blog-featured-image

اختلال دو قطبی


اختلال دو قطبی


ازاختلال دو قطبي با عنوان افسردگي شيدائي نام برده مي‌شد.

همانگونه که از نام قبلي استنباط مي‌شود کسي که دچار اختلال دوقطبي است دچار نوسانات خلقي  شديد ميباشد.اين نوسانات معمولا هفته ها يا ماها طول ميکشد و با انچه مردم عادي در زندگي روزمره تجربه ميکنند بسيارمتفاوت است.

شيوع اختلالات دو قطبي:

در حدود يک نفر از هر 100 بزرگسال در طول زندگي خود دچار اين اختلال مي‌گردد. معمولا اين اختلالات بعد از سنين نوجواني اتفاق مي‌افتد. در سنين بالاتر از 40 سال اين اختلالات غير معمول است. مردان و زنان به يک اندازه در معرض ابتلا به اين اختلالات قرار دارند.

این اختلال که به بای پولار مشهور است باعث تغییر چشمگیری در حالت شخص از خشم شدید به افسردگی و یا نا امیدی و سپس بازگشت به حالت اولیه می شود . تغییر شدید در انرژی و رفتار به موازات دیگر تغییرات اتفاق می افتد . این دوره های بالا و پایین ، اپیزود های ( Episode ) هیجان بیش از اندازه و افسردگی نامیده می شوند ( Mania Episode  ، Depression Episode ) .

علائم :

نشانه های هیجان بیش از حد ( Manic Episode ) :

1- افزایش انرژی و فعالیت و بی قراری

2- بسیار خشن ، بسیار مهربان ، بسیار شاد

3- بسیار تحریک پذیر

4- بی قاعده گی در افکار ، تند صحبت کردن ، پریدن از یک ایده به ایده ی دیگر

5- حواس پرتی یا کمبود تمرکز

6- تمایل به بیدار ماندن

7- احساس قدرت و توانمندی غیر واقعی

8- قضاوت ضعیف

9- شوخی و مزاح بیش از اندازه

10- رفتارهایی که با حالت معمول متفاوت است

11- افزایش میل جنسی

12- استفاده از مواد مخدر ( کوکائین ، الکل و داروهای خواب آور )

13- رفتار تحریک آمیز

14- انکار هر چیز خطایی

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که سه تای آنها یا بیشتر در طول روز به مدت یک هفته و بیشتر رخ بدهند و ادامه پیدا کنند .

نشانه های حالت افسردگی ( Depression Episode ) :

1- غم و اندوه پایدار ، دلواپسی ، حس پوچی کردن

2- احساس نا امیدی و بدبینی

3- احساس گناه ، بی ارزشی و بی چارگی

4- از دست دادن علاقه و لذت نسبت به کارهایی که قبلا لذت بخش بوده مانند سکس

5- کاهش انرژی و احساس خستگی

6- عدم تمرکز ، فراموشی و نا توانی در تصمیم گیری

7- بی قراری و پرخاشگری

8- خواب بیش از حد یا بی خوابی

9- تغییر در اشتها ، کاهش یا افزایش وزن

10- درد مزمن و یا دیگر علائم مزمن بدنی که مربوط به بیماری خاص یا جراحت نیستند

11- فکر کردن به مرگ یا خودکشی یا اقدام به آن

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که پنج تای آنها یا بیشتر ، در اکثر مدت روز و برای یک دوره ی دو هفته ای یا بیشتر ادامه پیدا کنند .

یک مرحله ی ملایم از Mania ، جنون خفیف ( Hypomania ) نامیده می شود . Hypomania به شخصی که آن را تجربه می کند احساس خوبی می دهد و حتی ممکن است با عملکرد خود و بالا بردن بازده ی فرد همراه شود . بنابراین زمانی که خانواده یا دوستان فرد متوجه می شوند که این تغییرات ممکن است به علت اختلال دو قطبی باشد ، شخص آن را انکار می کند . به هر حال بدون درمان صحیح و به موقع ، Hypomania می تواند به جنون شدید ( Mania )  تبدیل شود و در بعضی مردم می تواند به افسردگی منجر شود .

بعضی اوقات ، اپیزودهای جنون و افسردگی شامل علائم روان پریشی می شود . اغلب ، علائم روان پریشی شامل توهم ( شنیدن ، دیدن و حس کردن چیزهایی که واقعا آنجا نیستند ) ، هذیان ( اعتقاد و باور شدید به چیزی که صحت ندارد ) می شود . علائم روان پریشی در اختلال دو قطبی بازتاب حالت شخص در آن زمان است . برای مثال هذیان بزرگنمایی ( خود را به عنوان رییس جمهور و یا یک قدرت اجتماعی فرض کردن ) ممکن است در حالت Mania رخ دهد و هذیان بی ارزشی ( خود را بی پول و فقیر فرض کردن و یا خود را مسئول جنایت دانستن ) ممکن است در حالت Depression رخ دهد . افرادی که دچار اختلال دو قطبی هستند و علائم بالا را نیز دارند ممکن است به اشتباه به عنوان مبتلا بهSchizophrenia و یا دیگر بیماری های شدید مغزی تشخیص داده شوند .

می توان حالات مختلف اختلال دو قطبی را مانند یک طیف در نظر گرفت . به طوری که قسمت زیرین آن افسردگی شدید است و در بالای آن افسردگی ملایم و پس از آن افسردگی کوتاه مدت و گذرا قرار دارد . در بالای این مرحله حالت نرمال و حد وسط فرد قرار دارد . بعد از آن مرحله ی Hypomania و در بالا ترین قسمت این طیف جنون شدید جای دارد .

در بعضی از مردم علائم Mania ( جنون ) و Depression ( افسردگی ) می تواند با هم رخ دهد که به این حالت Mixed Bipolar می گویند . علائم Mixed Bipolar اغلب شامل سراسیمگی ، مشکل در خوابیدن ، تغییر قابل توجه در اشتها ، روان پریشی ( توهم و هذیان ) و افکار خودکشی گرایانه است . یک شخص ممکن است احساس اندوه و نا امیدی شدید بکند و در حالی که در همان زمان احساس قدرت و نیرومند بودن هم بکند .

اختلال دو قطبی معمولا با دیگر مشکلات و بیماری های روانی ظاهر می شود . مانند مصرف الکل و مواد مخدر ، عملکرد ضعیف در مدرسه یا محل کار و تیره شدن روابط فرد با دیگران .

بعضی از مردم با اختلال دو قطبی به خودکشی تمایل نشان می دهند . هر کسی که به خود کشی فکر میگند به توجه و مراقبت بی درنگ نیاز دارد . هر کسی که از خودکشی صحبت می کند را باید جدی گرفت . خطر خودکشی با حاد شدن روند بیماری بوجود می آید . بنابراین تشخیص به موقع و آموزش بهترین راه برای اداره ی بیماری می تواند خطر مرگ و خود کشی را کاهش دهد .

اغلب مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، در میان اپیزودها ( یعنی درحالت نرمال ) علائم در آنها وجود ندارد . ولی در حدود یک سوم مردم علائم در هر حالتی خود را نشان می دهند و در درصد کمی از مردم علائم مزمن و همیشگی هستند ، حتی با وجود درمان .افسردگی که البته علائم آن با اختلال افسردگی معمولی متفاوت است چون در مرحله افسردگی اختلال دو قطبی بیمار تحریک پذیری، احساس گناه و احساس بی ارزشی بسیار بیشتری را تجربه می کند و کاملا فاقد انرژی می شود.

مبتلایان به اختلال دو قطبی گاهی دچار خطرناک ترین حالت های نوسانات خلقی می شوند به حدی که گاهی حتی کار به خودکشی می کشد.

بیماری در حالت کلاسیک خود شامل اپیزودهای شیدایی و افسردگی است . به این حالت Bipolar I Disorder (اختلال دو قطبی 1 ) می گویند . بعضی از مردم هرگز به جنون شدید ( Mania ) دچار نمی شوند در عوض آنها دچار اپیزودهای شیدایی خفیف ( Hypomania ) هستند که مرتبا با افسردگی در حال تعویض است . به این حالت Bipolar II Disorder (اختلال دو قطبی 2 ) می گویند . زمانی که چهار تا و یا بیشتر از چهار تا از اپیزودهای بیماری برای یک دوره ی 12 ماهه رخ دهد ، شخص به Rapid Cycling Bipolar Disorder دچار است  و یک حالت به نام اختلال خلق ادواری یا cyclothymia وجود دارد که شدت اختلال و نوسان خلق به اندازه اختلال دو قطبی نیست ولی مدت طولانی تری میتواند ادامه یابد.

علايم جنون(Psychotic)

اگر دوره هاي شيدايي و يا افسردگي خيلي جدي شود، شما ممکن است دچار علايم جنون شويد.

·   حالت شيدايي: علايم اين حالت شامل احساس خود بزرگ بيني است -اينکه مسئول انجام يک ماموريت مهم بوده يا از يک قدرت بسيار زياد برخوردار است.

·  حالت افسردگي: احساس گناه شديد، احساس بدترين بودن و يا حتي احساس عدم وجود.

علاوه بر اين اعتقادات نامعقول فرد ممکن است دچار توهم شده که شامل شنيدن ديدن بوييدن و يا لمس کردن چيزها يا کساني که وجود ندارند.

  بين دوره ها:

 قبلا بر اين باور بودند که اگر شما از اختلالات دو قطبي رنج مي‌بريد، بايد در بين دوره هاي افسردگي و شيدايي خلق متعادل داشته باشند . اما اکنون مي‌دانيم که در اين حالت علي رغم بهبود ظاهري ممکن است علايم افسردگي خفيف و مشکلات ذهني ادامه پيدا کند.

اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان :

هم کودکان و هم نوجوانان می توانند به اختلال دو قطبی دچار شوند . این اختلال در کودکانی که پدر یا مادرشان نیز به این بیماری دچارند ، شایع تر است . کودکان و نوجوانان بر خلاف بسیاری از بزرگسالان که اپیزودهایی واضح و آشکار دارند ، اغلب بسیار سریع از جنون به افسردگی و برعکس تغییر حالت می دهند . و این اتفاق به دفعات در طول روز تکرار می شود . کودکان با Mania بیشتر رفتار تحریک آمیز و مخرب از خود نشان می دهند تا رفتار شادمانه .

تمایز اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان از دیگر بیماری ها کار بسیار دشواری است . برای مثال کج خلقی و رفتار تجاوز کارانه می تواند از علائم اختلال دو قطبی باشد در حالی که این علائم می تواند نشانه های بیماری های دیگر مانند کمبود توجه ( Attention-Deficit Hyperactivity Disorder ) ، اختلال رفتاری ( Conduct Disorder ) و یا دیگر اختلال های مغزی که در بزرگسالان شایع است مانند افسردگی شدید یاشیزوفرنی باشد .

حالتهایی که ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود :

استفاده از الکل و مواد مخدر در میان افراد مبتلا به این اختلال بسیار شایع است . Anxiety Disorders ( اختلال های اضطرابی ) مانند PTSD و OCD ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود .

علت ها :

دانشمندان در حال بررسی عواملی هستند که امکان دارد باعث اختلال دو قطبی شوند . اکثر آنها عقیده دارند که یک دلیل واحد برای اختلال دو قطبی وجود ندارد بلکه بسیاری از عوامل با همدیگر باعث بروز این اختلال می شود .

چون اختلال دو قطبی به صورت سلسله وار در خانواده ها دیده می شود ، محققان به دنبال ژن مخصوصی هستند که شاید باعث افزایش شانس فرد به مبتلا شدن به این اختلال باشد . اما ژن ها نمی توانند تنها دلیل باشند . مطالعات روی دوقلوهای همسان نشان می دهد که به غیر از ژن ها دیگر عموامل هم در اختلال دو قطبی نقش دارند .اگر این اختلال تنها مربوط به عوامل ژنتیکی بود ، در نتیجه پدر و مادرانی که این بیماری را دارند ، می بایست همواره آن را به دوقلوهای همسان خود انتقال دهند در صورتی که چنین نیست اما اگر یکی از دوقلوها به این اختلال دچار باشد احتمال دچار شدن آن یکی نیز بیشتر می شود .

به علاوه ، یافته ها نشان می دهد که اختلال دو قطبی مانند دیگر بیماریهای مغزی تنها به علت وجود یک ژن نیست . بلکه ترکیب بسیاری از ژنها و عوامل مختلف مانند محیط زندگی فرد ، باعث این بیماری می شود . پیدا کردن ژن هایی که باعث اختلال دو قطبی می شوند کار بسیار دشواری است اما دانشمندان امیدوارند که به لطف دستگاه های تحقیقاتی پیشرفته بتوانند این ژن ها را کشف کنند و درمان بهتری را برای اختلال دو قطبی بیابند .

درمان

براي پيشگيري از پيشرفت نوسانات خلقي به حالت افسردگي – شيدايي ميتوان اقداماتي انجام داد که در ادامه از انها نام برده مي‌شود .اما در اغلب موارد درمان دارويي هم مورد نياز است تا

                      I.      خلق شما را تثبيت کند(پيشگيري)

                    II.      درمان دوره هاي افسردگي و شيدايي

تجويز دارو براي تثبيت حالت روحي

چندين نوع تثبيت کننده وجود دارد که اغلب نيز براي درمان صرع به کار مي‌روند. اما در بين آنها ليتيوم(که نوعي نمک معدني است) موثرترين آنهاست.

ليتيوم:

ليتيوم به مدت پنجاه سال است که به عنوان تثبيت کننده حالت خلقي به کار مي‌رود. اما چگونگي عملکرد آن هنوز مشخص نيست. از ليتيوم براي درمان هردونوع افسردگي و شيدايي استفاده مي‌شود.

درمان با ليتيوم بايد توسط روانپزشک شروع شود.تعيين مقدار دقيق ليتيوم در بدن لازم است. مقدار کم آن بي اثر و مقدار زياد آن سمي است. بناباين شما بايد به طور مرتب در چند هفته اول آزمايش خون دهيد تا مطمين  شويد که از مقدار مناسبي  استفاده مي‌کنيد. با ثابت شدن مقدار دارو پزشک شما مي‌تواند ليتيوم را همراه با آزمايش خون منظم براي شما  تجويز کند.

مقدار ليتيوم در خون به مقدار آب بدن بستگي دارد. اگر آب بدن کم شود مقدار ليتيوم در خون بالا رفته و احتمال بروز اثرات منفي آن و يا حتي اثرات سمي آن وجود دارد. بنابراين بسيار مهم است که:

·  آب بسيار بنوشيد- مخصوصا در مواقعي که هوا گرم است و يا فعاليت شما زياد است .

·  چايي و قهوه کمتر مصرف کنيد- چون آنها باعث افزايش ادرار مي‌گردند. حداقل سه ماه يا بيشتر طول مي‌کشد تا اثرات ليتيوم پديدار شود. در اين مدت با اينکه تغيير حالت روحي شما ادامه دارد بايد به خوردن قرصهاي ليتيوم ادامه دهيد.

·

اثرات جانبي

اثرات زير در چند هفته اول شروع مصرف خود را نشان مي‌دهند. اين اثرات نا مطلوب هستند اما با گذشت زمان بهبود مي‌يابند.

          احساس تشنگي

·        ادرار زيادتر از معمول

·        افزايش وزن

·        اثرات جانبي نا معمول تر شامل:

·        تاري ديد

·        ضعيف شدن ماهيچه‌هاي بدن

·        اسهال

·        لرزش ضعيف دستها

·        احساس بيمار بودن

اين اثرات معمولا با کم کردن دوز بهبود مي‌يابد.

اگر   سطح ليتيوم در خون شما خيلي بالا باشد، شما حالات زير را تجربه خواهيد کرد:

·        استفراغ کردن

·        تلو تلو خوردن

·        لکنت زبان

در اين حالت بايد هرچه سريعتر با پزشک تماس گرفت.

آزمايش خون

در ابتدا شما بايد هر هفته يکبار براي اطمينان از درست بودن سطح ليتيوم در خون آزمايش دهيد. تا وقتي که مصرف ليتيوم ادامه دارد اين آزمايشات نيزادامه دارد. اما پس از چند ماه اول تعداد آزمايشات کم مي‌شود.

استفاده طولاني از ليتيوم ممکن است به کليه و غده تيروييد اسيب رساند. بهتر است هر چند ماه يکبار براي اطمينان از کارکرد صحيح  آنها آزمايش داد. در صورت بروز مشکل شما بايد از ليتيوم را متوقف کرده و از يک جايگزين استفاده کنيد.

مراقبتهاي شخصي

استفاده از رژيم غذايي مناسب

·  نوشيدن مرتب نوشيدني هاي غير شيرين. اينکار به نگه داشتن سطح آب و نمک بدن شما کمک مي‌کند.

·        غذا خوردن منظم – اينکار به تعادل مايعات بدن کمک مي‌کند.

·  کاهش مصرف کافيين در چاي ، قهوه و نوشابه- اين مواد با افزايش ادرار سطح ليتيوم را بالا مي‌برند.

تثبيت کننده هاي ديگر خلقي

گرچه ليتيوم موثرترين تثبيت کننده است، اما داروهاي ديگري نيز وجود دارد.

·   که يک ضد تشنج است. اما هنوز شواهد کافي  وجود ندارد که سديم والپروت به اندازه ليتيوم موثر است . اين دارو نبايد براي خانمهادر سنين باروري تجويز شود.

·  کاربامازپين اثر کمتري داشته و کمتر براي اختلالات دو قطبي استفاده مي‌شود. اما اگر براي شما مناسب است نيازي به تغيير آن نيست.

·  تجويز هاي ضد جنون جديد (مثل اولانزاپين) نيز مي‌تواند به عنوان تثبيت کننده استفاده شود.

بهترين دارو براي من کدام است؟

شما بايد در اين مورد با روانپزشک خود مشورت کنيد، اما چند قاعده کلي وجود دارد،

·  ليتيوم، سديم والپروت، اولانزاپين معمولا براي درمان طولاني مدت تجويز مي‌گردند.

·  کارمازپين براي مواقعي که نوسان خلق سريعتر و متناوب تري داريد پيشنهاد مي‌گردد.

·        ترکيب دارويي نيز کاهي لازم است

بطور کلي بهترين دارو به وجود شما بستگي دارد. يک دارو ممکن است براي يک نفر مناسب باشد ولي در شخص ديگري اثر خوبي نداشته باشد. اما براي اولين تجويز اصولا دارويي تجويز مي‌گردد که تاثير بيشتري در ديگران نشان داده است.

بدون دارو چه اتفاقي مي‌افتد؟

ليتيوم 30 تا 40 درصدازاحتمال عود بیماری کم مي‌کند، اما  هرچه تعداد دوره هاي شيدايي شما بيشتر باشد، احتمال عود آن هم بيشتر است.

تعداد دوره اي شيدايي قبلي

احتمال  دوباره شيدايي در سال بعد

بدون مصرف ليتيوم

با مصرف ليتيوم

1-2

10%

6%-7%

3-4

20%

12%

بيشتر از 5

40%

26%

 با افزايش سن ، احتمال  عود دوره ها همچنان ثابت مي‌ماند. حتي ممکن است شما براي مدت طولاني مشکلي نداشته باشيد، اما همواره خطر بازگشت  وجود دارد.

از چه موقع شروع به مصرف دارو کنيم؟

پس از گذراندن يک دوره، نمي‌توان گفت که دوره هاي بعدي چه زماني باز مي‌گردند. ممکن است شما مايل به مصرف دارو در اين مرحله نباشيد مگر اينکه دوره شما بسيار شديد بوده باشد. اگر براي بار دوم مبتلا شويد به احتمال 80 درصد دوره ها عود خواهند کرد. اغلب روانپزشکان در اين حالت داروهاي تثبيت کننده را پيشنهاد مي‌دهند.

براي چه مدت يک داروي تثبيت کننده بايد مصرف شود؟

براي حداقل دو سال بعد از يک دوره اختلال و تا 5 سال در حالتهاي زير ميتون ادامه داد .

·        عود مکرر دوره ها

·        دوره جنون

·        استفاده از الکل يا مواد مخدر

·        داشتن استرس در خانه يا محل کار

در صورت ادامه داشتن مشکل، ممکن است مجبور شويد براي مدت طولاني تري به مصرف دارو ادامه دهيد.

اطلاعات بيشتر در باره مصرف داروهاي تثبيت کننده در کتابچه هاي مربوطه وجود دارد.

روشهاي درماني روانشناسي

در فاصله بين دوره هاي شيدايي يا افسردگي، درمانهاي روانشناسي مي‌تواند موثر ابشد. اين درمانها بايد حدود 16 جلسه يک ساعته به مدت 6 تا 9 ماه باشند.

اين درمانها شامل:

·        تربيت رواني(Psycho education)- دانستن بيشتر در مورد اختلالات دو قطبي

·  تحت نظر داشتن حالت روحي- کمک کردن به شما براي شناخت زمانهاي تغيير حالت روحي

·  استراتژي خلقي- کمک کردن براي جلوگيري از تغيير حالت روحي به شيدايي يا افسردگي کامل

·        کمک براي افزايش مهارتهاي سازگاري

·        شناخت و رفتار درماني(CBT) براي افسردگي

حاملگي

شما بايد هر برنامه براي حاملگي را با روانپزشک خود در ميان بگذاريد. با هم فکري هم، شما مي‌توانيد براي کنترل حالات روحي خود در طول حاملگي و پس از تولد نوزاد برنامه ريزي کنيد.

اگر باردار هستيد، بهتر است براي آگاهي از قطع يا ادامه مصرف ليتيوم با روانپزشک خود مشورت کنيد. گرچه ليتيوم از ديگر تثبيت کننده ها بي خطرتر است، اما بايد خطر احتمالي آن براي نوزاد با خطر احتمال بازگشت افسردگي يا شيدايي در شما مقايسه شود. اين احتمال در سه ماه اول بارداري بيشتر است. پس از گذشت هفته بيست و ششم، ليتيوم بي خطر است. اما اگر ليتيوم مصرف مي‌کنيد، نبايد به نوزاد شير بدهيد.

در طول زمان حاملگي، تمام کساني که با اين موضوع در رابطه اند شامل: پزشک متخصص زنان- ماما- پزشک خانواده – روانپزشک و پرستار روانپزشک- بايد با هم در ارتباط باشند.

درمان يک دوره افسردگي يا شيدايي

دوره افسردگي

داروهاي افسردگي معمولا بايد به داروهاي  تثبيت کننده  خلقی اضافه شود. متداول ترين اين داروهاSSRIs (مهار کننده هاي جذب سروتونين) است. اين داروها بر يک ماده شيميايي در مغز به نام سروتونين تاثير گذاشته و به نظر مي‌رسد که با مصرف اين دارو نسبت به داروهاي ديگر  احتمال تغيير خلق به حالت شيدايي کمتر است. داروي قديمي ضد افسردگي تري سيکليک به علت نداشتن اين خصوصيت  توصيه نمي‌گردد.

در صورتي که شما به تازگي يک دوره شيدايي داشته و يا اختلال خلق تناوبي سريع را تجربه کرده ايد، داروهاي ضد افسردگي ممکن است منجر به بازگشت حالت شيدايي شوند. در اين حالت بهتر است سطح داروي تثبيت کننده را افزايش داده و از داروهاي ضد افسردگي استفاده نکرد. داروهاي ضد افسردگي پس از 2 تا 6 هفته استفاده باعث  بهبود حالت خلقي مي‌شوند، اما خواب و اشتها زودتر بهبود پيدا مي‌کند. مصرف اين دارو بايد حداقل 8 هفته پس از بهبود افسردگي ادامه پيدا کند و سپس بايد به آرامي‌از مقدار آنها کاسته شود.

حتي پس از بهبودي بهتر است  همواره اين قرصها را با توجه به نظر روانپزشک  همراه داشته باشيد. اگر خيلي زود مصرف قرصها را ترک کنيد، احتمال عود افسردگي در شما زياد است. اگر شما به يکباره مصرف را قطع کنيد، ممکن است دچار علايم ترک (Withdrawal ) شويد.

در صورتي که دوره شيدايي را تجربه کرديد، نبايد داروهاي ضد افسردگي را براي مدت طولاني مصرف کنيد.

شيدايي و دوره هاي افسردگي مخلوط

در اين صورت هرگونه داروي ضد افسردگي بايد متوقف شود. داروي تثبيت کننده و يا داروهاي ضد جنون به تنهايي و يا حتي همراه هم  مي‌توان استفاده کرد. داروهاي ضد جنون در اسکيزوفرني استفاده مي‌شوند اما مي‌توان براي کم کردن فعاليت بيش از اندازه، خودبزرگ بيني، بي خوابي و از بين بردن دوره شيدايي استفاده کرد.

داروهاي ضد جنون قديمي تر مثل کلروپرومازين و هالوپريدول اثرات جانبي مثل لرزش و گرفتگي عضلات دارند. برخي از داروهاي جديدتر مثل رسيپريدون و اولانزاپين بدون اين اثرات جانبي نامناسب مي‌توانند علايم شيدايي را کاهش دهند.

پس از شروع درمان، علايم ممکن است پس از چند روز بهبود يابند اما درمان بايد چندين ماه ادامه پيدا کند. براي رانندگي در مدت مصرف بايد با پزشک خانواده خود مشورت نماييد.

متوقف کردن نوسانات خلقي  خود درماني

·        تحت نظر گرفتن رفتار شحصي

نشانه هاي تغيير حالت خود را ياد بگيريد تا بتوانيد در موقع مناسب کمک بگيريد. با اينکار شما مي‌توانيد از بروز  کامل عارضه و يا بستري شدن در بيمارستان اجتناب کنيد. نوشتن حالات روحي روزانه مي‌تواند به شما در اين کار کمک کند.

·        اطلاعات

تا مي‌توانيد در مورد بيماري تان و آنچه براي درمان آن مفيد است اطلاعات کسب کنيد.

·        استرس(تنش)

از شرايط تنش زا بپرهيزيد. پرهيز کامل از تنش غير ممکن است بنابر اين بهتر است ياد بگيريد چگونه اين شرايط را کنترل کنيد. شما مي‌توانيد از طريق CD يا DVD و يا گروهاي تمدد اعصاب و يا پيشنهادهاي روانشناسان به استرس خود غلبه کنيد.

·        روابط اجتماعي

افسردگي يا شيدايي مي‌توانند اثرات نامطلوبي بر دوستان و خانواده داشته باشد. شما ممکن است مجبور به بازسازي روابط تان بعد از يک دوره افسردگي يا شيدايي بشويد.

داشتن حداقل يک نفر که بتوانيد به او اعتماد کنيد بسيار مفيد است. دوستان و خانواده نياز دارند بدانند که چه اتفاقي براي شما مي‌افتد و آنها چه کاري مي‌توانند براي شما انجام دهند.

·        فعاليت

سعي کنيد زندگي، کار، استراحت و روابطتان با دوستان و خانواده را متعادل کنيد. در صورتي که شما بيش از اندازه مشغول باشيد ممکن است دچار دوره شيدايي شويد.

مطمين باشيد که زمان کافي براي استراحت داريد. در صورتي که شما بيکار هستيد به دنبال گذراندن يک دوره اموزشي و يا کار داوطلبانه که وابستگي با بيماري رواني ندارد باشيد .

·        ورزش

20 دقيقه ورزش ، سه بار در هفته براي بهبود شرايط روحي مفيد است.

·        تفريح

 به طور مرتب کارهايي انجام دهيد که شما را شاد کرده و به زندگي شما معنا مي‌بخشد.

ادامه درمان

ممکن است شما بخواهيد قبل از اينکه دکتر دستور قطع دارو بدهد ، از ادامه مصرف خودداري کنيد. متاسفانه اينکار اغلب به بازگشت دوره ها منجر مي‌شود. با دکتر و خانواده خود هنگامي‌که بهبود يافتيد در اين مورد صحبت کنيد.

در درمان خود اظهار نظر کنيد

اگر براي اختلال دو قطبي در بيمارستان بستري شده ايد، بهتر است براي دکتر و خانواده خود يک

«رهنمود آينده،Advance Directive»تهيه کنيد که اگر شما دوباره مريض شديد چگونه با شما رفتار کنند.

از پزشکم (GP) چه انتظاري دارم؟

در صورتي که شما ليتيوم مصرف مي‌کنيد دکتر شما بايد:

·        فشار خون و بررسي سلامتي عمومي سالانه

·        آزمايش سطح ليتيوم خون هر 3 تا 6 ماه

·        آزمايش خون براي تست کارکرد کبد و تيروييد حداقل هر 15 ماه يکبار

نکاتي براي دوستان و خانواده

افسردگي و شيدايي براي دوستان و خانواده ناراحت کننده و خسته کننده است

رفتار در طول دوره

افسردگي

دانستن اينکه  به افراد بسيار افسرده چه بگوييم سخت است. آنها همه چيز را از ديدگاه منفي مي‌بينند و قادر نيستند بگويند از شما چه مي‌خواهند. آنها ممکن است زودرنج و گوشه گير باشند اما در همان حال به کمک شما نياز دارند. آنها ممکن است نگران باشند ولي نخواهند يا نتوانند که نصيحت شما را بپذيرند. سعي کنيد در حد امکان صبور باشيد و آنان را درک کنيد.

شيدايي

در شروع يک دوره شيدايي، شخص شاد و پرانرژي به نظر مي‌رسد. هرچند که اينگونه هيجانات منجر به بدتر شدن شرايط روحي آنان مي‌گردد. بنابراين سعي کنيد آنان را متقاعد کنيد که کمکشان نماييد و به آنان در مورد بيماري شان توضيح دهيد.

کمکهاي عملي بسيار مهم هستند. مطمين شويد که دوست يا فاميل شما قادر است که از خود نگهداري کند.

کمک به شخص محبوبتان براي بهبودي

اطلاعات بيشتري در مورد اختلالات دوقطبي پيدا کنيد. همراهي شما با بيمار در جلسات روانپزشکي بسيار موثر خواهد بود.

از خودتان مراقبت کنيد

به خودتان زمان و فضا ي کافي براي تجديد قوا بدهيد . مطمين باشيد که زمانهايي براي خودتان و گذراندن با دوستانتان اختصاص داده ايد. در صورتي که دوست يا فاميل شما در بيمارستان است، مدت نگهداري از انها را با ديگران تقسيم کنيد. شما  به دوستتان وقتي خسته نيستيد بهتر مي‌توانيد کمک کنيد.

در مواقع اضطراري

در شيدايي شديد، شخص ممکن است حالت خصمانه ، بدگماني به خود گرفته و يا به صورت لفظي  ويا فيزيکي درگير شود.

در افسردگي شديد، شخص ممکن است تصميم به خودکشي بگيرد.

در صورتي که متوجه شديد که آنها:

·        با نخوردن و نياشاميدن کاملا از خود غافل شده اند

خود يا ديگران را در شرايط خطرناک قرار مي‌دهند.

·        از آزار دادن يا کشتن خود حرف مي‌زنند.

سريعا براي آنان از مراکز درماني کمک بخواهيد.

نام و شماره يک شخص متخصص قابل اعتماد را داشته باشيد. گاهي بستري کوتاه مدت در بيمارستان لازم است.

مراقبت از کودکان

در صورتي که شما شيدا يا افسرده هستيد، به طور موقت نمي‌توانيد از کودکانتان مراقبت کنيد. در اين مدت همسر يا فرد ديگري از خانواده بايد اين وظيفه را به عهده بگيرد. بهتر است  در دوران بهبودي در اين مورد تصميم گيري کنيد.

ممکن است بچه شما هنگامي‌که شما سالم نيستيد احساس نگراني و سر در گمي کند. اين موضوع را از رفتارشان نيز مي‌توان فهميد.

براي بچه ها بسيار مفيد خواهد بود اگر بزرگترها ي آنان حساس و فهيم بوده و بتوانند با خونسردي و سازگاري به مشکلات آنها پاسخ دهند. بزرگترها مي‌توانند به آنان بفهمانند که چرا پدر يا مادر آنها رفتار متفاوتي دارد. سوالات انها بايد با خونسردي، به درستي و به زباني که متوجه شوند پاسخ داده شود. آنها احساس بهتري خواهند داشت اگر به برنامه عادي زندگي شان بازگردند.

چگونهاختلالات دوقطبی را براي کودکان توضيح دهيم؟

بچه هاي بزرگتر ممکن است خود را در بروز مشکل مقصر بدانند. بايد آنان را مطمئن ساخت که عامل اين بيماري نيستند و مي‌توانند به بهبود آن کمک کنند. هنگامي که بچه هاي بزرگتر وظيفه مراقبت از پدر يا مادر بيمار را برعهده بگيرند، نياز به درک ويژه و پشتيباني عملي دارند.