ناموس (سنت یا جهالت)

این مقاله زیبا و عمیق توسط یک نویسنده خانم ارائه شده است که متاسفانه نام ایشان را نمیدانم فقط عکس ایشان ضمیمه مقاله بود و از شیرزنان کردستان ایران. ولی ایشان تحلیل تاریخ شناسی و جامعه شناسی فرهنگی واژه ناموس را به زیبایی انجام داده است. این مقاله را تقدیم تمام زنان معنوی و اخلاق مداری میکنم که گاها در سیطره این رفتار مردسالارانه با نامهای عرفی غیرت و تعصب!!! آسیب های روحی و جسمی فراوانی را تحمل نموده اند. لازم به ذکر است که حفظ حریم خانواده هم توسط  مردان و هم توسط زنان الزامی و رعایت آداب عرفی آن برای تحکیم بنیان خانواده بسیار مهم است ولی اینکه این ابزار بهانه ای در دست نظام مردسالار برای تحقیرو به بندکشیدن  موجود ظریف ، لطیف و حساسی مثل زن شود نه با عقل عرفی سازگار است نه با عقل دینی. مردان باید بدانند که غیرت و تعصب فقط واژگان مردانه نیست و زنان هم (حتی گاها با شدت و حدت بیشتر) واجد این صفات هستند. خلاصه اینکه هم زن، ناموس مرد است و هم مرد، ناموس زن و همانقدر که دیدن یک زن وابسته به مرد( بخصوص همسر فرد)، در کنار یک مرد دیگر خارج از قواعد عرفی، برای آن مرد سخت است به همان اندازه دیدن یک مرد وابسته به زن( بخصوص شوهر زن)، در کنار یک زن دیگر خارج از قواعد عرفی، برای یک زن سخت میباشد و بنابراین ناموس ، یک نگاه دوطرفه را میطلبد.

********************************************************
در بسیاری از جوامع توسعه نیافته و حتی توسعه یافته، ناموس بخشی از آن هویتی است که برای جنس ضعیف (از نظر جامعه و ادیان) و نحوه تعامل با آنان تعریف می شود. در جوامع شرقی و بخصوص خاورمیانه این لغت بسی فراتر از هویت جنسی زن نیز می رود؛ تا جایی که کل هویت، حیات و مرگ یک زن زیر سیطره چنین مفهومی کمر خم می کند. دهخدا در لغت نامه خود ناموس را مترادف با لغات زیر می داند: شریعت و احکام الهی و  آبرو. (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء)، عزت، نیکنامی، قدر، سرفرازی، (ناظم الاطباء)، نیکنامی، (غیاث اللغات)، حرمت، عرض.
درانگلیسی ناموس معادل با واژه  لاتین “honor” می باشد و در انجیل به کرات از آن یاد شده و مترادف است با واژه هایی مثل صداقت و انصاف و آبرو و عزت.
ناموس چیست و چه کسی ناموس است ؟

با توجه به توضیحات مختصری که در خصوص مفهوم و خواستگاه این واژه داده شد، مشخص می شود که دایره نفوذ و تاثیر گذاری این واژه-مفهوم جنسیتی به دلیل ارتباط اش با قدرت و دین بسیار گسترده می باشد. ناموس تنها واژه نیست بلکه در ورای این واژه مناسبات بازتولید ستم بر زن و به بند کشیدن زنان وجود دارد. واژه ها و مفاهیمی که از آبشخور فرهنگ و نظام پاتریارکی تغذیه می شوند و  تکمیل کننده و تداوم بخش نظام مرد سالار در همه دوران ها بوده اند. 

در باور مردم عامه ناموس به معنای وابستگان مونث شان که در رابطه ای نسبی یا  سببی با مردان خانواده یا طایفه هستند طلقی می شود. کسی را ناموس خود پنداشتن از داخلی ترین دایره های نسبت های فامیلی آغاز می شود و با باز تر شدن ا ین دایره ها حساسیت کمتر میشود، بعنوان مثال در یک رابطه خانوادگی مادر و خواهر و همسر و دختر در الویت ناموس بوده و دیگر بستگان با توجه به نسب خویشاوندی در مرحله های بعدی قرار میگیرند.

تاریخ  بوجود آمدن ناموس را میتوان با  بوجود آمدن نهاد خانواده تک همسر و انباشت سرمایه و وسایل تولید در دست مردان و به انقیاد کشیدن زنان در سیستم خانواده یکی دانست. از زمانی که جنس مرد محوریت خانواده را دردست گرفته برای حفظ  این مالکیت  از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و برای تداوم این انحصار بدن زنان را همچون منبعی برای ارتکاب به گناه تعریف کرده و اینگونه به انحصار خود در آورده اند؛ و به آن مالکیت خصوصی دادند تا تنها در انحصارخودشان بماند و اگر زنی رفتاری خلاف عرف و خواسته خانواده و قبیله (بر اساس تعریف آن جامعه از ناموس) انجام میداد به بی ناموسی متهم می شد و متناسب با مجازات عرفی که برای آن تعیین شده بود تنبیه می گشت. مجازاتی که بسته به جوامع تغییر شکل می دهد.واژه ناموس با زن پیوندی نا گسستنی دارد، به گونه ای که در جامعه ای همچون ترکیه ۸۰ ٪ مردم ناموس را زن خود می دانند، و درفرهنگ های مردسالار زنان بعنوان ناموس و مردان حافظان این ناموس هستند. زمانی که صحبت از ناموس داری میشود به معنای حفظ آبروی خانواده توسط زنان خانواده است و در مقابل نیز بی ناموس کسی که آبرو و ارزش های خانوادگی را زیر سوال برده است.
در لغت نامه دهخدا زمانی که واژه ناموس را توضیح می دهد متعلقاتش مثل  ناموس پرستی و بی ناموسی هتک ناموس رابطه تنگاتنگی با رابطه جنسی زنان دارد، به نوعی که ناموس تنیده شده است با رابطه جنسی زنان و تکیه این  واژه های به صورت مستقیم بر بدن زن است. این مالکیتی که مردان خانواده بر زنان دارند باعث میشود زنان را مایملک خود دانسته و برای انتقام گیری از همه زنان، خانواده و قبیله را تصاحب کنند؛ بعنوان مثال زمانی که قبیله ای از قبیله دیگر شخصی را به قتل می رساند برای جبران این خسارت جانی زنی را بعنوان خون بها به خانواده مقتول میدادند یا رسم زن به زن ( ژن به ژن ) به مانند مبادله ای پایاپای این تصاحب را دوسوی اعمال می کردند. مثال دختر پاکستانی که در ملا عام تنها به خاطر صحبت کردن برادر ۱۱ ساله اش با دختری از قبیله دیگر از سوی ۱۸ مرد در ملا عام به او تجاوز شد.

ریشه های ناموس پرستی و مالکیت بر زنان تا به امروز در جوامع  هویدا می باشند و دستاورد این ناموس پرستی بهانه ای شده است تا زنان را بیش از پیش به بند کشید شوند، زنانی که  کالا محسوب میشوند و در هر رویداد مردانه محور در معرض خشونت های بسیاری برای لطمه زدن به ناموس مردان قرار میگیرند. زنان از دو جنبه مورد خشونت قرار میگیرند، هم از سوی مردان متهاجم  به عنوان متجاوز به جنس زن، به عنوان مثال در جنگ به خصوص جنگ های داخلی و هم از سوی مردان خانواده یا قبیله به دلیل اینکه در حفظ این ناموس کوشا نبودند مهدور الدم بوده و تا جایی که فرهنگ با قانون  نیز درگیر می شود و خود را به قانون تحمیل می کند. 
قتل ناموسی از دستاوردهای ناموس پرستی که براساس آمار سازمان ملل سالانه ۶۰۰۰ زن قربانی قتل های ناموسی می شوند. واژه هایی مثل ناموس و شرف به مانند زنجیرهایی زنان را به بردگی خود در آورده و آنگاه که زن بخواهد خودش را از زیر یوغ این زنجیرها بیرون کشد و با نظام پاتریارکی بستیزد، باید مرگ را پذیرا شود. در کشورهای خاورمیانه از جمله عربستان قتل ناموسی  قانونی است، در ایران نیز فاعل خشونت و قتل ناموسی می تواند با استناد بر ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی خود را از مجازات برهاند؛ و در ترکیه با ثابت کردن اینکه زن خودش مرد را با رفتارش تحریک کرده است مرد تبرئه می شود.
مسئله ناموس در جوامعی که هنوز سنت های قبیله ای بر آنها حاکم هستند -هرچند شاید به ظاهر مدرن شده باشند- اما در پس تفکر مردمان این جوامع سنت ها و ارزشهای قبیله و طایفه مهم تلقی می شود، در حدی که همین مردم با تشویق همدیگر به حفظ ناموس یا با رفتارهایشان به سمتی سوق می دهند تا لکه ننگ را پاک کنند. باید بدانیم تنها حافظان و پاسداران ناموس مردان نیستند بلکه زنان نیز براساس آموزه های جامعه از حافظان آن بوده و خود نیز همچون یکی از عاملین استعمال و گسترش خشونت و رفتارهای زیر مجموعه ناموس بوده و حتی در بسیاری موارد آن را وظیفه خود می دانند و تا کسی که ناموسشان را خدشه دار کرده از بین ببرند.  پروین بختیار نژاد در کتاب فاجعه خاموش می گوید : “با هر زنی که امکان گفت و گو در این مورد را پیدا می کنم، سئوال می کنم واکنش مادرها به هنگام قتل دختران چگونه است؟ آیا آنها به مردان خانواده اعتراض نمی کنند؟ از دخترانشان حمایت نمی کنند؟ از همه آنها می شنوم که به هنگام قتل دختر، مادران نهایت همکاری را با مردان (اعم از شوهر، پسر، برادر و…) را می کنند! زیرا عدم همکاری آنهابه معنای شریک بودن مادران در جرم دختران است”. (ص ۳۲-۳۳)
شاید وجود ساختارهای عشیره ای در میان بسیاری از جوامع بتواند در تشدید معضلی همچون ناموس پرستی و خشونت های جنسی موئلفه ای قوی باشد، اما  این مسئله را نمیتوان مسئله ای پسا فرهنگی دانست، بلکه فرهنگ خود نیز همچون مولفه های دیگری مثل دین، اقتصاد و …یکی از مولفه هایی است که این معضل را سبب می شود و مسئله قتل های ناموسی به مانند دیگرخشونت ها فراطبقاتی است.
شهرزاد مجاب در مقاله  قتل ناموسی (تحلیل  مارکسیستی ـ فمنیستی) رابطه خشونت پاتریارکی وناسیونالیسم را اینگونه توضیح می دهد” ناسیونالیسم، ناتوان از کنترل قتل های ناموسی و خشونت، تلاش می کند که کارنامۀ خود و ملتش را پاکسازی بکند و این خشونت را نتیجۀ «آلوده شدن» ملت پاک و منزه خود به سنن بیگانه عرضه بکند. اما ناسیونالیستهای شرق نیز با این کار نژادپرستی و زن ستیزی خود را همزمان به نمایش می گذارند و به جای مبارزه با خشونت به خرافات ملی دامن می زنند. بعنوان مثال یکی از فعالین جنبش ضدخشونت در کردستان عراق در پاسخ به این سئوال که «ختنه کردن زنان چگونه به سنت کرد تبدیل شده است» (سئوالی که فرض می کند این سنت بیگانه است)، می نویسد: می توان گفت که فرهنگ کُرد تحت تاثیر فرهنگ ملت های اشغالگر قرارگرفته است.
فرهنگ ناموس داری و ناموس پرستی تنها دستاوردهای جامعه مردسالار است و تنها به دلیل به بند کشیدن زنان و تعیین سرنوشت برای آنان سالانه تعداد زیادی زن قربانی ناموس داری، قتل ها ناموسی، ازدواج های  اجباری و  تحمل خشونت های گوناگون برای حفظ آبرو و ناموس می شوند. سیستم موجود از به بند بودن زنان سود کافی را می برد و هیچ دلیلی نمی بینید برای مبارزه با چنین حماقت هایی که از سوی جامعه نرینه محور اعمال می شود. رهایی زنان اززنجیره های برده داری جنسیتی تنها با مبارزه آنان و طلب هر آنچه جامعه به نام ناموس و آبرو زنان را از آن محروم میکند ممکن است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.