فتوا و قانون

بکارت از قانون ایران

برگرفته از انتشارات معاونت قوه قضاییه ایران
۱- مفهوم بکارت، اثبات آن و حقّ فسخ عقد در صورت شرط بکارت
. الف. منظور از باکره چیست؟ آیا منظور عدم ازاله پرده بکارت است؟ آیا منظور عدم آمیزش جنسى است؟ حتى اگر پرده بکارت سالم باشد؟ زیرا در پرده بکارت از نوع اتساعى آمیزش صورت مى گیرد اما پرده به قوت خود باقى است. آیا منظور عدم ازدواج قبلى است؟ بدین معنا که معقوده کسى نبوده باشد؟
ب. آیا عدم بکارت (ثیوبت) عیب محسوب مى شود و نقش عرف در این مورد چیست؟

آیت الله العظمى سید على خامنه اى
الف. تشخیص مفهوم بکارت در موارد مختلف فرق مى کند و در هر صورت در مورد شرطیت اجازه ولىّ (پدر یا جدّ پدرى) براى ازدواج دختر باکره در موارد سه گانه (ازاله بکارت توسط دست و امثال آن، عقد بدون ازاله و آمیزش بدون ازاله بکارت) باید احتیاط شود و از ولى اجازه گرفته شود.
ب. باکره نبودن عیب نیست ولى بکارت صفت کمال است. والله العالم.

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
الف. مقصود از باکره زنى است که با او نزدیکى نشده است، و زنى که با او نزدیکى شده ـ حتى اگر نزدیکى از روى شبهه یا زنا بوده ـ باکره حساب نمى شود، و در صورت نزدیکى چه پرده بکارت عود کند یا نکند، باقى باشد یا باقى نباشد، زن ثیّب حساب مى شود. والله العالم.
ب. ثیّب بودن از عیوب موجب فسخ نکاح نیست و چنانچه شخص با زنى به عنوان اینکه باکره است ازدواج کرده و معلوم شد که زن ثیّب بوده، در این صورت شوهر حق فسخ نکاح را ندارد، لکن از مهر تعیین شده به نسبت ما به التفاوت بین مهر باکره و مهر ثیّب کسر مى شود. والله العالم.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
الف. در رابطه با لزوم تحصیل اذن پدر یا جد پدرى در باکره مقصود کسى است که از روى عقد شرعى دخول به او قبلاً یا دبراً نشده باشد.
ب. مقصود واضح نیست.

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
الف. بعید نیست منظور، عدم زوال بکارت باشد. والله العالم.
ب. در فرض سؤال مجرد عدم بکارت عیب نیست بلى اگر در عقد نکاح شرط بکارت شده باشد یا عقد مبنیاً بر آن واقع شده باشد در فرض سؤال که زوجه فاقد بکارت است زوج حق فسخ دارد و در این صورت چنانچه زوج فسخ کرد نسبت به مهریه اگر دخول واقع نشده یا دخول واقع شده و مدلّس خود زوجه بوده مهریه ندارد و اگر مدلّس دیگرى بوده زوج باید مهرالمسمى را به زوجه بپردازد و مى تواند معادل آن را از مدلّس مطالبه کند. والله العالم. ۳ جمادى الاولى ۱۴۲۲٫

آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى
بکارت در رسائل مختلف مفاهیم مختلفى دارد در آن جا که اجازه پدر لازم است منظور از باکره کسى است که ازدواج نکرده باشد ولى بکارت در عرف عام که به صورت شرط ضمنى بر دختران شرط است آن است که پرده مخصوص محفوظ باشد و نبودن آن عیب است یا به تعبیر دیگر مخالف شرط ضمنى محسوب مى شود. ۲۳/۳/۸۰

آیت الله العظمى سید عبدالکریم موسوى اردبیلى
الف. اگرچه در مواردى ممکن است باکره تمام موضوع حکم شرعى نباشد ولى منظور از باکره آن است که مدخول بها نباشد.
ب. عدم بکارت، عیب مجوز فسخ نیست ولى اگر بکارت به نحوى در عقد نکاح شرط شده باشد از جهت تدلیس مى شود نکاح را فسخ نمود.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
الف. منظور از باکره بودن این است که ازدواج نکرده باشد.
ب. اگر منظور از عدم بکارت این است که زوج حق فسخ داشته باشد خیر حق فسخ ندارد مگر در صورتى که شرط بکارت نموده و یا عقد مبنى بر آن واقع شده باشد.

 

۲- هرگاه زوج هنگام عقد شرط بکارت زوجه را کند، در این صورت بفرمایید:
الف. اگر بعد از وقوع عقد معلوم گردد زوجه داراى پرده بکارت بوده و لیکن ثابت شود قبلاً با او نزدیکى صورت گرفته است (به لحاظ اینکه گاه پرده بکارت با نزدیکى زایل نمى شود) آیا در صورت مذکور، زوج امکان فسخ نکاح را دارد؟
ب. مراد از «بکارت» داشتن پرده بکارت است یا عدم نزدیکى (چه بسا پرده بکارت در مواردى همانند پریدن و… زایل مى گردد) یا هر دو؟
ج . آیا مراد از ثیّب، زنى است که بصورت مشروع ازاله بکارت شده یا اینکه مراد از آن اعم است ولو اینکه از راه نامشروع یا عنف و یا پریدن و… ازاله بکارت شده باشد؟
د . آیا زنى که بعد از نزدیکى باکره مى ماند حکم باکره را دارد یا ثیّب؟


آیت الله العظمى محمد تقى بهجت
الف. اگر بکارت او به جماع زایل شده و در عقد اشتراط بکارت شده باشد یا مبنیاً علیها باشد و ثیب بودن او به اقرار یا بینه ثابت شود زوج حق فسخ دارد.
ب و ج. غیر باکره آن است که بکارت او به جماع زایل شده باشد.
د. اگر نزدیکى صورت گرفته و بکارت زائل شده ثیّب است.

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
الف. در فرض مذکور زوج حق فسخ نکاح را ندارد لکن از جهت شرط مزبور مى تواند به نسبت ما به التفاوت بین مهر المثل باکره و مهر المثل ثیب را از مهر المسمى پس بگیرد والله العالم.
ب. مراد این است که با او نزدیکى نشده باشد و زوال بکارت به واسطه پریدن و امثال آن اثرى ندارد والله العالم.
ج. مراد از ثیّب کسى است که با او نزدیکى شده، چه از راه مشروع یا غیر مشروع و با زوال بکارت به واسطه پریدن و امثال آن شخص ثیب نمى شود والله العالم.
د. زنى که با او نزدیکى شده حکم باکره را ندارد. والله العالم.

آیت الله العظمى سید على خامنه اى
الف. مورد فسخ نیست مگر اینکه مقصود طرفین از باکره بودن نزدیکى نکردن باشد.
ب. منظور همان پرده است ولى در بعض احکام مثل اذن پدر مورد احتیاط است مگر در مواردى که مراد نزدیکى نکردن باشد.
ج. از مسأله قبل معلوم مى شود.
د. باکره است و حکم باکره دارد.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
الف. بستگى به نظر عرف در این تعبیر دارد، و ظاهراً منظور از آن داشتن پرده مخصوص نیست و بر این اساس در فرض مذکور حق فسخ دارد.
ب. ظاهراً منظور عدم نزدیکى است.
ج. معیار در این مورد فهم عرف است و به حسب مقاصد عقلایى منظور دخول است.
د. حکم ثیبه را دارد.

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
الف. در فرض سؤال، که بکارت هنوز باقى است زوج حق فسخ ندارد. والله العالم.
ب. منظور داشتن پرده بکارت است.
ج. ثیّبه یعنى زنى که به سبب جماع ولو به طریق غیر مشروع بکارت او زایل شده باشد. والله العالم
د. زن مذکور حکم ثیّبه را دارد.۵ ربیع الاول ۱۴۲۰ هـ .

آیت الله العظمى محمد فاضل لنکرانى
الف. چون چنین شرطى به معنى عدم نزدیکى است لذا در فرض سؤال حق فسخ ثابت است ولى اگر دخول صورت گرفته دختر استحقاق مهر المثل را دارد.
ب. عرفاً عدم نزدیکى فهمیده مى شود نه داشتن پرده بکارت حال چه به واسطه اتساعى بودن یا جراحى دو مرتبه به حالت اول بازگشته باشد و حتى عرفاً اگر پرده به واسطه مرض یا امر دیگرى غیر از نزدیکى زائل شده باشد چندان مهم نیست.
ج. مراد، اعم است.
د. حکم ثیّب را دارد.

آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى
الف. حق فسخ نکاح ندارد.
ب. معمولاً در عرف منظور از بکارت داشتن پرده مخصوصى است.
ج. هر دو مشمول ثیب هستند.
د. از جهتى که در بالا ذکر شد حکم باکره را دارد ولى از جهت اذن پدر و مانند آن حکم ثیب را دارد. ۲۵/۵/۷۸

آیت الله العظمى سید عبدالکریم موسوى اردبیلى
الف. اگر ثابت شود با او نزدیکى شده حق فسخ دارد.
ب. بسته به نیت شرط کننده است ولى ظاهراً و غالباً منظور عدم دخول است.
ج. کلمه ثیب ظهور عرفى آن در زنى است که از زوجش جدا شده باشد.
د. حکم باکره را ندارد.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
الف. در فرض سؤال حق فسخ نکاح را دارد.
ب. ظاهراً منظور از پرده بکارت داشتن پرده بکارت است.
ج. منظور از (ثیب) آن است بکارت از طریق وطى حلال ازاله شود.
د. حکم باکره را ندارد.

اداره حقوقى قوه قضاییه
در پاسخ به استعلام شماره ۱۰۸۲/م مورخه ۲۷/۷/۱۳۷۶ نظریه مشورتى اداره حقوقى قوه قضاییه به شرح زیر اعلام مى گردد:
الف. با توجه به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنى، زوجى که هنگام ازدواج شرط بکارت نموده باشد اگر بعد از ازدواج معلوم شد که با زوجه جماع شده هرچند پرده بکارت سالم و موجود و از نوع حلقوى باشد داراى حق فسخ خواهد بود، زیرا منظور از بکارت در درجه اول همان عدم نزدیکى است.
ب. با توجه به آنچه که در بالا گفته شد تکلیف بند «ب» معلوم است.
ج. اکراه زن و زایل شدن بکارت اگر به عنف هم باشد تأثیرى در قضیه نخواهد داشت و کماکان زوج حق فسخ خواهد داشت.
د. همین که معلوم شد زوجه فاقد بکارت است حق فسخ براى زوج تحقق پیدا مى کند و فرقى نمى کند که فقدان بکارت در اثر افتادن از بلندى باشد یا بیمارى.
هـ . اطّلاع یا عدم اطّلاع خانواده دختر نیز از این مسأله قبل از عقد تأثیرى در حکم مسائل بالا ندارد.
و. عدم اطّلاع خود دختر هم از این موضوع نیز تأثیرى در تحقق حق فسخ براى زوج نخواهد داشت چون زوج با شرط دارابودن بکارت براى دختر با او ازدواج نموده است.

 


۳- اگر در عقد ازدواج، بکارت زوجه شرط شده باشد یا عقد مبتنى بر بکارت زوجه باشد، منظور از باکره چیست؟
الف. آیا منظور عدم ازاله پرده بکارت است؟
ب. آیا منظور عدم آمیزش جنسى است، حتى اگر پرده بکارت سالم باشد؟ (زیرا در پرده بکارت از نوع اتساعى، آمیزش صورت مى گیرد اما پرده به قوت خود باقى است).
ج. آیا منظور عدم ازدواج قبلى است بدین معنى که معقوده کسى نبوده باشد؟

آیت الله العظمى سید على سیستانى
ظاهر از شرط فرض «ب» است. ۱۲/ربیع الثانى/۱۴۲۲ هـ .

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
ظاهراً منظور هر دو مورد «الف» و «ب» مى باشد اگر شرط بکارت شده و پرده زائل شده در حالى که هیچ گونه آمیزشى واقع نشده یا اینکه آمیزش انجام شده و پرده سالم مانده در هر دو مورد زوج حق فسخ دارد و اما مورد «ج» یعنى مجرد ازدواج بدون تحقق دخول و زوال بکارت تخلف از شرط محسوب نیست و الله العالم. ۱۴/۴/۸۰

آیت الله العظمى محمد فاضل لنکرانى
منظور عدم آمیزش جنسى و وطى است بنابراین اگر آمیزش صورت گرفته باشد به نحوى که اگر پرده طبیعى بود از بین مى رفت صدق عدم بکارت مى کند. ۳/۶/۸۰

آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى
منظور عدم ازدواج قبلى است. ۱۷/۴/۸۰

آیت الله العظمى سید عبدالکریم موسوى اردبیلى
اگرچه ممکن است باکره تمام موضوع حکم شرعى نباشد، ولى منظور از باکره غالباً این است که مدخول بها نباشد، مگر اینکه ثابت شود طرفین از شرط بکارت مقصود خاصى دارند.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
در صورتى که پرده بکارت به خاطر نزدیکى از بین رفته باشد، زوجه باکره محسوب نمى شود و در سایر فرضها باکره به حساب مى آید.

 


۴- اگر زوج معتقد باشد زوجه بکر نیست و قبل از عقد باکره نبوده است و زوجه ادعا کند که بعد از عقد، بکارت توسط شوهر زایل شده است، بفرمایید:
الف. بار اثبات بر عهده کیست؟
ب. بر فرض وجود اماره یا قرینه برخلاف ادعاى هرکدام آیا بار اثبات تغییر پیدا مى کند؟

آیت الله العظمى محمد تقى بهجت
این دعوى ثمره عملى ندارد مگر اینکه بکارت در ضمن عقد شرط شده باشد در آن صورت باید براى اثبات مدعى به حاکم شرع مرافعه نمایند.

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
درهر صورت زوج باید به حجّت شرعیه عدم بکارت زوجه را قبل از عقد اثبات نماید و در فرض اثبات، چنانچه عقد، بنابر باکره بودن واقع شده، زوج تنها مى تواند مابه التفاوت مهر باکره و غیر باکره از مهر مسمّى را از زوجه مطالبه کند و حق فسخ عقد را ندارد، و معلوم باشد مقصود از باکره بودن زن این است که قبلاً با او نزدیکى نشده باشد – به وجه حلال یا حرام – و از بین رفتن پرده بکارت به جهت پریدن و مثل آن زن را از باکره بودن خارج نمى کند، والله العالم.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
اگر باکره نبودن زوجه هنگام عقد منشأ اثر شرعى براى زوج باشد زوج مى تواند شکایت کند ولى او باید اقامه بینه کند و مى تواند از زوجه بخواهد که قسم بخورد.

آیت الله العظمى محمد فاضل لنکرانى
الف . بار اثبات بر عهده زوج است.
ب . اگر مراد از اماره، اماره شرعى و بینه باشد، بار اثبات تغییر مى کند، و اگر مراد از آن شواهد و قرائن عرفى باشد تغییر نمى کند مگر اینکه قاضى شرع از آن ها علم حاصل کند که در این صورت بر طبق علمش حکم مى کند.

آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى
الف. مدعى نفى بکارت باید اثبات کند.

 


۵- در صورتى که داماد به خاطر عدم بکارت، نکاح را فسخ کند چه مقدار از مهریه را باید بپردازد و در صورت تدلیس از چه کسى مى تواند بگیرد؟
آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى
در صورت شرط بکارت یا هر شرط کمال و عدم نقص ـ خواه به صورت ذکر در عقد باشد یا قبل از آن ـ چنانچه خلاف آن ثابت شود حق فسخ دارد و هرگاه دخول حاصل نشده باشد، مهر به کلى ساقط است و اگر حاصل شده باشد، مهر المسمى پرداخته مى شود سپس از کسى که تدلیس کرده مى گیرد.


‏ ۶- جواز انشاى عقد توسط زوجین ـ عدم اعتبار وجود شاهد در عقد
آیا در عقد، رضایت دو طرف کافى است و مى توانند خود صیغه را بخوانند؟ و داشتن گواه لازم است یا نه؟
آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
اگر زن و مرد بتوانند عقد نکاح را به نحو صحیح شرعى انشاء کنند، مانعى ندارد که خودشان عقد را جارى سازند، و در صحّت عقد نکاح، وجود شاهد معتبر نیست، والله العالم.

دوستان بیاد داشته باشید که همواره نیاز یک جامعه موفق سلامتی و بی عیب بودن اخلاقیات در آن جامعه است.
در زمان کنونی که عملا راه برای انجام انواع بی بند وباری اخلاقی باز گذاشته شده و متاسفانه بیشتر زیان آن به جامعه بر میگردد تا سود آن .
همانطور که اندیشه های مارکسیستی و فروید سیسم کاملا آشکار ساخته اند ، عقایدی که فروید و امثال وی در غرب ترویج دادند بزرگترین ضربات را به اقتصاد ، روان و آرامش و ثبات جوامع غربی وارد نمود .
وجود پرده بکارت دلیل بر پاکى و تقوى و قداست دختر است و همانگونه که امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرموده این یک مهر الهى تقوى است.
و از میان بردن آن قبل از ازدواج راه را براى انحراف دختران و گسترش فساد در جامعه اسلامى کاملا هموار مى سازد.
امیدواریم خداوند همه ما را از وسوسه هاى شیطانى که در لباس دلائل ناموزون منعکس مى شود محفوظ دارد.

 جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی

ماده ۶۳۷

هر گاه زن و مردی که بین آن‌ها علقه‌ی زوجیت نباشد، مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا نود و نه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اکراه باشد فقط اکراه‌کننده تعزیر می‌شود.

ماده ۶۳۸

هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به‌ عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا (۷۴) ضربه ‌شلاق محکوم خواهد شد.

تبصره: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ‌ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.

ماده ۶۳۹

افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم می‌شوند و در مورد بند «الف‌» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد:

الف- کسی که مرکز فساد و یا فحشا دایر یا اداره کند.

ب- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.

تبصره: هر گاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق نماید علاوه‌ بر مجازات مذکور به حد قوادی نیز محکوم می‌گردد.

ماده ۶۴۰

اشخاص ذیل به حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و تا (۷۴) ضربه شلاق یا به ‌یک‌ یا دو مجازات مذکور محکوم خواهند شد:

۱- هر کس نوشته یا طرح، گراور، نقاشی، تصاویر، مطبوعات، اعلانات، علایم، فیلم، نوار سینما و یا به طور کلی هر چیز که عفت و اخلاق عمومی را جریحه‌دار نماید برای تجارت یا توزیع به نمایش‌ و معرض انظار عمومی گذارد یا بسازد یا برای تجارت و توزیع نگاه دارد.

۲- هر کس اشیای مذکور را به منظور اهداف فوق شخصاً یا به وسیله‌ی دیگری وارد یا صادر کند و یا به نحوی از انحا متصدی یا واسطه‌ی تجارت و یا هر قسم معامله‌ی دیگر شود یا از کرایه دادن آن‌ها تحصیل مال نماید.

۳- هر کس اشیای فوق را به نحوی از انحا منتشر نماید یا آن‌ها را به معرض انظار عمومی بگذارد.

۴- هر کس برای تشویق به معامله اشیای مذکور در فوق و یا ترویج ‌آن اشیا به نحوی از انحا اعلان و یا فاعل یکی از اعمال ممنوعه‌ی ‌فوق و یا محل به دست آوردن آن را معرفی نماید.

تبصره ۱: مفاد این ماده شامل اشیایی نخواهد بود که با رعایت ‌موازین شرعی و برای مقاصد علمی یا هر مصلحت حلال عقلایی دیگر تهیه یا خرید و فروش و مورد استفاده متعارف علمی قرار می‌گیرد.

تبصره‌ ۲: اشیای مذکور ضبط و محو آثار می‌گردد و جهت استفاده‌‌ی لازم به دستگاه دولتی ذی‌ربط تحویل خواهد شد.

ماده ۶۴۱

هر گاه کسی به وسیله‌ی تلفن یا دستگاه‌های مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت نماید علاوه بر اجرای مقررات‌ خاص شرکت مخابرات، مرتکب به حبس از یک تا شش ماه‌ محکوم خواهد شد.

فصل نوزدهم‌ – جرایم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی

ماده ۶۴۲

هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه‌ی زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه ‌امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس ‌محکوم می‌نماید.

ماده ۶۴۳

هر گاه کسی عالماً زن شوهردار یا زنی را که در عده‌ی‌ دیگری است برای مردی عقد نماید، به حبس از شش ماه تا سه سال ‌یا از سه میلیون تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی و تا (۷۴) ضربه ‌شلاق محکوم می‌شود و اگر دارای دفتر ازدواج و طلاق یا اسناد رسمی باشد برای همیشه از تصدی دفتر ممنوع خواهد گردید.

ماده ۶۴۴

کسانی که عالماً مرتکب یکی از اعمال زیر شوند به‌ حبس از شش ماه تا دو سال و یا از سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شوند:

۱- هر زنی که در قید زوجیت یا عده‌ی دیگری است خود را به عقد دیگری در آورد در صورتی که منجر به مواقعه نگردد.

۲- هرکسی که زن شوهردار یا زنی را که در عده دیگری است برای خود تزویج نماید در صورتی که منتهی به مواقعه نگردد.

ماده ۶۴۵

به منظور حفظ کیان خانواده، ثبت واقعه‌ی ازدواج دائم، طلاق و رجوع طبق مقررات الزامی است، چنان چه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم، طلاق و رجوع نماید به مجازات حبس تعزیری تا یک سال محکوم می‌گردد.

ماده ۶۴۶

ازدواج قبل از بلوغ بدون اذن ولی ممنوع است. چنان چه ‌مردی با دختری که به حد بلوغ نرسیده بر خلاف مقررات ماده ‌(۱۰۴۱) قانون مدنی و تبصره‌ی ذیل آن ازدواج نماید به حبس تعزیری‌ از شش ماه تا دو سال محکوم می‌گردد.

ماده ۶۴۷

چنان چه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن‌ها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می‌گردد.

پرسش

چرا رابطه جنسی در ایران واقعا برای زنها ممنوع است؟ زنها باید سنگباران، اعدام و از اجتماع طرد شوند در صورتی که اینها ارمغان مردهاست. پس با مردها چکار می کنید؟

 

پاسخ

الف:از نظر اسلام مسائل جنسی مرد و زن یک واقعیت و از نعمت های بزرگ الهی است که باید در مسیر صحیح هدایت شود.  اسلام روابط جنسی سالم بین زن و مرد را به شکل ازدواج شرعی پذیرفته و حتی در بعضی از موارد واجب دانسته است و حرکت در این راستا را ارزشمند قلمداد کرده مثلا در متون دینی از ازدواج بعنوان حفظ نیمی از ایمان تعبیر آورده شده است.

و در مقابل روابطی که در این چارچوب و بر این اساس نباشد، به خاطر مفاسدی که بر آن بار بوده است مورد پذیرش قرار نگرفته و ممنوع شده است و برای کسانی که در خارج از محدوده ازدواج شرعی مرتکب اعمال ممنوع شوند مجازات هایی تعیین کرده است.

ب: مجازات رجم (سنگسار)اختصاصی به زنها ندارد و برای مردان هم وجود دارد و از این جهت فرقی بین زن و مرد وجود ندارد. وانگهی چرا شما زنا را ارمغان مردها می دانید و نقش زن را نادیده می گیرید و یا کم رنگ تلقی می کنید، ای بسا در مواردی عشوه گری و طنازی و … زن باعث شده که مرد به دام این گناه بزرگ گرفتار آید و اگر نبود فتنه انگیزی زن، مرد خودبخود بدان وادی کشانده نمی شد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.