blog-featured-image

فوبیا( ترس مرضی)


فوبیا( ترس مرضی)


فوبیا( ترس مرضی)

فوبی، ترس غیرواقعی از یک ابژه است (مانند اسب، ارتفاع، تزریق). فرد در مواجهه با ابژه‌ای که از آن می‌ترسد، دچار اضطراب فراوان می‌گردد و سعی می‌کند به هر قیمتی شدە، از آن اجتناب کند.
 ترس ، گونه ای از فرآیند های احساسی ذاتی می باشد که در تمامی موجودات زنده خود نمایی کرده و هر یک به گونه ای متفاوت به این فرآیند پاسخ می دهند .در حالتی که این احساس – ترس- از محدوه طبیعی خویش پا فراتر گذارده و حالتی افراطی به خویش بگیرد آرام آرام به شکلی از بیماری تغییر چهره داده و به یک بیماری تبدیل خواهد شد و در چنین حالتی این حس ترس نه تنها طبیعی قلمداد نخواهد شد بلکه اینگونه ترس ها اغلب بی اساس بوده و از آنها به عنوان ترس های مرضی نام برده می شود .

افرادی که مبتلا به ترس های مرضی هستند اغلب از مواردی متنوعی چون ارتفاع و یا حضور در جمع های عمومی و همگانی ، حیوانات و خزندگان و ….. ترس دارند ترسی توأم با وحشت که در حقیقت با خطر طبیعی و تعریف شده این اشیا و جایگاه ها هماهنگی و تناسب ندارد و این حالت از ترس ، فرد را از انجام فعالیتها و مسولیتهای خویش باز داشته و زمینه ساز اختلال و سردرگمی ، در روند طبیعی فعالیتهای روزمره خواهد شد .

از بارزترین و شایع ترین انواع ترس هاى مرضى که اکثریت جوانان از آن رنج مى برند ترس از حضور دراجتماع و خجالت افراطى همراه با ترس و شرم زدگی می باشد .

ترس مرضى حالتی از پریشانی و نگرانی می باشد که فرد به هنگام بیان و یا انجام عملى در موقعیت هاى خاص و یا قرار گرفتن در جمع ودر مقابل  نگاه های سایرین بدان مبتلا خواهد شد .

در حقیقت این گونه ترس به مرور زمان موجب گوشه گیری و کناره گیری فرد از فعالیتهایاجتماعی خواهد شد .

از نشانه های این نوع ترس ها در افراد ، مى توان به لکنت زبان و دهان خشکی ، دل پیچه و اختلات گوارشی ، افزایش ضربان قلب و اختلالات تنفسى ، لرزش دست و پا و گرفتگی عضلات ، در هم ریختگی و پریشانی افکار اندیشه ها و عدم توانایی تمرکز ، اشاره نمود .

افراد مبتلا به ترس های مرض گونه ، همواره از این که به دلیل خطا و اشتباه خویش مورد انتقاد وتمسخر دیگر افراد جمع قرار گیرند ترس و واهمه داشته و این ترس شدید موجب برانگیختی بیش از اندازه دستگاه عصبی و در نتیجه تراوش هورمون آدرنالین به مقدار بسیار فراوان و غیر طبیعی شده و زمینه بروز نشانه های جسمانی در فرد خجالتی خواهد شد .

از مهمترین مکانها و موقعیت هایی که موجب تشدید و ظهور این نشانه ها در مبتلایان به اینگونه ترس ها می شود ، شرکت در جمع های همگانی و عمومی چون : پیشگام و پیشرو بودن در صف نماز و یا بیان کلمات و سخنرانی در صف صبحگاهی ، و سخنرانى در مقابل مجموعه اى از افراد ، مصاحبه و گفتگوی شخصی و یا آزمون های شفاهی می باشد .

پیامد ترس های مرضی

– روگردانی افراد و کناره گیری از شرکت در روابط و مناسبات اجتماعی

– بازداشتن فرد از پیشرفت و توسعه و گسترش توانایی ها و مهارات های شخصی خویش.

– حقوق فرد پایمال می شود بدون اینکه فرد اظهار نظری کرده و درصدد دفاع از حقوق خویش برآید .

– موجب کمرنگ شدن روابط اجتماعی فرد گشته و او را از بر پاداشتن و برقرار کردن روابط اجتماعی باز خواهد داشت .

– زمینه ساز تعارض درونی در فرد شده و او را به سوی سختی ها و جنجال های درونی سوق خواهد داد .

– شخص را به انزوا و گوشه گیری مبتلا خواهد ساخت .

?#شرح_مقدماتي_آگورافوبيا? ?حدود بيست درصد افراد مبتلا به حمله هراس، آگورافوبيا نيز دارند. ?افراد مبتلا به آگورافوبيا(agoraphobia) هميشه مي ترسند، كه مبادا در جايي گير بيافتند و در صورت نياز فوري (معمولا به علت وحشتزدگي) نتوانند به موقع كمك دريافت كنند. ?يعني افراد مي ترسند در جايي يا در مكاني دچار حمله ي وحشتزدگي بشوند و كسي نتواند به آنها كمك كند يا خودشان نتوانند از آن فرار كنند. ?اصطلاح آگورافوبيا از كلمه ي يوناني آگورا به معناي "بازار" ريشه گرفته است. ?افراد مبتلا به آگورافوبيا از ترس به مراكز خريد نمي روند، از مكان هاي پر ازدحام دوري مي كنند، و تلاش مي كنند در جايي قرار نگيرند كه در صورت بروز سمپتوم هاي اضطراب، فرار از آنجا دشوار باشد. آنها ممكن است خانه نشين شوند. #ملاکهای_تشخیصی_آگورافوبیا? ❄️معيار A: ترس یا اضطراب محسوس در مورد دو یا تعداد بیشتری) از پنج موقعیت زیر: ١.? استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی (مثل اتومبیلها اتوبوسها، قطارها، کشتیها، هواپیماها) ٢.? بودن در مکانهای باز ( مثل پارکینگهای بی سقف، بازارها، پلها) ٣.? بودن در مکانهای بسته (مثل فروشگاهها، تئاترها، سینماها) ٤.? ایستادن در صف یا بودن در جمعیت ٥.? تنها بیرون از خانه بودن ❄️معيار B: فرد به علت اینکه فکر میکند در صورت وقوع نشانه های شبه وحشتزدگی یا نشانه های ناتوان کننده یا خجالت آور دیگر (مثل ترس از زمین خوردن در سالخوردگان؛ ترس از بی اختیاری ادرار یا مدفوع) گریختن ممکن است دشوار باشد یا امکان کمک ممکن است وجود نداشته باشد، از این موقعیتها می ترسد یا اجتناب میکند. ❄️معيار C: موقعیتهای آگورافوبیک تقریبا همیشه ترس یا اضطراب را تحریک می کنند. ❄️معيار D: از موقعیت های آگورافوبیک به طور فعال اجتناب می شود، این موقعیت ها به حضور یک همراه نیاز دارند،يا با ترس یا اضطراب شدید تحمل می شوند. ❄️معيار E: ترس یا اضطراب با خطر واقعی که توسط موقعیتهای آگورافوبیای ایجاد میشوند و با مرقعیت اجتماعی - فرهنگی، متناسب نیست. ❄️معيار F: ترس، اضطراب، یا اجتناب مداوم است، معمولا به مدت ۶ ماه یا بیشتر ادامه مییابد. ❄️معيار G: ترس، اضطراب ، یا اجتناب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر اختلال ایجاد می کند. ❄️معيار H: اگر بیماری جسمانی دیگر (مثل بیماری روده ملتهب، بیماری پارکینسون) وجود داشته باشد، ترس، اضطراب، یا اجتناب آشکارا بیش از حد است. ❄️معيار I: ترس، اضطراب، یا اجتناب با نشانه های اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شود - برای مثال، نشانه ها به فوبی خاص، از نوع موقعیتی، محدود نمی شوند: فقط موقعیتهای اجتماعی (همچون در اختلال اضطراب اجتماعی )، نقایصی یا عیب هایی در ظاهر جسمانی (همچون در اختلال بدشکلی بدن)، یادآورهای وقایع آسیب زا (همچون در اختلال استرس پس از آسیب) یا ترس از جدایی (همچون در اختلال اضطراب جدایی) را شامل نمی شوند. ✔️توجه : آگورافوبی صرف نظر از وجود اختلال وحشتزدگی تشخیص داده می شود. اگر جلوه نشانه فرد ملاکهای اختلال وحشتزدگی و آگورافوبی را برآورده کند، هر دو تشخیصی باید داده شوند. ?#توضيح_معيار_H ❗️يكي از خصوصيات اصلي آگورافوبيا، "اجتناب" است. اما اجتناب سمپتومي است كه در تعدادي از ديگر اختلالات نيز مشاهده مي شود. ❗️درمانگر بايد ساير عارضه هاي پزشكي (مثلا، بيماري التهاب روده يا پاركينسون) را كه رفتار اجتناب ممكن است در آنها حضور داشته باشد، منتفي كند. ?#شرح_مقدماتي_فوبيهاي_خاص? ?فوبيهاي خاص(specific phobias) عبارتند از ترس هاي افراطي، غيرمنطقي، و مداوم نسبت به يك شيء يا يك وضعيت خاص. فوبيا ريشه ي يوناني دارد و از فوبوس، يكي از خدايان يوناني كه دشمن خود را مي ترساند، مشتق شده است. ?محرك هاي فوبي زا معمولا ترس بسيار شديدي ايجاد مي كنند، و همين دليل افراد فوبيك، براي اجتناب از آنها استراتژي هايي به كار مي برند تا احتمال مواجه شدن با محرك هاي به حداقل برسد(رفتارهاي ايمني). ?افراد فوبيك معمولا مي دانند كه ترس آنها از يك موقعيت يا رويداد فوبي زا بيش از حد زياد يا غير منطقي است، اما مجموعه اي از باورهاي فوبيك(phobic beliefs) ايجاد كرده اند كه ظاهرا ترس آنها را در كنترل دارد. ?اين باورها در درون خود اطلاعاتي به همراه دارند، اطلاعاتي درباره ي اين كه چرا فكر اين يا آن محرك تهديد آميز است و وقتي در وضعيت فوبيك قرار دارند چه واكنشي نشان دهند(مثل اجتناب از مواجهه با آن محرك). ?امروزه بسياري از روش هاي درمان فوبيهاي خاص براي اين طراحي شده اند كه باورهاي غلط را به چالش بكشند و آنها را با افكار بهتري جايگزين كنند كه نزديك شدن به محرك هاي فوبي زا و مواجه با آنها را تشويق و تقويت مي كنند. ?#ملاکهای_تشخیصی_فوبی_خاص? ?معيار A: ترس یا اضطراب محسوس در مورد موضوع یا موفعیتی خاص (مثل پرواز کردن، ارتفاعات، حیوانات، تزریق شدن، دیدن خون). ✔️توجه: در کودکان، این ترس یا اضطراب ممکن است با گریه، قشقرق ها، میخکوب شدن، یا چسبیدن ابراز شود. ?معيار B: موضوع یا موقعیت فوبیک تقریبا همیشه ترس یا اضطراب فوری را تحریک می کند. ?معيار C: از موضوع یا موقعیت فوبیک به طور فعال با ترس یا اضطراب شدید اجتناب می شود. ?معيار D: این ترس یا اضطراب با ایجاد خطر واقعی توسط موضوع یا موقعیت خاص و زمینه اجتماعی- فرهنگی تناسب ندارد. ?معيار E: این ترس، اضطراب، یا اجتناب مداوم است، معمولا ٦ ماه یا بیشتر ادامه می یابد. ?معيار F: این ترس، اضطراب، یا اجتناب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی یا زمینه های مهم دیگر عملکرد ایجاد می کند. ?معيار G: این اختلال با نشانه های اختلال روانی دیگر، ازجمله ترس، اضطراب، و اجتناب از موقعیت های مرتبط با نشانه های شبه وحشتزدگی یا نشانه های ناتوان کننده دیگر (مثلا در آگورافوبی)؛ موضوعات یا موقعیت های مرتبط با وسواس های فکری (مثلاً در اختلال وسواس فکری – عملی)؛ یادآورهای وقایع آسیب زا (مثلا در اختلال استرس پس از آسیب)؛ جدایی از خانه یا اشخاص دلبسته (مثلا در اختلال اضطراب جدایی)؛ یا موقعیت های اجتماعی (مثلا در اختلال اضطراب اجتماعی) بهتر توجیه نمی شود. ❄️#علل_فوبيهاي_خاص❄️ ?تحقيقات جديد نشان مي دهد كه حداقل بعضي فوبيها با احساس "بيزاري" (disgust، نفرت، اشمئزاز، يا چندش) ارتباط نزديكي دارند و شواهد نشان مي دهد كه بيزاري شديد با فوبياي حيوانات كوچك، به طور عام، و فوبياي عنكبوت، به طور خاص ارتباط دارد و به نظر مي رسد كه در ابتلا به فوبياي خون-زخم-آمپول نيز سهم دارد. ?بيزاري، چندش، يا نفرت، هيجاني است كه معمولا با چيزهايي كه كثيف، غير قابل خوردن، فاسد، و حتي اهانت آميز هستند ارتباط دارد. ?بيزاري نوعي هيجان "رد غذا" است كه هدف آن جلوگيري از انتقال بيماري از طريق جذب دهاني مواد آلوده است و بيزاري شديد نشان دهنده ي اجتناب از چيزهاي مشمئز كننده(مثل مدفوع يا خلط) است. ?همچنين شواهد نشان مي دهند كه وحشت زدگي(panic) و اختلال وحشت زدگي نيز با تعدادي فوبيهاي خاص ارتباط دارد. ?اولا، بين اختلال وحشت زدگي و بعضي فوبيهاي خاص، ميزان كاموربيديتي بسيار بالاست. ?ثانيا بعضي طبقات فوبيهاي خاص، مخصوصا فوبيهاي موقعيتي، با اختلال وحشتزدگي خصوصيات مشترك مهمي دارند. ▪️براي مثال اكثر فوبيهاي موقعيتي شروع خودكار دارند كه ويژگي اصلي اختلال وحشتزدگي است؛ ميزان كاموربيديتي آنها با اختلال وحشت زدگي بسيار بيشتر از ساير انواع فوبي هاست، مثل فوبياي سگ؛ و يكي از علايم واكنش فوبيك در آنها حملات وحشتزدگي غير قابل كنترل و فراوان است (مثل فوبياي ارتفاع، فوبياي هواپيما، كلاستروفوبيا). ?#علل_فوبيهاي_خاص_در_رويكردها? ١.? نظريه ي روانكاوي: ?در اين رويكرد كه فرويد بنيانگذار آن است، فوبيا را نوعي دفاع در مقابل اضطراب ناشي از تمايلات غريزي و سركوب شده ي نهاد (id) مي دانست و معتقد بود رويدادها يا موقعيت هايي كه با غريزه ي سركوب شده ارتباط نمادين دارند باعث ترس مي شوند. ?يك مورد كلاسيك، "هانس كوچولو" است كه نسبت به اسب فوبياي شديد داشت. طبق نظريه ي روانكاوي فرويد، وظيفه ي (function) فوبيا اجتناب از رويارويي با مشكلات واقعي و سببي است(در مورد هانس كوچولو مشكل عبارت بود از كشمكش هاي سركوب شده كودكي). ٢.? شرطي سازي كلاسيك فوبيها: ?تلاش براي توضيح فوبيها با فرآيند شرطي سازي كلاسيك به داستان معروف "آلبرت كوچولو" بر ميگردد كه در سال ١٩٢٠ واتسون و رينر با او يك آزمايش انجام دادند. ?اما توضيح همه ي فوبيها با نظريه ها ي شرطي سازي دشوار است. بعضي انتقادها عبارتند از: ١.⛔️ براي شرطي سازي، حضور تجربه هاي تروماتيك الزامي است، اما بسياري از افراد فوبيك هيچ تجربه ي تروماتيكي به ياد نمي آورند. ٢.⛔️ بسياري از كساني كه همراه با يك موقعيت خاص، به درد يا وحشت دچار مي شوند، از فوبيا رنج نمي برند. ٣.⛔️ شرطي سازي معتقد است همه ي محرك ها براي شرطي شدن از شانس برابري برخوردارند اما در فوبيا همه ي محرك ها به طور يكسان موجب فوبي فرد نميشوند. ٤.⛔️ رويكردهاي نظري ساده در مورد شرطي سازي نمي توانند يك پديده ي رايج در روانشناسي به نام "اينكيوبيشن(incubatiob) را توضيح دهند). (در پزشكي، اينكيوبيشن عبارت است از فاصله ي زماني بين وارد شدن ميكروب به بدن تا ظهور اولين سمپتوم ها يا علايم بيماري). ٣.? نظريه ي تكامل: ?اولين نظريه در اين موضوع از سليگمن است كه اعتقاد داشت انتخاب طبيعي، براي تداعي ترس با بعضي محرك ها ، محرك هايي كه براي اجداد ما خطرناك بوده اند، نوعي آمادگي بيولوژيك به وجود آورده است. (مثل ترس از مار، عنكبوت، ارتفاع و آبهاي عميق، كه در اكثر ما وجود دارند.) اين نوع نظريه به نظريه ي "آمادگي بيولوژيك"(biological preparedness) معروف شدت است. ?#درمان_فوبي_? دارو درمانی یکی از هسته های مرکزی درمان است ?از قديم درمان موفقيت آميز فوبيا معمولا بر نوعي "مواجهه سازي" (اكسپوژِر) با محرك يا موقعيت فوبي زا متكي بوده است. ?در گذشته، تكنيك هاي رفتار درماني مورد استفاده براي فوبياي خاص عبارت بوده است از: حساسيت زدايي سيستماتيك، غرقه سازي، و شرطي سازي متقابل. ?مساله مهم در درمان فوبي هاي خاص رسيدگي به باورهاي فوبيك است كه افراد درباره ي رويداد يا وضعيت فوبي زاي خود دارند. ?اين باورها معمولا غلط هستند زيرا با واقعيت تهديد (يا عدم وجود آن) كه محرك هاي فوبي زا ايجاد مي كنند، همخواني ندارند، و در ضمن باعث تداوم ترس و اجتناب مي شوند. ?خصوصيت مهم مواجهه درماني (اكسپوژر تراپي) فراهم آوردن چنين فرصتي است كه افراد فوبيك را در وضعيت هايي قرار مي دهد، كه بتوانند عملا مشاهده كنند كه باورهايشان اشتباه است. ?اخيرا بعضي انواع رفتار درماني با تكنيك هايي از شناخت درماني تركيب شده اند تا درمان هاي تركيبي كوتاه مدت ايجاد كنند، درمان هايي كه موارد زير را شامل مي شوند: بازسازي شناختي، مواجهه ي شديد با رويداد يا محرك فوبي زا، و يادگيري مشاهده اي (مدلينگ) كه در مدتي كوتاه حتي در يك جلسه ي سه ساعته، نيز موثر واقع مي شوند.

درمان ترس !!!

تشخیص زود هنگام بیماری پیش از آنکه درمان بیماری سخت و امکان ناپذیز باشد ، از نکات مهمی می باشد که بایستى مورد توجه قرار داد .

نخستین و مؤثرترین راه درمان این بیمارى تمرین و تکرار مى باشد .

با صدایى گویا و رسا به سخنرانى و گفتگو با دیگران پرداخته و در گام نخست ، تمرین خویش را در قالب سخنرانى در مقابل مجموعه اى از افراى که آشنایى دارید ، آغاز نمایید .

متنی را برگزیده و چگونگی بیان و رعایت اصول و قواعد سخنرانى را تمرین و تکرار کنید و در هر گام از تمرین بر تعداد شنوندگان خویش بیفزایید چرا که این امر در افزایش اعتماد به نفس شما بسیار مؤثر مى باشد .

در همین راستا نیز بهره مندی از  برنامه ها و اصول روانشناسی بسیار موثر بوده و دربردارنده نتایج چشم گیری می باشد که البته شایان ذکر است که کاربرد اینگونه منابع و اصول نیازمند تخصص در این زمینه می باشد .

نهال اعتماد به نفس و استعدادهای خویش را پروش دهید !

مهارت هایی که شما را درعدم قرار گرفتن در تنگناها و موقعیت های تنش آمیز غیرمترقبه یاری می رساند ، بیاموزید .

کلید پیروزی بر ترس هایاجتماعی به چالش کشیدن اندیشه های نادرستی می باشد که به هنگام قرار گرفتن در وضعیت های اجتماعی حساس ، در ذهن انسان شکل مى گیرند چرا که تنها در صورت توانایی غلبه و برتری یافتن بر این افکار و اندیشه ها ، رفتار فرد به مسیر طبیعی هدایت خواهد شد .

همواره به یاد داشته باشید که زندگی مجموعه فراز و فرود آدمی بوده و همواره نمیتوان همچون ستاره درخشید و درخشانی یکسانی داشت

زمان ، مکان پیروزی ها و شکست ها است !!!

 ترس غیر معمول و غیر منطقی از قرار گرفتن در جمع و در میان افراد است. در این نوع ترس بیمارگون، فرد نگران این مساله است که مرکز توجه دیگران قرار بگیرد. این دسته از افراد عموماً از مکانهای عمومی، صحبت کردن در جمع، مورد تشویق قرار گرفتن و یا شرایطی که تعداد زیادی از افراد جمع هستند، اجتناب می کنند و متاسفانه همین واکنش آنها باعث می شود که شدت این مشکل افزایش یابد. افرادی که از این مشکل رنج می برند، همواره سعی دارند در برابر جمع پنهان شوند و یا نگران از قضاوت اطرافیان هستند، غافل از اینکه این اقدام باعث شدت گرفتن مشکلاتشان می شود. البته این ترس می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از دست دادن کنترل و … اما باز هم جای نگرانی وجود ندارد چرا که انواع ترسها، از جمله ترس از اجتماع و افراد در اجتماع دارای درمانهای موثر و مفیدی است و در صورتیکه در اجرای شیوه های درمانی آن تلاش لازم را به خرج دهید، این مساله قابل درمان است. برای درمان انواع هراسها از جمله ترس از اجتماع و محیط های اجتماعی توصیه می شود که:

 خود را در معرض موقعیت های هراس آور قرار دهید

رفتار درمانی شناختی (یکی از روشهای درمان در روان شناسی)، از روش مواجهه با محرک اضطراب آور، استفاده می کند. برای مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با یک جمعیت زیاد، دچار احساس اضطراب می شوید و احساس اضطراب می کنید، احتمالاً بعد از آن واقعه سعی خواهید کرد که وارد فضاهای پرجمعیت نشوید. اما این رویکرد درمانی تاکید می کند که این دسته از افراد با ترسها و هراسهای خود رو به رو شوند و از آن فرار نکنند. هر چند که به ظاهر این رویکرد درمانی، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنین یادگیری شیوه های «تن آرامی» در پشت سر گذاشتن این نوع اضطراب بسیار موثر است.

 صحبت کردن در مورد ترسها، در کاهش اضطراب موثر است

گفتگو درمانی، یک روش درمان سنتی است که در آن افراد وادار می شوند در مورد ترسها، نگرانیها و اضطرابهای خود صحبت کنند. هرچند این روش درمانی، یک روش قطعی نیست اما در جلسات اولیه درمان، نقش تسکین دهنده دارد.
 این نوع ترس می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از دست دادن کنترل و … اما باز هم جای نگرانی وجود ندارد چرا که انواع ترسها، از جمله ترس از اجتماع و افراد در اجتماع دارای درمانهای موثر و مفیدی است و در صورتیکه در اجرای شیوه های درمانی آن تلاش لازم را به خرج دهید، این مساله قابل درمان است.

 در درمان انواع هراسها، داروها می توانند موثر باشند

هرچند که در زمینه بسیاری از ترسهای مرضی مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگی، ترس از حیوانات و … رفتار درمانی می تواند موثر باشد اما گاه لازم می گردد که افراد با تجویز روان پزشک، تا بهبود کامل، بطور مقطعی دارو مصرف نمایند. یوگا و مراقبه روش های درمانی دیگر، بهره گیری از تمرینات یوگا است. یوگا باعث تنظیم ضربان قلب و همچنین تسکین اعصاب افراد مضطرب می گردد و باعث کاهش تحریک پذیری سیستم عصبی این دسته از افراد می گردد. مهمترین نقش یوگا در درمان این دست هراسها، توانایی کنترل یافتن فرد بر روی واکنشهای بدنی از جمله لرزش دست است. و آخرین روش درمانی پیشنهادی ما «قصد متناقص» و یا «تمرین منفی وابستگی» است. در این روش به افراد آموخته می شود که به جای مبارزه با لرزش دست، به طور ارادی خود را در موقعیتی قرار دهد که دستش بلرزد. مثلاً هر زمان و یا هر مکانی که احتمال میدهد، دستش بلرزد، حتماً با این موقعیتها مواجه شود. این تمرین باید به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان کنترل رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگیرد. این تمرین روشی برای توانایی یافتن در بخشها و واکنشهایی از بدن است که افراد گمان می کنند نمی توانند بر آن تسلط و کنترل پیدا کنند. ?#شرح_مقدماتي_اختلال_اضطراب_اجتماعي? ?در DSM-IV نام اين اختلال فوبياي اجتماعي(social phobia) و نام فرعي آن اختلال اضطراب اجتماعي در نظر گرفته شده بود اما DSM-5 نام اصلي اين اختلال را "اختلال اضطراب اجتماعي" (Social Anxiety Disorder) در نظر گرفته است، زيرا مشكلات به وجود آمده در اثر آنها، در مقايسه با ساير فوبيها، معمولا فراگيرتر هستند و در فعاليت هاي عادي فرد نابساماني بيشتري به وجود مي آورند. ?اختلال اضطراب اجتماعي عبارت است از ترس شديد و دائمي از موقعيت هايي كه در آن ها فرد در جمع ديگران قرار مي گيرد يا بايد جلوي آنها كاري انجام دهد (مثلا، سخنراني كند). ?افراد مبتلا به اختلال اضظراب اجتماعي از هرگونه موقعيت اجتماعي كه فكر مي كنند ممكن است در آن يك رفتار خجالت آور داشته باشند يا هرگونه وضعيتي كه فكر ميكنند در آن مورد ارزيابي منفي ديگران قرار مي گيرند مي ترسند و سعي مي كنند از آنها دور باشند. ?در موقعيت هاي اجتماعي، اضطراب آنها آنقدر فراگير است كه DSM-5 نام عمومي تر اختلال اضظراب اجتماعي به آن داده است زيرا مي تواند بعضي مشكلات فلج كننده ي ديگر مثل افسردگي و اعتياد به مواد را پيش بيني كند. ?#ملاکهای_تشخیصی_اختلال_اضطراب_اجتماعي? ?معيار A: ترس يا اضطراب محسوس در مورد یک یا چند موقعیت اجتماعی که در آنها فرد با احتمال بررسی دقیق دیگران مواجه شود. از جمله نمونه های آن عبارتند از تعامل های اجتماعی (مثل گفتگو داشتن، ملاقات کردن با افراد ناآشنا)، مورد مشاهده قرار گرفتن (مثل خوردن یا نوشیدن) و عمل کردن جلوی دیگران (مثل ایراد سخنرانی). ✔️توجه: در کودکان، اضطراب باید در موقعیت های همسالان و به فقط هنگام تعامل با دیگران روی دهد. ?معيار B: فرد می ترسد که طوری عمل کند یا نشانه های اضطراب بروز دهد که به صورت منفی ارزیابی شوند (یعنی، خجالت آور یا تحقیرآمیز باشند، به طرد یا دلخوری دیگران منجر شوند). ?معيار C: موقعیت های اجتماعی تقریبا همیشه ترس یا اضطراب را برانگیخته می کنند. ✔️توجه: در کودکان، ترس یا اضطراب ممکن است با گریه، قشقرق، میخکوب شدن، چسبیدن، جمع کردن خود، یا ناتوانی در صحبت کردن در موقعیت های اجتماعی ابراز شود. ?معيار D: از موقعیت های اجتماعی اجتناب می شود یا این موقعیت ها با ترس یا اضطراب شدید تحمل می شوند. ?معيار E: ترس یا اضطراب با تهدید واقعی که توسط موقعیت اجتماعی ایجاد می شود و با زمینه اجتماعی – فرهنگی بی تناسب است. ?معيار F: ترس، اضطراب، یا اجتناب مداوم است، معمولا ٦ ماه یا بیشتر دامه می یابد. ?معيار G: ترس، اضطراب، يا اجتناب باعث مي شود فرد به رنج شخصي يا نابساماني شديد و از لحاظ باليني معنادار در عملكرد اجتماعي، شغلي، يا ساير جنبه هاي مهم زندگي دچار شود. ?معيار H: ترس، اضطراب، یا اجتناب ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سوء مصرف مواد مخدر، دارو) یا بیماری جسمانی دیگر نیست. ?معيار I: ترس، اضطراب یا اجتناب با نشانه های اختلال روانی دیگر، مانند اختلال و حشتزدگی، اختلال بدشکلی بدن، یا اختلال طیف اوتیسم بهتر توجیه نمی شود. ?معيار J: اگر بیماری جسمانی دیگری (مثل بیماری پارکینسون، چاقی، بدشکلی ناشی از سوختگی ها یا جراحت) وجود داشته باشد، ترس، اضطراب، یا اجتناب آشکارا نامربوط یا بیش از حد است. ?#علل_اختلال_اضطراب_اجتماعي? ?عوامل ژنتيك? ?تعداد شواهدي كه نشان دهند اختلال اضطراب اجتماعي عنصر ژنتيك دارد، رو به افزايش است. ?مثلا در مورد كودكان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي، احتمال اينكه يكي از والدين يا هردوي آنها اختلال اضطراب اجتماعي داشته باشند بيشتر از كودكان سالم است، و مطالعات انجام شده روي دوقلوها نيز نشان مي دهند كه در ايجاد اختلال اضطراب اجتماعي، عامل ژنتيك آشكار ولي خفيف وجود دارد. ?عوامل رشدي? ?چون اختلال اضطراب اجتماعي، در مقايسه با ساير اختلالات اضطرابي، در سنين نسبتا پايينتري ظاهر مي شود، عوامل رشدي و تجربه هاي كودكي احتمالا در آن تاثير مي گذارند. ?براي مثال كودكاني كه در خود فرو رفته، گوشه گير و ساكت هستند، بيشتر احتمال دارد، كه به اختلال اضطراب اجتماعي مبتلا شوند؛ اما بسياري از كودكان بسيار گوشه گير و غير فعال به اختلال اضطراب اجتماعي مبتلا نمي شوند. ?سبك تعامل والدين-فرزندان در دوران اوليه كودكي نيز مي تواند در ايجاد اضطراب اجتماعي نقش داشته باشد. ?والدين افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي روي فرزندان خود كنترل بيشتري دارند، مهرباني كمتر، رفتار بد در جلوي ديگران، خجالت دادن به عنوان روش تربيتي از ويژگي آنهاست. ?عوامل شناختي? ▪️اولا، افراد مبتلا به فوبي اجتماعي در پردازش و تفسير اطلاعات نوعي سوگيري دارند كه باعث مي شود درباره ي رويدادهاي اجتماعي پيش بيني هاي بسيار منفي داشته باشند. ▪️ثانيا، افراد مبتلا به اضطراب اجتماعي عملكرد خود در موقعيت هاي اجتماعي را بيش از حد بد و ناشيانه مي دانند. ▪️ثالثا، بعضي از اين افراد زماني كه مي ترسند مورد ارزيابي منفي قرار گيرند، تمايل دارند توجه خود را به سوي خود و واكنش هاي اضطرابي خود معطوف كنند، پديده اي كه "توجه متمركز بر خود" (self-focused attention) ناميده مي شود. ] ?#درمان_اختلال_اضطراب_اجتماعي? ?معلوم شده است كه هم درمان هاي "دارويي" و هم درمان هاي "شناختي-رفتاري" (CBT) در تسكين سمپتوم هاي اختلال اضطراب اجتماعي موثر واقع مي شوند و هر دو مورد استفاده قرار ميگيرند. ?درمان هاي موثر CBT بعضي موارد زير را شامل مي شوند: ١.? مواجهه درماني كه آن درمانجو به رغم استرسي كه به او وارد مي شوند، در يك موقعيت اجتماعي ترسناك باقي مي ماند. اين موقعيت ممكن است يك موقعيت اجتماعي واقعي يا يك موقعيت اجتماعي مصنوعي باشد، كه در آن درمانگر نقش يك غريبه را ايفا مي كند. ٢.? آموزش مهارت هاي اجتماعي ، از جمله يادگيري مشاهده اي، تمرين رفتاري(behavioral rehearsal)، فيدبك اصلاحي(corrective feedback)، و تقويت مثبت(positive reinforcement)، اين آموزش به نقص هاي موجود در مهارت هاي باليني، كه اغلب جزو ويژگي هاي افراد اضطراب اجتماعي هستند، مي پردازد. ٣.? بازسازي شناختي، كه براي به چالش كشيدن و جايگزين كردن سوگيري هاي منفي در پردازش اطلاعات، خود-سنجي هاي منفي از عملكرد اجتماعي، و براي كاهش توجه متمركز بر خود، طراحي شده است. ?هريك از اين عناصر به تنهايي مي تواند، دستاوردهاي درماني ايجاد كند، اما ادغام آنها با يكديگر در قالب درمان شناختي-رفتاري باعث مي شود كه ٦ تا ١٢ ماه بعد از درمان، دستاوردهاي آن حفظ شود. ?داروهايي مثل بازدارنده هاي مونوآمين اُكسيداز MAOIها، و اخيرا بازدارنده هاي بازجذب سروتونين SSRIها، از اضطراب اجتماعي كم مي كند. ?تحقيقات نشان مي دهند كه هم درمان هاي دارويي و هم درمان هاي CBT، در گروه هاي آزمايشي، در مقايسه با گروه هاي بدون درمان ، موثر واقع مي شوند، اما همين دو نوع درمان مي توانند يكديگر را تكميل كنند، به اين صورت كه دارو درماني سريعتر از CBT آثار مثبت خود را نشان مي دهد و CBT به درمانجويان كمك مي كند تا دستاوردهاي خود را به مدت طولاني تري حفظ كنند.