی و حضوری تا به حال نداشته ایم و من در پاسخ به پیشنهاد دیدار حتی با فاصله از هم پاسخ منفی دادم و ایشان پذیرفتند.ما از طریق چت روم باهم آشنا شدیم اما بتدریج آشناییمان در حد دیدن عکس هم و صحبت راجب خصوصیات و ملاکهای هم بیشتر شد و ما به هم علاقه مند شدیم،ایشون هرگز کلام نامشروعی به زبون نیاوردن و همیشه با متانت با من صحبت کرده اند،ایشون ورزشکار هستند و در حال تحصیل و به تازگی قرار است که در یک اداره مشغول کار شوند،ایشون تقریبا مذهبی هستند و ما تمام خصوصیات خانوادگیمون رو به هم توضیح دادیم و مطرح کردیم،من و ایشون ۹۰-۱۰۰درصد از نظر اخلاقى-ملاکى شبیه به هم هستیم،من دانشجوی روان شناسی بالینی هستم و به تازگی قرار است شاغل شوم،ما در حال انجام نهایت تلاشمان برای رسیدن به هم و شروع خوبى هستیم اما هرچقدر فکر کردیم به نتیجه اى برای چگونه آشنا کردن خانواده هامون نرسیدیم چون خانواده هامون مخالف ازدواج از طریق چت و مدتى باهم بودن قبل از شناخت خانواده ها هستن لذا خواهشمندم مارو در این امر راهنمایى بفرمایید متأسفانه ما از دو شهر مختلف هستیم،تنها فکرى که به نظر عملی می آمد آشنایی در مسافرت بود که به دلایلی امکان آن ۵۰درصد است.ما تا یک سال آینده برای ازدواج رسمی آمادلی کامل پیدا میکنم،لطفا با درایت و علمتون مارو راهنمایی کنید و بنظرتون با مشخصاتى که گفتم ما به هم میخوریم؟(در اکثر موارد تفاهم داریم)با تشکر فراوان

    • دکتر شمشیری تیر ۱۰, ۱۳۹۴ at ۹:۴۹ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. راستش این داستان بدون مشاوره که شما به هم میخورید یا نه نمیشه نظر داد. اما باید کم کم و خیلی پلکانی خانواده های هم رو از حضور فرد مورد علاقه اگاه کنید اما روش اشنایی رو به زبان نیاورید. رفتارهای ادم ها در فضای مجازی یا حقیقی دور از هم ممکن است با زیر یک سقف تفاوتهای زیادی داشته باشد. با احترام

  70. مهشید تیر ۱۲, ۱۳۹۴ at ۱۲:۵۱ ق.ظ - پاسخ

    سلام یه سوال دارم وقتی با همسرم راحب فانتزی های سکسی میگم اون دوس داره وقتی از جلو میکنیم یه الت دیگه ای باشه درون باسنش منم ناراحت بودم حتما این منظورش مرد دیگس که بعد گفت الت خر یا اسب باشه و دوس داره..ولی الان شک دارم که الت حیوان مد نظرش بوده حتما واقعا مرد میخواد تا من از باسن اون از حلو بکنه.ولی یه بارم من گفتم دوستت باشه تو رابطمون که ناراحت شد شدید.
    بنظرتون من چیکار کنم؟خودمم از درون تحریک میشم به خواسته اش ولی فکر عملی کردنش ناراحتم میکنه.لطفا حواب بدید البته بعدا گفتند که فقط در حد فانتزی بوده و واقعا دوس نداره اونکارو بکنه..

    • دکتر شمشیری تیر ۱۲, ۱۳۹۴ at ۵:۲۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. احتمال انجراف جنسی قویا مطرح است. با احترام

  71. atefe تیر ۲۴, ۱۳۹۴ at ۱۱:۵۹ ق.ظ - پاسخ

    سلام. خسته نباشید. من دختری ۲۱ ساله هستم ۷ ماهه با پسری ۲۶ ساله دوست شدم. دوستیمون خیلی گرم و صمیمی ولی ساده هست. الان سربازه.من اصلا فکر نمیکردم واسش مهم باشه که واسم خواستگار بیاد بخاطر همین بهش گفتم یه خواستگار واسم اومده. اولش خیلی منطقی برخورد کرد و گفت هرچی خدا میخواد همون بشه ولی از فرداش دیگه جوابمو نداد. چند بار بهش زنگ زدم ولی گفت متوجه نشدم زنگ زدی ببخشید. از اون روز به بعد خیلی سکوت میکنه دیگه سراغمو نمیگیره. خیلی مغروره.لطفا راهنماییم کنید چرا اینجوری رفتار میکنه؟ یعنی ناراحت شده؟ منو میخواد یا اینجوری میخواد کات کنه؟ منم تقریبا بهش علاقه دارم باید چیکار کنم؟

    • دکتر شمشیری تیر ۲۸, ۱۳۹۴ at ۲:۵۳ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. خب وقتی مردی خودش رو شماره یک زن نمیدونه و برعکس روی اعتماد به نفس اثر میگذارد. اما برای ازدواج دوست داشتن کافی نیست باید شرایط زیاد دیگری هم باشد. با احترام

  72. اميرحسين مرداد ۲۴, ۱۳۹۴ at ۱۱:۵۰ ق.ظ - پاسخ

    با عرض سلام و خسته نباشید.راستش من چند وقته پیش درمورد مشکلم باهاتون صحبت کردم مشکلم هم این بود که علاقه به شدت زیادی به خواهرم دارم و این علاقم یک علاقه خواهر برادری نیس بهش ی علاقه ای مثل علاقه ی مرد به همسرش ،علاقه من بهش تو اقواممون معروفه اون هم منو دوس داره ولی نمیدونم علاقش خواهر برادریه یا فراتر از این حرفا،خیلی تلاش میکنم خودمو ازش جداکنم شب ها از همون دوران بچگیمون باهم میخوابیدیم تا هین الان هیچ وقت هم ازین که باهم میخوابیم احساس بدی نداره و کاملا موافقه با این کار همون طور که عرض کردم تو پیام قبلیم من ٢۴ ساله هستم و اون ٢١ ،نمیدونم با این عشقم چطور مبارزه کنم خیلی داغونم کرده یعنی عاشقانه میخوامش نمیدونم شاید خانوادم هم یعنی پدر مادرم هم بدونن این مسىله رو یا شایدم اصلا نمیدونن تا الان ک به روم نیاوردن.خیلی دوس دارم بقلش کنمو ببوسمش یا این که باهاش رابطه داشته باشم ولی خیلی جلو خودمو میگیرم و این که این عشقی که بهش دارم هوس نیس یا شایدم باشه چون دخترهای زیادی دورو برم هستن ولی هیچ کدومشون به اندازه خواهرم برام جذاب نیستن و این رو هم باید عرض کنم که به دین مذهب اعتقاد فراوانی دارم و این رو هم همه میدونن تو دوست و اشناهام ولی نمیدونم چرا این طوری شدم ایا با روانشناس مشکلمو به صورت حضوری درمیون بزارم مشکلم حل میشه؟ایا شما روانشناسی رو تو قزوین سراغ دارین؟و این که این مشکلی که من دارم رو شما بیماری تلقی میکنین؟ممنون میشم جوابمو بدید

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۵, ۱۳۹۴ at ۶:۱۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. احساس جنسی و ازدواج به خواهر نوعی اختلال تلقی میشود و حتما نیاز به درمان. در قزوین کسی رو سراغ ندارم ولی حتما روانشناس مراجعه نمایید. با احترام

  73. دکتر شمشیری مرداد ۲۵, ۱۳۹۴ at ۷:۴۴ ب.ظ - پاسخ

    با سلام. ریسکش برای اینده خیلی زیاد است. با احترام

  74. roya مرداد ۳۰, ۱۳۹۴ at ۸:۱۶ ق.ظ - پاسخ

    سلام دکتر…من حدود یک ساله با یه اقایی تو.جمع دوستان اشنا شدم….اوایل خیلی خوب بود…بعد سه ماه ک از دوستی گذشت گفت جدا شیم خانواده من موافق نیستن برای من اون زمان خیلی سخت بود بخاطر همین کلی التماس میکردم ک چرا من نمیتونم…این رابطه ادامه پیدا کرد …ولی خیلی شکاک شده بود با این ک من حتی هیچ کس تو.فکرمم نبود گیر میداد ک نباید ارایش کنی چرا موهات بیرونه حق نداری بری مهمونی خانوادت و کلی حق نداری دیگ این رابطه ادامه پیدا کرد تا چند باری ب باغشون رفتیم و معاشقه داشتیم بعد از ۸ماه ک از دوستیمون گذشت همه شبامون شده بود دعوا سر هر چیزی گیر میداد همش با هم دعوا میکردیم هی میگفت جدا شیم ولی نمیذاشت تا اینکه یه بار گفت من خستم.جدا شیم… منم گفتم منم خستم… قرار شد پیش مشاور بریم کمک بیریم جدا شیم ولی یهو.گفت من نمیام و دو روز هم ازش خبری نشد… منم دیدم اینجوریه بهش اس دادم ک خوشحالم توام ب این.نتیجه رسیدی واقعا دیگ بهت علاقه ندارم و خطم رو خاموش کردم ایشون هم یه ایمیل برای من فرستاد ک ب کل خانوادم فحش داد شما خرابیدو.نمیشه ب زور تورو جمع کردو… من با این حرفاش ازش متنفر شدم… دوماهی گذشت تا اومد التماس و غلط کردم اشتباه کردم یه فرصت دیگ میخوام ازت حتی ب پام افتاد پامو.بوسید و گفت هرچی تو بگی من تازه چشمام باز شده شرایطتو قبول میکنم و..منم کم کم خام شدم دوباره ارتباط پیدا کردیم عالی شده بود…ن گیر میداد ن بد اخلاقی… تو این مدت ارتباط جنسی هم پیدا کردیم ویک بار ک من حواسم نبود فشار شدیدی بهم وارد کرد ک پردم خون ریزی کمی در حد دو قطره داشت اما مطمینم ک پاره نشده بعد گذشت چند وقت بهم.گفت من خیلی فکر کردم خیلی دوستت دارم ولی هرچی فکر میکنم نمیتونم شرایطت رو تو.خانوادت قبول کنم من میخوام زنم مال خودم باشه و کسی نبینش… حالا فکراتو.کن…قرار شد با هم.خوب باشیم تا یه مدت ک من تصمیم بگیرم ولی اگر من تصمیم ب جدایی هم بگیرم چون ایشون تعادل نداره مطمینم نمیذاره الان گیر افتادم هم.میترسم از پردم هم میدونم با شرایطش نمیتونم زندگی کنم کلا داغونم چکار کنم ب مشاور میخوام مراجعه کنم ولی شرایط رابطه جنسیمو خحالت میکشم بگم و اصلا نمیتونم

    • دکتر شمشیری مرداد ۳۰, ۱۳۹۴ at ۶:۱۷ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. فعلا برید یه معاینه پرده شوید..اگر ناسالم باشد خب داستان پیچیده میشود..اما باید این مرد توسط یک مشاوره حرفه ای ثبات شخصیتش و هوش هیجانیش بررسی شود. ازدواج نکردن خیلی بهتر از ازدواج نادرست و بدون هارمونی است. شما هم نباید رابطه جنسی برقرار میکردید و باید مسوولیت اشتباهتون رو بپذیرید. با احترام

  75. roya مرداد ۳۰, ۱۳۹۴ at ۶:۵۶ ب.ظ - پاسخ

    ترو خدایکم بیشتر راهنماییم کنید من تو شرایط بدی هستم

    • دکتر شمشیری مرداد ۳۰, ۱۳۹۴ at ۸:۰۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. تا زمانی که وضعیت پرده شما مشخص نشود واقعا نمیشه خیلی صحبت کرد. با احترام

  76. roya شهریور ۱, ۱۳۹۴ at ۶:۰۳ ب.ظ - پاسخ

    جایی نیست ک من بتونم عکس بفرستم تا بهم وضعیت بکارتم رو بگن؟ من واقعا روم نمیشه برم دمتر زنان و.واقعا میترسم

    • دکتر شمشیری شهریور ۸, ۱۳۹۴ at ۶:۱۹ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. با عکس نمیشود. با احترام

  77. محمد رضا شهریور ۶, ۱۳۹۴ at ۱۲:۱۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام. ازدواج مردی که به خاطر اختلالات خلقی والپرات مصرف می کند, با دختری که صرع دارد اشکال دارد؟هم چنین ازدواج با بستگانی که فاویسم داشته چطور؟

    • دکتر شمشیری شهریور ۸, ۱۳۹۴ at ۵:۳۵ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. خب با توجه دقیق به احتمالات در اینده مثل عود بیماری یا انتقال ژن به بچه، باید تصمیم گرفته شود. با احترام

  78. سینا شهریور ۶, ۱۳۹۴ at ۱۲:۲۴ ب.ظ - پاسخ

    سینا شهریور ۶, ۱۳۹۴ at ۱۲:۱۵ ب.ظ – پاسخ
    دیدگاه شما در دست بررسی است.

    سلام. بنده پسری با میل غالب همجنسگرا هستم. هر وقت از هر دختری برای ازدواج خوشم می آید از من بزرگتر هستم. به بقیه دخترها هم تقریبا میلی ندارم. به روان شناس و روان پزشک هم مراجعه کرده ام ولی راه حلی نداده اند. اگر با دختری که از خودم بزرگتر است ولی جوان تر به نظر می رسد ازدواج کنم لزوما به مشکل برمی خورم؟

    • دکتر شمشیری شهریور ۸, ۱۳۹۴ at ۵:۳۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. سن به تنهایی ملاک نیست. اگر بلوغ ازدواج و هارومونی شخصیتی و موقعیتی فرهنگی تحصیلی باشد سن مشکلی ایجاد نمیکند البته تا دو سال بزرگتر بودن دختر از پسر هم قابل اغماض است. اما خب گرایش شما ممکنه رابطه رو تحت تاثیر منفی قرار دهد. با احترام

  79. آیدا شهریور ۱۰, ۱۳۹۴ at ۱۱:۴۰ ق.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر. من با یک آقائی حدود ۴ ساله که ارتباط دوستانه دارم و خانوادهامونم در جریانند و حتی چندین بارم غیر رسمی همو دیدن و از هم خیلی خوششون اومده و قرار به ازدواج داریم این آقا لیسانس و من دانشجوی دکتری هستم و یک سال از من کوچکتره. بزرگترین مشکلی که داره اینه که با همه آدمها چه خانم و آقا خیلی صمیمی برخورد میکنه اینگار سالها کسی رو که تا حالا ندیده رو میشناسه و این منو آزار میده چند بارم باهاش صحبت کرده بودم قبلا ،ولی به نتیجه نرسیدیم میگه این ذات منه نمی تونم تغییرش بدم. چند روز پیش جلوی من یه دختری بهش زنگ زد باهاش خیلی صمیمی صحبت کرد بعد که من ناراحت شدم و بهش گفتم نمی تونم تحمل کنم ضمن کلی دلداری و اینکه من تو رو دوست دارم و … بهم برگشته میگه من حدود ۷ سال قبل تو دانشگاه با این دختره آشنا شدم قصدمون ازدواج بوده ولی به دلایلی به ازدواج ختم نشده. متاسفانه باهاش سکس داشته و الا میگه اگه بهش بگم دارم ازدواج میکنم ناراحت میشه و فکر میکنه من فقط قصدم ازش سو استفاده بوده میگه من بعدها از طریق یه شخص ثالث به گوشش میرسونم دارم ازدواج میکنم ….( مادر این دختر فوت شده و همین دلیل بهم خوردن ازدواج اونها شده چون پدر دختره مخالف بوده … حالا یه جورائی احساس گناه یا ترحم نسبت به دختره داره یا شایدم علاقه…) جوابش برام قانع کننده نیست و به شدت اعتمادمو بهش از دست دادم لطفا راهنمائیم کنید کار درست چیه….
    ایا میشه به همچین مردی اعتماد کرد؟؟؟

    • دکتر شمشیری شهریور ۱۲, ۱۳۹۴ at ۱۰:۳۹ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. خب راستش کمی رفتار این مرد نیاز به بررسی دارد. بعد این همه سال با وجود شما هنوز با اون دختر ارتباط دارد. برای ازدواج فقط دوست داشتن کافی نیست. با احترام

  80. آیدا شهریور ۱۴, ۱۳۹۴ at ۸:۵۱ ق.ظ - پاسخ

    با سلام آقای دکتر ممنون از پاسختون. صلاح می دونید در دوره های ازدواج شما شرکت کنیم یا اینکه برای مشاوره ازدواج مراجعه کنیم و یا با توضیحاتم بهتره که رابطمو کم کم با این آقا خاتمه بدم؟
    چون با روحیه حساسی که دارم شاید بعد ازدواجم باهاش به مشکل بخورم شاید شدت این رفتارش بعد ازدواج بیشتر و براش کاملا عادی بشه و از طرفی منم با آگاهی از این موضوع باهاش ازدواج کردم… لطفا راهنمائی بفرمائید.

    • دکتر شمشیری شهریور ۱۹, ۱۳۹۴ at ۸:۲۸ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. لطفا پیش از هر کاری یه جلسه با مشاور مشورت نمایید. با احترام

  81. مینو مهر ۹, ۱۳۹۴ at ۱۰:۰۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام من حدود هشت ماهه نامزد کردم
    مادر بزرگم مرد و خونه خریدنمون طول کشید برای همین عقد و عروسی انقدر افتاد عقب
    من و نامزدم معاشقه داشتیم ولی از روی لباس یعنی من لباسمو در نمیارم ولی اون در میاره که به قول خودش درد نداشته باشه

    من شاید ده سال بود خودارضایی میکردم برای همین در تمام رابطه هامون انقدر تشورات خودم شکل گرفته بود که الان نامزدم در حین معاشقه هامون شاید بیست بار باشه تو این هشت ماه که ازضا شده ولی من هیچکقت ارضا نشدم
    تصمیم گرفتم خودارضایی رو بذارم کنار و تا الان موفق بودم
    قبلا نیاز که داشتم خودش رفعش میکردم ولی الان….
    تازه الان میبینم که نامزدم چقدر سرده
    مثلا هیچ وقت پشت تلفن هیچ حرف جنسی یا حتی شوخی ای نمی کنه…ازش پرسیدم گفت آخه خوشم نمیاد
    ما الان خونه خریدیم و جهاز چیندیم جالبه یه خونه خالی داریم ولی هیچکقت نمیگه بیا بریم اونجا
    یه بار خودم تحت فشار بودن ترسیدم باز خودارضایی کنم بهش گفتم بیا بریم البته باز ارضا نشدم
    مدام کار رو بهونه میکنه
    حواسش همش به کارشه
    نمیتونه مسئله کار و خونه رو جدا کنه
    امشب بهش گفتم چرا رفتارت این جوریه بدتر ناراحت شد خداحافظی کرد که بخوابه
    میگه وقتی کارم زیاده به هیچی نمیتونم فکر کنم
    به نظرتون طبیعیه؟ من باید چیکار کنم ؟

    • دکتر شمشیری مهر ۱۸, ۱۳۹۴ at ۲:۵۱ ب.ظ - پاسخ

      با سلام.مساله خیلی پیچیده است. باید حتما با ایشان به مشاوره بروید. با احترام

  82. مينا مهر ۱۳, ۱۳۹۴ at ۱۰:۴۰ ق.ظ - پاسخ

    با سلام
    آقای دکتر من ٨ ماه هست که با پسری اشنا شدم که ٣٠ سالشونه و من ٢۶
    ما از اول اشنایی هدفمون ازدواج بوده واسه همینم مادرامون در جریان هستن تا ما یه مدت بشناسیم همو ایشون بعد ٢ ماه به من گفتن که ۵ سال پیش نامزد داشتن و طلاق گرفتن
    من این موضوع رو به مادرم نگفتم
    الان بعد چندماه قراره بیان خواستگاری من من دچار تردید شدم
    پدرم خیلی سخت گیره میترسم قبول نکنه از طرفی دچار نامزد قبلش مهریه اشو اجرا گذاشته بوده ایشون میگن مهریه ١۴ تا باشه و بنطر من این تعداد خیلی کمه
    میشه لطفا راهنماییم کنین؟

    • دکتر شمشیری مهر ۱۸, ۱۳۹۴ at ۲:۲۲ ب.ظ - پاسخ

      با سلام. بستگی به خیلی شرایط دارد این قضیه. اما مساله نامزدی قبلی پسر رو باید شما غیرمستقیم در خانه مطرح کنید ببیند والدین محترم چی میگن. هرچند در نهایت باید شفاف گنید. در خصوص مهریه خودتان میدانید داستانش خیلی مفصل است. در نهایت باید با یک مشاور مشورت نمایید. با احترام

  83. رویا نیازی مهر ۱۹, ۱۳۹۴ at ۹:۴۹ ب.ظ - پاسخ

    با سالا و خسته نباشید خدمت دکتر شمشیری،اقای دکتر من زنی بیست و چهار ساله هستم ک حدود چهار سال میشه ک ازدواج کردم ی بچه هم دارم ولی جدیدی با شوهرم ب ی مشکل خیلی بزرگ برخوردیم تونم آینه ک شوهرم ب دیدن فیلم های سکوی روی آورده و با دیدن آنها تحریک میشه و نسبت ب مساله زناشویی عکس العدل نشان میده و همینطور با دیدن این فیلمها ب نزدیکی از مقعد روی آورده و علاقه زیادی بهش نشان میده هر چند من راضی ب این کار نیستم و تا حالا هم همین اجازه ای بهش ندادم، حالا اقای دکتر من از شما می خواهم راهنمایی کنید ک چطور کاری کنم ک شوهرم دیگر ب این فیلمها نگاه نکته و ب زندگی و زناشویی طبیعیات برگرداند تشکر از شما

    • دکتر شمشیری مهر ۲۴, ۱۳۹۴ at ۱۰:۳۶ ق.ظ - پاسخ

      با سلام. مقاله ای در خصوص فیلمهای پورنو در سایت نوشتم.مطالعه نمایید. با احترام

  84. مهدی آذر ۲, ۱۳۹۴ at ۸:۴۰ ق.ظ - پاسخ

    سلام دکتر جان من ۲۶ سالمه نه ماه با یک خانم آشنا شدم ایشون ۳۰ سالشه و قصدمون ازدواج مشاوره هم رفتیم خانواده من میگن سن نمیخوره بهت چگونه خانوادمو راضی کنم به این امر ؟؟ باتوجه به اینکه مشاور ها گفتن مشکلی ندارید تستم گرفتن ازمون

    • دکتر شمشیری آذر ۸, ۱۳۹۴ at ۴:۲۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام.اگه همه ابعاد ازدواج مثل بلوغ رابطه، هارمونی جنسی و هارمونی شخصیتی اکی باشد سن نمیتواند مشکل خاصی ایجاد کند. اما رضایت خانواده ها هم مهم است.بااحترام

  85. m sadegh آذر ۲۸, ۱۳۹۴ at ۶:۱۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر من با دوست دخترم خیلی رابطه داشتم این اخری ها خیلی استفراغ می کنه رفتیم پیش دکتر گفت فکر میکنه حامله اس .هنوز جواب ازمایشو ندادند .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی قبلن ها دوستم میگفت ارمقعدش خونی میاد .میشه کمکم کنید.اگه حامله باشه باید چیکار کنم.

    • دکتر شمشیری دی ۲, ۱۳۹۴ at ۹:۴۹ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اگر حامله باشد خب داستانش خیلی پیچیده میشود. توضیحش اینجا ممکن نیست چون مسایل حقوقی و قانونی و شرعی و اخلاقی دارد. با احترام

  86. ف دی ۷, ۱۳۹۴ at ۳:۱۱ ب.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت شما
    من دختری ۳۲ ساله هستم و استاد حق التدریس دانشگاه هستم. یکی از دانشجویانم که شش سال ازمن کوچکتر هست به من ابراز علاقه کردند. با توجه به شرایط فکر می کنم این ازدواج امکان پذیر نباشد اما مسیله ای که ذهن من رو در گیر کرده رفتارهای عجیب ایشون است. ایشون به شدت به من ابراز علاقه می کنند و به گفته خودشون وقتی که به من می گن دوستت دارم تمام وجودش در گیر می کنه و با تمام احساس از واژه هایی مثل دوست دارم فدات بشم قربونت برم استفاده میکند که خودم احساس می کنم که این حرفها رو واقعا از تمام وجودش بیان می کند. اما هر وقت که من می خوام در مورد ویژگی های ایشون ازشون بپرسم وارد حرفای سکسی میشن و من به شدت از رفتار ایشون متعجب میشم. برای مثال ایشون از من می خوان که خودم رو در اغوش ایشون تصور کنم و الی اخر . در ابتدا فکر کردم که ایشون نکنه اختلال مانیا داشته باشن اما فشار کلام ندارند . من با افراد دوقطبی برخورد داشتم و ایا این احتمال وجود داره که ایشون دوقطبی باشن با توجه به این که خودبزرگ بینی در حد دوقطبی ندارند. اگر میشه لطفا منو راهنمایی کنین تا اگر واقعا ایشون مشکل دارند به عنوان استادش بتونم بهش کمک کنم. ممنون میشم

    • دکتر شمشیری دی ۸, ۱۳۹۴ at ۹:۰۵ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. در کلیت اینطور ازدواجی با این تفاوت سن اشتباه است اما سن فقط یک فاکتور است و مسایل دیگر هم در ازدواج میتواند اثر منفی ان را تا حدی خنثی کند.. در نهایت بهترین کار ارجاع ایشان به مشاور و روانشناس است.با احترام

  87. ف دی ۱۲, ۱۳۹۴ at ۵:۵۶ ق.ظ - پاسخ

    با سلام از راهنمایی شما سپاس گذارم. من به ایشون پیشنهاد دادم که با مشاور صحبت کنیم . اما ایشون به شدت مخالفت کردند و به گفته خودشون چون از کوچکی کار می کردند و توی اجتماع بزرگ شدند یک مرد کامل هستند. نگرانی من در مورد اختلال برای ایشون این هست که می گن خاص هستند و احساسشون با مردای دیگه متفاوته و مدام در مورد مسایل جنسی صحبت می کنند و اصلا در مورد خصوصیات دیگه صحبت نمی کنند و یک مقدار قضاوتشون در مورد واقعیت ضعیفه اما پرخاشگر نیستند و فشار کلام هم ندارند. ایا ایشون با این ویژگی ها که فعلا من تشخیص داده ام می توانند اختلال دو قطبی داشته باشند . با سپاس فراوان

    • دکتر شمشیری دی ۲۳, ۱۳۹۴ at ۴:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. به اختلال دو قطبی شبیه نیست چندان. بدون مشاوره نباید ازدواج کنید. با احترام

  88. ترانه دی ۱۸, ۱۳۹۴ at ۱۰:۲۱ ق.ظ - پاسخ

    با سلام
    دختری ۳۴ سال هستم و حدود ۱۰ سال هست که در تهران تنها زندگی می کنم، در طول ۱۰ سال با چند پسر دوست شدم ولی در نهایت به خاطر وجود تفاوت ها که به اختلاف منجر می شد و خیلی منطقی و دوستانه از آنها جدا شدم. رابطه عاشقانه با آنها داشتم ولی هیچ موقع دخول صورت نگرفت و آنها به بکارت من صدمه وارد نکردند. الان حدود ۸ ماه هست که با پسری آشنا شدم که تا حدودی شباهت ها و سلایق یکسان است ولی باز هم اختلافات زیاد و بحث های زیادی با هم داریم، با این تفاوت که این فرد به خودش جرات داد تا بر من غلبه کرده و بکارت مرا از بین ببرد، بیشتر گلایه های او از من این است که چرا او را اولویت اول در زندگیم نکرده ام و در طول هفته همش سر کارم و یا به باشگاه و ورزش خودم می رسم ولی به دیدن او نمی روم ، در حالیکه من در افکار خود فکر می کنم که خیلی به او ارزش قائلم و بعد از کار و ورزش همه زمانم را با او می گذرانم.
    از طرفی ناراحتی های من نیز از او بیشتر به خاطر ۱- وسواس بودن او در رعایت بهداشت (مثلا وقتی سوار ماشین می شوم و یا وقتی به دیدارش در منزلش می روم ترجیح می دهد با من دست ندهد) ۲- قهر کردن های اوست که مدام باید من در آشتی پیش قدم باشم
    اخیرا باز روابط کدر شده است ولی اینبار می خواهم درست تصمیم بگیرم، دوست دارم دیگر روابطم را ادامه ندهم و یا ادامه روابط را منوط به مراجعه به یک روانشناس کنیم، تا روانشناس هر دو ما را ارزیابی کند و چنانچه صلاحدید که ما برای هم ۶۰ درصد می توانیم مفید باشیم در آن صورت رابطه ام را ادامه دهم
    خصوصیات خوب و بد او را می نویسم شما نیز نظر خود را راجب تصمیمی که می خواهم بگیرم اعلام فرمایید:
    محاسن او (پسر) :
    روحیات هنری – آرام – منطقی – مشاوره می گیرد و مشاوره می دهد – تحلیلگر-سنجش مزایا و معایب یک کار برای تصمیم گیری – جویای علم و علاقه به یادگیری
    معایب او (پسر) :
    گاهی اوقات تند خو – خود خواه در بعضی امور (مثل خرید که من باید با او برای خرید بروم ولی او با من نمی آید – من باید با او برای مشکلات کاریش فکر کنم ولی او به مشکلات من فکر نمی کند و …) – بلاتکلیف برای ازدواج – ناامید – شکم بزرگ – سیگاری – اعتماد به نفس پایین – پر استرس شدید – ظاهر ادم ها و زندگی آنها به میزان زیادی توجهش را جلب می کند – وسواس (اجازه آشپزی به من نمی دهد، اجازه درست کردن سالاد به من نمی دهد – اغلب با من دست نمی دهد وقتی از سرکار برمی گردم)- نظر می گیرد و گوش می دهد و چنانچه اتفاق بدی بیافتد می گوید تو باعث شدی – حساس در رفتار آدم ها (مدام فکر می کند آیا رفتار دیگران با او توهین آمیز بوده و یا نه)

    • دکتر شمشیری دی ۲۲, ۱۳۹۴ at ۱۱:۰۱ ق.ظ - پاسخ

      باسلام.در کل در نفاط مثبت و منفی که نوشتید تضادهایی میبینم که با هم نمیخوانند اما به نظر رابطه با این فرد کار اسانی نخواهد بود. حتما مشاوره بروید و هیچوقت اجازه ندهید رابطه فیزیکی شود. با احترام

  89. ندا دی ۲۶, ۱۳۹۴ at ۸:۴۵ ب.ظ - پاسخ

    با سلام
    من به مدت ۲٫۵ با یک آقایی آشنا بودم یعنی فقط دوست بودیم وگاهی احوالپرسی و درد و دل میکردیم اما تا حد تقریبا”زیادی ایشونو میشناختم و بعد از اون ایشون به من پیشنهاد آشنایی برای ازدواج داد که به مدت ۵ ماه طول کشید و ایشون به من گفته بود برای یک انفاق بدی که براش افتاده بوده در دوران ۲۰ سالگی قرص اعصاب میخوره که من در مورد این موضوع حساس شدم وازش خواستم منو پیش پزشکش ببره.و بعد خودم به تنهایی نزد پزشکش رفتم و بهم گفت که ایشون بیماری دوقطبی داره و من علی رغم دوست داشتن زیاد ایشون و اینکه هم خودش و خانوادش بسیار محترم بودند و شرایط هم خوب بود به خاطر نگرانیم این رابطه را بهم زدن و هیچوقت نگفتم که به این علت بوده و با پزشکش حرف زدم که شخصیتش زیر سوال نره.اما الان ۵ ماه که میگذره و این آقا هنوزم باورش نشده و عاجزانه از من فرصت میخواد که یه بار دیگه بهونه هایی که براش آوردمو برطرف کنه و من واقعا”از بس به من پیام میده و اذیت میشه و در عین حال منم اذیت میکنه عاجز شدم و گاهی میگم نکنه باید یه فرصت دیگه میدادم.اما به این نتیجه رسیدم که اصمیمم درسته.حالا از شما خواهش میکنم به من بگین چطوری باید برخورد کنم که این مسئله با خوبی و احترام حل بشه که به اونم آسیبی نرسه و منم آرامش بگیرم.
    ممنون از لطف و توجهتون

    • دکتر شمشیری دی ۲۷, ۱۳۹۴ at ۷:۵۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اول باید بدونم چه بهانه هایی برایش اوردید. با احترام

  90. ندا دی ۲۷, ۱۳۹۴ at ۸:۵۴ ب.ظ - پاسخ

    در ضمن ما تست شخصیتی هم دادیم و دوقطبی را توش نشون نداد با اینکه ایشون خبر نداشت میخوایم تست بدیم.قرار بود فقط مشاوره بریم.اما دکتر خودش گفت که دوقطبی داره و وقتی گفتم تا کی درمانش ادامه داره وتوصیتون چیه گفت درمانش فعلا” ادامه داره و وقتی من ازش خواستم مثل دخترشون به منم بگن چیکار کنم گفتن من خیلی اوصیه نمیکنم برای ازدواج با اینکه آدم خوبیه هر وقت من میبینمش و من فقط و فقط به خاطر حرف وکتر ونه هیچ مسئله دیگه ای رابطمو تمام کردم با وجود اینکه خودمم خیلی اذیت شدم و هنوزم میشم .
    باز هم ممنون میشم از لطفتون که جوابم مخفی بمونه.

    • دکتر شمشیری دی ۲۸, ۱۳۹۴ at ۳:۱۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام.کامنت قبلی رو حذف کردم که توضیح مبسوط داده بودید… در نظر داشته باشید که بیماری دوقطبی میتواند مزمن شود اما در یکسری از افراد شاید حتی بهبودی طولانی مدت و حتی تا اخر عمر هم باشد. اما خب ازدواج با این فرد ریسکش زیاد است و من هم فکر میکنم در شرایطی که شما دارید ممکن است عود بیماری و دیدن شرایط واقعی اینها، به شدت اسیب زا برای افراد غیردرمانگر در این حیطه باشد. با احترام

  91. ندا دی ۲۸, ۱۳۹۴ at ۷:۲۳ ب.ظ - پاسخ

    واقعا”ممنون از جوابتون آقای دکتر اما جسارتا”سوءال اصلی من چیز دیگری بود.من توضیحاتمو دادم که بگم چقدر موضوع جدی بود و یکباره با جواب دکتر من رابطه را بهم زدم و میدونم تصمیمم درسته.
    سوءال من این بود که شما بهم بگید چه برخوردی داشته باشم با وجود رفع بهانه های من برای قطع رابطه که این آقا از من دست بکشه و دیگه امیدی نداشته باشه.به ترتیبی که بی احترامی هم نشه بهش؟؟؟آیا صحیحه که من اصل ماجرا را بهش بگم که رفتم نزد پزشکش وآیا این موضوع تاثیر خیلی بدی نمیزاره روی آیندش با توجه به شرایطش؟؟؟؟

    • دکتر شمشیری بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ at ۷:۰۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. البته پزشک فرد نباید اسرار مراجع رو بدون اجازه مراجع به کسی بدهد. به هیج وجه نباید اسم پزشکش را بیاورید. ولی واقعا باید بروید مشاوره وخیلی دقیق تر موضوع بررسی شود. با احترام

  92. اشکان اسفند ۱, ۱۳۹۴ at ۲:۲۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر خسته نباشید
    اگر مثلا ما یک نگرانی در مورد سایز داشته باشیم ، چه زمانی بهتر است که این قضیه را با پارتنرمان مطرح کنیم ، ضمن آشنایی بهتر است یا بعد از عقد ؟
    توسط خودمان مطرح بشود بهتر است یا شخص دیگری مثل مشاور ؟
    سپاس

    • دکتر شمشیری اسفند ۳, ۱۳۹۴ at ۹:۱۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. قبل عقد و توسط مشاور. با احترام

  93. اشکان اسفند ۵, ۱۳۹۴ at ۸:۵۹ ق.ظ - پاسخ

    سلام جناب آقای دکتر
    تقریبا حدود یک سال هست که به یک دختر خانم نجیب که یکی از اقوام دور ما هستند علاقمند شدم ولی هنوز نتونستم که این قضیه رو مستقیما به ایشون بگم ولی خب یه جورایی شاید رسونده باشم بهشون وایشون هم مثل اینکه بدشون نمیاد ولی من کامل مطمئن نیستم ، علت اینکه هم هنوز نگفتم این هست که فکر میکنم هنوز شرایطش فراهم نشده ولی خب نگاه میکنم به جوونای دیگه با اینکه شرایط مساعدی ندارن ولی با این حال یه جورایی رابطه خودشون رو در حد دوستی و یا با هم بیرون رفتن دارن تا زمانیکه شرایط فراهم بشه و نامزد کنن و انشالا برن سر خونه و زندگیشون ولی من اینکار رو هم نکردم و یه جورایی شده مثل عشق یک طرفه که دمار از روزگار آدم درمیاره و کلن زندگی من تو این یکسال مختل شده و میترسم که دختر مورد علاقمو از دست بدم
    البته خودم دوست دارم قضیه رو باهاشون مطرح کنم ولی اطرافیانم میگن مبادا بگی تو که هنوز تکلیفت مشخص نیست ، کار ثابت کارمندی که هنوز پیدا نکردی. ،البته کارم آزاده ، نمیدونم خونه نداری ماشین نداری و …
    خلاصه مطلب اینکه من فکر میکنم اخه بابا جان بذارید من قضیه رو در حد آشنا شدن با ایشون مطرح کنم شاید اصلا ایشون از من خوشش نیومد یا اخلاقامون به هم نخوردحداقلش اینه که من از این بلاتکلیفی در میام ، اگر هم اوکی دادن که بالاخره تا درس ایشون هم تموم میشه در عرض یکی دوسال من خودمو اماده میکنم واسه زندگی مشترک ، آقای دکتر راستش من خیلی از ایشون و اخلاق و منشی که دارن خوشم اومده و سخته برام که از دست بره
    نظر شما چیه آقای دکتر ؟

    • دکتر شمشیری اسفند ۸, ۱۳۹۴ at ۱۱:۱۴ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. اینکه حداقل یک شغل و درامد ثابت داشته باشید که امکان موفقیت شما رو بیشتر میکند اما اگر فکر میکنید زمان زیادی طول خواهد کشید میتوانید قضیه را به صورت فرصت برای اشنایی بیشتر مطرح کنید. اگر دختری باشعور و نجیب باشد حتما فرصت به شما برای معرفی خود و زمان معقول در صورت شباهتهای فکری و شخصیتی برای تثبیت شغل و کار میدهد. با احترام

  94. اشکان اسفند ۵, ۱۳۹۴ at ۱۲:۳۱ ب.ظ - پاسخ

    آقای دکتر راستی من یک ایمیل هم برای شما فرستادم اگه لطف کنید ایمیلتون رو چک کنید و پاسخ بدید ممنون میشم.

    • دکتر شمشیری اسفند ۸, ۱۳۹۴ at ۱۱:۰۹ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. پاسخ ایمیل نداریم. با احترام

  95. علی اسفند ۶, ۱۳۹۴ at ۷:۲۶ ب.ظ - پاسخ

    با عرض سلام…بنده به دختری علاقه مند هستم که ۹ سال
    از من کوچکتر هست من ۳۰ سال و ایشون ۲۱ سال دارن
    میخواستم بپرسم این میزان تفاوت سنی در آینده تاثیری
    روی مسائل جنسی و به وجود آمدن مشکلات داره یا نع؟
    ممنون از راهنماییتون

    • دکتر شمشیری اسفند ۸, ۱۳۹۴ at ۱۱:۰۳ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. بین ۴ تا ۱۱ سال بزرگتر بودن مرد از زن قابل قبول است در کلیت. با احترام

  96. شادی اسفند ۸, ۱۳۹۴ at ۳:۲۰ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر.خسته نباشید.توروخدا راهنماییم کنید.من شوهرم به تازگی میگه خیلی دوست داره سکس سه تفره داشته باشیم.اما نه درواقعیت .دوست داره درموردش حرف بزنیم هنگام رابطه.دوست داره یه زنه دیگه هم باشه.و نظرش اینع که من از تو کاملا لذت میبرم میخوام تو چندبرابر لذت ببری از رابطه.میگه میدونم اگه باشه واسه تو خیلی خیلی لذت بخشه.اما من اصلا لذت نمیبرم.برام کاملا بی مفهومه.خیلی خیلی بی منطق هم قبول نمیکنه.میگه دوست دارم وحشی باشی.ولی بخدا بنظرم وحشی بودن به این چیزا نیست.نمیدونم چکار کنم .بخصوص مه دیگه دارم به این موضوع شک میکنم که نکنه به زنی چشم داره.چون قبلا اصلا اینطوری نبود.تازگیا اینجور شده فکرش.خیلی ادم تنوع طلب و فوق العاده حساس

    • دکتر شمشیری اسفند ۱۷, ۱۳۹۴ at ۹:۰۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. احتمال قوی دچار نوعی انحراف جنسی است. با احترام

  97. اشکان اسفند ۱۲, ۱۳۹۴ at ۶:۴۸ ق.ظ - پاسخ

    آقای دکتر سلام خسته نباشید
    شما رو به خدا ایمیلتون رو چک بفرمایید

    • دکتر شمشیری اسفند ۱۷, ۱۳۹۴ at ۸:۴۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. ایمیل پاسخ داده نمیشود. با احترام

  98. مهدی اسفند ۱۸, ۱۳۹۴ at ۵:۰۵ ق.ظ - پاسخ

    سلام جناب دکتر شمشیری
    ممنونم از زمانی که برای همه مردم قرار میدهید
    من وهمسرم ۴ ساله ازدواج کردیم ولی چون دوست وفامیل نداریم
    دوست داریم با یکی دیگه (مرد) دوست بشیم هم برای
    تفریح و..وهم برای سکس سه نفره هم من هم همسرم راضی به این کار هستیم ولی خود من یکم می ترسم در اینده به مشکل بخوریم نظر شما چیست ممنونم

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ at ۹:۵۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. این حالت سوینگ نام دارد و در نهایت بنیان خانواده را از هم میپاشاند. اصلا توصیه نمیکنم جدا از اینکه از لحاظ دینی و عرفی هم بجز مبحث روانشناختی قابل تایید نیست. با احترام

  99. علیرضا اسفند ۱۸, ۱۳۹۴ at ۴:۳۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر .ببخشید من ۲۲ سال سن دارم خیلی وقته خود ارضایی میکنم میخواستم بدونم در کل آزمایش خود ارضایی قبل از ازدواج چیه و چطور عمل میکنه؟.لطفا جواب بدید ممنون

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ at ۹:۵۱ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خودارضایی قابل تشخیص نیست. با احترام

  100. نسرین اسفند ۲۳, ۱۳۹۴ at ۳:۰۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر…ببخشید من احساس میکنم شوهرم اعتیاد داره ولی هر دفعه که باهاش حرف میزنم در این مورد میگه بریم آزمایش…میخواستم ببپرسم آیا روش هایی وجود داره که شوهرم با استفاده از اون ها بخواد نتیجه ی آزمایش رو تغییر بده مثلا مصرف کردن یا خوردن چیزی که باعث بشه که وجود مواد مخدر رو نشون نده تو بدنش…ممنون از پاسختون

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۸, ۱۳۹۴ at ۵:۲۹ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. بله راههای زیادی است. فقط تست خون انجام دهید نه تست ادرار..به اسم TLC است. با احترام

      • نسرین اسفند ۲۸, ۱۳۹۴ at ۶:۳۱ ب.ظ - پاسخ

        یعنی اقای دکتر با TLC امکان تقلب وجود نداره درسته؟
        سوال بعدیم هم اینه که ماندگاری مصرف تریاک چقدره یعنی بعد از مصرف تا چند روز تو ازمایشی که فرمودید نشون میده ؟

        • دکتر شمشیری فروردین ۲, ۱۳۹۵ at ۹:۴۵ ق.ظ - پاسخ

          باسلام. بله تی ال سی تقلب نداره… سوال دوم بستگی به مقدار مصرف تریاک و مدت مصرف دارد. اما اگر کسی دو ماه مصرف کند بعد قطع تا یک هفته و گاهی دو هفته قابل ردیابی است. اما اگر مثلا کسی تفریحی هفته ای دوبار مصرف میکند اون وقت باید برای ان با دقت بیشتری مثلا بدون اطلاع قبلی انجام داد. با احترام

  101. نیلوفر اسفند ۲۳, ۱۳۹۴ at ۱۱:۵۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام عرض شد آقای دکتر خسته نباشید.
    با اجازتون مشکلم رو خدمتتون مطرح میکنم اگر امکان داره راهنماییم بفرمایید و اگر از طریق مشاوره حضوری میشود کمک بیشتری به رابطه ما کرد عنوان بفرمایید. ممنون میشم.
    آقای دکتر با آقایی در دانشگاه آشنا شدم حدودا چهارسال. خیلی از ملاک ها و معیارهایی که واقعا برام دارای اهمیت هست رو دارند که مهمترینش برای من چشم پاک بودن و داشتن گذشته ای سالم درست مثل خودم هست.بی نهایت مهربان هست و رفتار محترمانه ای با من به عنوان یه خانوم دارد.از نظر خانوادگی هم مورد پسند بنده هست هرچند که در دو شهر متفاوت هستیم. قرار بر این بود که بعد از پایان خدمت سربازی با ایشون ازدواج کنم که البته خواست ایشون این بود که خیلی قبل تر از این حرفها خواستگاری میامدند که با مخالفت خانواده من روبه رو شد(به دلیل سربازی). آقای دکتر خیلی دوستش دارم و واقعا تصور نمیکنم هیچکس را بتوانم به عنوان همسر به غیر ایشون بپذیرم اما به تازگی یه خصوصیت اخلاقیشون خیلی مرددم کرده و اون هم حساسیت بیش از حدشون رو منه. رو حرف زدن با جنس مخالف حساسه به لبخند زدنم حساسه به حجابم و…من دختر فوق العاده اجتماعی هستم و ایشون تقریبا اروم هستند اتفاقا بنده دقیقا اروم بودنشونو دوست دارم و ایشون از شاد و پرهیجان بودن من خوششون میاد ولی همش ذکر میکنه این حالت های منو فقط برای خلوت خودش میخواد نه جلوی کسی… من خیلی خودم رو تعدیل کردم ولی واقعا دیگه ایراد گرفتنای هرلحظه اش منو به مرز جنون میکشونه دیگه تحمل انتقاداش رو ندارم ولی خیلی دوسش دارم و فکرنمیکنم بتونم کسی رو پیدا کنم که خصوصیات مدنظرم رو مثل ایشون داشته باشه و تا این حد دوستم داشته باشه. ممنون میشم راهنماییم بفرمایید آیا ما واقعا با هم تفاهم نداریم و به درد هم نمیخوریم؟ چون اخیرا تقریبا هرروز سر یه مساله و انتقادی که ایشون ازم دارند با هم بحث میکنیم و در عین حال هیچکدوم از هم نمیگذریم.و اینکه آیا میتونم با خودشون مشاوره حضوری بگیرم؟ کمکی میکنه؟

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۸, ۱۳۹۴ at ۵:۲۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خب اگر واقعا اینقدر شرایط اکی است این مساله غیرت باشد یا تعصب فرق دارد و همچنین بدگمانی باشد یا عدم اعتماد به فرد باز فرق دارد. طبیعتا گاهی یک ایراد اگر قابل تعدیل و تصحیح از هر دو طرف نباشد ممکن است کل شیرازه امور از هم بپاشد. مشاوره حضوری با من یا روانشناس حاذق توضیه میشود. با احترام

  102. رها اسفند ۲۴, ۱۳۹۴ at ۹:۳۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر ,بنده مدتی هست که با آقایی به قصد ازدواج آشنا شدم, بعد از یکماه به من گفت که دارای بیماری دوقطبی هستن و داروی کوتیاپین مصرف میکنن… از نظر اخلاقی و رفتاری کاملا معقول به نظر میرسه و خانواده خوب و تحصیلکرده ای داره, ولی من با توجه به چیزهایی که در اینترنت درباره این بیماری خوندم خیلی مردد هستم, لطفا بنده رو راهنمایی کنید

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۸, ۱۳۹۴ at ۵:۰۶ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خب اختلال دوقطبی داشتن کسی ممکن است در اینده رابطه زناشویی رو به شدت تحت تاثیر قرار بدهد. هر انتخابی منافع و مضراتی دارد. با احترام

  103. عباس فروردین ۲۸, ۱۳۹۵ at ۱۰:۰۲ ب.ظ - پاسخ

    با عرض سلام و ادب
    از محضر اقای دکتر شمشیری سوالاتی داشتم و ممنون میشم لطف کنید و به عنوان یک بزرگتر و متخصص بدون پرده پاسخ سوالم رو بدید
    اقای دکتر من ۲۲ سالمه و ۲ سال پیش با دختری آشنا شدم که ۱۴ سال سن داشت که البته اسم خودش و سنش و خیلی مسائل شخصیش رو از من پنهون کرد و شاید اون اوایل علاقه ای بهش نداشتم و اون هم همینطور و به همین دلیل بهش حق میدم ! این آشنایی تا زمان فهمیدن خانوادش با یک دوستی و یک وابستگی همراه بود که یواش یواش به علاقه تبدیل شد ولی من وقتی بهش علاقه پیدا کردم که بخاطرم چند بار جلوی خواهرش و دامادشون وایساد ! این رابطه و علاقه از سال ۹۳ شروع شد و تا الان ادامه داشته ولی ایشون توی گذشتش واقعا اشتباهات زیادی رو داشته و سنش رو هم دروغ گفته بود که چند وقت بعد از گفتن واقعیت و فهمیدن گذشتش میخواستم ولش کنم اما احساس کردم نمیتونم و بهش وابستگی یا علاقه دارم و خودمم اشتباه کم نداشتم به همین خاطر از وقتی این علاقه پیش اومده بهش فرصت جبران اشتباهات و تغییر شخصیت و رفتار های اشتباهش رو دادم و ایشون هم تا حد زیادی تونسته خودش رو تغییر بده و حتی جوری شده که حالا خیلی اشتباهات من رو درک میکنه و راهنماییم میکنه و بهم گوش زد میکنه ! اینم بگم توی این مدت بیشتر از ۳-۴ بار همدیگه رو ملاقات نکردیم و بیشتر تلفنی و با پیام از هم اطلاع داریم و شناخت پیدا کردیم و توی دوتا شهر مختلف هستیم و بخاطر همدیگه سعی کردیم بهتر بشیم و منم بیشتر به کار و زندگی پرداختم و تا الان پیشرفت نسبتا خوبی داشتم ! هیچگونه رابطه ای هم باهم نداشتیم و همیشه من رو به سمت کار و زندگی و آینده تشویق کرده و سعی کرده بابت رسیدنمون بهم دلداریم بده و بهم امید بده ! اما جدیدا حس میکنم واقعا از نظر عقلی و درک رشد زیادی کرده و شاید خواسته هام و توقعاتم دربرابرش بی معنیه و این مسئله آزارم میده ! مشکل دیگمم اینه با توجه به خیانت ها و نا پاکی های امروزی بعضی دخترها و گذشته ی ایشون احساس میکنم بهم خیانت میکنه و نهایتا جدا میشه ازم و باعث بی اعتمادیمه و نمیدونم بخاطر بدبینیه یا نه و آیا این اتفاق ممکنه بیفته ؟! سوم اینکه میخوام بخاطر شرایط ایشون و استقلال خودم و پیشرفتم به شهر ایشون نقل مکان کنم اما با توجه به عدم اعتمادم که دلیلش رو قبلا گفتم دو دل هستم ! به دوستت دارم یا عاشقتم یا جمله های این چنینی هم اعتقادی ندارم و علاقم بخاطر نشون دادن علاقش در عملش بوده و دیدم که سعی کرده بخاطرم خودش رو تغییر بده اما خب این مشکلات برام بوجود اومده و از طرفی هم نسبت بهش احساس مسئولیت میکنم ! میخواستم کمکم کنین تا اولا ببینم همچین علاقه ای به سرانجام میرسه ؟ و دوم این که چه اشتباهاتی دارم و اگر به سرانجام میتونه برسه راه حلی برای حل مشکلاتم بدین ! بی صبرانه منتظر پاسخ های تخصصی شما هستم
    با تشکر فراوان بابت همدردی و زحمات شما

    • دکتر شمشیری فروردین ۲۹, ۱۳۹۵ at ۱۰:۴۷ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. احتمال عدم تعهد به رابطه در هرکسی ممکن است اتفاق بیفتد تحت شرایط مختلف، هیچ چیز ۱۰۰% وجود در این زمینه ندارد اما اگر رابطه عاطفی انسانی جنسی زوجین خوب باشد احتمال این خطا در زنان بسیار بسیار کمتر میشود. به نظرم نقل مکان به شهر ایشون چندان عقلانی نیست چون ممکن است در نهایت چیزی مانع ازدواج شما شود و خیلی دردسرهای دیگر به خاطر این انتقال پیدا کنید تا حداقل نامزدی رسمی اینکار رو نکنید. اینکه کسی دروغ میگوید باز هم ممکن است دروغ بگوید اما باید دید دلیل این دروغ چیست؟ در کل در طول زمان زیر نظر مشاور ادامه دهید و هیچ تصمیم عجولانه ای نگیرید. با احترام

  104. رها باران اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۵ at ۹:۰۴ ق.ظ - پاسخ

    سلام دکتر میشه ارزیابی کنید راجبه گفته های من من شوهرمو خیلی خیلی دوست دارم حاضرم بخاطرش بمیرم شعار نمیدم ولی خیلی خیلیم روش تعصب دارم یعنی تمام رفتارشو با بقیه زیر زره بین قرار میدم شبا وقتی که خوابه گوشیشو چک میکنم شاید خنده دار باشه ولی همش فک میکنم اگه زن دیگه بگیره اگه دوست دختر داشته باشه اگه فقط بخاطره تحرم باهام زندگی کنه خلاصه اگه اگه اگه همشم خواب میبینم زن گرفته خواهر بزرگ ترم میگه به هر چیزی فک کنی اتفاق می افته به نظرتون چیکار کنم این حساسیتم از بین بره همشم دوست دارم اتیش زندگیمو زیاد کنم

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ at ۱۱:۵۲ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. به نظر میرسد که کمی وسواس فکری پیدا کردید و نیاز به مشاوره و حتی درمان دارویی دارید. با احترام

  105. رها باران اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۵ at ۹:۱۵ ق.ظ - پاسخ

    راستی حموم میره لباساشو حاضر میکنم از سر کار میاد ۲ تا شعم روشن میکنم کلی میوه واسش پوست میگیرم کلی شربت واسش درست میکنم کلی عذاهای خوشمزه واسش میارم دهنشو باز نکرده بهش خدمت میکنم ولی تا میگم رضاجان جیگرتو قربون یه لیوان آب برام میاری میگه کمرم درد میکنه میگم سرم درد میکنه اون قرصو بهم میدی میگه ای وای پام گرفت خلاصه سرتونو درد نیارم من بمیرم لحضهی آخر یه لیوان آب دست من نمیده چیکار کنم یه کوچولو زیادم نه بهم اهمییت بده یکم بهم توجه کنه یکم دوسم داشته باشه بخدا میگه سرم درد میکنه تا وقتی که دردش خوب نشده سرشو ماساژ میدم ولی من سرطانم بگیرم میگه یکی تو دهاتمون اینجوری بود مرد

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ at ۱۱:۵۳ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. بلاشک رفتار شما کاملا درست است اما متاسفانه بسیاری از مردان مهارت ارتباظی با یک زن را به دلایل زیاد نمیدانند یا میدانند اما اجرا نمیکنند. با احترام

  106. رها باران اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۵ at ۷:۳۱ ق.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر من ۲ ساله عروسی کردم شوهرم ۴ ساله پیش دوست دختری داشته که از هم جدا شدن بخاطره اینکه اون دختره بهش خیانت کرده هر دفع از جلوی دراون دختره رد میشیم انقد نگاش میکنه بهش میگم چیه هنوز دوسش داری میگه تو چقد بد دلی بنظرتون چرا وقتی یکی راجبه دوست دختر قبلیش حرف میزنه با اشتیاق گوش میده یا چرا از جوی درشون رد میشیم نگاش میکنه ینی هنوزم به فکرشه ؟؟؟

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ at ۱۱:۴۷ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. بهتون پاسخ داده ام. با احترام

  107. عاطفه خرداد ۷, ۱۳۹۵ at ۱:۲۷ ب.ظ - پاسخ

    با سلام
    اقای دکتر دختر ۲۴ ساله ای هستم که حدود ۸ ماه است با پسری که همکلاسی من هست رابطه دارم . ایشون از قبل برنامه رفتن به خارج از کشورشونو گفته بودن . متاسفانه من به ایشون وابستگی شدیدی پیدا کردم . ولی ایشون درصدی به ازدواج فکر نمیکنند. من خواستگارای زیادی دارم ولی به خاطر وابستگی بسیاااااااار شدیدم به ایشون نمیتونم به شخص دیگری فکر کنم . ضمن اینکه ایشون ۲۵ سالشونه وهنوز شرایط کاری هم ندارند و همین مسئله عدم استقلال مالیشونو هم دلیل عدم اقدام به ازدواج میدونن .
    لطفا راهنمایی بفرمایید

    • دکتر شمشیری خرداد ۱۵, ۱۳۹۵ at ۴:۵۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. پاسخ این سوال بدون مصاحبه با هر دو نفر به صورت مشاوره ازدواج و بررسی همه جوانب ممکن نیست. اما چشم انداز رابطه با این توصیفات ایشون کمی مبهم است. با احترام

  108. امین خرداد ۲۲, ۱۳۹۵ at ۹:۲۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر
    من میخواستم بدونم ایا در مشاوره ازدواج ۱۰۰ درصد از نظر تمایل جنسی میشه پی برد که مناسب هم هستیم یا نه ؟
    من ۳۰ ساله هستم و دوست دارم هفته ای ۴ یا ۵ بار رابطه داشته باشم شاید زیاد باشه چون رابطه نداشتم این طور فکر میکنم . در کل رابطه جنسی برام جذاب و به عنوان تفریح نگاه میکنم و دوست دارم وقتی نیاز ندارم انجام بدم و همچنین از عشق بازی لذت میبرم و دوست دارم با کسی ازدواج کنم که طبع گرمی داره . چون رابطه جنسی باعث میشه بیشتر به طرف علاقه مند شم و از این که به عشق بازی علاقه مند باشه لذت میبرم . ایا در مشاوره ازدواج اینها بیان میشه و به این نتیجه میرسیم که مناسب هم هستیم یا نه ؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۲۳, ۱۳۹۵ at ۹:۴۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اگر فردی حرفه ای باشد قریب به یقین تشخیص میدهد اما ۱۰۰% در سکسولوژی چیزی نداریم. با احترام

  109. پارسا خرداد ۲۴, ۱۳۹۵ at ۹:۲۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام
    ۱٫ ایا شما یا موسسه تون همسانگزینی ازدواج دارید که دو نفر رو بهم معرفی کنید؟

    ۲٫ ایا توصیه میکنید موسسه ای اینچنین رو؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ at ۱:۴۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خیر نداریم..اما سایتهایی که زیر نظر دولت باشند و این کار را انجام دهند بسیار عالی خواهد بود. با احترام

  110. سایه خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ at ۹:۳۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام،وقت ب خیر،خانومی هستم که از رابطه سکس مقعد بسیار لذت میبرم و دوست دارم،شوهرم هم دوست داره میخاستم ببینم اگ ما توی این رابطه زیاده روی کنیم مشکلی برای من بوجود میاد یا نه؟

    • دکتر شمشیری خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ at ۱۲:۲۱ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اگر با تکنیک و مهارت انجام شود اسیبهای ان کمتر خواهد بود با احترام

  111. مریم خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ at ۴:۲۳ ق.ظ - پاسخ

    سلام
    اقای دکتر دوست بنده در اثر رابطه ای اشتباه بکارتشو از دس داده که نیت ازدواج لوده اما الان پشیمونه و امید نداره به ازدواج سالم.چطور راهنماییش کنم.ایا این ادم میتونه با فرد مناسبی ازدواج کنه؟اگه همسرش. متوجه این امر بشه چیکار کنه

    • دکتر شمشیری تیر ۱۰, ۱۳۹۵ at ۱۰:۱۲ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. بسیاری از مردان در جامعه کنونی با زنی در این شرایط هم ازدواج میکنند نگاه مردان به گذشته زن مشابه هم نیست. مرگ مردی که به خواستگاری دختری میرود خودش تا کنون هیچ تجربه جنسی نداشته است!! اگر نداشته است اینطور کیس در کل به دردش نمیخورد اما در دنیای مدرن من بعید میدونم برای دوست شما مشکلی برای ازدواج پیش بیاید فقط کیس مناسب و فهیم باید پیدا کند. توکل به خداوند هم همیشه راه ما رابرای حل مشکلات باز میکند. با احترام

  112. مبینا خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ at ۱۱:۵۷ ق.ظ - پاسخ

    با سلام وقتتون بخیر نماز روزتون قبول
    من یه سوال داشتم!
    اقای دکتر الان تکلیف کسی که قبلا بکارتشو از دس داده در اثر اشتباهی و پشیمونه و ترمیم که میگین جرمه.اگرم بره پزشک قانونی میگن سکس داشتی ابروش میره.و عملا هیچ اینده ای نداره به عنوان یه انسان.و با کسی که توبه نکرده هیچ فرقی نداره و افسردگی و خودکشی در انتظارشه باید چیکار کنه!؟؟؟

    • دکتر شمشیری تیر ۱۰, ۱۳۹۵ at ۱۰:۰۶ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. نماز و روزهای شما هم قبول محضر خداوند متعال باشد. خیلی از مردها هستند که حاضرند با خانمی در این شرایط هم ازدواج کنند نگرانی شما در کل نباید امید شما را برای یافتن یک مرد فهیم کم کند. ایا مردی که با شما میخواهد ازدواج کند خود باکره است؟!! اگر برای همسر شما باکرگی مهم است نباید با این فرد اشنایی و ازدواج کرد. از خداوند بزرگ و رحیم ومهربان کمک بگیرید که فرد مناسب با افکار باز در مسیر راه شما قرار دهند خداوند هیچوقت بندگان خودش را تنها نمیگذارد اگر فردی با ایمان واقعی صدایش کند. با احترام

  113. آزاده تیر ۲, ۱۳۹۵ at ۱۰:۴۰ ق.ظ - پاسخ

    با عرض سلام و تشکر از شما بابت مطالب مفید سایتتون
    من دختری ٣٢ ساله و مجرد هستم.از لحاظ تحصیلی، شغلی و موقیعیت اجتماعی در شرایط خوبی هستم ولی متاسفانه احساس میکنم که اعتماد به نفس خوبی ندارم و همیشه خودمو خیلی پایین میبینم. اگه امکان داره در مورد این مشکل بنده رو راهنمایی بفرمایین

    • دکتر شمشیری تیر ۱۰, ۱۳۹۵ at ۹:۲۱ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. عنایتا مبحث هوش هیجانی را در اینترنت جستجو کنید. با احترام

  114. سهیلا تیر ۵, ۱۳۹۵ at ۷:۰۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر من دوست بسر دارم قراره باهم ازدواج کنیم یه رابطه ساده ولی با اخلاق هم کامل اشنا شدیم.اقای دکتر من موقع اشنایی گذشته کامل خودمو به دوست بسرم گفتم حتی گفتم دررابطه قبلیم یکبار سکس داشتم.دوست بسرم عقاید خاصی داره مثلا دوست داره سکس زنشو با یه مرد دیگه ببینه.البته ایشون اوایل اشنایی در مورد عقایدش صحبت کرد که بامخالفت جدی من روبرو شد .الان حدود دوسال از اون صحبتا میگذره .تاحالا بیش نیومده درمورد گذشته من گیربده یا درمورد عقایدش دوباره صحبت کنه.اقای دکتر الان که به عقدمون نزدیک میشیم خیلی نگرانم خیلی توزندگی مشترکمون مسایل گذشته من یا عقایدایشون باعث مشکلاتی نشه.اقای دکتر درمورد گذشته من خودش خیلی اسرار داشت همه چیزو بدونه تا الان که سه سال میگذره مشکلی بیش نیومده.اقای دکتر نگرانم تو زندگیمون مشکلی بیش بیاد ایشون گذشته منو به خانواده م بگه تا الان چنین رفتاری ازش ندیدم.من توزندگیم خیلی وسواسم همیشه نگرانم . اقای دکتر نگرانی من بی مورد یا نه ممکن مشکلی بیش بیاد چون زندگی مشترک خیلی سخته .خیلیم به هم علاقه داریم ایشون خانواده منو خوب میشناسه. من خانواده محترمی دارم.ممنون از راهنماییتون

    • دکتر شمشیری تیر ۱۰, ۱۳۹۵ at ۹:۰۰ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. کمی زنگ خطر و نشان از انحراف جنسی میتواند باشد. باید حتما ویزیت دقیق شوند. با احترام

  115. رضا تیر ۱۰, ۱۳۹۵ at ۱۱:۵۸ ب.ظ - پاسخ

    من پسری ۲۱ ساله هستم دانشجوی ترم ۶ مهندسی دانشگاه سراسری ای در تهران محل زندگیم که تقریبا از دوسال پیش عشق شدیدیو نسبت به هم کلاسیم که شش ماه از من کوچکتر و ایشان هم تهرانی است و فرهنگ نزدیکی با شخص بنده دارد حس میکردم…بعد گذشت مدتی کوتاه که صرفا در غالب دو همکلاسی با شخصیت و ایشون به دیدگاه یک پسر باشخصیت و خاص نسبت به بنده با هم چت میکردیم در اولین قرارمون در ترم ۳ به ایشون ابراز علاقه کردم…ایشون میدونستن غرض بنده از قرار گذاشتن چیه و اصرار داشتن که هر صحبتی دارم در غالب چت بیان کنم اما من به ایشون میگفتم که اصراری به بیرون رفتن ندارم ولی چون این علاقه دوطرفه بود ایشون پذیرفتن توی اون قرار به ایشون ابراز علاقه کردم و ایشون مطرح کردن که آیا بنده میدونم که با یکی دیگر از همکلاسیهایمان در ارتباط است؟ بنده البته این حدس را میزدم ولی خب رابطه علنی ای نداشتند… به من گفت که ارتباط آنها با هدف آشنایی ازدواج بوده و هم اکنون ارتباط آنها تمام شده است…البته ایشان پیشنهاد من برای دوستی را نپذیرفت و گفت که من قصد ازدواج دارم و دوستی وابستگی به همراه دارد…از هم خداحافظی کردیم عشق بسیار بیشتری را نسبت به قبل نسبت به ایشان احساس میکردم…پیامهای عاشقانه من شروع شدند و پس از گذشت مدتی و کلنجار رفتن با عشق خود به ایشان گفتم که میتونیم آشنا شیم و به ازدواج ختم بشه…پیشنهاد من همچنان پذیرفته نشده سر جای خود بود…با هم چت میکردیم قربان صدقه میرفتم و چیز زیادی نمیشنیدم…انگار برای ایشان آرامشی محسوب میشدم که علاقه شدیدی به من داشت…البته هنوز درگیر رابطه قبلی بود..برای آرامش بعد از دعواهایشان به من رجوع میکرد که البته من این را نمیدانستم و همه کاری میکرد که رابطه شان را متوجه نشوم البته من شکهایی میکردم که هر دفعه به نحوی برطرف میشد…شبانه روز فکر و ذهنم رسیدن به او بود و رقابت و همکلاسی دیگرمان…میل شدیدی را حس میکردم…بعد از گذشت چند ماه به دلایلی مشابه عذاب وجدان به نحوی قصد داشت به من بفهماند که رابطه شان ادامه دارد که چون توضیحات واضحی نبود من متوجه نمیشدم..باز بعد از یه مدت کوتاه به صوذت واضحتری عنوان کرد…بعد از عنوان کردن این موضوع رابطه شان ادامه داشت و همچنان مطرح نمیشد…مشکل آنها در ارتباط مذهبی بودن خانواده پسر بود و او همانطور که دست و پا شکسته رابطه اش را داشت من را نیز نمیخواست از دست بدهد…بعد از مدتی ابراز علاقه ها نسبت به بنده عنوان میشد و اعتراض نسبت به اینکه چرا از او خبری نمیگیرم….سرانجام ارتباط آنها از جانب دختر تمام شد و مرتبا قصد داشت که من را متوجه این موضوع کند … اکنون هشت ماه است که ارتباط عاشقانه ای را پشت سر میگذاریم…روزهای تلخ و شیرین زیادی را داشتیم اوایل به دلیل ارتباط قبلی ایشون و قضاوتهای اطرافیان خیلی اذیت شدم ولی اکنون به نقطه ای رسیدیم که ارتباط علنی ای در سطح دانشگاه داریم…از ابتدا مرتبا در مورد آینده صحبت کردیم..شناخت نسبتا کاملی از هم داریم بعضی از اخلاقهای ایشان را اصلا دوست ندارم…ولی پنهانسازی چند ماهه ادامه ارتباط قبلی از بنده و قرار دادن من در نوعی بلاتکلیفی از معدود نکات منفی ایشان است…به طور کلی دختر بسیار صادق و قابل اطمینانی است که با شناخت زیادی که از هم داریم جدا از عشق میتوانیم با هم کنار بیاییم…در هردو ما نکاتی هست که دیگری را آزار میدهد ولی به طور کلی رابطه خوبی داریم …ایشان بسیار من را دوست دارد..بارها این موضوع را عنوان و ثابت کرده…من هم او را دوست دارم ولی مدتی است اشتیاق و حرارت سابق را ندارم ولی به طور کلی رابطه ام را بسیار دوست دارم و نمیخواهم ایشان را از دست بدهم…رابطه من را مادرم میداند و مادر ایشان من را صرفا به عنوان پسری که دخترش را دوست دارم و معرفیهای اولیه از جانب دخترش میشناسد…ما از ابتدا رابطه ای را شروع کردیم که هدف آن ازدواج باشد…تا بتوانیم کنار هم تا فراهم شدن مقدمات ازدواج ادامه دهیم…او از من خواسته که مادرم با مادرش تماس بگیرد که با اجازه خانواده ایشان رابطه را به آن مرحله برسانیم..و من هم پذیرفته ام…وقتی این موضوع را با مادرش مطرح کرده ایشان عنوان کردن که خانواده ها باید همدیگر را بشناسند تا یک وابستگی بی اساس پیش نیاید…باید به خانواده او ثابت کنم که نیت خوبی دارم..من خانواده متفاوتی دارم..پدر و مادرم با هم زندگی نمیکنند…دو برادر ۳۳ و ۳۰ ساله مجرد دارم
    که مرتبا در خانه دعوا داریم که مادرم باعث تجرد آنهاست که ادعای نسبتا بی اساسی است…زندگی گاها پرتنشی داریم..مادرم شرایطی را دارد که شروع استقلال ما برادرهارا تامین کند ولی بسیار شک و تردید دارم که این کار را انجام دهد چون اصلا ثبات شخصیت ندارد و نمیشود حتی با او درد و دل کرد.البته زنی قوی و رنج دیده است که سالهاست برایمان پدری کرده و چیزی را از ما دریغ نکرده..یکی از دوستانم میگوید که تعهد در این سن احمقانه است و این مرحله حتی آشنایی بیشتر به قصد ازدواج باید در سن ۲۸ سالگی رخ بدهد که این موضوع خیلی به دلشوره من اضافه کرده …از طرفی دختر گله میکند که من کاری برای بدست آوردن او نمیکنم..واینکه نباید بر مبنای حضور من در باره ی آینده اش تصمیم بگیرد…خواستگارهای خوبی دارد مثل یک پزشک مستقل…ولی ثابت کرده که مرا دوست دارد و اولویت او هستم…در ضمن من وسواس فکری دارم…البته قول داده بودم که مادرم تماس بگیرد که مدتیست محقق نشده..حتی نمیدانم این موضوع راچگونه با مادرم مطرح کنم…البته مادرم توضیحاتی از بنده شنیده اند و در مجموع دختر مناسبی ارزیابی کردند…لطفا کمکم کنید…چه کنم؟ با تشکر بسیار بسیار بسیار زیاد از اینکه وقت گرانبهایتان را در اختیار من قرار میدهید

    • دکتر شمشیری تیر ۱۹, ۱۳۹۵ at ۶:۳۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. شما هر دو حتما باید مرکز مشاوره دانشگاه یا خصوصی برای ارزیابی تناسب ازدواج بروید در صورت مشخص شدن تناسب فکری و بلوغ ازدواج و هارمونی شخصیتی ان وقت راحتتر میشود نظر داد.بااحترام

  116. مریم تیر ۲۸, ۱۳۹۵ at ۴:۵۷ ق.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر،من وقتی ۱۷ سالم بود عاشق شدم نمیدونم اسمشو بزارم غاشقی یا نه الان مهمترین سوالم همینه که ایا این عشق بوده یا نه،عاشق پسر عمم،اما خب اولش ایشون علاقه بهم نداشت،بعد که فهمید من علاقه دارم اونم کم کم اومد جلو،بعد ۲ سال ارتباط عاطفی ازهم جدا شدیم یکم زودرنج بودم و زود ناراحت میشدمو قهر میکردم،بعد ۴ سال دوباره من رفتم سراغش بعد اونم گفت اره منم ذل تنگ بودن دوباره شروع شد،بعد تا خاسگاری اومدو داشت شرایطشو اوکی میکرد که بیاد شهر ما بعد دوباره از هم جدا شدیم بخاطر اخلاق من،،،گفت نمیتونم تحمل کنم اخلاقت تنده غیر قابل پیش بینی هستی،در حین اینکه این اقا اومد من خاسگار دیگه ایم داشتم و قبول کردم بیان!!!چون موقعیتش بهتر ازینی بود که دوسش داشتم،حالا وایم سواله ایا من عاشقشم؟؟اگه نیستم چرا بعد یه مدت دوباره دلم تنگش میشه و از خاسگارام بدم میاد و دوس دارم که ایشون بازم باشه،اما هربارم میرنجونمش

    • دکتر شمشیری مرداد ۴, ۱۳۹۵ at ۹:۰۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. علاقه عاطفی شما به فرد دیده میشود اما احتمالا پختگی و مدیریت رابطه دوسویه ندارید. باحترام

  117. رضا مرداد ۳, ۱۳۹۵ at ۷:۵۲ ق.ظ - پاسخ

    سلام خسته نباشد.حدود ۸ ماه پیش نامزد کردم و ۱۰ روزی میشه که عقد کریدم ب لزف خدا تا این زمان مشکل حادی نداشتیم سوالی که از محرتون دارم اینه ک خانم بنده زیاد ابراز محبت می کنه و به قول معروف زیاد قربان صدقه م میره من هم متقالبا جواب میدم ولی ی جایی خواندم که نوشته بود زیاد به خانمتون که بگید دوسش داری براش عادی میشه و اون تاثیری ک باید بزاره برو دیگه نمی زاره خواستم بدونم این درسته؟

    سپاسگزارم

    • دکتر شمشیری مرداد ۴, ۱۳۹۵ at ۷:۳۶ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خیر درست نیست. محبت کلامی و غیرکلامی رو با تکنیک های روانشناختی ابراز کنید حتما.بااحترام

  118. رضا مرداد ۵, ۱۳۹۵ at ۱:۰۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام وقت بخیر.
    آقای دکتر بهترین پوزیشن برا بار اول نزدیکی زن و شوهر کدوم بهتره که زن درد نداشته باشه؟
    ممنونم

    • دکتر شمشیری مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ at ۸:۲۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. همسر روی مرد باشد و اکشن توسط همسر بیشتر اجرا شود. بااحترام

  119. بانو مرداد ۱۵, ۱۳۹۵ at ۱:۰۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام و احترام.
    قبلا هم همینجا واستون پیاممو فرستادم ا

    لطفا پیاممو درج نکنید چون دوستام همه سایت شما پیام میذارن.
    ممنون میشم اگه جواب سوالات منو بدید.
    منو ببخشید اگه سوالاتم زیاد شد

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ at ۵:۴۹ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. باید حتما مشاوره بروید .بااحترام

  120. صاحبه مرداد ۱۷, ۱۳۹۵ at ۸:۴۸ ب.ظ - پاسخ

    با سلام. من و شوهرم ۱ سال و نیم با هم دوست بودیم و بعدش با هم عقد کریم. من ۳۱ سالمه و همسرم ۲۷ سال. یعنی من ۴ سال از شوهرم بزرگتر هستم. این اختلاف سنی برامون مساله ای نبوده و درواقع همسر من بیشتر از سنش (هم از نظر عقلی و هم از نظر ظاهری) بنظر میرسه. الان ۹ ماه از زمان عقدمون میگذره. عاشق هم بودیم. تمام تلاشمون رو کردیم که به همدیگه برسیم. شوهرم دل صاف و مهربونی داشت. رمانتیک بود. به من خیلی توجه میکرد. الانم همینطوره. اما ….
    همیشه بهم میگفت من خیلی آدم بداخلاقی هستم اما از وقتی تو اومدی توزنگیم خیلی کمتر عصبانی میشم. تو بهم آرامش میدی. راست میگفت من هیچوقت عصبانیتشو ندیده بودیم. اما کم کم یعنی از زمانی که قرار شد رسماً بیان خواستگاری عصبانیتش هم شروع شد. سر مسائل مختلف از پشت تلفن فریاد میزد و به شدت عصبانی میشد. به عنوان مثال:
    وقتی با تلفن باهاش حرف میزدم از اینکه صدام بلند نبود عصبانی میشد. چند بار بهم تذکر میداد میگفت بلند حرف بزن و من هم همون لحظه گوش میدادم اما بعدش ناخواسته دوباره صدام کم میشد (تن صدام در حالت عادی کمه و اون میخواست که بلند حرف بزنم صدام رو میشنید اما میخواست بلندتر حرف بزنم) بعد اون هم از روعصبانیت فریاد می زد که بلند.
    ۲- همیشه ازم میخواست با بابام راجع به خودش حرف بزنم منم اینکار همیشه برام ممکن نبود (بابام خیلی سرش شلوغه و هرموقع میاد خونه خستست و کلاً زمان زیادی هم خونه نیست) اما بالاخره این کارو میکردم و اون هم با اصرار شوهرم. و او هم ازینکه این اتفاق با اصرار و تکرار کردن خودش صورت گرفته عصبانی میشد.
    ما عقد کردیم. تو مراسم عقدمون مسائلی پیش اومد که بین او و خانوادم دلخوری پیش اومد و همیشه از دست پدر و مادرم شاکی و عصبانی هست. البته از روز خواستگاری این دید بد رو به خانوادم داره تا الان و همیشه هم ازشون بدش میاد و غر اونا رو پیش من میزنه و من هم هیچی نباید بگم و بلکه باید باهاش همراهی کنم چون وگرنه عصبانی میشه. بعد از عقد یکی دو ماه اول همه چی خوب بود. ما همیشه پیش همیم و در منزل مادرشون زندگی میکنیم. مادرش هیچ کاری به کار ما نداره و ازون بابت همه چی خوبه. اما تو اون یکی دوماه که همه چی خوب بود ازمن هرچی میخواست که انجام بدم و بنظرم معقول نبود یا خودم دوست نداشتم که انجامش بدم (مسائل روزمره) من نظر خودم رو میگفتم مثلا میگفت بریم اتاق من میگفتم حمید بزار ظرف بشورم بعد میام. خیلی چیزایی ازین دست کوچیک اما اون همیشه حرف خودش رو باید بزنه و من هم باید گوش بدم پس کوتاه نمیومد و با روی خوش میگفت نه اینکارو نکن من بازم میگفتم نه بزار اینکارو بکنم تا اینکه اخم میکرد و من میگفتم باشه اینکارو نمیکنم. بعد هی این رویه تکرار شد تکرا شد تا اینکه اخم تبدیل شد به فریاد بلند. و من ازینکه اون فریاد نزنه و قلب مادرش ضعیفه نخواد درد بگیره هرکاری میگفت میکردم. دیگه ازش میترسیدم. هرچی میگفت میگفتم چشم اما دیگه فایده نداشت. چون بهم بی اعتماد شده بود که هرچی میگه من گوش نمیدم برای همین اگه یک زمانی حواسم نباشه و به حرفش اون لحظه گوش ندم عصبانی میشه و برای اینکه فریاد نزنه عصبانیتش رو رو من خالی میکنه و کتکم میزنه.
    چیزایی که شوهرم رو عصبانی میکنه که البته خودش بهم میگه تو اینا رو رعایت کنی من هیچوقت عصبانی نمیشم:
    ۱- هرچی میگه همون لحظه بدون معطلی گوش بدم و انجامش بدم و نه نیارم. اگه هم واقعا نمیشه انجام داد اونلحظه باهاش چونه نزنم بلکه بگم باشه اما بعد ازش بخوام که به این دلیل نمیشه(تنها دلیل منطقی باید باشه از نظرخودش)
    ۲-هرموقع داره با من حرف میزنه هیچوقت حواسم پرت جای دیگه نشه فقط نگاهم و تمام حواسم به او باشه. حتی اگه کسی صدام کرد تا خودش بهم نگه برو ببین طرف چی میگه حق روبرگردوندن ازش رو ندارم.
    ۳-هرموقع با هرکسی دارم حرف میزنم هرکسی باشه و در هر وضعیتی اگه باشم اگه شوهرم صدام کرد سریع باید رومو به شوهرم کنم.
    ۴- هرکاری ازم میخواد سریع باید اول اون رو انجام بدم نه اینکه اون کارو در مرتبه دوم قرار بدم
    ۵- وقتی ازم بخواد یزمانی رو براش مشخص کنم مثلا بگم چایی ۱۰ دقیقه دیگه آمادست ۱۰ دقیقه نباید بشه ۱۵ دقیقه. باید از اول میگفتم ۱۵ دقیقه نباید اشتباه بگم
    ۶- همیشه بلند و محکم حرف بزنم
    ۷- تو مهمونیا و مخصوصا تو خونمون از کنارش جم نخورم مگه اینکه بهم این اجازه رو بده.
    ۸- هیچوقت نگم خوابم میاد. هیچوقت چهره خواب آلود من رو نبینه (حتی اگه تا ۸ صبح بیدار بایم که دقیقا هرشب بیداریم و صبح ها میخوابیم)
    همه این موارد چون اتفاق افتاده و او در من عکسشو دیده و عصبانیش کرده برای همین تحمل نمیتونه بکنه. رو همه اینا حساس شده. فقط ۲ ماه هر جور دگه من رو میدید یکم تحمل میکرد بعدش بهم میگفت منم همونطور که اون میخواست انجام میدادم. الانم همشو نمیتونم انجام بدم. اما همه تلاشم رو دارم میکنم. خسته شدم. خیلی خستم. بنظر شما من چیکار کنم؟
    این رو هم بگم شوهرم دانشجوی ارشد و همش تو خونست. بنابراین ما تمام وقت با هم هستیم و مسائل زیادی بین مون پیش میادو من دیگه واقعا خستم.
    شوهرم از قبل هم همینطوری بوده و اکثر این موارد رو با مادرشورهم هم داشته (مادرشوهرم راجع بهش باهام حرف میزنه در واقع اون پسرش رو میشناسه برای همین با فریاد پسرش قلبش میگیره) شوهرم احتیاج به دکتر داره. چون همه هم میشناسن این اخلاقشو. اما خودش قبول نمیکنه و میگه اگه شما (من و مادرش) هرچی میگه گوش کنیم همه چیز حل مییشه. یبار مادرش ازش خواست بره دکتر بشدت فریاد زد و عصبانی شد.

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ at ۶:۱۶ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. شما هر دو باید حتما برای زوج درمانی مراجعه کنید. بااحترام

  121. ** مرداد ۱۹, ۱۳۹۵ at ۱:۰۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام خسته نباشید. ممنون از وقتی که می زارید.
    تاریخ پریود شدنم در نوسانه اگه بخوام به صورت دقیق خدمتتون بگم. ۱٫۲۵—۲٫۲۰—۳٫۱۲—۴٫۵—۴٫۳۰ در ضمن سینه هام نیز خیلی کوچیکه امکان داره بارداریم با مشکل روبرو بشه. ۲۰ روزه عقد کردم.
    سپاسگزارم

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ at ۵:۱۲ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. نامنظمی پریود یا سینه کوچک ربطی به عدم بارداری ندارد.بااحترام

  122. آيدين مرداد ۲۰, ۱۳۹۵ at ۱۲:۰۰ ب.ظ - پاسخ

    باعرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    راستش قصه من از ٧ ماه پیش شروع شد که به شدت تو روند زندگیم و اعصابم تاثیر گذاشته…
    من پسر ٢٠ ساله ای هستم که الان چند وقتی هست با یکی از هم دانشگاهیم که دختره اشنا شدم،راستش وقتی که باهاشون اشنا شدم اصلا فک نمیکردم که ی روزی به شدت بهش علاقه مند بشم،چون تا قبل اون اصلا به هیچ دختری فکر هم نمیکردم چه برسه به این که ی روزی بخوام عاشق هم بشم…تا قبل این دختر هر کدوم از دوستام که با دختری ارتباطی چیزی داشتن و حرف از عشق میزدن من همیشه تو دلم مسخرشون میکردم که ای بابا عشق وجود نداره و این حرفا…اما متاسفانه الان دقیقا همچین مشکلی برخوردم و نمیدونم چی کار کنم!!! یعنی قضیه به قدری تو اعصابم تاثیر گذاشته که خیلی پرخاشگرتر از گذشته شدم،با این حال که چهره شادی دارم و همه فک میکنن خیلی خوش حالم،ولی اصلا این طور نیس…قضیه تا جایی پیش رفته که کوچک ترین حرف ی شخص سریع بهم برمیخوره…
    نمیدونم این حسی که به این دختر دارم عشقِ؟یا هوس؟ضمن اینکه باهم هم سن هستیم و اینکه من از ی خانواده نسبتا موفقی هستم از نظر مالی و تنها فرزنده خانواده هستم و این دختر در سطح پایین تری از ما قرار داره…شبو روز به این دختر دارم فکر میکنم و تا الان هم جرعت نکردم بهش ابراز علاقه کنم،میترسم ازم متنفر شه و میونشو باهام به هم بزنه…از نظر قد و هیکل و چهره چیزی هم کم ندارم…ولی میترسم که بهش بگم دوست دارم،میترسم بگم بدون تو زندگی برام معنی نداره…میدونم در شرایط سنی نیستم که بخوام به ازدواج فک کنم،اما دلِ دیگه چی کارش میتونم بکنم…
    میترسم یکی دیگه اونو ازم بگیره…
    شما چی پیشنهاد میکنید؟یعنی چی کار کنم؟
    باز هم میگم که نمیدونم این عشقِ یا هوس؟
    چون دختر زیباییِ و صد درصد خواهان هم زیاد داره ولی تو دوراهی گیر کردم…
    هروقت که بهش فکر میکنم تپش قلب میگیرم…
    تو زندگیم به شدت تاثیر منفی گذاشته این قضیه…چی کنم به نظرتون؟؟؟

    • دکتر شمشیری مرداد ۲۰, ۱۳۹۵ at ۱۲:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. به نظرم به قصد اشنایی هدف دار اما نه فعلا ازدواج و قول و این مسایل نزدیک شوید تا ببینید با اشنایی بیشتر همچنان این حس شما باقی می ماند یا خیر. بااحترام

  123. آيدين مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ at ۳:۳۰ ب.ظ - پاسخ

    سلام…راستش نمیدونم اونم بهم علاقه داره یانه؟؟؟چون گاهی یه حرفایی بهم میزنه که حس میکنم دوسم داره!!!مثلا وقتی که باهش چت میکنم حرف از ازدواج میزنم حس میکنم ناراحت میشه و شکلک های ناراحت میفرسته برام…یا مثلا دفعه پیش عکس یه بچه گذاشته بود تو گروه برای مادرم فرستادم،مادرم هم خیلی خوشش اومد از بچه،بعد که به خودش گفتم، باخنده بهم گفت خودمو ببینه دیگه چقد خوشش بیاد…حالا نمیدونم این حرفاش معنی عشق میده یا نه من خیالاتی شدم….نمیدونید وقتی با ی پسری هم کلام میشه و شوخی میکنن اعصابم به هم میریزه ولی به روی خودم نمیارم،و اینکه من اصلا خودم دودی نیستم نه سیگار میکشم نه قلیون…ولی متاسفانه این خانوم قلیون میکشه و باز هم دهن من بستس نمیتونم بهش بگم این کارو نکن…چی کنم به نظرتون؟نمیدونم این حرفایی که این خانوم میزنه بهم نشون از علاقش به منِ یا نه؟و اینکه درمورد قلیون کشیدنش چی کنم؟من متنفرم ازین که یه دختر قلیون بکشه به خصوص اینکه اون دختر مورد علاقم باشه…و اینکه درمورد ارتباطش با پسرا چی کنم؟میترسم این خنده و شوخی ها در آخر این دخترو ازم بگیرن…
    ممنون از راهنمایی تون

    • دکتر شمشیری مرداد ۳۰, ۱۳۹۵ at ۶:۳۳ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. حتما باید وارد ستینگ مشاوره بشوید و موضوع چندجانبه بررسی شود.بااحترام

  124. امیر احمدی مهر ۱۷, ۱۳۹۵ at ۲:۵۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام خسته نباشید
    ممنون میشم جواب بنده رو حتما بدید چون برام خیلی مهمه
    بنده ۷ سال هست که ازدواج کردم
    و متاسفامه بعد از ازدواج متوجه بیماری دو قطبی مادرزنم و برادرزنم شدم (که به شدت در جو خانواده زندگی پر تنشی رو داشتند و شاید به این دلیل باشه شاید هم ژنتیک شایدم هم هر دو)

    بچه ی اولم به دنیا اومد و هیچگونه مشکی از نظر هوش و بیش فعالی نداره و هیچکدام از علایم دوقطبی رو نداره و الان حدود ۳ سالش هست و از تمامیه بچه ها ی اطراف باهوش تر و منطقی تر و منظم تر هست

    برای بچه ی دوم بنا به سن و تجربم که بالاتر رفته به شدت ترس این رو دارم که این ریسک رو برای بچه دار شدن بکنم یا خیر

    همسرم بیمار نیست ولی بنا به شرایط زندگی در خانوادش و تنش های بسیار و فشار های موجود در خانوادش فقط و فقط در زمان هایی که بحثی بین من و خانوم باشه به شدت عصبی و پرخاشگر میشه
    در ضمن خانمم ۳۳ سال سن دارد و راضی به اینکه من از شخض دیگری در صورت وجود مشکل بچه دار بشم هم ندارد

    به نظرتون ریسک بچه دار شدن مجدد را بنده داشته باشم یا خیر؟؟

    ممنون میشم جواب بنده رو حتما حتما بدید

    بسیار ممنون

    شب و روز به خیر

    • دکتر شمشیری مهر ۲۹, ۱۳۹۵ at ۴:۱۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اگر والدین همسر شما و برادرش دو قطبی هستند به هر حال احتمال انتقال ژنی تا حدی حدود ۲۰% وجود خواهد داشت. بهتر است با یک متخصص ژنتیک مشورت بفرمایید. بااحترام

  125. فرهاد مهر ۲۳, ۱۳۹۵ at ۹:۱۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر، خسته نباشید، تشکر ویژه دارم بخاطر سایت بسیار مفید و جامع شما
    من پسری ۲۶ ساله هستم، حدود ۳ سال پیش با دختری عقد کردم که البته این عقد در هیچ مرکزی ثبت نشد و در شناسنامه ها نیز اسمی نوشته نشد و صرفا خانواده ها تصمیم گرفتند این قضیه برای شناخت بیشتر طرفین از همدیگه باشه، حدود ۵۰ روز کاملا در حضور خانواده ها با هم در ارتباط بودیم و در نهایت به همراه یک سری دعواها و مشاجره ها بین خانواده ها از همدیگه جدا شدیم، خواستم بپرسم اگر در آینده دختری وارد زندگیم شد در رابطه با این قضیه چجوری رفتار کنم؟ به عبارت دیگر چگونه باید در این خصوص به گونه ای رفتار کنم که در زندگی آینده مشکلی در این باره بوجود نیاید؟ اگر از من پرسیده شود که قضیه چی بود، بهتر است چگونه پاسخ داده شود؟ ممنون از لطف شما

    • دکتر شمشیری مهر ۲۴, ۱۳۹۵ at ۱:۵۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. شما میتوانید ذکر کنید که برای رابطه جدی و هدفدار وارد این ارتباط شده بودید اما در نهایت به دلیل تفاوت نگاه به زندگی و شخصیت هایی با نزدیکی فکری و حسی کم، ادامه رابطه را دوتایی صلاح ندونستید. حتما باید به فرد دوم در خصوص این رابطه توضیح دهید تا بعدها ان را دال بر بی صداقتی شما نگذارند اما به هیچ وجه از اون خانم نباید به اصطلاح بد بگویید بلکه به نیکی یاد کنید و فقط عدم هارمونی شخصیتی.بااحترام

  126. Asal آبان ۹, ۱۳۹۵ at ۱۰:۳۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام خدمت جناب دکتر
    دو تا سوال ازتون دارم. من مدت ٧ ٨ سال به خاطر جلوگیری از اکنه از قرص رواکوتان استفاده کردم. چند وقت بعد از قطع مصرف دارو میتونم برای بارداری اقدام کنم؟ و اینکه ایا ممکنه تاثیر بذاره رو جنین حتی بعد از قطع مصرف ؟ و سوال دوم اینکه من به تازگی ازدواج کردم و مادرم بهم گفت که مصرف قرص جلوگیری ، در طولانی مدت ضرر داره و بهتره از راه های دیگه استفاده کنم. بهترین روش چیه اگر بخوام ٢ سال به طور ممتد استفاده کنم
    ممنونم پیشاپیش از وقتی که میذارید

    • دکتر شمشیری آبان ۲۰, ۱۳۹۵ at ۸:۱۵ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. حداقل دو ماه و ترجیحا سه تا شش ماه بعد قطع مصرف میتوانید باردار شوید. بهترین راه ای یو دی یا کاندوم است. بااحترام

  127. آيدين آبان ۲۳, ۱۳۹۵ at ۱۰:۲۰ ق.ظ - پاسخ

    عرض سلام و ادب خدمت دکتر شمشیری بزرگ،چند ماه پیش بهتون پیام دادم در همین صفحه،درمورد مشکلم باهاتون صحبت کردم، جهت یاد آوری دوباره عرض میکنم خدمتتون ،راستش من از پارسال عاشق ی دختری شده بودم ک با هم تو ی دانشگاه تحصیل میکردیم و میکنیم،اول ک باهاشون آشنا شدم اصلا فک نمیکردم ک ی روزی به شدت بهشون علاقه مند شم،تا این ک این علاقه به مرور زمان بیشترو بیشتر شد،اما هیچ وقت جرعت نکردم بهش ابراز علاقه کنم چون از یک جهت میترسیدم که از من متنفر بشه و دیگه محل نزاره بهمو از جهت دیگه هم این غرور لعنتی نمیزاشت که بهش ابراز علاقه کنم،متاسفانه من آدم به شدت مغروری هستم،همین علاقه من به این دختر خانوم به شدت تو زندگیم تاثیر گذاشته بود که باعث شده بود زندگیم به کل مختل بشه اصلا حوصله هیچ چی رو نداشتم،همش میترسیدم این غرور لعنتی باعث بشه که یکی دیگه اونو ازم بگیره و مدام به این فکر میکردم،من ی پسر ٢٠ ساله هستم و اون خانوم هم با من همسن هستن،عاشق شدن خیلی زود بود واسم،همین امر باعث شده بود ک تو اعصابم ب شدت تاثیر بزاره و درمورد این علاقه با هیچ کس صحبت نکردم تا الان هم،همه این غصه رو تو خودم ریختم،درکل چهره شادی دارم و هیچ کس هم باورش نمیشه که من غمگین باشم.همین امر باعث شد که به شدت مشکل معده پیدا کنم،پیش متخصص هم ک رفتم بهم دارو داد و بهم گفت که اگه مشکلی داری اگه غصه ای داری به پدر و مادرت بگو،مشکلتو ب زبون بیار نریز تو خودت،نمیدونم چطور این حرفو زد بهم چون من فقط بابت مشکل معده رفتم پیشش،برای مشکل معده هم برام دارو نوشت و علاوه بر داروها قرص آرام بخش هم تجویز کردن برام ،ضمن اینکه بنده تنها فرزند خانواده هستم،خلاصه گذشتو گذشت تا اینکه فهمیدم اون دختر یک هفته هست که با یکی از آشناهای بنده ارتباط دارن،کلا وقتشونو تو دانشگاه بیرون دانشگاه باهم میگذرونن،تو فضای مجازی قربون صدقه هم میرن،و این داره دیوونم میکنه،حس میکنم تو دلم ی جور حسی دارم شبیه به استرس…اعصابم داغون بود داغون تر هم شده،به هیچ وجه بروز نمیدم پیش کسی،همه رو دارم میریزم تو خودم….چی کنم به نظرتون ک فراموشش کنم،دیگه دارم دیوونه میشم،لعنت به غرور،از پا درم نیاره شانس آوردم…

    • دکتر شمشیری آبان ۲۸, ۱۳۹۵ at ۶:۳۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. قربون صدقه در فضای مجازی یا دیدار در بیرون با همدیگر دلیل بر ارتباط عاطفی عمقی نیست. شما هم میتوانید به ایشان در خصوص علاقه تون حرف بزنید شاید انتخابش عوض شد. در کل مشاوره نیاز است. بااحترام

  128. sahar آبان ۲۴, ۱۳۹۵ at ۱۰:۲۷ ب.ظ - پاسخ

    با سلام من دختری هستم ک سکس دوست دارم ولی مثلا اگ دوست پسرم نداشته ام بهم پیشنهاد کنه سریعا مخالفت میکنم اما با دیدن فیلم خاک برسی سریعا ارضا میشم مدتیه فاصله گرفتم ولی مایع سفید رنگی همیشه از مقعد خارج میشه هر روز حمام میرم ولی فایده ایی نداره

    • دکتر شمشیری آبان ۲۸, ۱۳۹۵ at ۶:۲۰ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خب سوال شما چیست دقیقا؟ بااحترام

  129. sahar آبان ۲۸, ۱۳۹۵ at ۸:۱۳ ب.ظ - پاسخ

    سوالم اینه چرا مایع سفید رنگ متوقف نمیشه اصلا چیه

    • دکتر شمشیری آذر ۱۱, ۱۳۹۵ at ۹:۴۶ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. سوال شما برای من مشخص نیست. بااحترام

  130. م م آذر ۱۹, ۱۳۹۵ at ۱۲:۳۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام آقای دکتر اوقاتتون بخیر
    سوالی داشتم وممنون میشم متن نوشته ی من در سایت مشخص نشه.

    • دکتر شمشیری آذر ۲۳, ۱۳۹۵ at ۹:۵۱ ق.ظ - پاسخ

      باسلام. خیلی بعید است. بسادگی با یک ازمایش خون هم معلوم میشود. بااحترام

  131. یک خانم آذر ۲۷, ۱۳۹۵ at ۶:۵۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر
    من میخواستم ازتون بپرسم با وجودیکه تازه نامزد کردم بعد از ۵ سال دوستی. ولی نامزدم با دخترهای دیگه مثل خواهرم یا دختران فامیل خیلی صمیمی میشه براشون جک و مطالب طنز یا جالب میفرسته همونطوریکه برای من میفرسته از نظراتشون حمایت میکنه و باهاشون گرم صحبت میشه البته ادم به شدت برونگراییه ولی سر این رفتارهاش چند بار بحث کردیم اخرش میگه من یک مطلب جالب بود برای همه توی لیست تماسام میفرستم و تو داری منو عصبی میکنی…. بنظرتون دلیل ناراحتی من منطقیه یا حساسیت بیش از حد منه؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید
    در ضمن ما هنوز عقد نکردیم

    • دکتر شمشیری آذر ۳۰, ۱۳۹۵ at ۹:۵۸ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. کمی رفتار ایشون مشکوک است و باید زندگی متاهلی را با مجردی جدا کند وگرنه اسیب میبیند و میزند.بااحترام

  132. مرتضی آذر ۲۷, ۱۳۹۵ at ۸:۱۰ ب.ظ - پاسخ

    با سلام و عرض ادب پسری هستم در سن۲۱ سالگی براساس تعریف و تمجید و پیشنهاد خانواده(روستایی) با دختری ۱۸ ساله ازدواج کردم بدون هیچ عشق و علاقه ای اولیه و به امید عشق بعد از ازدواج ! بعد از ازدواج متوجه شدم اصلا باهم تفاهم نداریم و در عرض ۳ سال زندگی نامزدی دائم اختلاف و دعوا داشتیم و الان کلا از ایشون سرد شدم الان به خانواده اصرار به ادامه دادن دارن ولی من راضی نیستم میخواستم بدونم آیا در آینده امکان اصلاح و تفاهم و عشق و محبت وجود دارد یا طلاق بهترین راه است یا تشکر

    • دکتر شمشیری آذر ۳۰, ۱۳۹۵ at ۹:۵۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. بدون زوج درمانی نمیتوان گفت باید ببینیم مسایل شما قابل حل است یا قابل کنترل یا خیر. بااحترام

  133. پریسا دی ۷, ۱۳۹۵ at ۸:۰۴ ق.ظ - پاسخ

    سلام.اقای دکتر تورو خدا زود جوابمو بدین.قراره با اقایی ازدواج کنم .تازگی متوجه شدم که با زن مطلقه ای رابطه داره اما مطمعن نیستم.خودش ام موضوع رو انکار میکنه. الان اون خانوم رو به جرم زنا با شخص دیگری دستگیر کردن.ایا راهی یا ازمایشی وجود داره که بفهمم قبلا با دوست من سکس داشته یانه ؟؟ چطور میشه ثابت کرد؟؟دوستم میگه هرجوری بگی ثابت میکنم

    • دکتر شمشیری دی ۸, ۱۳۹۵ at ۹:۴۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خیر راه خاصی در کل نیست شاید مصاحبه با درمانگر کمک کند اما درمانگران هم اسرار مراجعین رو برای شما فاش نخواهند کرد. بااحترام

  134. مهسا دی ۲۵, ۱۳۹۵ at ۷:۴۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر من ۲۲سالمه لیسانس مامایی دارم والان در بیمارستان مشغول هستم اما خانوادم وضع مالی خوبی ندارن حدود یه ماهه با اقایی تلفنی اشنا شدم که می گن شمارمو از یکی از همکلاسی هام گرفتن و قصد ازدواج دارن ومنو خیلی دوس دارن وبرام هر کاری می کنن اما می گن منوندیدن به اظهار خودشون وضع مالی خیلی خوبی هم دارن اما هر وفت ازشون می خوام یه ادرس به من بدن یا نشانه از خودشون تفره می رن منم تو این مدت خیلی بهشون وابسته شدم و هز روی احساسات تمام اسرار زندگیو بهش گفتم اونم که تا چند روز قرار بود با مادش بیاد شهرمون دیدن من الان می گه باید تنها بیام دیدنت بعد مادرم میام ازم می خواد جای خلوت براش گیر بیارم یا به خانوادم قرص خواب بدم بیارمش خونه ولی من بهش گفتم همچین چیزی امکان نداره اما دس برنمی داره خیلی ازش می ترسم چون خیلی چیزا در موردم می دونه ممنون میشم راهنماییم کنین

    • دکتر شمشیری دی ۲۷, ۱۳۹۵ at ۳:۲۱ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خب واضحا اینگونه ارتباطها پشیمانی به همراه دارد مخصوصا اگر اسرار خود را برای دیگری بازگو کنیم. سعی کنید با دوستی و زیرکی رابطه را به نوعی مدیریت کنید . به هیچ وجه در فضای بسته با ایشان ملاقات نکنید اما در فضای اجتماع با رعایت بعضی شرایط دوباره ایشان را چک کنید. اگر ترس و تهدید داشتید باز به من خبر بدهید. بااحترام

  135. مهسا بهمن ۴, ۱۳۹۵ at ۷:۰۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام اقای دکتر ممنونم که راهنماییم کردین لطف کنین سوالمو حذف کنین که تو سایت نباشه ممنونم از سایت خوبتون

    • دکتر شمشیری بهمن ۸, ۱۳۹۵ at ۶:۵۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. ممکن است انحراف جنسی باشد یا نباشد. از این طریق نمیشود هارمونی جنسی را فهمید.به هیچ وجه اینکار را نکنید ممکن است پیامکها را بعدا علیه ابروی شما بکار گیرد. بااحترام

  136. mohandes اسفند ۲۳, ۱۳۹۵ at ۷:۱۷ ق.ظ - پاسخ

    سلام..من در دوران دانشجویی از همکلاسیم خوشم اود روم نشد برم ب خودش بک رفتم ب دوستش گفتم و اونم بش اطلاع داد و اون گفت چرا از اول ب خود نگفتی…و میخام فکر کنم ولی اگه گفتم نه بدون بخاطر بدی شما نیست ی مشکل شخصی دارم وبعد دو روز اود و جواب منفی داد الان ۴ سال میگذره و ازدواج کردن وبچه دارن…حال من میترسم بخام ازدواج کنم اون دوستاشون همه حتما تو خوابگاه فهیده باشن و منا مسخره کرده باشن و برام تو اینده ب زنم چیزی بگن چون همشهریمن…لطفا راهنمایی بفررماییدوایا این قضیه تو خواستگاری باید بگم؟ذ

    • دکتر شمشیری اسفند ۲۳, ۱۳۹۵ at ۹:۱۱ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خیر نیازی نیست به کسی بگویید و مساله مهمی هم نیست. بااحترام

  137. یونس فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ at ۵:۵۷ ق.ظ - پاسخ

    با عرض سلام خدمت شما
    لطفا سوالم رو نشون ندید

    • دکتر شمشیری فروردین ۱۸, ۱۳۹۶ at ۶:۵۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. احتمال قوی دچار عدم هارمونی جنسی با همسر هستید که دچار این داستان شده اید. این وضعیت اینکه در قبال افراد دیگر هم باشد معلوم نیست. اینکه اون خاطرات قبلی و مقایسه هم موثرباشد بله ممکن است. اما مهمترین چیز واضح است : استاندارد فیزیکی همسر شما برای شما هارمونی ندارد.بااحترام

      • یونس فروردین ۱۹, ۱۳۹۶ at ۱۰:۴۶ ق.ظ - پاسخ

        ممنون جناب دکتر
        برای رفع این مشکل عدم هارمونی چکار میشه کرد؟

        ایا من باید کاری انجام بدم یا نه مشترکا باید کاری انجام بشه ؟ هرچند به خود ایشون هم که نمیتونم بگم این مسایل رو
        ممنون میشم توضیح بدید جناب دکتر

        • دکتر شمشیری فروردین ۲۵, ۱۳۹۶ at ۸:۰۲ ب.ظ - پاسخ

          باسلام. توضیح تایپی ندارد و خیلی طولانی است.باید مشاوره شوید. بااحترام

  138. حسنا فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ at ۱:۳۷ ب.ظ - پاسخ

    سلام. وقتتون بخیر. چند وقت پیش با یه آقا تو یه سایت کاری به قصد ازدواج
    آشنا شدم. قرار براین شد که باهم آشنا شیم . از روز اول که همو دیدیم ارتباطات خیلی سالم و خوبی داشتیم. بعدش چندین بار همو دیدیم . فهمیدیم که کاملا مناب هم هستیم . کل شناخت و اشناییمون ۲۷ روز بود. بعدش خونواده ها توی یه شب باهم آشنا شدن. شب آشنایی من فکر میکردم همه چی به خوبی و خیر ختم میشه. ناگفته نمونه خونوادش زیادی سنتی بودن. ما هم سنتی هستیم اما خب واسه ما زیر ابرو گرفتن و اصلاح کردن و شهر دیگه درس خوندن و …. ایراد نیست. خونه خاله ش هم اومده بودن. فکر کنم خاله ش پشیمونش کرد. خیلی منو میخواست . شک ندارم.یهو همه چی بعد از شب آشنایی تموم شد.من خیلی دوسش دارم . اونم خیلی دوسم داره . اما بنظرم اگه اون منو بخواد باید نهایت تلاششو بکنه که خونوادشو راضی کنه
    من چیکار کنم؟
    بدجور دلم شکسته .اونو میخوام واقعا سخته فراموشش کنم. ما هر دو منطقی بودیم و خوب میتونستیم با شرایط هم کنار بیایم. اون یه سال ازم بزرگتر بود . خوب همو میفهمیدیم. همیشه میگفت اگه تو رو بهم ندن، حتی اگه بشه میدزدمت تا این حد میخوامت. اما به محض اینکه خونوادش گفته بودن که استخاره کردن و بد اومده ، البته خود پسر هم میگفت که این بهونشون بوده،‌به محض این با وجود ناراحتی زیاد از هم جدا شدیم. اون دیگه حتی بهم یه پیام نداد. دکتر خواهش میکنم کمکم کنید. اصلا روحیه خوبی ندارم. شبا ناخودآگاه بیدار میشم و میفهمم که توی خواب گریه کردم. درسته آشنایی کمی بود اما من خیلی دوسش دارم. انگار دارم افسردگی میگیرم

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۲, ۱۳۹۶ at ۸:۳۹ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. در ازدواج چیزی به اسم استخاره معنا ندارد. استخاره برای موارد خاص است. اگر هماهنگی خانواده از لحاظ فکری و عقیدتی و سنتی مدرن نباشد قاعدتا مشکلاتی در روند کار خواهد بود. اما شما باید مشاوره بروید احتمالا مساله خیلی مهمی نیست و قابل بازیابی.دوست داشتن هزینه دارد. باحترام

  139. برديا اردیبهشت ۴, ۱۳۹۶ at ۱:۰۷ ب.ظ - پاسخ

    عرض سلام و خسته نباشید دارم از حضرتعالی بابت تلاش بی وقفه در امر طبابت و مشاوره به هم وطنان عزیز،درست نمیدونم از کجا باید شروع کنم، پسری ٢١ ساله هستم مدتی است که عاشق دختر خانومی شدم که ۶ سال اختلاف سنی مون هست،ایشون ٢٧ ساله هستن و از بنده ۶ سال بزرگتر هستن،فارغ التحصیل شدن و لیسانس دارن،اما بنده هنوز دانشجو هستم و دوسال از درسم مونده،با ایشون تو ی رشته ای خارج از دانشگاه همکلاسی بودم و هستم،از نظر مالی در وضع بسیار ایده آلی هستن و این طور میشه گفت که تو جامعه ما قشر مرفه به حساب میان،اما من از خانواده ای میشه گفت نسبتا مرفه هستم،و خانوادم از لحاظ مالی مشکلی ندارن الحمدالله،ضمن اینکه بنده تک فرزند خانواده هستم،مدت کوتاهی میشه که از این خانوم خوشم میاد و شبانه روز تو فکرم هستن،طوری که تقریبا میشه گفت تو کارای شخصیم تاثیر گذار بوده و به قول اطرافیان تمرکزم رو از دست دادم،این خانوم هم نظر بدی نسبت به من ندارن و همچین هم بگی نگی از من بدشون نمیاد،خیلی دوس دارن بیشتر راجع به زندگیم بدونن،چون مدام در حال سوال کردن هستن،حالا بگذریم…چطور میتونم با این عشق کنار بیام،چون واقعا خودم هم میدونم این عشق من نسبت به اون خانوم ی جورایی بی منطقی به نظر میرسه،تا الان با هیچ کس صحبتی نکردم در این باره،حتی با اون خانوم!!!حاظرم قسم بخورم واسه خاطر پول ثروت پدر اون دختر عاشقش نشدم،و حتی اگه جاش برسه هر شرطی که بخوان برام بزارن خانوادش حاظرم با جون دل قبول کنم،راستش تو این جامعه ما هرکی که عاشق ی دختر یا برعکس پسری میشه،اگر اون دختر یا پسر وضع اوضاع مالی خوبی داشته باشن همه به یک چشم دیگه به اون شخص نگاه میکنن،یا به اصطلاح میگن چون اون دختر یا پسر پولداری بوده به قولی تورش کردن،ولی بخدا در مورد من اصلا این شکلی نیس،حاظرم برای اینکه بامن باشه پدرش از ارث محرومش کنه،فقط برای اینکه مال خودم باشه اون دختر،حالا میگید چی کار کنم؟چطور میتونم اون دختر خانوم فراموش کنم یا به قولی عشقی که بهش دارم رو به کل از یاد ببرم،چون واقعا خودم میدونم که عشقم غیر منطقیِ،اما دل دیگه کاریش نمیشه کرد…متاسفانه این جور ازدواج ها تو جامعه ما مرسوم نیس یا به قولی خطرناک به نظر میرسه،ازتون خواهش میکنم کمکم کنید!!!چی کار کنم که عشق اون دختر از سرم بیرون بره؟یا راهی پیش پام بزارید که بتونم از اون طریق بهش برسم!!و اینکه چطور میتونم بفهمم اونم بهم علاقه داره واقعا؟؟؟ یا اینکه نه این رابطه یه رابطه عادی به نظر میاد واس اون خانوم!!!واقعا تو دوراهی گیر کردم که چی کنم،از ی جهت نمیخوام با دختری بزرگتر از خودم ازدواج کنم،از ی جهت هم دوسش دارم… آیا میتونم با ایجاد ی دوستی عمیق با اون خانوم طوری که به قولی دوست پسر اون خانوم باشم از شدت علاقم کمتر بشه تا بتونم راحت تر تصمیم بگیرم؟؟؟ضمن اینکه من تا الان هیچ دوست دختری نداشتم،یعنی این جور کار هارو خیلی بیخود و اتلاف وقت میدونستم… چطور با این مشکلم کنار بیام…خواهشا در حد توانتون بهم کمک کنید اینجا،ضمن اینکه بعد دوسال کار ایده الی هم رو به راهه برام

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۶ at ۷:۴۶ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. ببینید واقعا اینطوری امکان راهنمایی در این مسایل با تایپ نیست. فراموش کردن تقریبا ممکن نیست اما کمرنگ کردن میشود. در ضمن ۶ سال تفاوت سنی اگر بقیه ایتم های تحصیلی و مالی و شخصیتی و فکری و سلیقه ای نزدیک باشند مشکل چندانی ایجاد نخواهد کرد. سن عقلی با سن تقویمی تفاوت دارد. باید مشاوره بروید.بااحترام

  140. برديا اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۶ at ۱:۳۸ ب.ظ - پاسخ

    راستش،واقعا نمیدونم چطور باید بگم،من از هر لحاظ با جوون های هم سن سالم فرق میکنم،البته از لحاظ فکری عرض میکنم،مثل خیلی از اشخاص که دختر رو واسه هوس خودشون میخوان نیستم،چون به ی سری چیزا معتقدم… اول این که عالم محضر خداست،یعنی کوچکترین کاری که انجام میدیم باید پاسخگو باشیم،یا به قولی با هر دستی که بدی با همون دست میگیری،من به هیچ وجه دوس ندارم به این دختر خانومی که علاقه دارم دست بزنم،چون اول اینکه خیلی زیاد دوسش دارم،دوم اینکه میترسم ازون روزی که کسی با دختر خودم سال ها بعد همین کارو انجام بده،ضمن اینکه ادم هیچ وقت حرمت کسیو که دوس داره نمیشکنه،دوس دارم تنهایی هامو،شادیامو،ناراحتی هامو باهش تقسیم کنم،بودن در کنارش بهم آرامش خاصی میده،نمیدونید چه ولوله ایِ تو دلم واس خواستنش،یه راهی پیش پام بزارید که بتونم حرف دلمو بهش بزنم،با یکی دونفر که مشورت کردم بهم گفتن که اول باید بهش نزدیک بشی و رابطه صمیمی ایجاد کنی،بعد از مدتی بهش پیشنهاد دوستی بدی…ی سری دیگه از دوستام میگن باید دعوتش کنی ناهار بعدش در این مورد باهش صحبت کنی،این اختلاف سنی که داریم اذیتم میکنه،البته واسه من اصلا اهمیت نداره چون معتقدم سن فقط ی عدده،میترسم ازون روزی که بهش پیشنهاد بدم اما به خاطر این اختلاف سن مون یا هر دلیلی ردم کنه،خواهش میکنم کمکم کنید که چطور بهش پیشنهاد دوستی بدم و از کجا باید شروع کنم؟؟؟؟من برای به دست اوردنش دارم مقدمات خیلی چیزارو فراهم میکنم،همون طور که عرض کردم بنده تک فرزند خانواده هستم و خانوادم برای خوشحالی من از هیچ چیزی دریغ نمیکنن،واس به دست اوردنش به پدرم گفتم ماشینی که زیر پامه عوض کنه و ی ماشین گرون تر بخره تا ازین نظر به چشمش بیام،چون همون طور که عرض کردم خانوادش از لحاظ مالی اوضاع ایده آلی دارن و این مرفه بودنشون باعث شده اعتماد به نفسم بیاد پایین ،البته از لحاظ مالی خودم و خانوادم مشکلی نداریم ،از هر لحاظ دختر مورد علاقمه،تیپ،قیافه،متواضع بودنش،اخلاق خوبش،خوش رویی،واقعا میتونم باهاش خوشبخت ترین مرد دنیا باشم،البته اگه اون دختر خانوم منو به عنوان مرد قبولم کنه،باتوجه به اینکه ٢١ سالمه اما از خودم مطمىنم که میتونم اونقدر بهش محبت کنم که احساس خوشبختی کنه،عطر تنش خوش بو ترین عطر دنیاس برام،کاش همه مردا میفهمیدن که زن تنها برای ارضای جنسی نیس،دوس داشتن زن مورد علاقه میتونه اونقدر بهتون آرامش بده که زبانم کوتاهه از توصیفش،میتونه عین یه مادر بهت آرامش بده،میتونی تنهاییاتو باهش شریک بشی،کاش یه خرده وسعت فکرمون گسترش بدیم،اون موقع اس که دنیا گلستان میشه…اون کاری که درسته،با این توضیحاتی که عرض کردم خدمتتون پیشنهاد شما چیه؟؟؟یعنی چی کنم که بهش برسم؟استخاره کردم این اومد برام:نتیجه استخاره:انجام نده
    نتیجه کلی:بد است مورد تهمت و بهتان قرار میگیرید و پشیمان خواهید شد.
    نتیجه ازدواج:صبر کن خیری در این ازدواج نیست ان شالله مورد بهتری نصیب خواهد شد.
    نتیجه معماله:زیاد به ظاهر توجه نکن ضرر میکنی.
    سوره نساء آیه ٢٠ واقعا موندم…چی کنم؟؟؟داشتنش برام آرزوىه،ای خداااا این چه سنت مسخره ایِ که حتما پسر باید از دختر مورد علاقش بزرگتر باشه…ی سوال دیگه اینکه چطور میتونم بهش پیشنهاد باهم بودن بدم؟؟؟این پیشنهاد من باید خیلی محکم ى با اعتماد به نفس باشه؟یا اینکه آروم آروم شروع کنم؟ممنون میشم به حد توانتون کمکم کنید،چون واقعا گیرم

    • دکتر شمشیری اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ at ۸:۲۹ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. خیر نیاز حتمی نیست پسر بزرگتر باشد مخصوصا که سن عقلی از سن تقویمی خیلی مهمتر است به شرطی که فاکتور شخصیتی و بلوغ ازدواج و هارمونی های خانوادگی و تحصیلی و مالی و ..برقرار در حد مناسب باشند. بهترین کار نزدیک شدن پلکانی است مثلا در گروههای تلگرام یا در جمع های دیگر. بااحترام

  141. عباس تیر ۱۰, ۱۳۹۶ at ۱۲:۱۴ ب.ظ - پاسخ

    سلام جناب دکتر خسته نباشید
    من پسری…………………………
    لطفا مطلب من را پاک بفرمایید.
    باتشکر فراوان

    • دکتر شمشیری تیر ۱۱, ۱۳۹۶ at ۸:۵۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام ازدواج شما با اون خانم که منعی ندارد اما مدیریت رابطه با این فرد و تنظیم حدود حسی عاطفیش کاملا مشخص و جدی کمک کننده خواهد بود هرچند کاش یه جلسه هم پیش من بیایید دقیقتر بررسی کنم. بااحترام

  142. آرمین تیر ۱۵, ۱۳۹۶ at ۴:۰۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام
    پسری هستم ۲۹ ساله شغل آزاد تحصیلات لیسانس
    از طریق اقوام با دختری که خانواده آنها را سالیان درازی می شناسند اشنا شدم
    ایشون معلم هستند در استان همجوار ما دختر فهمیده معقول بساز و خوش قد و بالایی هستد و در بیشتر موارد هم نظراتمون مثل هم هست
    بنده تا خواستگاری و بله برون پیش رفتم
    مشکلم این هست که سطح توقعم برای زیبایی بالاست و کلا تا دختری خشکل نباشه شیفتش نمیشم که بخوام ازدواج کنم
    ایشان چهره خوبی دارند ولی مشکل بنده با فرم صورتشون در ناحیه چانه هست که مورد پسند بنده نبوده و بخاطر اینکه مورد خوبی بودن و خانواده هم موافق بودن مسیر را ادامه دادم که شاید با رفت امد و دیدار بیشتر چهره ایشون به دلم بشنه اما چون استان همجوار هستن خیلی دیدارامون طولانی و زیاد نشد که بشه ولی تا حدی چهرشون برام جا افتاد

    ایا اگر چهره طرف (فرم صورت) ۵۰ درصد قابل پسند باشد (بنده صورت گرد و لپ دار میپسندم ولی ایشون فرم صورتشون باریک هست)ایا چون ازدواج سنتی هست بعدا علاقه پدیدار میشود که باعث پشیمانی از تصمیم نگردد
    خودم میدونم که حساسم و توقعم بالاست از سویی شرایط ایشون خیلی خوب هست
    از طرفی وقتی دخترا خشکل میبینم احساس میکنم حق من دختر خشکله
    تا به اینجای کار حس خاصی بهشون پیدا نکردم
    الان من برای ادامه مسیر شک دارم و احتیاج به مشاوره

    • دکتر شمشیری تیر ۱۶, ۱۳۹۶ at ۲:۱۴ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. زیبایی به قول شما بیشتر جنبه نسبی و فردی از منظر دیدگاه افراد دارد. مهم است که گیرایی اولیه ایجاد شود وگرنه در اینده ممکن است باعث انواع اختلالات جنسی و رفتاری گردد. زمان بیشتری برای داستان لحاظ کنید فعلا و عجله نفرماییدو بااحترام

      • آرمین تیر ۱۶, ۱۳۹۶ at ۲:۲۷ ب.ظ - پاسخ

        حقیقتا در دیدار اول نظرم منفی بود بخاطر فرم صورتشان
        ولی با صحبت های خانواده و برشمردن مزایا ادامه دادم
        و با دیدار بیشتر کمی چهره اش برایم جا افتاد ولی اینکه گونه ندارند خیلی برام سخته
        وقتی دخترا خشکل را میبینم دلم براشون میره
        بزودی عقد هست اگر بخواهم کنسل کنم الان وقتش هست
        در اینجا از شما راهنمایی میخواهم
        چشم ابرو بینی شون خوب هست ولی فرم صورت باریک هستش و در ناحیه چانه v شکل

        • دکتر شمشیری تیر ۱۶, ۱۳۹۶ at ۲:۴۱ ب.ظ - پاسخ

          باسلام. اساس ازدواج شخصیتهای سالم و مشابه و بلوغ ازدواج است اما اگر ظاهر مورد تایید نباشد احتمالا در اینده دردسرهایی خواهد داشت.توصیه من کمی صبر بیشتر است و حتما پیش مشاور هم بروید .بااحترام

  143. سانیا تیر ۲۴, ۱۳۹۶ at ۵:۳۳ ب.ظ - پاسخ

    با سلام.قبل از هر چیز خواهش میکنم نوشته هام تو سایت نزارین.

    • دکتر شمشیری تیر ۲۵, ۱۳۹۶ at ۱۰:۳۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اون دارو برای جنین مضر است و حین حاملگی زیر نظر پزسک باید قطع شود. طبیعتا با کمک مشاور ازدواح، باید بعد از شناخت کلی و ایجاد حس مثبت و تلاش برای شناخت بیشتر، این مساله هم با تکنیک گفته شود و نباید مخفی شود. چون هم غیرقانونی و هم غیراخلاقی است. بااحترام

  144. سانیا تیر ۲۶, ۱۳۹۶ at ۵:۲۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام. من همون خانمی هستم که گفتم والپروات مصیرف میکنم با توجه به اینکه ما تو شهرهای کوچیک زندگی میکنیم و ممکن فرصت پیش نیاد که بریم پیش دکتر که ایشون رو متقاطع کنن خودم قبل از عقد باید بگم یا اینکه بزارم بعدا به ایشون بگم. سوال دیگه ای که دارم این اون موقع که باید قطع بشه ولی تا الان که مصرف کردم مشکلی پیش نمیاد. میدونم با تکنیکهایی باید به ایشون بگم اگه میشه ی خلاصه ای در این مورد توضیح بفرمایید هر چند کوتاه. ولی آقای دکتر این طوری که شما میفرمایید من باید قید ازدواج بزنم چون هیچ کس همچین شرایطی رو قبول نمیکنه . با تشکر

    • دکتر شمشیری تیر ۲۶, ۱۳۹۶ at ۸:۱۷ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. اولا به هیچ وجه نباید دارو را قطع کنید. دوما مشکل شما مزمن تقریبا در اکثرا موارد نمیشود و بیماری جدی نیست و بعد درمان اکثرا برنمیگردد سوما بسیاری از افراد هم این شرایط را قبول میکنند. هرکاری که میکنید بدون مشورت با مشاور نباشد.بااحترام

  145. سانیا تیر ۲۷, ۱۳۹۶ at ۴:۵۳ ب.ظ - پاسخ

    مجدد سلام… من بالاخره متوجه نشدم اگر ازدواج سنتی باشه در حین خواستگاری این مساله رو مطرح کنم یا اینکه بزارم بعد از عقد سر فرصت بگم.اینکه فرمودید به هیچ وجه دارو رو قطع نکنید منطورتون این بود در حین بارداری نباید قطع بشه یا اینکه منطور شما قبل از بارداری بود. با تشکر

    • دکتر شمشیری تیر ۲۷, ۱۳۹۶ at ۸:۰۲ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. قبل بارداری و حین بارداری و هر زمان فقط با نظر پزشک باید دارو تنظیم شود. قبل عقد باید مطرح شود و ترجیحا نه در جلسه خواستگاری .بلکه قبلش اگر ازدواج سنتی است. اما کاش اطلاعات علمی در خصوص بیماری شما هم به نوعی به ایشان داده شود که هیجان منفی غیرعلمی بر ایشان غلبه نکند. بااحترام

  146. shahin مرداد ۴, ۱۳۹۶ at ۱۰:۲۸ ب.ظ - پاسخ

    باسلام. من بشدت عاشق سکس مقعدی هستم هر کاری میکنم نمیتونم به زنم پیشنهاد بدم لطفا راهنمایی کنید

    • دکتر شمشیری مرداد ۵, ۱۳۹۶ at ۹:۵۵ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. این قضیه بیشتر ابعاد روانشناختی و تجارب قبلی دارد.باید روان درمانی شوید. بااحترام

  147. setare مهر ۳۰, ۱۳۹۶ at ۷:۳۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام…….

    • دکتر شمشیری آبان ۱۱, ۱۳۹۶ at ۱۰:۱۳ ب.ظ - پاسخ

      باسلام. پذیرفتن ان قضیه توسط ایشان ممکن خواهد بود البته عوامل زیادی در ان دخیل است و مردی در ان شرایط براحتی در این فضا قرار نمیگیرد. بااحترام

فرستادن دیدگاه »

*