سوال خود را از آقای دکتر شمشیری بپرسید

شما نیز میتوانید با ورود یا ثبت نام در سایت، سوال خود را مطرح کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ خود را از پزشک دریافت نمایید

سوال خود را اینجا مطرح کنید

  اطلاعات و مشخصات کاربران جهت حفظ حریم خصوصی ایشان، در این بخش نمایش داده نمیشود.

  با سلام و ممنون بابت پاسختون اين حالت رو كه گفتين قبلن داشتم حتى تمايلى به جنس موافق نداشتم و انگيختگى در من فقط با جنس مخالف ايجاد ميشد،ولى هرروز اين حس داره بيستر ميشه،بطوريكه الان بعضى مردها هم منو تحريك ميكنن ،وتمايلم به كارهاى زنونه بيشتر شده،مثل ارايش كردن و شيو كردن بدن،دقيقا زندگى دوگانه اى دارم تو خونه در قالب يك زن وپوشيدن لباسهاى زنونه و بيرون در قالب يك مرد.واقعا نميدونم چيكار كنم ،اگه اين انحراف هست چطور ميتونم اين مشكل رو حل كنم.

زمان ثبت : 17 بهمن 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. باید ویزیت دقیق شوید و در نهایت روانکاوی طولانی مدت احتمالا کمک به شما کند. بااحترام

  سلام و با تشكر از سايت خوبتون من ساكن اروپا هستم وعادت به زنونه پوشى و انال ارگاسم دارم ،با وجود دسترسى به همه جور امكانات واقعن خيلى سعى كردم با جنس مخالف ارتباط داشته باشم واين عادت رو ترك كنم ،ولى در سكس تمايل به مفعول بودن دارمو با ديدن لباس هاى زنونه واقعا تحريك ميشم ،طوريكه تا بحال بارها لباسهاى زنونم را بيرون ريختم ولى بازم شروع به خريد لباس و لوازم ارايش ميكنم حالا سوالم اينه كه ايا اين انحرافه يا اينكه همجنسگرا يا همجنسباز هستم ،واقعن خسته شدم ازين زندگى لطفا راهنمايي كنين.

زمان ثبت : 14 بهمن 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اگر با پوشیدن لباس زنانه تحریک می شوید و تمایل به رابطه مقعدی دارید اما بعد از برطرف شدن انگیختگی جنسی و ارگاسم، از ان حالت منزجر شده یا تمایل قوی به خارج کردن لباسهای زنانه دارید و حالت طبیعی احساس به زنان پیدا میکنید این وضعیت نوعی انحراف جنسی مبدل پوشی است. بااحترام

  سلام آقای دکتر وقتتون بخیر . من پارسال این کامنت رو اینجا گذاشتم : "سلام آقای دکتر روزتون بخیر.بنده پسری ۱۶ ساله هستم و گرایش به مبدل پوشی ، فوت فیتیش و همچنین سادمازوخیسم دارم و همچنین گاهی استمنا میکنم.من هیچ میلی به آمیزش جنسی ندارم و همیشه تخیلاتم از سادمازوخیسم منشأ میگیرد.لطفا راهنمایی کنید که چگونه نجات پیدا کنم !" در ضمن در تخیلاتم خودم رو زن تصور میکنم ... که شما فرمودین وضعیت دشواریه و درمان طولانی مدت نیاز داره الان سوالم اینه که آیا اصلا درمانی برای چنین وضعیتی وجود داره؟ امکان داره که در آینده زندگی عادی داشته باشم و تمایلاتم اصلاح بشن ؟ خیلی بابت این موضوع ناراحت و افسرده شده م ... با تشکر فراوان از زحمات شما توی سایت !!

زمان ثبت : 21 دی 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. روانکاوی طولانی مدت ممکنه تا نتایج خوبی بهتون کمک کند. بااحترام

  سلام و خسته نباشید ،دستم به دامنتون ، من اهل تبریز هستم و تقریبا دو سال هست که ازدواج کردم و الان یک بچه ۵ ماهه دارمو کارم با شوهرم به طلاق کشیده سر مسائل جنسی ، ایشون تقریبا از وقتی که من حامله شدم دیگه اصلا باهام نزدیکی نکرد و تقریبا سه هفته پیش که با زور و خواهش من نزدیکی کردیم و متاسفانه در حین رابطه حرفایی بهم گفت که واقعا من دیوونه شدم البته قبلا هم یه همچین حرفایی گفته بود ولی بعد انکار کرده بود که میخواستم تو رو امتحان کنم چون ازدواج دوم شوهرم هستش و تو ازدواج قبلیشون به من گفته شده که خانمش بهش خیانت کرده و طلاق گرفتن در حین رابطه بهم از سکس ضربدری و اینکه مثلا عکسای لخت منو بزاره تو اینستا و ببینه آقایون چه چیزهایی مینویسن صحبت کرد و میگفت بریم از اینستا زن و شوهرهایی هستن که سکس ضربدری انجام میدن رو پیدا کنیم و باهاشون رفت و آمد کنیم و حتی از سکس با مادر خودش صحبت کرد و من هم دیگه دیوونه شدم و الان ۱۰ روزه که خونه پدریم هستم و تصمیم جدایی دارم ولی شوهرم همه حرفاشو انکار میکنه و حتی میگه که تو به من گفتی این حرفا رو و گردن نمیگیره و میگه من عاشق توام و خیلی هم متعصبم روت ولی من فکر میکنم داره فیلم بازی میکنه ، به نظرتون اگه من بتونم وادارش کنم واسه سکس تراپی یه همچین آدمی درمان میشه ؟میخوام اگه شدنی باشه از تبریز بیارمش تهران و اقدام به معالجه اش بکنم و آخرین تلاشمو واسه زندگی خودم و بچم بکنم ولی اگر بگید که نه من طلاق بگیرم چون حتی میترسم باهاش زیر یه سقف باشم میترسم یه موقع وادارم کنه واسه همچین روابطی

زمان ثبت : 6 آبان 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حقیقتا انحراف جنسی دارند درمان پذیر با شرط روانکاوی طولانی مدت احتمالش هست تبریز دکتر شفیعی یا محققی مراجعه کنید. بااحترام

  به نظرم امروز دیگر کاملا به یک نگرش سالم و خوب ومتعادل و درست به انحرافات جنسی رسیدم که باعث کاهش چشمگیر ترس وسواسی من نسبت به این موضوع شده است..دیگر خبری از ترس و وحشت از انحراف جنسی و نفرت بسیار زیاد که حال و هوایی مذهبی هم داشت نیست .‌امروز انحراف خیلی برایم عجیب نیست و من را شدیدا بر هم نمی ریزد و هراسان و وحشت زده ...خیلی اصراری بر آن ندارم که ثابت کنم که هیچ احتمالی مطلقا و جود ندارد که من منحرف بشوم و یا این نکند انحراف خاص و یا آن یکی را داشته باشم چون ارزش وجودی و خوب بودن و دوست داشتنی بودن من به این شدت تحت تاثیر منحرف بودن یا نبودن من نیست‌...امروز اگر به من بگویند این فرد منحرف جنسی هست نظر من این هست⬅⬅او یک انسان است و مانند همه ی انسان های دیگر لایق و سزاوار حرمت و احترام است ..لایق برخورد انسانی و محترمانه و بر اساس اصول پنجگانه ی اخلاقی و اخلاقی بر اساس اعلامیه ی سازمان بشر همه ی ابناء بشر آزاد و داری کرامت انسانی اند و برابر و دارای ارزش یکسان انسانی و لایق احترام و دارای حقوق یکسان وهمگی باید با روح برادری و برابری با هم برخورد کنند پس منحرف فقط یک تمایل جنسی است که متفاوت است ولی طبق اصول علمی این میل جنسی متفاوت به فرد یا دیگران آسیب می زند و می شود ریشه گیری کرد که از یک آسیب (چیزی که جنبه ی بد و منفی و واضخا یک چیز نامطلوب در روند رشد جنسی هست)و یا((می توانیم آسیب را آنگونه هم تعریف کنیم که به جنبه های وسیعی از ابعاد دیگر کیفیت زندگی آسیب می زند)) و تعاریف دیگر ....نشاءت گرفته است نه یک انسان پلید و شیطانی و بد و فاسد و بیمار(با بار منفی فرهنگی این کلمه) پس باید با روانکاوی و رواندرمانی بینش گرا و شناخت درمانی و رفتار درمانی، درمان شوند و احساس و حسی که در مغز اول بر اساس تجربیات کودکی شکل گرفته عوض شود و آن احساس که بر اساس واقعیت نبوده را به کلی بر هم ریخته با استفاده از عقل و احساس جدیدی را جایگزین کنیم و درست کنیم که بر اساس واقعیت و حقیقت وجودی انسان باشد و احساس قبلی را تا می توانیم تضعیف کنیم و احساس جدید که بر اساس واقعیت و حقیقت هست را با تمرین در حد امکان تقویت کنیم و قوی کنیم.....پس منحرف در یک کلام این است...⚞انسانی خوب که دارای تمایل جنسی متفاوت هست که این تمایل جنسی متفاوت به کیفیت زندگی او کمکی نکرده و لطمه به خود و اطرافیان می زند و در حقیقت دچار اشکال و نقصی در رشد جنسی شان و فرض های جنسی شان در کودکی شده اند⚟.....❎❎حال مردم عامه که مطالعه ای در این باب ندارند از هر گونه تفاوتی و عجیب بودنی می ترسند و هراس دارند... پس از منحرفین جنسی و همجنسگرایان می ترسند و آن ها را مورد خشم و غضب قرار داده و طرد و حذف می کنند تا راحت باشند..هیچ تقصیری هم ندارند و کاملا طبیعی هست چون دیدگاه علمی داشتن در این زمینه ها واقعا کار سختی هست چون آن ها دارای پیش زمینه ی احساسی آمیخته با رنگ اخلاقی اجتماعی خانوادگی و مذهبی بسیار قوی ای در این زمینه هستند وفقط یک انقلاب شناختی درونی عمیق شخصی شاید باعث این تغییر نگرش اساسی بشود.......پس با طرد شدنش هم مشکلی نداریم و عزت نفس مان خدشه دار نمی شود و به این نتیجه نمی رسیم که چون پلید ایم و شیطانی ای وبد( امروز دیگر مفهوم شیطانی معنایی ندارد و شیطان فقط یک استعاره است نه واقعیت امروز انسان بد و پلید نداریم بلکه اشکال دار و بیمار با حفظ حرمت و کرامت انسانی آن فرد بیمار داریم )طرد می شویم بلکه باز هم با وجود طرد شدن ،منحرفین می توانند هم خودشان را دوست داشته باشند هم دیگران را و همچنان این باور را حفظ کنند که من خوبم ..دیگران هم خوبند و چون من متفاوت ام باعث ترس و هراس در مردم می شوم و در نتیجه طرد می شوم.... و من بر اساس معیار های علمی و اصول اخلاقی (نه به خاطر حرف و نظر مردم و از دست دادن جایگاه اجتماعی)خودم را بررسی می کنم و اگر این میل متفاوت باعث آسیب به خود و دیگران هست آن را با کمک علم و عقل خودم آن را تغییر می دهم چون من خوبم و لایق و شایسته ی زندگی با کیفیت و من به خودم علاقه ی بسیار دارم تا می توانم خودم را تغییر می دهم تا خوب زندگی کنم و از آبرو هم نمی ترسم که به خاطر حرف مردم و ترس از رفتن آبرو و بدنام شدن هیچ کاری برای خودم نکنم و این چنین است که انحراف جنسی هیچ هراس و ترس عظیمی ندارد ونگرانی افراطی وسواسی من هم بی معنا جلوه می کند و ............

زمان ثبت : 5 آبان 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اینکه تعریف بیماری یا اختلال چیست یک موضوع است اینکه نگاه عرف و دین چیست موضوع دیگر. بااحترام

  باسلام آقای دکتر اینجانب ۱۹ سال دارم و مدتی به نگرانی و وسواس فکری با مضمون ترس و هراس و شک وسواسی نسبت به این موضوع که نکند به انحرافات جنسی دچار باشم و یا بشوم بودم که این وسواس باعث اجبار هایی وسواسی به اطمینان جویی از تحریک نشدن با فیلم ها و یا تخیل موقعیت های وسواسی در من شده بود تا اینکه راهی بسیار کارامد برای از بین بردن این وسواس فکری پیدا کردم که احساس می کنم می تواند برای کسانی که این وسواس فکری با با مضمون خاص را دارند مفید باشد و راه من بر این فرض می باشد که هراس و وسواس ما به خاطر باور های تند و رادیکال متعصبانه ای هست که فرهنگ جامعه راجع به انحراف جنسی در درون ما جا انداخته و ذهنی که مستعد وسواس فکری هست از لحاظ بیولوژیکی ..پتانسیل بالایی دارد که دچار وسواس شود حال اگر ما آن باور ها را به زیر شک ببریم و متعادل و علمی ترش بکنیم و از قطبیدگی ان و مطلق انگاری آن بکاهیم وسواس هم به شدت فروکش می کند ..من مقاله ای نوشتم که این تغییر باور را با جزئیات نشان می دهد .و در کامنت بعدی ارسال می کنم خواستم نظر شما را هم راجع به مقاله و این ایده برای رفع وسواس بدانم؟؟؟..با تشکر ..این نگرش که در مقاله مطرح شده است برای خود منحرفین هم بسیار مفید است و باعث کاهش فشار روانی و اجتماعی ناشی از انحراف جنسی شان میشود...ممنون میشم نظرتان را پیرامون آن بدهید

زمان ثبت : 5 آبان 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. مقاله شما بخشی از ان ارزشمند و عالی ولی بخشی نگاههای زاویه دار مختلف دارد. بااحترام

  با سلام و احترام آقاي دكتر من نامزدم هنگام معاشقه و زماني كه تحريك ميشه از رابطه با مادر بنده يا راجب سينه هاي پروتز شده زن هاي ديگه يا راجب رابطه داشتن با دوسته من صحبت ميكنه و وقتي باهاش حرف ميزنم راجب اين موضوع ميگه كه چون در حالت عادي نبوده و چون ما بأهم رابطه جنسي نداريم و ايشون ميخوان أرضا بشن اين حرفو ميزنن به نظر شما ايشون مناسب ازدواج هستن يا انحراف جنسي دارن ؟دليل رفتار هاي ايشون چيه ممنونم

زمان ثبت : 16 شهریور 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. انحراف جنسی دارند و کمی پیش اگهی ازدواج را نگران کننده میکنند. بااحترام

  سلام خسته نباشید من دخترم ۱۹ سالمه و تا الان به معنای واقعی گند زدم و تو نت و مجازی کارای بد خیلی زیادی کردم ینی خودارضایی و چت و .. که دلیلشم دوست شدن تو نت با پسرا بوده ولی واقعا پشیمونم ولی نمیدونم چیکار کنم چون الان علاقه پیدا کردم به انحرافات سکس که اصلا خجالت میکشم بنویسم مثه برده و چیزای بدترش ولی هیچ تجربه واقعی اصلا نداشتم و همش تو نت بوده ولی الان با فک کردن به چیزای عادی حسی که قبلا بهم دست میدادو نمیده میترسم دیگه هیچوقت نتونم برگردم به حالت عادی نمیدونم چیکار کنم حس میکنم یهو به خودم اومدم و دیدم دارم زندگیمو خراب میکنم و همینجور بگذره یه دختر خراب میشم ولی اصلا نمیدونم چیکار کنم شرایط خانوادم طوریه که اصلا نمیتونم مشاوره یا دکتر برم خیلی مذهبی نیستن ولی اصلاااا نمیتونم بگم حس میکنم‌ ذهنمو داغون کردم میخوام ببینم چقد جدی میتونه باشه و خودم چیکار میتونم بکنم و اینکه ممکنه باز خوب بشم و بعدا بتونم سکس عادی داشته باشم و اصن عادت کردم به سکسی و چت کردن با پسرا اونم درمورد انحراف های سکس فقط و حرف زدن خیلی بد هربار بعدش میخوام خودمو بکشم انقد حس بد داره ولی باز میرم سراغش چیکااار کنممم عادی بشم؟ توروخدا جواب بدین میدونم خیلی سواله و خیلی سرتون شلوغه ولی توروخدا یکم توضیح بدین چیکار کنم به جز دکتر و مشاوره رفتن زندگیمو نجات میدین از این حس بد و کلافگی مرسی

زمان ثبت : 19 مرداد 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. این گونه مسایل حقیقتا با تایپ که قابل درمان نیستند نیاز به مصاحبه تخصصی و شاید ساعتها روان درمانی باشد مسایل اینچنینی با سرماخوردگی و ازمایش و اینها طبیعتا متفاوت هستند. بااحترام

  سلام من شدیداً دچار پیردوستی هستم و با هر زن چاق و میانسالی تحریک میشم ، حداقل هر زنی که متاهل باشه و کمی اندام پری داشته باشه منو تحریک میکنه و از رابطه جنسی با همسرم زیاد لذت نمیبرم . خواهش میکنم کمکم کنید . چیکار باید بکنم . به زن داییم خیلی علاقه دارم و خیلی تحریکم میکنه و همیشه به فکرشم .

زمان ثبت : 9 مرداد 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. نیاز به روانکاوی طولانی مدت دارید. بااحترام

  سلام من یه مدتیه که نامزدم حدود یکسال پنج ماه نامزدم باشگاه بدنسازی می ره و امپول و دارو زیاد مصرف می کنه اوایل رابطمون همش از اینکه من با کسی سکس کنم لذت می برد بعدم از اینکه خودش ب مامانم رابطه داشته باشه البته توی تصور و واقعیت می گفت نگو خجالت می کشم چی گفتم توی سکس تلفنی می کفت که حرفشو بزن بعد تا باشگاه نرفت و دارو نزد خوب بود حتی یک کلامم نمی گفت درضمن موقع باشگاه رفتن ومصرف دارو ثانیه به ثانیه سکس می خواست وقتی نمی رفت و دارو مصرف نمی کرد خیلی خوب بود الان دوباره می ره باشگاه و امپول می زنه برای اینکه بدنش پر بشه دوباره همونطور شده واقعا"تاثیر داروعه یا مشکل داره؟؟

زمان ثبت : 7 مرداد 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. هم دارو و هم به نظر انحراف جنسی دارد. بااحترام

  سلام خسته نباشید,آقای دکتر منو نامردم دختر عمه پسردایی هستیم زمانی که پیش هم نیستیم تلفنیی همدیگه رو ارضا میکنیم اما فانتزی های جنسی نامزدم سکس گروهی یا سکس با آشناهاست جدیدا فانتزی ذهنیش سکس با مادرم که عمه ی خودش میشه پیدا کرده و من از این موضوع بینهایت ناراحتمو عذاب میکشم چند بار ناراحتیمو باهاش درمیون گذاشتم اما درجواب بهم میگه که این فقط یه تصور ذهنی برای ارضا شدنه نه یه خواسته واقعی,میخواستم بپرسم که آیا این تصور ذهنیش میتونه تبدیل به خواسته ی عملی بشه؟و اینکه چجوری میتونم ازش بخوام که برای درمان اقدام کنه جوری که مخالفت نکنه؟؟ن

زمان ثبت : 7 تیر 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. واضحا انحراف جنسی دارد و درمانش هم اسان نیست و میتواند مشکلات عدیده ای در اینده ایجاد کند. بااحترام

  با سلام و احترام من یه دختر 24سالم که دو ساله ازدواج کردم و از سکس با همسرم خیلی لذت میبرم و اصلا مشکلی تو این زمینه ندارم ولی مشکلم اینه که از دیدن لب گرفتن و معاشقه ی دو تا پسر خیلی لذت میبرم و دوس داشتم پسر بودم ولی گی البته قبل ازدواجم هم همینجوری بودم از نظر ظاهری هم کاملا دخترونه ام ولی یه تست دادم گفت مغزم 68 درصد مذکره از نظر سلیقه ای هم لباسای اسپرت و پسرونه خیلی دوس دارم و از آرایش و لاک خوشم نمیاد به نظرتون انحراف جنسی دارم؟

زمان ثبت : 6 تیر 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. انجراف جنسی خیر. ولی احتمالا دوجنس گرا هستید و مصاحبه دقیق تری لازم است. بااحترام

  سلام آقای دکتر خسته نباشید من به تازه گی با پسری که 4 سال از خودم کوچیکتره از طریق برنامه های مجاز آشنا شدم حدود یک هفته است میشناسمش هنوز همدیگرو ندیدیم البته عکسهای همدیگرو دیدیم با اینکه من همون روز اول بهش گفتم اهل رابطه جنسی نیستم تو دوستی اونم پذیرفت ولی موقع چت کردن مدام در مورد فانتزی های ذهنی جنسیش در مورد سکس با من صحبت میکنه و وقتی بهش اعتراض میکنم میگه فقط اینجا تو واقعیت نیست منم تازگیها نمیدونم چرا دارم باهاش کنار میام البته فقط چتی آقای دکتر میخواستم بدونم این آقا انحراف جنسی دارن و یا اینکه احتمال اینکه اصلا ایشون قصد ازدوج نداشته باشن با من و فقط دوستی و رابطه جنسی باشه چقدره

زمان ثبت : 5 تیر 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اینکه مردی از همون روزهای اول افدام به شوخی و جک و مسیج چت سکس میکند به احتمال قوی قصد ازدواج ندارد. فاصله بگیرید لطفا. بااحترام

  آقای وکتر سلام ممنون بابت سایتتون من ۲۷ سالمه و کاملا بی جنس گرام به ازدواج اصلا فکر نمیکنم و اینکه حتی کسیو دوست داشته باشم برام سخته اقای دکتر این وضعیت رو اصن دوست ندارم و فک کنم ۱۰ سالی هست دچارش هستم بمیشه چندتا راهکار بدید؟؟ممنون میشم

زمان ثبت : 22 خرداد 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حقیقتا این نوع سوالات واقعا با تایپ ممکن نیست. شاید مدتها درمان و روانکاوی نیاز باشد. بااحترام

  با سلام آقای دکتر ، اگر شوهری در طی چهار سال زندگی مدام از زنش بخواد که دستش یا یه وسیله بزرگ دیگه ای رو تو مقعدش فرو کنه و مالش بده، و خود شوهر هم مدتی هست که خیلی به لباس زیرهایی مثل شرت لامباده مردونه علاقه منده و استفاده میکنه، آیا اینها نشانه ای از انحراف جنسی یا رابطه مرد با همجنس قبل از ازدواج هست؟ البته مرد چند بار موقع نامزدی گفته که چقدر آدمای گی خوشبختن و زندگی خوبی دارن چون احتیاجی به زنا ندارن. ممنونم

زمان ثبت : 3 خرداد 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اون حالت اول طبیعتا نوعی انحراف جنسی میتواند باشد ولی دلیل قطعی بر رابطه با همجنس در قبل نیست. اما جمله اخر ایشان کمی نگران کننده است. بااحترام

  سلام دکتر خیلی ممنونم از این سایت خوبتون دکتر من پسر ۲۲ ساله هستم که الان نزدیک به ۵ سال به فکر با مهارم هستم فقط یکی از زنای فامیلمون و واقعا اذیت شدم دیگه طاقت ندارم نمیتونم بهش فکر نکنم.. الانم تصمیم دارم یجوری بهش بگم حسی که دارم و نمیدونم کارم درسته یا نه... ولی میدونم اگه بگم شاید قبول نکنه ولی منطقی برخورد میکنه چون کاملا میشناسمش..حتی تویه این ۵ سال بعضی وقتا شاید ۵ یا ۶ بار یجوری خودمو بهش نزدیک کردم و اونم متوجه کارم شده ولی اصلا عکس العملی نشون نداده از خودش و در عوض بیشتر باهام راحت شده و به قول خودش میگه هر حرفی داری با خودم بزن با خودم دردودل کن و یجورایی میدونم اگه بگم بهش جواب منفی شاید نشنوم... دلیلش هم پوشش حجابشون مقابل من بوده که تحریک شدم...لطفا جوابمو بدین منتظرم..خیلی فشار روانی روم هست..مرسی

زمان ثبت : 14 اردیبهشت 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خب طبیعتا بجز مسایل عرفی و فرهنگی حاکم بر ما، شاید روشهای علمی دیگری هم برای جلوگیری از ورود به روابط اسیب زا خواهد بود. باید روان درمانی شوید .بااحترام

  سلام وعرض خسته نباشید.من خانمی ۳۵ ساله هستم.متاسفانه از سن۸ سالگی بدون اینکه تحریک شده باشم و یا از کسی آموزش دیده باشم و بطور ناخودآگاه خود ارضایی میکردم.البته تا سالها نمیدانستم که این خود ارضایی است.فقط بدنم میل شدیدی پیدا میکرد و من در وضعیت عجیبی که تا به حال از هیچکس نشنیدم قرار میگرفتم و پاهایم را محکم در حالت انقباض نگه میداشتم و در نهایت به خود ارضایی ختم میشد.بعد که بزرگتر ها متوجه شدند و با من برخورد کردند فهمیدم کار خوبی نیست و سعی میکردم که انجام ندهم.با این حال که واقعا این حس دست من نبود و بدون هیچ تحریکی اتفاق میافتاد و بسیار آزار دهنده بود.این قضایا همینطور ادامه داشت ومن هیچ چاره و دلیلی برای آن پیدا نمیکردم تا اینکه ازدواج کردم و همیشه یه احساس بد بدون چاره همراه من بود .و بدتر از همه اینکه متاسفانه بعد از هر بار انجام ،درون من فروکش نمیکرد .انگار من در همان لحظه ی قبل از خود ارضایی هستم.یعنی بدون دیدن هیچ جریان تحریک کننده ای برانگیخته میشدم و پس از خود ارضایی هم فروکش نمیکرد و خیلی منو آزار میداد.تا اینکه ازدواج کردم و فکر میکردم با ازدواج اوضاع روبراه بشه.ولی متاسفانه اصلا با شوهرم ارضا نمیشم.و دقیقا همان مساعل قبل رو هم دارم.با این وضع که به هیچ وجه نه فیلم سکسی میبینم ونه..‌. حتی نمیتونم با شوهرم خیلی ملاعبه باشیم چونداشته ممکنه وارد اون فاز بشم.همیشه نگرانم.این حالت در سال یکی دو بار پیش میاد.یا بصورت خود بخودی یا اگه با همسرم یه رابطه طولانی داشته باشیم.عضلات واژن و کلیتوریسم همینطور سفت میمونه و ببخشید انگار در حال تماس جنسیم.در حالیکه اینطور نیست.اصلا نمیتونم در این وضعیت به کارام برسم .دیونم میکنه.توی این۲۰ سال فقط دو بار کنار همسرم ارضا شدم.اونم سکس دهانی. یکی دوبار دکتر زنان رفتم.بررسی کرد گفت مشکلی نداری.امروز دیگه اینقدر عصبی شدم لیدوکایین تزریق کردم ولی بی فایده بود و همینطور از داخل و روی کلیتوریس نبض میزنه.لطفا راهنمایی بفرمایید بخدا دیگه نمیدونم چه کار کنم

زمان ثبت : 10 اردیبهشت 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. این وضعیت با این توصیفات نرمال هست اگر هارمونی جنسی شما با همسر برقرار شود کمک زیادی برای برطرف شدن خواهد شد. زوج درمانی نیاز دارید.بااحترام

  با سلام جناب آقای شمشیری من 8شهریور ماه سال پیش به شما مراجعه کردم برای رفع شک وسواسی ای مبنی براینکه نکند به انحراف کوپروفیلیا دچار شوم و بعداز صحبت به این نتیجه رسیدیم که چیزی جز شک وسواسی نیست .من از آبان ماه به آقای فرهمند برای رفع وسواس فکری مراجعه کردم همزمان کتاب کریستین پوردون هم مطالعه کردم و باور های وسواسی خودم را مثلا اطمینان طلبی محض و یقین جویی نا کارآمد و سرکوب ناکارمد افکار و ....را تغییر دادم کتاب را مطالعه کردم ولی شاید تمرینات آن را خیلی جدی انجام ندادم ولی به اندازه ی خوبی انجام دادم تمرینات مواجه درمانی ولی مقداری غفلت شده ولی خیلی از رفتارهای اجباری من که ماهیتی یقین جویان دارد مثلا آزمایش خود و اطمینان از اینکه با تصویر های آن انحراف به تحریک جنسی نرسیدم و...کاملا قطع شده و پیشرفت نسبتا خوبی شده ...البته گذاشتن این کامت هم می تواند به نوعی اجبار وسواسی باشد..ولی سوالی که مطرح میشود در حقیقت باوری است که در پروسه ی تغییر باور های وسواسی من نسبت به انحراف جنسی تغییر نمی کند .من دنبال قطعیت نیستم حداقل سعی میکنم که این گونه باشد بلکه به دنبال حقیقت هستم و جواب سوال زیر را با در نظر گرفتن این مو ضوع که احتمال دارد این پرسش از سر اجبار وسواس باشد و اینکه شما آن مقداری ریسکی را که من باید به طور آگاهانه تحمل کنم بدهید.... ما می دانیم که سرکوب افکار وسواسی باعث تشدید آن ها میشود و این را من به شخصه تجربه کردم ولی از طرفی شما در کامنتی در مرداد 96در جواب به من گفته بودی خیال پردازی اش ممکنه باعث انحراف شود ولی ما می دانیم که خیال پردازی با فکر وسواسی فرق دارد ولی من دچار این سوتفاهم شده ام که در حین خیال پردازی جنسی معمولی خودم نکند یکدفعه فکر وسواسی خطور کند و ماهیتی خیال پردازی جنسی پیدا کند و باعث ایجاد تمایل شود و وسواس نفرت انگیز به تمایل جنسی لذت بخش تبدیل شود یعنی می خواهم شما تمیزی مناسب بین خیال پردازی جنسی و افکار وسواسی و تصاویر آزاردهنده بدهید و لزوم به کنترل و اینکه آیا واقعا احتمال اینکه خیال پردازی ( جالب اینجاست که من قادر به خیال پردازی هم چندان نیستم چون به برانگیختگی جنسی نمیرسم)باعث ایجاد میل فزاینده ی انحرافی که مشکل ایجاد کند هست یا تخیل فقط شاید میل شما را مقدار کمی جابجا کند ولی میل فزاینده که برچسب انحراف می گیرد با تخیل ایجاد نشده و نتیجه ی تجربیات دوران کودکی است (آسیب دوران مقعدی)که این چیزی نیست که ناگهان در سن 18 سالگی به وجود آید و در آخر آیا انسان باید خیال پردازی خود را با وسواس زیاد کنترل کند که یک موقعی دچار انحرافی نشود یا این یک باور ناکارمد است که باعث وسواس است?و تخیل آنقدر ها در به وجود آمدن میل فزاینده انحرافی مخصوصا برای شخصی که عمیقا از محتوای تخیل خود تنفر دارد نگران کننده نیست ...حقیقت موضوع چیست؟؟؟

زمان ثبت : 10 فروردین 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام همه انسانها درجاتی از فانتزی های جنسی را دارند اما اگر این فانتزی ها باعث رشد اختلالات یا انحرافات جنسی شوند یا زمینه ساز ان گردند خب طبیعتا باید هدایت شوند فانتزی زمانی فکر وسواسی است که به صورت یک الگوی تکراری ذهنی صورت بگیرد و باعث اختلال عملکرد فرد شود.بااحترام

  سلام ببخشید بی جنس گرایی انحراف جنسیه؟؟

زمان ثبت : 4 فروردین 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر. نوعی گرایش جنسی است. باااحترام

  سلام ببخشید من ۲۵ سالمه نه کشش عاطفی یه کسی دارم ونه هیچ حسی و از این که یخوام با کسی رابطه برقرار کنم بدم میاد و اصلا یه ازدواج فکر نمیکنم به نظر شما دکتر این یه جور اختلال هستش یا یه حالت معمولیه که نیاز یه درمان نداره؟؟درضمن من از وضعیت الانم راضیم ولی فقط اینکه این یه بیماری روانی باشه یه خورده اذیتم میکنه ممنون

زمان ثبت : 2 فروردین 1397
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. سوالات زیادی لازم است از یک وضعیت طبیعی تا اختلال میتواند مطرح شود. بااحترام

  سلام دکتر من یه دخترم که هفده سالمه تا الان با هیچ جنس مخالفی نبودم و نتونستم خودمو به عنوان کسی که دوستش دارن پیششون باشم با دخترهای زیادی بودم و حتی عاشق یکی هم شده بودم که بعد مدتی بهم خورد به گذشته که نگاه کردم رسیدم به دوران ابتدایی که از یه دختری خیلی خوشم میومد و بوسیدمش و اون زمان اصلا متوجه نبودم و فکر میکردم بوسه بوسه است و فرقی نیست بین زن و مرد و زن و زن و از این مسائل خلاصه با خودم که فکر کردم و به بقیه نگاه کردم دیدم همه دوستام دوست پسر دارن و حس بدی بهم دست میداد میدیدم من اینطور نیستم حتی الانم همینطوره و وقتی میخواستم قبول کنم که من همینطوریم و از دخترا خوشم میاد پشیمون شدم و با خودم فکر کردم که راه اشتباهی رو دارم میرم و باید برگردم و سعی کنم که با پسرا باشم یه دوسالی گذشته از اون موقع و من هنوز نتونستم با پسری باشم ممکنه از یه پسری خیلی خوشم بیاد ولی از دور و وقتی همون شخص بهم نزدیک میشه احساس میکنم که ازش خیلی بدم میاد و نمیتونم تحملش کنم برای همین پسش میزنم و تا الان این اتفاق خیلی برام افتاده و کلی ادم رو گذاشتم کنار ولی به عنوان دوست عادی افراد زیادی هستن که دوستم هستن و پسرن و اصلا با این موضوع مشکلی ندارم بچه تر که بودم و نمیدونستم این موضوع ها چی هست از نظرم این که یکی شخصیو کتک بزنه واقعا جذاب بود ولی وقتی الان تو این سن افراد سادیسمی رو دیدم یکم ترسیدم ولی هنوزم به نظرم خشونت خیلی منو جذب میکنه نه که کسی باهام بد اخلاقی کنه این که کمی از این رفتار ها نشونم بده و میتونم بگم از لحاظ عاطفی واقعا به اقایون جذب میشم ولی از لحاظ جنسی اصلا نمیتونم تصور کنم و برام حتی ترسناکه و خیلی ازار دهنده است و به نظرم هیچ وقت نمیتونم با مردی باشم حتی وقتی به شوخی باهام صحبت جنسی میکنن از شخص خیلی بدم میاد و سعی میکنم دیگه باهاش صحبت نکنم ولی متوجه شدم که من از مرد ها خیلی خوشم میاد نه پسر ها فقط مردا و این که بهشون کشش عاطفی خیلی زیادی دارم از مردای زیادی خوشم اومده و اصلا خوشم نمیاد یکی همسن من بهم ابراز علاقه کنه و اصلا برام مهم نیستن و از کسایی خوشم میاد که سی یا بیشتر باشن و اصلا دست خودم نیست نمیدونم چرا همچین چیزیه لازم به ذکر هستش که من اصلا به ازدواج فکر نکردم تاحالا و هیچ وقتم نشده که با مردی باشم یعنی نتونستم و میتونم بگم از لحاظ مالی فراهمم از لحاظ عاطفی هم کاملا خوبم و پدرم هنوز در کنار من هستن و کاملا از محبتشون برخوردارم و هیچ کمبودی احساس نمیکنم مورد دیگه ای ام هست که هست اینه که تازگیا یه جوری شدم که وقتی از یکی خوشم میاد کاملا از خود به خود میشم و نمیتونم اروم باشم و یه مسئله دیگه ای دارم اینه که خیلی ادم سخت گیریم و اصلا نمیتونم به هیچ ادمی اعتماد کنم و وقتی یکی حرفی میزنه برام مسخره است یا یکی که هی شوخیای بزرگسال گونه یا همچین چیزی با من میکنه خیلی به نظرم چندشه مثلا یه اقایی هست که دوست عادی هستش با من و حدود سی و هفت سالشه با این که خیلی خوشم میاد از اقایون بزرگتر اما باز نمیتونم اعتماد کنم میتونم بگم که حتی حسم بدتر هم میشه چون فکر میکنم اون شخص منو یه بچه میبینه و فقط به دنبال سو استفاده است و هرکاری میکنه فقط برای اینه که میخواد بهم اسیب برسونه و اصلا هیچ وقت نمیخوام همچین چیزی باشه نسبت به همه این حسو دارم ولی به این مردان بیشتر این حس بهم دست میده و دوست ندارم اینطور باشه شاید من زیادی بی اعتمادم این اقا هم که گفتم با این که خیلی شوخیای بزرگونه میکنه و منم اصلا خوشم نمیاد اما متوجه میشه و سعی میکنه باهام کنار بیاد و با کلی ذوق باهام حرف میرنه میتونم بگم وقتی درحال صحبت با منه توی چت اصلا از پی وی بیرون نمیاد و همش با من حرف میزنه حسه بدی هم نسبت بهش ندارم اما وقتی شوخیای یخ و لوس و +۱۸ میکنه که اخرشم برش میگردونه به خودم احساس میکنم اصلا امنیت ندارم و باهاش گرم نگیرم حالا این موضوع زیاد اهمیتی نداره مشکل من با این حسامه که خیلی برام ازار دهنده است و با خودم فکر میکنم که یا باید با دختر باشم یا پسر با دختر که جامعه اجازه نمیده با پسر هم که واقعا برام چندشه و من نمیتونم با کسی باشم که ۲۰ سال یا بیشتر از من بزرگتره!! کمکم کنین لطفا واقعا ازا دهنده است:)

زمان ثبت : 20 اسفند 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حقیقتا پاسخ به این سوال شما نیاز به مصاحبه دقیق و روان درمانی طولانی مدت دارد که با تایپ ممکن نیست. باید حتما با روانشناس یا روانپزشک مشورت نمایید. بااحترام

  سلام آیدا هستم از تهران تستوسترون بدنم زیاده و ۱۹ سالم هست و عادت ماهیانه نشدم هیچ حسی به دو جنس ندارم و این مسیله اذیتم نمی کرد تا جایی که خوندم این چیز ها اختلالات جنسی و روانیه یعنی من از ناسالمی روانم رنج می برم؟؟این مسیله که عادت ماهیانه نشدم اذیتم نمیکنه و به نظر خودم سلامت روانی و روحی کاملی دارم و زندگیم خیلی خوب میگذره.حالا این مسیله منشا گرفته از روانه یا جسمه؟؟

زمان ثبت : 19 اسفند 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. عدم عادت ماهیانه تا این سن باید بررسی شود عدم علاقه به هیچ جنسی هم نیازمند بررسی دقیق تر است. میتواند هم از جسم باشد هم روان عدم عادت ماهیانه شما.بااحترام

  سلام دکتر من نمیدونم چرا اما الت تناسلیم به حالت خمیده رو به پایین شکل گرفته و انگار که شکستگی دارد و هنگام تحریک صاف نمیشود و حالت شکسته دارد لطفا راهنمایی کنید چگونه درمان کنم ضمنا دوست ندارم دکتر برم اگه میشه بهم یه راه بگید

زمان ثبت : 9 اسفند 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بدون معاینه متخصص اورولوژی ترمیم احتمالی ان ممکن نیست. بااحترام

  سلام.من همجنسگرا هستم در کنار اون پیردوست هم هستم و فقط به رابطه با افراد سن بالا علاقه دارم . از آنجایی که همجنسگرایی یه گناه بزرگ محسوب میشه من نمیتونم اسن احساسات رو ارضا کنم م مدام تحت فشارم از طرفی هم نمیتونم سرکوبشون کنم وقتی توی خیابون یه مرد سن بالا رو میبینم خیلی ببخشید یهو دلم ملرزه و ارتباط برقرار کردن با مردان سن بالا برام مشکل تر از بقیه افراده یه جوری ازشون خجالت میکشم الان خیلی من تحت فشارم برای ارضا کردن شلید یه موقع بخوام رابطهبرقرار کنم با مرد سن بالا ولی اعتماد بنفس ندارم میترسم قبولم نکنه و سرخورده بشم .آیا رته قطعی برای درمان هست

زمان ثبت : 3 اسفند 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. روان درمانی و روانکاوی طولانی مدت ممکن است پاسخ دهد. بااحترام

  ببخشید آقای دکتر من وقتی که باید بگیرم برای همسرم که فرمودید بستگی به شدت آسیب روانشناختی دارند باید نوبت ویزیت بگیرم یا مشاوره ؟

زمان ثبت : 23 بهمن 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. فعلا ویزیت عادی تا ببینیم طرح درمانش چگونه است. بااحترام

  سلام آقای دکتر ، 4 ساله که ازدواج کردم و تازگی های متوجه شدم که همسرم از 14 سالگی بخاطر اعتیاد جنسی که داشته روابط نامشروع داشته ، البته به گفته خودش خیلی زیاد نبوده ولی هیچوقت نتونسته ترک کنه و میگه خیلی کم پیش اومده این چند سال که ارضا بشه و از رابطش لذت ببره بخاطر همین هم علاوه بر اعتیاد جنسی خود ارضایی هم می کنه ، میخواستم بدونم آیا با پیگیری و درمان مشکل همسرم رفع میشه چون خودش هم دیگه خسته شده و دوست داره زندگیش رو عوض کنه

زمان ثبت : 17 بهمن 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام بستگی به شدت اسیب روانشناختی و نوع تشخیص دارد. بااحترام

  سلام اقای دکتر بنده ۳۲ سال سن دارم و مدت ۷سال هست ازدواج کردم ‌و بچه ندارم ول بیشترین مشکل زندگی من و همسرم اینه ک بنده بعد از نزدیکی با همسرم بقدری بینهایت از همسرم بدم میاد نمیتونم نگاهش کنم حتی صداشو بشنوم حتی از جلوی چشم من رد بشه تو دلم فوشش میدم جدیدن ب مادرش ک مرحوم شده فوش میدم البته تو دلم راحت میشم و شب با ناراحتی کنارش میخوابم و خودش میداند و در محل کار با پدرم صحبت کردم پدرم گفت منم انطور میشدم ک بعد از بچه دارشدن مادر من دیگه کم شد و همش دوست داشتم بهش محبت کنم حالا نمیدونم با بچه‌دار شدنمون درست میشه حتی همسرم از نزدیکی دوری میکنه البته خداروشکر این مشکل صیح از خواب بیدار میشم بازم زیبایش و منو جزب میکنه حالا همسرم میترسه بچه دار بشه میگه شاید منو بزاری بری و چند سال هستذبچه دندارم ایا مشاوره ذوانپزشک نتیجه بخش هست و ناگفته من برای امتحان خودم با خانومی اشنا شدم و بعد از نزدیکی با اون این حس تنفر خیلی کم بود در حد ۳دقیقه و حالا نمیدانم چرا چون از نظز زیبایی خانومم بسیار زیباست ک زبانزد فامیل هست ولی نمیدونم چرا تنفرم از قریبه کمتر بود سوال بنده اینه ک ایا مریضم یا طبیعی و ایا این مشاوره کمک مینه و یا باید چکارکنم

زمان ثبت : 22 دی 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. این حالت نوعی اختلال به اسم ملال پس از رابطه جنسی نامیده میشود. خیلی شایع نیست اما نیازمند درمان است . در سایت توضیحاتی در خصوصش داده ام. بااحترام

  سلام آقای دکتر روزتون بخیر.بنده پسری 16 ساله هستم و گرایش به مبدل پوشی ، فوت فیتیش و همچنین سادمازوخیسم دارم و همچنین گاهی استمنا میکنم.من هیچ میلی به آمیزش جنسی ندارم و همیشه تخیلاتم از سادمازوخیسم منشأ میگیرد.لطفا راهنمایی کنید که چگونه نجات پیدا کنم !

زمان ثبت : 28 آبان 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. وضعیت دشواری است و قاعدتا روانکاوی و رواندرمانی طولانی مدت نیاز داریدو بااحترام

  با سلام جناب دکتر روزتون بخیر بند ۲۸ ساله هستم و چهار ساله ازدواج کردم اولین دختری که باهاش رابطه داشتم همسرم بود ولی من تمایلات همجتسگرایانه شدیدی داشتم ولی متاسفانه بخاطر خانوادم تن به ازدواج دادم همسرم را خیلی دوس دارم ولی مشکلات جنسی بین ما خیلی حاد شده که به زبون اومده اعتراض میکنه به کم بودن رابطه که حتی من مشکل نعوض هم دیدا کردم که باید قبل سکس قرص سیدنافیل مصرف کنم اقای دکتر خیلی عذاب اوره برام من تو سن ۲۰ سالگی تصمیم به تغییر جنسیت گرفته بودم ولی دکتر بی سوادی تو شهرمون بوود که حتی مشکل کنو حل نکرد که هیچ بهشم دامن زد الان نمیدونم چیچار کنم زندگیم تو خطره هرچی بیشتر میرم جلوتر از جنسیتم ناراضی تر میشم نمیدونم الان دوس دارم مشکلم حل بشه که زندگی همسرم بهتر بشه بتونم یه مرد واقعی تا الان نبودم بشم شتید دیگه فرصت زن بودن برا من تموم شده و من باید با فیزیکم کپار بیام که یک مرد هستم و باید کامل تر بشم اقای دکتر کمکم کنید خواهش می کنم

زمان ثبت : 19 آبان 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حقیقتا که با تایپ ممکن نیست. نیاز به زمان طولانی برای روان درمانی و روانکاوی و حتی دارو درمانی است و پاسخ به درمان هم نامعلوم. بااحترام

  سلام با تشکر از پاسخ به پرسش پیشین. اختلال پارانویا چطور؟نیاز مند روانکاوی و دارو است؟

زمان ثبت : 28 مهر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بله هر دو موثر هستند. باحترام

مطالب و محتوای آموزشی بروز

پرسش و پاسخ آنلاین

اجرا و تفسیر آنلاین آزمونهای روانشناختی

تحلیل نموداری نتایج آزمون های روانشناسی

ذخیره و انتشار نتایج آزمون های روانشناسی