انواع اختلال خواب

اختلالات خواب:

بی تردید برای هر کس اتفاق می افتد که پس از یک رو خسته کننده به رختخواب رود و نتواند بخوابد یا آن که پس از مدت زمان بیش و کم کوتاهی از خواب بیدار شود و دیگر به خواب نرود. صبح روز بعد با احساس خستگی از رختخواب بیرون می آید و تصور همه کارهایی که در جریان روز باید انجام دهد وی را دچار اضطراب می کند. اگر بخت با وی یار باشد به ندرت با چنین وضعی مواجه می شود و هنگامی هم که در پس تندیگی های خاص، دچار بی خوابی شود همه چیز پس از گذشت تنیدگی موقت، به وضع عادی باز می گردد، اما این امکان نیز وجود دارد که حتی یک اختلال ساده خواب، هفته ها، ماه ها یا سالها پا برجا بماند و از علل دیگر به غیر از عوامل تنیدگی زا یا تعارضهای شخصی ناشی شود. بدین ترتیب می توان گفت که اختلالهای خواب متنوع و معتقدند و از علل متفاوتی ناشی می شود.

کنترل دقیق خواب جزء مهمی از کار بالینی است، چرا که اختلالات خواب غالباً از علائم زودرس بیماری روانی است و بعضی از اختلالات روانی با تغییرات مشخص در فیزیولوژی خواب همراه است.

تاریخچه اختلالات خواب

هر انسان یک سوم زندگی خود را به خواب اختصاص می دهد و شاید همین نکته شرط لازم سرمایه گذاری وی در دو سوم دیگر باشد. براساس یک تعریف عام، می توان خواب را معرف زیست شناختی ترین و روانشناختی ترین حالت کنشی طبیعت انسانی تلقی کرد: خوابدیده ها، به عنوان یکی از مولفه های اصلی خواب، جنبه روانی آن را تشکیل می دهند و اهمیت خواب از زوایه زیست شناختی نیز آشکار است، چرا که به منزله شرط لازم تعادل و توازن حیاتی به شمار می رود. تا زمانی نه چندان دور، خواب را به عنوان حالت فعل پذیری تلقی  می کردند که در تضاد با پر جنب و جوشی فعالیت حالت بیداری قرار می گرفت. امروزه می دانیم که خواب یک رویداد خاص و فعال زندگی ارگانیک است که برای تحول و تعادل آن کاملاً ضرورت دارد. فعالیت نیرویی و سوخت و سازی خاصی که در خلال خواب در همه سطوح ارگانیزم به وقوع می پیوندد، نقش ترمیم کننده آن را تضمین می کند. منابع، ضریب فعالیت و پتانسیل واکنش پذیری بخش بیداری ما، از خواب به دست مس آید. اگر چه در قلمرو خواب با یک رویداد مجموعه ای مواجه هستیم اما درک بهتر مراحل روی آورد نسبت به این قلمرو تحلیل آن، مستلزم  بررسی چهار چوب تاریخی و زیست شناختی آن است. از زمانی که گالی ین در عصر باستان به وجود بی نظمی های تنفسی و قلبی در خلال خواب اشاره کرد تا عهد متخصصان فیزیولوژی در قرن هجدهم، به جز توجهه به تجلیات علایم چشم در هله های مختلف خواب وسط فونتانا، به هیچ گونه پدیده تازه ای در این قلمرو، دست نیافتند. در قرن نوزدهم، وابستگی ویژگیهای خواب با جنبه های روانی و خوابدیده ها توسط موری بر جسته شد و گروه دو سن نیس نیز بر اساس مشاهدات و دقیقی که بیشتر جنبه شخصی داشتند، به گونه ای بدیع در پیشرفت این زمینه، مشارکت کرد. این دو مولف ژ، نخستین کسانی بودند که زمینه تصاویر نیمه خواب را مورد بررسی قرار دادند.

از نخستین سالهای قرن حاضر، توسط محققانی چون لهرمیت، پیه رون و دیگران پژوهشهای فیزیولوژیکی واقعی در قلمرو خواب آغاز شدند. این محققانی، تأثیر خواب بر ارگانیزم و سازمانهای نظام عصبی – نباتی و همچنین بازتابهای این نظام در خلال خواب را توصیف کردند. امام بررسی دقیق علامتهای الکتریکی فعالیتهای کرتکی، مستلزم دستیابی به فن جدیدی بود، فنی که با کشف‹ موج نمای الکتریکی› مغز بدست آمد و راه را بر پژوهشهای گسنرده تر و کاویده تر گشود. بر اساس استقرار الکترو فیزیولوژی، معلومات سنتی درباره خواب دگرگون شد، روی آورد تجربی نسبت به آن، وارد عصر علمی خود گردید، تحلیل و سنجش در این قلمرو از سطح مشاهده شخصی فراتر رفت و به جهشی عظیم دست یافت.

تعریف اختلالات خواب:

‹ گاهی خواب روی نمی دهد یا در زمان نامناسبی روی می دهد یا اینکه به نظر آرام بخش نمی رسد که آن را اختلال خواب می نامیم ›.

‹ در DSM-IV-TR اختلالات خواب را انواعی تعریف می کند که از یک اختلال روانی دیگر، اختلال جسمی با مواد ناشی نمی شوند بلکه از مکانیزم ناهنجار خواب- بیداری حاصل می گردند›.

به طور کل تعریف دقیق و جامعی از اختلالات خواب وجود ندارد، اما آنچه مسلم است خوب خوابیدن به اندازه خوب خوردن و خوب هضم کردن برای سلامت جسمانی و روانی اهمیت دارد. در خلال خواب است که ارگانیزم، انرژی خود را ترمیم می کند و سلولهای عصبی احیا می شوند. خواب از ارگانیزم علیه خستگی مفرط و فزون- تنودی حمایت می کند. با این وجود، خواب فقط یک بخش عصبی- فیزیولوژیکی نیست. از لحاظ روانشناسی، تأثیر ترمیم کننده آن به اندازه ای است که اشخاص تنیده و عصبی را با خوابانیدن درمان می کنند. همچنین در علت شناسی بیماریهای عصبی- روانی کودک و بزرگسال در بیشتر مواقع با بی خواب ییا کم خوابی مواجه می شویم.

علائم عمده اختلالات خواب:

نیاز افراد به خواب متغیر است: بسیاری از مردم پر خواب هستند شبها ۹ تا ۱۰ ساعت می خوابند، برخی نیز کم خوابند، اما طول خواب همیشه با یک اختلال خواب همبستگی ندارد. گفته شده است که افراد کم خواب احتمالاً دچار بیماری توام هستند، اما این توضیح نامعلوم باقی مانده است. چهار علامت عمده مشخص کننده اکثر اختلالات خواب است: بیخوابی، پرخوابی، پاراسومینا ( نابهنجاری خواب) و آشفتگی برنامه خواب بیداری، این علائم غالباً همپوشی دارند.

* بیخوابی:

« بیخوابی عبارتست از اشکال در شروع یا دوام خواب».

بیخوابی شایع ترین نوع شکایت از خواب است. ما نمی توانیم بی خوابی را به صورت مفید، بر حسب تعداد ساعت های خواب تعریف کنیم. برخی افراد هر شب بعد از کمتر از ۶ ساعت خواب احساس می کنند که کاملاً استراحت کرده اند، سایرین بعد از ۹ ساعت خواب احساس می کنند که استراحت کافی نکرده اند. شکایت از بی خوابی اشاره دارد به این که فرد روز بعد احساس می کند که خوب استراحت نکرده است. طبق این تعریف، تقریباً یک سوم تمام بزرگسالان گاهی دچار بی خوابی می شوند و نزدیک به یک دهم بی خوابی جدی یا مزمن دارند. اغلب کسانی که بی خوابی جدی دارند به اختلالهای جسمانی یا روان شناختی، مانند اختلال های اضطرابی یا افسردگی نیز مبتلا هستند. گاهی افراد به دلیل سر و صدا، نگرانی ها، سوء هاضمه، دمای آزارنده، استفاده از الکل یا کافئین و مسایل گوناگون دیگر مشکل خوابیدن دارند.

پرخوابی:

«خواب آلودگی مفرط، با خواب شبانه طولانی، اشکال در حفظ حالت هشیاری در خلال روز، دوره های خواب ناخواسته در روز تظاهر می کند».

اصلاح «خواب آلودگی» را باید برای بیمارانی گذاشت که از میل دائم به خواب و استعداد قابل اثبات آشکار برای خواب ناگهانی در حال بیداری شکایت می کنند، دچار حملات خواب هستند، و قادر به بیدار ماندن نیستند. شکایت از پرخوابی به نسبت بی خوابی شیوع کمتری دارد. شایع ترین حالات به وجود آورنده خواب آلودگی مفرط، که شدت آن ها برای ارزیابی و نوار نگاری در مراکز خاص اختلالات خواب کافی بوده است، عبارتند از آپنه خواب و نارکولپسی.

پر خواب گذرا و موقعیتی عبارتست از اختلال الگوی طبیعی خواب- بیداری، مشخص با دشواری در بیدار ماندن و میل به ماندن طولانی در رختخواب یا با استفاده از هر فرصت کوته برای رفتن به رختخواب به منظور چرت زدن. این تغییر به طور ناگهانی در واکنش به یک تغییر مهم و مشخص زندگی، تعارض یا فقدان پدید می آید.

پاراسومینا:

نابهنجاری خواب یا همان پاراسومینا از طریق پدیدار شدن وقایع رفتاری یا فیزیولوژیکی نابهنجاری در رابطه با خواب، مراحل تشخیص خواب یا فواصل خواب- بیداری، مشخص می شود.

پاراسومینا یک پدیده غیر عادی و ناخوشایند است که ناگهان در ضمن خواب پدید آمده یا در آستانه بین خواب و بیداری روی می دهد. اکثر پاراسومیناها در مراحل ۳ یا ۴ خواب روی داده و لذا خواب به خاطر آورده نمی شوند.

اختلال برنامه خواب- بیداری:

آشفتگی برنامه خواب- بیداری به جابه جائی خواب از دوره شبانه روزی مطلوب مربوط است. علامت مشترک این اختلالات ناتوانی بیمار در به خواب رفتن در زمان دلخواه است، هر چند در سایر مواقع می توانند بخوابند. همچنین قادر به بیداری کامل در زمان دلخواه نبوده، اما در سایر مواقع می توانند کاملاً بیدار و هشیار باشند. این اختلالات دقیقاً بی خوابی یا خواب آلودگی ایجاد نمی کنند. عملاً شکایت اولیه بیمار از بی خوابی یا خواب آلودگی است و ناتوانی های فوق الذکر فقط با پرسش دقیق آشکار می گردد. آشفتگی برنامه خواب- بیداری را می توان عدم هماهنگ بین رفتارهای خواب و بیدار تلقی کرد. پرسش سابقه خواب در تشخیص گذاری بیمار مبتلا به اختلال خواب کمک کننده است.

طبقه بندی اختلالات خواب:

در رابطه با اختلالات خواب سه طبقه بندی ارائه شده است که مفصلترین طبقه بندی اختلالات خواب در طبقه بندی بین المللی اختلالات خواب: راهنمای تشخیص و کد گذاری (ICSD) انجمن اختلالات خواب آمریکا ارائه شده است. ICSD اختلالات خواب را به چهار طبقه تقسیم کرده است؛ دیس سومیناها، پاراسومیناها، اختلالات خواب وابسته به اختلالات طبی- روان پزشکی و اختلالات خواب پیشنهاد شده.

مرور دوم طبقه بندی اختلالات خواب مربوط به دهمین بازنگری طبقه بندی آماری بین المللی بیماری ها و مسائل بهداشتی وابسته (ICD-10)، موقوع اختلالات خواب فقط انواع غیر عضوی را در بر می گیرد. این اختلالات به انواع دیس سومیناها، اختلالات روانزاد (که در آن ها آشفتگی های اساسی در مقدار، کیفیت، یا زمان خواب است) که از علل هیجانی ناشی می شود و پاراسومیناها (رخدادهای دوره ای نابهنجار که در خواب روی می دهد) طبقه بندی شده اند. دیس سومیناها مشتملند بر بی خوابی، پر خواب و اختلال برنامه خوابی- بیداری. پارسومیناها در کودکی به رشد مربوطند، انواع بزرگسالی روان زاده بوده و مشتملند بر خوابگردی، وحشت خواب و کابوس. اختلالات حرکتی دوره ای در طبقات دیگر مورد بحث قرار می گیرند.

مورد سوم طبقه بندی اختلالات خواب چهارمین مجموعه تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM-IV) است که نسبت به سومین مجموعه (DSM) تغییراتی به شرحی که در پی می آید در آن مشاهده می شود:

نخست آن که طبقه بندی اختلالهای خواب در این مجموعه با طبقه بندی بین المللی اختلالات خواب مطابقت دارد؛ دوم، به جای طبقه بندی اختلالهای خواب بر اساس نشانه شناسی، بر مبنای علت شناسی مفروض، آنها را در ۴ قسمت طبقه بندی کرده است.

قسمت اول: اختلالهای نخستین

اختلالهای خواب نخستین یا همان اولیه اختلالاتی هستند که در آنها هیچ یک از سبب شناسیهای ذکر شده یعنی، (اختلال روانی دیگر، یک حالت طبی عمومی، یا یک ماده عامل اصلی نیست. احتمال می رود که اختلالات خواب اولیه از نابهنجاری های درون زا در مکانیسمهای زاینده یا تنظیم کننده خواب و بیداری به وجود آمده و اغلب از طریق عوامل شرطی سازی پیچیده می شود.

این اختلال عمده خود شامل دو قسمت فرعی نارسا خوابیها و پارسومینا (شبه خواب) تقسیم می شود که این دو گروه نیز شامل اختلالات فرعی دیگر می شود که به شرح ذیل می باشد:

الف- نارسا خوابیها

۱- بی خوابی اولیه:

تشخیص بی خوابی اولیه زمانی گذاشته می شود که شکایت عمه اشکال در شروع و دوام خواب و عدم احساس راحتی پس از خواب، حداقل به مدت یک ماه است. اصطلاح اولیه به این معنی است که بی خوابی بدون رابطه با علل شناخته شده جسمی و روانی پدید می آید. افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی و روانشناختی و شرطی شدن منفی برای خواب غالباً وجود دارد. به طور کلی، بیماران مبتلا به بی خوابی اولیه با به دست آوردن خواب کلی اشتغال ذهنی دارند. هر چه بیمار سعی می کند بیشتر بخوابد، احساس ناکامی و ناراحتی بیشتر شده و به خواب رفتن دشوارتر می شود.

بی خوابی های اولیه اختلال هایی هستند که معمولاً در بزرگسالان جوان و میانسالان دیده می شوند اما آغاز آنها می تواند از کودکی و نوجوانی نیز باشد. فراوانی این اختلال را در بزرگسالان بین ۳۰ تا ۴۰% تخمین زده اند. این اختلال با افزایش سن از فراوانی بیشتری برخوردار می گردد و در زنان بیش از مردان مشاهده می شود. طول مدت آن متغییر است: گاهی در خلال چند ماه پایان می پذیرد و گاهی پس از بروز بتدریج افزایش می یابد. به صورت مزمن در می آید و می تواند سالها باقی بماند و گاهی نیز- برحسب رویدادهای کم و بیش تنیدگی زای زندگی – جنبه نوسانی دارد.

۲- پر خوابی اولیه:

پرخوابی اولیه زمانی تشخیص گذاشته می شود که علت دیگری برای خواب آلودگی مفرط که حداقل به مدت یک ماه روی می دهد، نمی توان یافت. بعضی از مردم پر خواب هستند، که مثل کم خوابها، در محدوده تغییرات بهنجار قرار می گیرند خواب آنها، هر چند طولانی، اما از نظر ساختار و فیزیولوژی نرمال است. بازده خواب و برنامه خواب- بیداری هم طبیعی است. چنین الگویی بدون شکایت در مورد کیفیت خواب، خواب آلودگی روزانه، یا مشکلاتی در زمینه خلق، انگیزش و عملکرد ضمن بیداری است. پرخوابی ممکن است یک الگوی تمام عمر باشد و ظاهراً بروز خانوادگی دارد. بعضی از مردم، خواب متغیری دارند و در بعضی از مواقع زندگی خود پر خواب می گردند.

فزون خوابی در عین حال براساس خواب مفرط شبانه یا خواب آلودگی در خلال روز متمایز می شود و فراوانی آن به مراتب کمتر از بی خوابهاست. این خواب آلودگی مفرط دست کم یک ماه طول می کشد و نه تنها به درماندگی فرد منجر می شود بلکه اغلب نارساکنش وریهای اجتماعی، حرفه ای یا قلمروهای مهم در پی دارد.

مدت میزان خواب شبانه بین ۸ تا ۱۲  ساعت است و فرد به سختی می تواند صبحها از خواب بر خیزد. خواب آلودگی مفرط که بتدریج افزایش می یابد و جنبه ی ‹ حمله› ناگهانی را ندارد، در خلال ساعات معمول بیداری به صورت خوابهای روزانه ارادی یا وهله های غیر ارادی خواب متجلی می شود. طبق DSM- IV-TRاین اختلال اگر بیمار دوره های خواب آلودگی مفرط بطول  حداقل سه روز داشته باشد. چندین بار در سال حداقل به مدت دو سال روی می دهد باید عود کننده کد گذاری شود.

۳- نارکولپسی:

‹ نارکولپسی یا همان خواب زدگی عبارتست از خواب آلودگی مفرط روزانه و تظاهرات غیر طبیعی خواب REMکه روزانه، حداقل به مدت ۳ ماه روی می دهد›.

این اختلال با خواب آلودگی شدید در ساعات روز فعالیت که با حمله خواب همراه است و می تواند در هر شرایطی اتفاق می افتد و معمولا چند دقیقه طول می کشد مشخص شود.

گاهی نارکولپسی با کاهش تنود عضلانی و یا فقدان تنود عضلانی همراه است که فرد مبتلا برای چند ثانیه تا چند دقیقه بر زمین می افتد، ولی کاملاً هشیار است ( کاتا یکسی، خواب متناقض همراه با افلج عضلانی است). بیمار ممکن است چندان بار در روز به خواب نابهنگام دچار شود، خواب وی به طور ناگهانی با مرحله متناقض شروع می شود. اکثر محققان معتقدند که نارلوکولپسی در اثر ناهنجاری مغزی ایجاد می شود که در آن مکانیزمهای عصبی پدید آورنده مرحله خواب متناقض در زمان نامناسب فعال می شوند. استفاده از داروی آمفتامین دایمی و مین به دستور پزشک می تواند در بهبودی بیمار مؤثر واقع شود.

این حملات بطور تیپیک روزانه ۲ تا۶  بار روی میدهند و ۱۰ تا ۲۰ دقیقه طول می کشند و تظاهرات غیر طبیعی خواب REM مشتملند بر توهمات هیپناگوژیک و هیپنویامپیک، کاتاپلکسی و فلج خواب.

نارکولپسی نه نوعی صرع و نه اختلال روانزاد، بلکه نوعی ناهنجاری خفیف مکانیم های خواب سلسله اعصاب مرکزی است، بخصوص مکانیسم های مهاری REM و شایعترین علامت آن حملات خواب است، یعنی بیمار نمی تواند جلوی خواب خود را بگیرد.

بررسیهای همه گیری شناختی نشان می دهند که فراوانی خوابزدگی در زنان و مردان به طور مساوی بین ۲%تا ۱۶% است و پس از ۴۰ سالگی بندرت بروز می کند.

۴- اختلالات خواب‹ وابسته به تنفس›:

اختلال خواب مربوط به تنفس با انقطاع خواب منجر به خواب آلودگی شدید یا بیخوابی که ناشی از آشفتگی تنفسی وابسته به خواب است مشخص می باشد.

به طور کل یکی از علت های بی خوابی، وقفه تنفسی در خواب است. خیلی از افراد مبتلا به وقفه تنفسی در خواب ممکن است به مدت نیم دقیقه یا طولانی تر نتوانند نفس بکشند و بعد از خواب بیدار شده و برای تنفس تقلا می کنند، وقتی که این افراد ترتیبی می دهند تا هنگام خواب نفس بکشند ولی کمتر از نیمی از این زمان را بخوابند. آنها در طول روز بعد، احساس خواب آلودگی کرده و ممکن است سر درد داشته باشند.

گوچه برخی موارد وقفه تنفسی در خواب از ناهنجاری های مغز ناشی می شوند ولی رایج تر ین علت مسدود شدن مجاری تنفسی است. وقتی کسی که شکم بسیار بزرگی دارد- معمولاً مردان میانسال- به پشت می خوابند، وزن شکم در عضلات دیافراگم که نفس را کنترل می کند، اختلال ایجاد می نماید. وقفه تنفسی در خواب تقریباً در ۸ درصد مردان بزرگسال، ۴ درصد در زنان بزرگسال، ۲ یا ۳ درصد در کودکان گزارش شده است.

اختلال خواب مربوط به تنفسی نابهنجار طی خواب مشتمل است بر آپنه ها ( دوره های وقفه تنفسی)، تنگی نفس( تنفس آهسته یا سطحی ناهنجار)، تهویه کم (سطوح ناهنجار اکسیژن و دی اکسید کربن). سه نوع اختلال خواب مربوط به نفس ذکر شده است: سندروم آپنه خواب- انسدادی، سندروم آپنه خواب مرکزیو سندرم تهویه کم حفره های مرکزی.

۵- اختلال ریتم چرخه خواب:

ویژگی اصلی اختلال آهنگ خواب شبانه روزی، قطع مداوم یا متفاوت خواب است که در نتیجه عدم مطابقت سیستم چرخه ای درونزاد که مسئول تناوب بیداری- خواب خاص هر فرد است با اجبارهای برونی در مورد وقت خوابیدن و طول مدت خواب به وجود می آید.

بر خلاف دیگر اختلالهای نخستین خواب، اختلالهای وابسته به ریتم چرخه خواب با مکانیزمهای درونی مسئول پدید آیی حالات خواب و بیداری، وابستگی ندارند. اما عدم مطابقتی ککه ذکر شد موجب می شود تا افراد مبتلا به این اختلالاز اینکه در پاره ای از ساعات روز دچار بیخوابی و در پاره ای دیگر از مواقع دچار خواب آلودگی می شوند، در رنج باشند و یا نابسامانهایی که در کنش وری اجتماعی، حرفه ای و یا در قلمروهای دیگر زندگی آنها به وجود می آیند، احساس درماندگی کنند. ظرفیت تطبیق افراد با تغییرات چرخه خواب بسیار متفاوت است.

در نتیجه، بسیاری از کسانی که واجد نشانه های اختلال وابسته به ریتم خواب هستند هرگز به مراکز تخصصی مراجعه نمی کنند و نشانه شناسی نیز در اغلب مواقع با اندازه ای وخیم نیست که در چهارچوب ضوابط تشخیصی این اختلال قرار گیرد و بنابراین تنها افرادی که دارای نشانه های وخیم و پایدار مانند به خواب رفتن در خلال کار یا در حین رانندگی هستند از متخصصان کمک می طلبند.

انواع فرعی اختلال ریتم چرخه خواب عبارتند از:

* نوع مرحله خواب تأخیری: الگوی پایدار تأخیر در شروع خواب و بیداری دیر هنگام، با ناتوانی در به خواب رفتن و بیدار شدن و در زمان زودتر مطلوب.

* نوع پرواز زدگی: خواب آلودگی و بیداری در یک زمان نامناسب از روز نسبت به وقت محلی، که پس از مسافرت مکرر در بیش از یک منطقه زمانی، روی می دهد.

* نوع کار شیفتی: بی خوابی طی یک دوره اساسی خواب یا خواب آلودگی مفرط در دوره بیداری اساسی که با کار شیفتی شب یا تغییر مکرر کار شیفتی همراه است.

۶- نارسا خوابیهای تصریح نشده:

مقوله نارساخوبیهای نامشخص شامل بی خوابیها، فزون خوابیها یا اختلالهای چرخه ای خواب است که با ضوابط هیچ یک از نارسا خوابیهای خاص مطابقت ندارند. مواردی را که در پی می آیند می توان به عنوان نمونه ذکر کرد:

* بیخوابیها یا فزون خوابیهای معنادار بالینی که به عوامل محیطی مانند صدا، نور یا مزاحمتهای مکرر نسبت داده می شوند.

* خواب آلودگی مفرط که با محرومیت دایم از خواب مرتبط است.

* نشانگان ایدیوپاتیک ‹ ساقهای بیقرار› : دریافتهای حسی ناراحت کننده ای که نیاز شدید به حرکت دادن پاها را به وجود می آورند. این دریافتها معمولاً به هنگام شب و قبل از به خواب رفتن آغاز می شوند و با حرکت دادن پاها و یا راه رفتن موقتاً آرامن می گردند ولی ساقها بی حرکت می مانند. ناراحتی از سر گرفته می شود این دریافتهای حسی می توانند خواب را به تأخیر اندازد یا فرد را از خواب بیدار کنند.

* نشانگان ایدیوپاتیک حرکتهای ادواری اعضا، حرکتهای مکرر و با دامنه کوتاه و ضعیف بخصوص در انتهای اعضای زیرین

* موقعیتهایی که در آنها متخصص بالینی به وجود نارساخوابی پی می برد اما نمی تواند  آن را به یک بیخوابی نخستین، یک عارضه جسمانی و با مصرف دارو ربط دهد.

ب- پاراسومینا شبه خواب:

پاراسومینا اختلالهایی هستند که بر اساس رفتارهای نابهنجار و یا پدیده های فیزیولوژیک در خلال خواب، در جریان مراحل خاص آن و یا در وهله های انتقال خواب- بیداری مشخص می شوند. در این اختلالها، مشکل اصلی به خودی خود متوجه خواب نیست بلکه ناشی از رویدادهایی است که فرایند خواب را مختل می کنند. پاره ای از رفتارهایی که در قلمرو پاراسومیناها قرار می گیرنئ رفتارهایی هستند که اگر به هنگام بیداری انجام شوند کاملاً بهنجارند در حالی که تجلی آنها در خلال خواب باعث مشکلاتی می شود.

۱- اختلال کابوس:

علامت اساسی اختلال کابوس وقوع مکرر رویاهای ترسناک است که منجر به بیداری از خواب می شود.فرد هنگام بیدارشدن کاملاً هشیار می شود. رویاهای ترسناک یا انقطاع در خواب به علت بیدار شدن موجب ناراحتی قابل ملاحظه فرد یا نارسایی در کارکرد اجتماعی یا شغلی می شود. این اختلال در صورتی تشخیص داده نمی شود که کابوسها منحصراً طی اختلال روانی دیگر روی دهد یا ناشی از اثرات فیزیولوژیکی مستقیم یک ماده ( ماده مخدر یا دارو) یا یک حالت طبی عمومی می باشد.کابوسها معمولاً با بیدار شدنی که با بازگشت سریع به  هشیاری کامل و احساس ترس یا اضطراب باقیمانده همراه است، به پایان می رسند. میزان گزارش کابوسها در زنان بیشتر از مردان، است.

۲- اختلال وحشتزدگی به هنگام خواب:

وحشت شبانه به شکل برخاستن از خواب در ثلث اول شب در ضمن خواب عمیق است. تقریباً همیشه با فریاد یا گریه ای گوشخراش، همراه با تظاهرات رفتاری اضطراب شدید تا حد حمله هراس آغاز می شود بطور تیپیک، بیمار با حالتی وحشتزده در بستر می نشیند، مدتی بلند جیغ می کشد، و گاهی بلافاصله بیدار شده و احساس وحشت شدید به او دست می دهد. گاهی بیمار در حالتی فاقد احساس جهت یابی بیدار می ماند. اکثراً بیمار بخواب رفته و روز بعد خاطره ای از آنچه ضمن این حالت روی داده است به یاد نمی آورد. وحشت شبانه، به صورت دوره های مجزا، در کودکان شایعتر است و پسر بچه ها بیشتر از دختر بچه ها مبتلا شده و زمینه خانوادگی نیز کم و بیش نیز وجود دارد. وحشت شبانه رابطه نزدیکی با خوابگردی دارد و ندرتاً با شب ادراری نیز مربوط است، اما با کابوس کاملاً فرق دارد. احتمال دارد که وحشت شبانه بازتاب یک ناهنجاری عصبی جزئی باشد چون در موردی که وحشت شبانه در نوجوانی شروع می شود گاهی نخستین علامت صرع لوب تامپورال از آب در می آید.

۳- خوابگردی:

علامت اساسی اختلال خوابگردی دوره ای مکرر رفتار حرکتی پیچیده، از جمله برخاستن از بستر و راه رفتن، است که طی خواب شروع می شود. دوره های خواب گردی طی خواب با موج کوتاه شروع و لذا بیشتر اوقات طی ثلث اول شب پایدار می شوند. طی دوره ها، فرد دارای کاهش هشیاری و حساسیت چهره ای فاقد احساس، چشم هایی خیره، و دارای بی تفاوتی نسبی برای مکالمه با دیگران یا بیدار شدن توسط آنهاست. اگر فرد طی دوره بیدار شود، یاد آوری محدودی از وقایع دوره  دارد. پس از دوره ممکن است در ابتدا دوره گذرایی از آشفتگی یا اشکال در جهت یابی وجود داشته باشد، اما بعد از آن بهبودی کامل کارکرد شناختی و رفتار مناسب وجود دارد. خوابگردی باید از نظر بالینی موجب ناراحتی یا آسیب قابل ملاحظه ای در کارکرد اجتماعی، شغلی یا دیگر زمینه های مهم شود.

معمولاً خوابگردی با چشم باز و هماهنگی نسبی دستگاههای حسی و حرکتی صورت می گیرد که در کودکان شایع تر از بزرگسالان و در پسران بیش از دختران دیده مس شود. خوابگردی معمولاً در اوایل خواب و در وهله های سوم و چهارم مرحله خواب متعارف اتفاق می افتد و ارتباطی با رویا ندارد.

۴- پاراسومیناهای تصریح نشده:

پاراسومیناهائی که به گونه ای دیگر مشخص نشده اند شامل گروهی از اختلالات هستند که به رفتار نابهنجار یا رویدادهای فیزیولوژیکی من خواب یا انتقال خواب- بیداری روی می دهند، ولی واجد ملاک های پاراسومسناهای اختصاصی تر نیستند. نمونه های آن عبارتند از:

* اختلال رفتاری خواب REM: فعالیت حرکتی، معمولاً با ماهیتی خشن، که در مرحله خواب REM خواب ظاهر می شود بر خلاف خوابگردی، این دوره ها در اواخر شب روی میدهند و با یاد آوری جزئیات رویا همراهند.

* فلج خواب: برای انجام حرکات ارادی در مرحله انتقالی خواب بیداری. دوره ها ممکن است در شروع خواب یا در ختم آن روی دهند. این دوره ها معمولاً با اضطراب شدید و در مواردی با ترس از مرگ قریب الوقوع همراهند.

* موقعیت هائی که متخصصص به این نتیجه رسیده که پاراسومینا وجود دارد اما از تعیین اولیه بودن، یا ناشی از مواد یا اختلال طبی عمومی بودن آن ناتوان است.

* قسمت دوم: اختلالهای خواب توام با یک اختلال روانی دیگر

* بیخوابی و فزون خوابی مرتبط با یک اختلال روانی دیگر:

اگر چه اغلب اختلالهای روانی با اختلالهای خواب همراهند اما هنگامی می توان به تشخیص بیخوابی یا فزون خوابی مرتبط با یک اختلال روانی دیگر مبادرت کرد که اغتشاش خواب، شکایت اصلی بیمار بوده و به اندازه ای وخیم باشد که به تنهایی انجام یک آزمایش بالینی را توجیه کند. افرادی که به این نوع بیخوابی یا فزون خوابی مبتلا هستند معمولاً توجه خود را به اختلال خواب معطوف می کنند و ذکری از نشانه های متمایز  کننده یک اختلال دیگر به میان نمی آورند، حتی در بیشتر مواقع نشانه های ناشی از اختلال روانی خود را به بدخوابی نسبت می دهند، بیخوابی یا فزون خوابی نشانه ای است که در بیشتر اختلالهای روانی در سطح اول قرار دارد. کسانی که به اختلال افسردگی مهاد مبتلا هستند غالباً از مشکلات به خواب رفتن، مقطع بودن خواب یا بیداریهای نابهنگام و ناتوانی در خوابیدن مجدد، گله مندند. فزونی خوابی مرتبط با یک اختلال خلقی، در بیشتر موارد با یک اختلال دو قطبی، یک وهله اخیر افسرده وار یا یک وهله افسرده وار مهد بودن ریخت مشخص توام است. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال اضطرابی تعمیم یافته دچار مشکلات خواب نیز هستند و ممکن است در نیمه های شب با افکار اضطراب آمیز بیدار شوند. در برخی از مبتلایان به اختلال وحشتزدگی، شاهد بروز حمله های وحشتزدگی شبانگاهی هستیم که بیخوابی را بر می انگیزدند.

کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی عموماً در مقایسه با بزرگسالان با اختلال خواب کمتر مراجعه می کنند. به طور کلی، پر خوابی علامت شایع در اختلالات افسردگی در نوجوانان و بزرگسالان جوانتر بی خوابی علامت شایع در اختلالات افسردگی در بزرگسالان مسن تر است. اختلالات خواب مربوط به اختلال روانی دیگر در زنان شایعتر از مردان است.

* قسمت سوم: اختلال خواب ناشی از عوارض طبی عمومی

علامت اساسی اختلال خواب ناشی از یک حالت طبی عمومی اختلال بارز در خواب است که به اندازه کافی شدید است تا توجه بالینی مستقلی را ضروری سازد و ناشی از یک حالت طبی عمومی است. علایم ممکن است مشتمل بر بی خوابی، پرخوابی، یک نابهنجاری خواب یا ترکیبی از اینها باشد. شواهدی از سابقه، معاینه فیزیکی یا یافته های آزمایشگاهی وجود دارد. که اختلال خواب پیامد فیزیولوژیکی مستقیم یک حالت طبی عمومی است. اختلال از طریق اختلال روانی دیگر نظیر، اختلال  سازگاری که در آن عامل استرس زا یک حالت طبی عمومی شدید است. بهتر توضیح داده نمی شود در صورتی که آشفتگی خواب منحصراً در جریان  سیر یک دلیر یوم روی دهد این تشخیص داده نمی شود. علایم خواب از نظر بالینی باید موجب ناراحتی یا آسیب قابل ملاحظه ای در کارکرد اجتماعی، شغلی و یا دیگر زمینه های مهم شود.

قسمت چهارم: اختلالات خواب ناشی از مصرف مواد

هر نوع آشفتگی خواب می تواند ناشی از مصرف یک ماده باشد. طبق DSM-IVپزشک باید مشخص کند که شروع اختلال در جریان مسمومیت روی داده است یا بازگیری.

خواب آلودگی مربوط به تحمل یا ترک یک محرک سلسله اعصاب مرکزی (CNS) در کسانی که آمفتامین، کئکائین، کافیئین و مواد وابسته را ترک می کنند شایع است. خواب آلودگی ممکن است همراه با افسردگی شدید باشد که گاهی به ابعاد انتحاری می رسد. مصرف مستمر مسکن های سلسله اعصاب مرکزی، نظیر الکل، می تواند خواب آلودگی ایجاد کند.

به دلایلی که همیشه روشن نیست، ندرتاً انواع گوناگونی از داروها مسائل مربوط به خواب را به عنوان یک عارضه جانبی بوجود می آورند و بعضی از داروها نیز ضمن اختلال خواب به وجود نیاورده ولی موقع قطع مصرف ایجاد بیخوابی می کنند. تقریباً هر داروئی با تأثیر مسکن و آرام بخش ممکن است چنین تأثیری داشته باشد. همچنین خواب افرادی که سیگار میکشند، ممکن است بعلت ترکیبی از رفتار تشریفاتی آرام بخش و تمایل دوزهای پائین نیکوتین به ایجاد آرامش در واقع تسهیل شود. معهذا، دوزهای بالای نیکوتیندر خواب، بخصوص شروع آن، تداخل می کند. یک فرد سیگاری کمتر از فرد غیر سیگاری می خوابد. ترک نیکوتین ممکن است خواب آلودگی یا برانگیختگی ایجاد کند.

آثار و نتایج اختلالات خواب:

به نوشته پایگاه اینترنتی آکادمی پزشکی خواب آمریکا، اختلالات خواب یکی از انواع شایع بیماری ها به حساب می آید که بر خلاف شیوع قابل توجه آن و تأثیری که بر سلامت افراد در دراز مدت می گذارد به حد کافی مورد توجه قرار نگرفته است. به ویژه این بیماری ها به علت آنکه اختلالات قلب و عروق ایجاد می کنند اهمیت زیادی دارند. اختلالات خواب علاوه بر آنکه موجب بروز بیماری های زیادی می شوند به علت آنکه فرد را در طول روز از کارایی لازم باز می دارند آثار اقتصادی فوری هم دارند.

به طور کلی بی خوابی مزمن ممکن است منجر به کاهش احساس  سلامت (مثلاً بد خلقی و بی علاقگی، کاهش توجه، انرژی و تمرکز حواس و افزایش و کسالت) طی روز شود. و نیز باعث شکایت ذهنی از خستگی روانه. همچنین بی خوابی باعث ایجاد یا همراه شدن اختلالات دیگر مانند افسردگی و اضطراب شده  و آن نیز منجر به مشکلات بین فردی، مشکلات اجتماعی و شغلی شود و تحریک پذیری در روز تمرکز ضعیف را افزایش دهد. بی توجهی  و عدم تمرکز ممکن است منجر به بروز حوادث شود. همچنین بی خوابی باعث افزایش بروز مشکلات روانی فیزیولوژیکی مربوط به استرس( مثلاً سر درد، افزایش تنش ماهیچه ای، ناراحتی، معده) می شود. همانطور که بی افراد را دچار مشکل می کند. پر خوابی نیز ممکن است منجر به ناراحتی و نارسایی کارکردی قابل ملاحظه ای در کار و روابط اجتماعی و شغلی شود. دوره ای خواب روزانه غیر عمدی می تواند نگران کننده و حتی خطرناک باشد. برای نمونه شغلی شود. دوره های خواب فرد در حال رانندگی یا کار بایک دستگاه است. سطح هشیاری پایین که هنگام مبارزه فرد با خواب آلودگی پدیدار می شود ممکن است منجر به اثر بخشی ضعیف، تمرکز ضعیف و حافظه ضعیف در ضمن فعالیتهای روزانه شود.

روشهای درمان اختلالات خواب:

روشهای درمان در اختلالات خواب شامل دارو درمانی و روانشناختی می باشد.

الف) دارو درمانی:

در حال حاضر، باربی توریکها را به علت خطرها و پیامدهای ثانوی آنها تجویز نمی کنند و از بنزودیازپین ها به عنوان متداولترین داروهای خواب آور استفاده می شود. با این حال متخصصان بالینی و دارو شناختی همگی بر این باورند که مصرف مداوم این داروها با تأثیر بر وهله های خواب متناقص، کوتاه کردن آنها و همچنین ایجاد کاهش مدت زمان خواب عمیق- ساختار خواب را تغییر می دهد، به خوابی ترمیم کننده منجر نمی شودع تقلیل کارآمدی فرد را در پی دارد و بالاخره موجب وابستگی و یا اعتیاد می شود. وانگهی، بنزودیازپین ها بر علل ایجاد کننده اختلال خواب مؤثر نیستند و بنابراین مصرف آنها فقط باید به صورت کوتاه مدت باشد به حداقل مقدار مؤثر کاهش یابد. تجویز دارو در خلال کودکی نیز تقریباً همواره با شکست مواجه می شود و در دوره نوجوانی نیز استفاده از آن – حتی بیش از دوره کودکی- باید با رعایت احتیاط صورت گیرد چون این خطر وجود دارد که فرد یک چرخه خود دارو درمانگری مزمن گرفتار شود.

برخی از مکمل های رژیم که برای تسهیل خواب مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از ملاتونین وال- تریپتوفان. ملاتونین یک هورمون درونزاد است که توسط غده صنوبری ترشح می وشد و به تنظیم خواب ارتباط دارد. معهذا، تجویز ملاتونین برونزاد نتایج مختلطی در پژوهش بالینی داده است.

ب) درمانهای روانشناختی:

رواندرمانی های که با روشهای متعدد برای درمان اختلالات خواب مورد استفاده قرار می گیرند و عمدتاً برای درمان بی خوابیها به دو روش که متمرکز بر نشانها و روی آوردهای وسیع تر که مشکلات و تعارضهای توام با اختلال را مد نظر قرار می دهد تقسیم می شود.

۱- روشهای متمرکز بر نشانه مرضی

* روشهای تنش زادیی:

وجه مشترک انواع روشهای تنش زدایی مانند «آموزش خود زاد» «تنش زایی تدریجی» و یا «پسخوراند زیستی» در این است که بیخوابیها را ناشی از فعال سازی فیزیولوژیکی نامتناسبی می دانند که امکان کاهش بهینه آن با استفاده از این روشها وجود دارد. یادگیری روشهای تنش زدای- برحسب روش و بیمار- مستلزم مدت زمانی بیش و کم طولانی است و تمرینها باید به صورت منظم انجام شوند. هنگامی که فرد بر چگونگی استفاده از روش مسلط شد، می تواند قبل از خواب و یا در وهله های بیداری شبانه از آن سود جوید. تحقیقات مختلف به مقایسه درجه اثر بخشی این روشها پرداخته اند و نشان داده اند که هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. نکته مهم این است که به رغم تأثیر روشهای تنش زدایی در بهبود نشانه ها، هیچگونه کاهش قابل ملاحظه تنش جسمانی در بیماران مشاهده نمی شود. پس می توان این احتمال را در نظر گرفت که روشهای تنش زدایی با معطوف کردن توجه فرد نسبت به فرآیندهای جسمانی، مانعی در راه تمرکز افکار وی بر اختلالهای خواب به وجود می آورند و در حقیقت اثر بخشی آنها از تأثیرشان در سطح شناختی ناشی می شود. ول فالک و مک نالتی نشان داده ند که فعال سازی تجسمهای مطبوع یا حنثی- بدون نیاز به هیچ نوع تنش زدایی – به بهبود اختلالهای خواب منجر می شود.

روش قصد متناقض

در روش قصد متناقض که توسط فرانکل (۱۹۶۰) ابداع شده است، قطع نشخوارهای فکری درباره فقدان خواب، نقش بنیادی را ایفا می کند. فکر اصلی این است که اراده یا قصد فرد برای خوابیدن، یک انتظار اضطراب آمیز را در پی دارد، انتظاری که موجب تشدید نشانه ها و مانع خوابیدن می شود. بنابراین فرد باید از این قصد فاصله بگیرد. در این روش از بیمار می خواهند به جای هدف قرار دادن خواب، کوشش کند تا بیدار بماند و به مشاهده واکنشهای جسمانی خود بپردازد.

ترنرآشر(۱۹۷۹) در پژوهشی به بررسی تأثیر روش قصد متناقض پرداختند و درجه تأثیر روشهای قصد متناقض، مهار محرک، تنش زدایی تدریجی و داروی کاذب را در درمان بیمارانی که از بیخوابیهای مزمن رنج می بردند، مقایسه کردند. نتایج این تحقیق، بهبود ارزشیابی فاعلی خواب و کاهش مصرف داروهای خواب آور در همه گروه های درمانگری را مورد تأیید قرار داد.

* روش مهار محرک:

روش «مهار محرک» که توسط بوتزین (۱۹۷۲) ابداع شده مبتنی بر تحلیل عملیاتی خواب و اختلالهای آن است. این محقق بر این باور است که خوابیدن به منزله یک رفتار ابزاری موجب برانگیختن خواب می شود: محرکهایی که تداعی گر خواب هستند (اطاق خواب، رختخواب) به صورت محرکهایی در می آیند که نشانگر خوابند و نقش تقویت کننده را ایفا می کنند. پس اختلالهای خواب می توانند از فقدان محرکهای نشانگر مشخص و یا وجود محرکها و رفتارهای ناسازگار با خواب ناشی شوند. وقتی یک فرد اغلب اوقات در رختخواب کتاب می خواند، تلویزیون تماشا می کند و…، چهارچوب خوابیدن به عنوان محرک نشانگری برای خواب محسوب نمی شود بلکه به صورت چهار چوبی برای خواندن، نشخوار فکری و یا فعالیتهای دیگری- که باز دارند خوابند- در می آید. بنابراین، درمانگری اختلالهای خواب مستلزم تحلیل و تغییر این شرایط است و درمانگر، هدفهایی را که در پی می آیند دنبال می کند:

– تقویت محرکهای نشانگر خواب (مانند رختخواب)؛

– کاهش محرکهای نشانگر رفتارهای ناسازگارانه با خواب؛

– کمک به بیمار در تنظیم آهنگ بیداری- خواب دلنشین.

تحقیقات نشان داده اند که استفاده از این روش، به کاهش مشکلات وهله به خواب رفتن، بهبود طول مدت خواب و وضع فرد به هنگام بیدار شدن، منجر می شود.

۲- روشهای متمرکز بر مشکلات و تعارضها

* روشهای متمرکز بر تعارضها: بسیاری از مؤلفان، روشهای متمرکز بر تعارضها مانند روشهای روان تحلیل گری و درمانگری را جرزی را برای درمان اختلالهای خواب توصیه می کنند. این روشها بر این فرض مبتنی هستند که اختلال خواب نشانه یک تعارض درون- روانی است، تعارضی که حل آن موجب از بین رفتن اختلال می شود. بی تردید در اغلب مواقع، چنین تعارضهایی می توانند اختلالهای خواب را در پی داشته باشند. اما باید متذکر شد که تاکنون روان تحلیل گران و درمانگران را جرزی، روش خاصی را برای درمان بی خوابیها پیشنهاد نکرده اند. همچنین پژوهشهای نظامداری که اثر بخشی این روشها درمانگری را در اختلالهای خواب اثبات رسانند، منتشر نشده اند.

* روشهای درمانگری شناختی- رفتاری نگر: به عکس روش روان تحلیل گری که انحلال تعارضهای درون- روانی را مبنای کار خود قرار می دهد، روش شناختی- رفتاری نگر، کار خود را به طور مستقیم از اختلال آغاز می کند و سپس با در نظر گرفتن دیگر سایل بیمار، از آن فراتر می رود. نکته اخیر دارای اهمیتی بنیادی است چون تجربه نشان داده است چون تجربه نشان داده است که در بیشتر مواقع، بیخوابی ها بسیار پیچیده و با مسائلی در قلمروهای مختلف رفتاری توأم اند و بدین دلیل، تحلیل جزئیات رفتار فرد را الزامی می سازد، هاهن بر گرو شنیدلر (۱۹۸۴) برنامه درمانی را ارائه داده اند که افزون بر در نظر گرفتن شرایط ذکر شده و انجام آزمایش پزشکی- با هدف تعیین علل جسمانی احتمالی- شامل وهله ها و فعالیتهای متعددی از جمله تحلیل رفتار، اقدام برای تسهیل خواب، تغییر چهار چوب زندگی می باشد. نتایج تحقیقات در مورد این برنامه بار دیگر نشان داده که مزیت تمرکز بر نشانه مرضی یعنی اقداماتی برای تسهیل خواب ۰به جای روی آورد نسبت به تعارضها) بیشتر است.

ج) اقدامات غیر اختصاصی برای تسهیل خواب(بهداشت خواب)


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.