سوال خود را از آقای دکتر شمشیری بپرسید

شما نیز میتوانید با ورود یا ثبت نام در سایت، سوال خود را مطرح کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ خود را از پزشک دریافت نمایید

سوال خود را اینجا مطرح کنید

  اطلاعات و مشخصات کاربران جهت حفظ حریم خصوصی ایشان، در این بخش نمایش داده نمیشود.

  سلان دکتر عزیز خسته نباشید ... باتشکر از زحماتتون و وقتی که میذارید. من 23 ساله هستم و همسرم 29 ساله قبل از ازدواج 5 سال دوستی سالم داشتیم و الان 8 ماهه که عقد کردیم و خیلی همدیگه رو دوسداریم و هیچ مشکلی نداریم از نظر جنسی هم رابطه کامل برقرار کردیم و مشکلی نداریم و هیچوقت از من ایرادی هم نمیگیریند اما مدتی هست متوجه شدم که تو اینستاگرامشون صفحه هایی که خانمای لخت هستن سرچ میکنه بعد تو این مدت با سومه که اینو میبینم ازش.و بهم گفت که اتفاقی بوده بهش گفتم اگه مشکلی هست راجبش حرف بزنیم و گفتم این مساله هرچند اتفاقی داره منو ناراحت میکنه و اون عذر خواهی کرد و روز بعد متوجه شدم اینستاگرامش رو پاک کرده منم وانمود کردم که حرفشو مبنی بر اتفاقی بودن ماجرا باور کردم و اعتماد کردم.از شما راهنمایی میخوام ایا ممکنه همسرم ناراصی باشه یا فکر خیانت باشه در دوران نوجوانیم پدرم به مادرم خیانت کرد و این موضوع همیشه بزرگترین ترس زندگی منه لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم که این موضوع تکرار نشه ایا ممکنه باعث مشکلات جدی بشه یا عادی هستش

زمان ثبت : 22 دی 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. گاهی وقتها این مسایل در حد اندک ان نرمال هم هست ( جدا از معذوریت شرعی ) یعنی علاقه به این تصاویر یا حتی علاقه به جذابیت های فیزیکی و جنسی زنان در حد اندک دال بر خطر خاصی نیست مگر شدت ان در حد زیاد یا اعتیاد باشد که قویا باید بررسی شود. شما مرتبا با تغییر ارایش و لباس و فضای رابطه زناشویی و مثبت کردن هرچی بیشتر رابطه عاطفی و زناشویی، کمک بیشتری برای اقناع این گونه حس تا حدی طبیعی تنوع طلبی خواهید کرد. در صورت نیاز حتما مشاوره باید بروید. بااحترام

  سلام، وقت شما بخیر پسری 27 ساله هستم، دانشجوی سال آخر دکترای تخصصی (رشته مهندسی)، شرایط مالی خوب... تا به امروز هیچوقت رابطه دوستی را با دختری تجربه نکردم و روابطم با جنس مخالف همواره در چهارچوب مشخص و با رعایت حد و حدود بوده است، چند وقتی هست که احساس میکنم انتخاب یک دختر برای ازدواج روز به روز داره برای من سختر و سختر میشه، معیارهام برای انتخاب خیلی زیاد شدن و وقتی همه معیارهای ازدواجمو روی کاغذ نوشتم حدودا دوتا کاغذ A4 پشت و رو شد!!!!! (: معیارهای من برای ازدواج غالبا احساسی و اخلاقی هستن! و تقریبا امیدم رو برای یک ازدواج خوب از دست دادم، چون اصلا دختری با این درجه کمال وجود نداره!!! علت اصلی این قضیه اینه که چون خودم همیشه تلاش کردم در زندگی به کسی خیانت نکنم و همواره حد و مرزهای انسانی و اخلاقی را در روابطم رعایت کردم (با وجود اینکه موقعیتهای بسیار زیادی برای سوء استفاده از جنس مخالف داشتم ولی هیچگاه اینکارو انجام ندادم)، بنابراین به دنبال شخصی با ویژگیهای مشابه خودم هستم و همین قضیه شده مانع اصلی برای ازدواج، انگار که هرچی تلاش کنی انسانی تر و اخلاقی تر زندگی کنی بیشتر ضرر میکنی!!!،،، در جامعه کنونی ما پیدا کردن دخترهای اینچنینی با معیارهایی که مد نظر من هست خیلی سخت شده، نمیگم نیست ولی من نمیتونم شناساییشون کنم، بنظر شما باید چیکار کنم؟ چون معتقدم اگر هیچوقت ازدواج نکنم خیلی بهتر از اینه که بد ازدواج کنم!!! به عبارت دیگه همیشه به این فکر میکنم که ای کاش منم مثل خیلی از اطرافیان و دوستانم از موقعیتهایی که برای سوء استفاده از احساسات جنس مخالف داشتم استفاده میکردم، در نهایت با هر دختری که ازدواج کردم، اگر دختر خوبی نبود، دیگه پشیمون نیستم، چون منم اهل خیانت بودم و یکی مثل خودم گیرم اومده... اما الان چی! اگر دختر خوبی نصیبم نشه از نظر روحی نابود میشم.... بنظر شما باید چیکار کنم که احتمال وقوع یک ازدواج خیلی موفق در زندگیم افزایش پیدا کنه؟ خیلی دوست دارم یک ازدواج فوق العاده موفق داشته باشم تا تمام احساس و عشقم رو به کسی که دوستش دارم تقدیم کنم.... اما نمیدونم چجوری!!! باتشکر

زمان ثبت : 13 دی 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اولا درود بر شما برای این افکار معنوی و عدم اسیب به انسانهای دیگر و بازی ندادن انها برای لذتهای زودگذر. قطعا هم خداوند و هم رسم طبیعت پاسخ شما را خواهد داد. این جمله کاملا درسته عدم ازدواح خیلی بهتر از ازدواج نکردن است. میپذیرم رفتارهای پرخطر در جوانان زیاد شده و کمی سلامت معنوی تحت تاثیر مقتضیات زمان قرار گرفته است اما پیدا کردن دختران خوب و پاکدامن و وفادار که خوشبختانه زیاد هم هستند سخت نیست البته شما باید بتوانید ارتقا شخصیتی و معنوی و اخلاقی هم برای ازدواج و بعدش فراهم کنید وگرنه جمع تمام محسنات در ادمیزاد حتی خود شما ممکن نیست.و اگر مورد خوبی بود حتما با مشاوره باشد. بااحترام

  سلام.......

زمان ثبت : 30 مهر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. پذیرفتن ان قضیه توسط ایشان ممکن خواهد بود البته عوامل زیادی در ان دخیل است و مردی در ان شرایط براحتی در این فضا قرار نمیگیرد. بااحترام

  باسلام. من بشدت عاشق سکس مقعدی هستم هر کاری میکنم نمیتونم به زنم پیشنهاد بدم لطفا راهنمایی کنید

زمان ثبت : 4 مرداد 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. این قضیه بیشتر ابعاد روانشناختی و تجارب قبلی دارد.باید روان درمانی شوید. بااحترام

  مجدد سلام... من بالاخره متوجه نشدم اگر ازدواج سنتی باشه در حین خواستگاری این مساله رو مطرح کنم یا اینکه بزارم بعد از عقد سر فرصت بگم.اینکه فرمودید به هیچ وجه دارو رو قطع نکنید منطورتون این بود در حین بارداری نباید قطع بشه یا اینکه منطور شما قبل از بارداری بود. با تشکر

زمان ثبت : 27 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. قبل بارداری و حین بارداری و هر زمان فقط با نظر پزشک باید دارو تنظیم شود. قبل عقد باید مطرح شود و ترجیحا نه در جلسه خواستگاری .بلکه قبلش اگر ازدواج سنتی است. اما کاش اطلاعات علمی در خصوص بیماری شما هم به نوعی به ایشان داده شود که هیجان منفی غیرعلمی بر ایشان غلبه نکند. بااحترام

  سلام. من همون خانمی هستم که گفتم والپروات مصیرف میکنم با توجه به اینکه ما تو شهرهای کوچیک زندگی میکنیم و ممکن فرصت پیش نیاد که بریم پیش دکتر که ایشون رو متقاطع کنن خودم قبل از عقد باید بگم یا اینکه بزارم بعدا به ایشون بگم. سوال دیگه ای که دارم این اون موقع که باید قطع بشه ولی تا الان که مصرف کردم مشکلی پیش نمیاد. میدونم با تکنیکهایی باید به ایشون بگم اگه میشه ی خلاصه ای در این مورد توضیح بفرمایید هر چند کوتاه. ولی آقای دکتر این طوری که شما میفرمایید من باید قید ازدواج بزنم چون هیچ کس همچین شرایطی رو قبول نمیکنه . با تشکر

زمان ثبت : 26 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اولا به هیچ وجه نباید دارو را قطع کنید. دوما مشکل شما مزمن تقریبا در اکثرا موارد نمیشود و بیماری جدی نیست و بعد درمان اکثرا برنمیگردد سوما بسیاری از افراد هم این شرایط را قبول میکنند. هرکاری که میکنید بدون مشورت با مشاور نباشد.بااحترام

  با سلام.قبل از هر چیز خواهش میکنم نوشته هام تو سایت نزارین.

زمان ثبت : 24 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اون دارو برای جنین مضر است و حین حاملگی زیر نظر پزسک باید قطع شود. طبیعتا با کمک مشاور ازدواح، باید بعد از شناخت کلی و ایجاد حس مثبت و تلاش برای شناخت بیشتر، این مساله هم با تکنیک گفته شود و نباید مخفی شود. چون هم غیرقانونی و هم غیراخلاقی است. بااحترام

  حقیقتا در دیدار اول نظرم منفی بود بخاطر فرم صورتشان ولی با صحبت های خانواده و برشمردن مزایا ادامه دادم و با دیدار بیشتر کمی چهره اش برایم جا افتاد ولی اینکه گونه ندارند خیلی برام سخته وقتی دخترا خشکل را میبینم دلم براشون میره بزودی عقد هست اگر بخواهم کنسل کنم الان وقتش هست در اینجا از شما راهنمایی میخواهم چشم ابرو بینی شون خوب هست ولی فرم صورت باریک هستش و در ناحیه چانه v شکل

زمان ثبت : 16 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اساس ازدواج شخصیتهای سالم و مشابه و بلوغ ازدواج است اما اگر ظاهر مورد تایید نباشد احتمالا در اینده دردسرهایی خواهد داشت.توصیه من کمی صبر بیشتر است و حتما پیش مشاور هم بروید .بااحترام

  سلام پسری هستم ۲۹ ساله شغل آزاد تحصیلات لیسانس از طریق اقوام با دختری که خانواده آنها را سالیان درازی می شناسند اشنا شدم ایشون معلم هستند در استان همجوار ما دختر فهمیده معقول بساز و خوش قد و بالایی هستد و در بیشتر موارد هم نظراتمون مثل هم هست بنده تا خواستگاری و بله برون پیش رفتم مشکلم این هست که سطح توقعم برای زیبایی بالاست و کلا تا دختری خشکل نباشه شیفتش نمیشم که بخوام ازدواج کنم ایشان چهره خوبی دارند ولی مشکل بنده با فرم صورتشون در ناحیه چانه هست که مورد پسند بنده نبوده و بخاطر اینکه مورد خوبی بودن و خانواده هم موافق بودن مسیر را ادامه دادم که شاید با رفت امد و دیدار بیشتر چهره ایشون به دلم بشنه اما چون استان همجوار هستن خیلی دیدارامون طولانی و زیاد نشد که بشه ولی تا حدی چهرشون برام جا افتاد ایا اگر چهره طرف (فرم صورت) ۵۰ درصد قابل پسند باشد (بنده صورت گرد و لپ دار میپسندم ولی ایشون فرم صورتشون باریک هست)ایا چون ازدواج سنتی هست بعدا علاقه پدیدار میشود که باعث پشیمانی از تصمیم نگردد خودم میدونم که حساسم و توقعم بالاست از سویی شرایط ایشون خیلی خوب هست از طرفی وقتی دخترا خشکل میبینم احساس میکنم حق من دختر خشکله تا به اینجای کار حس خاصی بهشون پیدا نکردم الان من برای ادامه مسیر شک دارم و احتیاج به مشاوره

زمان ثبت : 15 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. زیبایی به قول شما بیشتر جنبه نسبی و فردی از منظر دیدگاه افراد دارد. مهم است که گیرایی اولیه ایجاد شود وگرنه در اینده ممکن است باعث انواع اختلالات جنسی و رفتاری گردد. زمان بیشتری برای داستان لحاظ کنید فعلا و عجله نفرماییدو بااحترام

  سلام جناب دکتر خسته نباشید من پسری.............................. لطفا مطلب من را پاک بفرمایید. باتشکر فراوان

زمان ثبت : 10 تیر 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام ازدواج شما با اون خانم که منعی ندارد اما مدیریت رابطه با این فرد و تنظیم حدود حسی عاطفیش کاملا مشخص و جدی کمک کننده خواهد بود هرچند کاش یه جلسه هم پیش من بیایید دقیقتر بررسی کنم. بااحترام

  راستش،واقعا نميدونم چطور بايد بگم،من از هر لحاظ با جوون هاي هم سن سالم فرق ميكنم،البته از لحاظ فكري عرض ميكنم،مثل خيلي از اشخاص كه دختر رو واسه هوس خودشون ميخوان نيستم،چون به ي سري چيزا معتقدم... اول اين كه عالم محضر خداست،يعني كوچكترين كاري كه انجام ميديم بايد پاسخگو باشيم،يا به قولي با هر دستي كه بدي با همون دست ميگيري،من به هيچ وجه دوس ندارم به اين دختر خانومي كه علاقه دارم دست بزنم،چون اول اينكه خيلي زياد دوسش دارم،دوم اينكه ميترسم ازون روزي كه كسي با دختر خودم سال ها بعد همين كارو انجام بده،ضمن اينكه ادم هيچ وقت حرمت كسيو كه دوس داره نميشكنه،دوس دارم تنهايي هامو،شاديامو،ناراحتي هامو باهش تقسيم كنم،بودن در كنارش بهم آرامش خاصي ميده،نميدونيد چه ولوله ايِ تو دلم واس خواستنش،يه راهي پيش پام بزاريد كه بتونم حرف دلمو بهش بزنم،با يكي دونفر كه مشورت كردم بهم گفتن كه اول بايد بهش نزديك بشي و رابطه صميمي ايجاد كني،بعد از مدتي بهش پيشنهاد دوستي بدي...ي سري ديگه از دوستام ميگن بايد دعوتش كني ناهار بعدش در اين مورد باهش صحبت كني،اين اختلاف سني كه داريم اذيتم ميكنه،البته واسه من اصلا اهميت نداره چون معتقدم سن فقط ي عدده،ميترسم ازون روزي كه بهش پيشنهاد بدم اما به خاطر اين اختلاف سن مون يا هر دليلي ردم كنه،خواهش ميكنم كمكم كنيد كه چطور بهش پيشنهاد دوستي بدم و از كجا بايد شروع كنم؟؟؟؟من براي به دست اوردنش دارم مقدمات خيلي چيزارو فراهم ميكنم،همون طور كه عرض كردم بنده تك فرزند خانواده هستم و خانوادم براي خوشحالي من از هيچ چيزي دريغ نميكنن،واس به دست اوردنش به پدرم گفتم ماشيني كه زير پامه عوض كنه و ي ماشين گرون تر بخره تا ازين نظر به چشمش بيام،چون همون طور كه عرض كردم خانوادش از لحاظ مالي اوضاع ايده آلي دارن و اين مرفه بودنشون باعث شده اعتماد به نفسم بياد پايين ،البته از لحاظ مالي خودم و خانوادم مشكلي نداريم ،از هر لحاظ دختر مورد علاقمه،تيپ،قيافه،متواضع بودنش،اخلاق خوبش،خوش رويي،واقعا ميتونم باهاش خوشبخت ترين مرد دنيا باشم،البته اگه اون دختر خانوم منو به عنوان مرد قبولم كنه،باتوجه به اينكه ٢١ سالمه اما از خودم مطمىنم كه ميتونم اونقدر بهش محبت كنم كه احساس خوشبختي كنه،عطر تنش خوش بو ترين عطر دنياس برام،كاش همه مردا ميفهميدن كه زن تنها براي ارضاي جنسي نيس،دوس داشتن زن مورد علاقه ميتونه اونقدر بهتون آرامش بده كه زبانم كوتاهه از توصيفش،ميتونه عين يه مادر بهت آرامش بده،ميتوني تنهايياتو باهش شريك بشي،كاش يه خرده وسعت فكرمون گسترش بديم،اون موقع اس كه دنيا گلستان ميشه...اون كاري كه درسته،با اين توضيحاتي كه عرض كردم خدمتتون پيشنهاد شما چيه؟؟؟يعني چي كنم كه بهش برسم؟استخاره كردم اين اومد برام:نتيجه استخاره:انجام نده نتيجه كلي:بد است مورد تهمت و بهتان قرار ميگيريد و پشيمان خواهيد شد. نتيجه ازدواج:صبر كن خيري در اين ازدواج نيست ان شالله مورد بهتري نصيب خواهد شد. نتيجه معماله:زياد به ظاهر توجه نكن ضرر ميكني. سوره نساء آيه ٢٠ واقعا موندم...چي كنم؟؟؟داشتنش برام آرزوىه،اي خداااا اين چه سنت مسخره ايِ كه حتما پسر بايد از دختر مورد علاقش بزرگتر باشه...ي سوال ديگه اينكه چطور ميتونم بهش پيشنهاد باهم بودن بدم؟؟؟اين پيشنهاد من بايد خيلي محكم ى با اعتماد به نفس باشه؟يا اينكه آروم آروم شروع كنم؟ممنون ميشم به حد توانتون كمكم كنيد،چون واقعا گيرم

زمان ثبت : 29 اردیبهشت 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر نیاز حتمی نیست پسر بزرگتر باشد مخصوصا که سن عقلی از سن تقویمی خیلی مهمتر است به شرطی که فاکتور شخصیتی و بلوغ ازدواج و هارمونی های خانوادگی و تحصیلی و مالی و ..برقرار در حد مناسب باشند. بهترین کار نزدیک شدن پلکانی است مثلا در گروههای تلگرام یا در جمع های دیگر. بااحترام

  عرض سلام و خسته نباشيد دارم از حضرتعالي بابت تلاش بي وقفه در امر طبابت و مشاوره به هم وطنان عزيز،درست نميدونم از كجا بايد شروع كنم، پسري ٢١ ساله هستم مدتي است كه عاشق دختر خانومي شدم كه ٦ سال اختلاف سني مون هست،ايشون ٢٧ ساله هستن و از بنده ٦ سال بزرگتر هستن،فارغ التحصيل شدن و ليسانس دارن،اما بنده هنوز دانشجو هستم و دوسال از درسم مونده،با ايشون تو ي رشته اي خارج از دانشگاه همكلاسي بودم و هستم،از نظر مالي در وضع بسيار ايده آلي هستن و اين طور ميشه گفت كه تو جامعه ما قشر مرفه به حساب ميان،اما من از خانواده اي ميشه گفت نسبتا مرفه هستم،و خانوادم از لحاظ مالي مشكلي ندارن الحمدالله،ضمن اينكه بنده تك فرزند خانواده هستم،مدت كوتاهي ميشه كه از اين خانوم خوشم مياد و شبانه روز تو فكرم هستن،طوري كه تقريبا ميشه گفت تو كاراي شخصيم تاثير گذار بوده و به قول اطرافيان تمركزم رو از دست دادم،اين خانوم هم نظر بدي نسبت به من ندارن و همچين هم بگي نگي از من بدشون نمياد،خيلي دوس دارن بيشتر راجع به زندگيم بدونن،چون مدام در حال سوال كردن هستن،حالا بگذريم...چطور ميتونم با اين عشق كنار بيام،چون واقعا خودم هم ميدونم اين عشق من نسبت به اون خانوم ي جورايي بي منطقي به نظر ميرسه،تا الان با هيچ كس صحبتي نكردم در اين باره،حتي با اون خانوم!!!حاظرم قسم بخورم واسه خاطر پول ثروت پدر اون دختر عاشقش نشدم،و حتي اگه جاش برسه هر شرطي كه بخوان برام بزارن خانوادش حاظرم با جون دل قبول كنم،راستش تو اين جامعه ما هركي كه عاشق ي دختر يا برعكس پسري ميشه،اگر اون دختر يا پسر وضع اوضاع مالي خوبي داشته باشن همه به يك چشم ديگه به اون شخص نگاه ميكنن،يا به اصطلاح ميگن چون اون دختر يا پسر پولداري بوده به قولي تورش كردن،ولي بخدا در مورد من اصلا اين شكلي نيس،حاظرم براي اينكه بامن باشه پدرش از ارث محرومش كنه،فقط براي اينكه مال خودم باشه اون دختر،حالا ميگيد چي كار كنم؟چطور ميتونم اون دختر خانوم فراموش كنم يا به قولي عشقي كه بهش دارم رو به كل از ياد ببرم،چون واقعا خودم ميدونم كه عشقم غير منطقيِ،اما دل ديگه كاريش نميشه كرد...متاسفانه اين جور ازدواج ها تو جامعه ما مرسوم نيس يا به قولي خطرناك به نظر ميرسه،ازتون خواهش ميكنم كمكم كنيد!!!چي كار كنم كه عشق اون دختر از سرم بيرون بره؟يا راهي پيش پام بزاريد كه بتونم از اون طريق بهش برسم!!و اينكه چطور ميتونم بفهمم اونم بهم علاقه داره واقعا؟؟؟ يا اينكه نه اين رابطه يه رابطه عادي به نظر مياد واس اون خانوم!!!واقعا تو دوراهي گير كردم كه چي كنم،از ي جهت نميخوام با دختري بزرگتر از خودم ازدواج كنم،از ي جهت هم دوسش دارم... آيا ميتونم با ايجاد ي دوستي عميق با اون خانوم طوري كه به قولي دوست پسر اون خانوم باشم از شدت علاقم كمتر بشه تا بتونم راحت تر تصميم بگيرم؟؟؟ضمن اينكه من تا الان هيچ دوست دختري نداشتم،يعني اين جور كار هارو خيلي بيخود و اتلاف وقت ميدونستم... چطور با اين مشكلم كنار بيام...خواهشا در حد توانتون بهم كمك كنيد اينجا،ضمن اينكه بعد دوسال كار ايده الي هم رو به راهه برام

زمان ثبت : 4 اردیبهشت 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. ببینید واقعا اینطوری امکان راهنمایی در این مسایل با تایپ نیست. فراموش کردن تقریبا ممکن نیست اما کمرنگ کردن میشود. در ضمن 6 سال تفاوت سنی اگر بقیه ایتم های تحصیلی و مالی و شخصیتی و فکری و سلیقه ای نزدیک باشند مشکل چندانی ایجاد نخواهد کرد. سن عقلی با سن تقویمی تفاوت دارد. باید مشاوره بروید.بااحترام

  سلام. وقتتون بخیر. چند وقت پیش با یه آقا تو یه سایت کاری به قصد ازدواج آشنا شدم. قرار براین شد که باهم آشنا شیم . از روز اول که همو دیدیم ارتباطات خیلی سالم و خوبی داشتیم. بعدش چندین بار همو دیدیم . فهمیدیم که کاملا مناب هم هستیم . کل شناخت و اشناییمون 27 روز بود. بعدش خونواده ها توی یه شب باهم آشنا شدن. شب آشنایی من فکر میکردم همه چی به خوبی و خیر ختم میشه. ناگفته نمونه خونوادش زیادی سنتی بودن. ما هم سنتی هستیم اما خب واسه ما زیر ابرو گرفتن و اصلاح کردن و شهر دیگه درس خوندن و .... ایراد نیست. خونه خاله ش هم اومده بودن. فکر کنم خاله ش پشیمونش کرد. خیلی منو میخواست . شک ندارم.یهو همه چی بعد از شب آشنایی تموم شد.من خیلی دوسش دارم . اونم خیلی دوسم داره . اما بنظرم اگه اون منو بخواد باید نهایت تلاششو بکنه که خونوادشو راضی کنه من چیکار کنم؟ بدجور دلم شکسته .اونو میخوام واقعا سخته فراموشش کنم. ما هر دو منطقی بودیم و خوب میتونستیم با شرایط هم کنار بیایم. اون یه سال ازم بزرگتر بود . خوب همو میفهمیدیم. همیشه میگفت اگه تو رو بهم ندن، حتی اگه بشه میدزدمت تا این حد میخوامت. اما به محض اینکه خونوادش گفته بودن که استخاره کردن و بد اومده ، البته خود پسر هم میگفت که این بهونشون بوده،‌به محض این با وجود ناراحتی زیاد از هم جدا شدیم. اون دیگه حتی بهم یه پیام نداد. دکتر خواهش میکنم کمکم کنید. اصلا روحیه خوبی ندارم. شبا ناخودآگاه بیدار میشم و میفهمم که توی خواب گریه کردم. درسته آشنایی کمی بود اما من خیلی دوسش دارم. انگار دارم افسردگی میگیرم

زمان ثبت : 29 فروردین 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. در ازدواج چیزی به اسم استخاره معنا ندارد. استخاره برای موارد خاص است. اگر هماهنگی خانواده از لحاظ فکری و عقیدتی و سنتی مدرن نباشد قاعدتا مشکلاتی در روند کار خواهد بود. اما شما باید مشاوره بروید احتمالا مساله خیلی مهمی نیست و قابل بازیابی.دوست داشتن هزینه دارد. باحترام

  ممنون جناب دکتر برای رفع این مشکل عدم هارمونی چکار میشه کرد؟ ایا من باید کاری انجام بدم یا نه مشترکا باید کاری انجام بشه ؟ هرچند به خود ایشون هم که نمیتونم بگم این مسایل رو ممنون میشم توضیح بدید جناب دکتر

زمان ثبت : 19 فروردین 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. توضیح تایپی ندارد و خیلی طولانی است.باید مشاوره شوید. بااحترام

  با عرض سلام خدمت شما لطفا سوالم رو نشون ندید

زمان ثبت : 15 فروردین 1396
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. احتمال قوی دچار عدم هارمونی جنسی با همسر هستید که دچار این داستان شده اید. این وضعیت اینکه در قبال افراد دیگر هم باشد معلوم نیست. اینکه اون خاطرات قبلی و مقایسه هم موثرباشد بله ممکن است. اما مهمترین چیز واضح است : استاندارد فیزیکی همسر شما برای شما هارمونی ندارد.بااحترام

  سلام..من در دوران دانشجویی از همکلاسیم خوشم اود روم نشد برم ب خودش بک رفتم ب دوستش گفتم و اونم بش اطلاع داد و اون گفت چرا از اول ب خود نگفتی...و میخام فکر کنم ولی اگه گفتم نه بدون بخاطر بدی شما نیست ی مشکل شخصی دارم وبعد دو روز اود و جواب منفی داد الان 4 سال میگذره و ازدواج کردن وبچه دارن...حال من میترسم بخام ازدواج کنم اون دوستاشون همه حتما تو خوابگاه فهیده باشن و منا مسخره کرده باشن و برام تو اینده ب زنم چیزی بگن چون همشهریمن...لطفا راهنمایی بفررماییدوایا این قضیه تو خواستگاری باید بگم؟ذ

زمان ثبت : 23 اسفند 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر نیازی نیست به کسی بگویید و مساله مهمی هم نیست. بااحترام

  سلام اقای دکتر ممنونم که راهنماییم کردین لطف کنین سوالمو حذف کنین که تو سایت نباشه ممنونم از سایت خوبتون

زمان ثبت : 4 بهمن 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. ممکن است انحراف جنسی باشد یا نباشد. از این طریق نمیشود هارمونی جنسی را فهمید.به هیچ وجه اینکار را نکنید ممکن است پیامکها را بعدا علیه ابروی شما بکار گیرد. بااحترام

  سلام اقای دکتر من 22سالمه لیسانس مامایی دارم والان در بیمارستان مشغول هستم اما خانوادم وضع مالی خوبی ندارن حدود یه ماهه با اقایی تلفنی اشنا شدم که می گن شمارمو از یکی از همکلاسی هام گرفتن و قصد ازدواج دارن ومنو خیلی دوس دارن وبرام هر کاری می کنن اما می گن منوندیدن به اظهار خودشون وضع مالی خیلی خوبی هم دارن اما هر وفت ازشون می خوام یه ادرس به من بدن یا نشانه از خودشون تفره می رن منم تو این مدت خیلی بهشون وابسته شدم و هز روی احساسات تمام اسرار زندگیو بهش گفتم اونم که تا چند روز قرار بود با مادش بیاد شهرمون دیدن من الان می گه باید تنها بیام دیدنت بعد مادرم میام ازم می خواد جای خلوت براش گیر بیارم یا به خانوادم قرص خواب بدم بیارمش خونه ولی من بهش گفتم همچین چیزی امکان نداره اما دس برنمی داره خیلی ازش می ترسم چون خیلی چیزا در موردم می دونه ممنون میشم راهنماییم کنین

زمان ثبت : 25 دی 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خب واضحا اینگونه ارتباطها پشیمانی به همراه دارد مخصوصا اگر اسرار خود را برای دیگری بازگو کنیم. سعی کنید با دوستی و زیرکی رابطه را به نوعی مدیریت کنید . به هیچ وجه در فضای بسته با ایشان ملاقات نکنید اما در فضای اجتماع با رعایت بعضی شرایط دوباره ایشان را چک کنید. اگر ترس و تهدید داشتید باز به من خبر بدهید. بااحترام

  سلام.اقای دکتر تورو خدا زود جوابمو بدین.قراره با اقایی ازدواج کنم .تازگی متوجه شدم که با زن مطلقه ای رابطه داره اما مطمعن نیستم.خودش ام موضوع رو انکار میکنه. الان اون خانوم رو به جرم زنا با شخص دیگری دستگیر کردن.ایا راهی یا ازمایشی وجود داره که بفهمم قبلا با دوست من سکس داشته یانه ؟؟ چطور میشه ثابت کرد؟؟دوستم میگه هرجوری بگی ثابت میکنم

زمان ثبت : 7 دی 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر راه خاصی در کل نیست شاید مصاحبه با درمانگر کمک کند اما درمانگران هم اسرار مراجعین رو برای شما فاش نخواهند کرد. بااحترام

  با سلام و عرض ادب پسری هستم در سن21 سالگی براساس تعریف و تمجید و پیشنهاد خانواده(روستایی) با دختری 18 ساله ازدواج کردم بدون هیچ عشق و علاقه ای اولیه و به امید عشق بعد از ازدواج ! بعد از ازدواج متوجه شدم اصلا باهم تفاهم نداریم و در عرض 3 سال زندگی نامزدی دائم اختلاف و دعوا داشتیم و الان کلا از ایشون سرد شدم الان به خانواده اصرار به ادامه دادن دارن ولی من راضی نیستم میخواستم بدونم آیا در آینده امکان اصلاح و تفاهم و عشق و محبت وجود دارد یا طلاق بهترین راه است یا تشکر

زمان ثبت : 27 آذر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بدون زوج درمانی نمیتوان گفت باید ببینیم مسایل شما قابل حل است یا قابل کنترل یا خیر. بااحترام

  سلام اقای دکتر من میخواستم ازتون بپرسم با وجودیکه تازه نامزد کردم بعد از 5 سال دوستی. ولی نامزدم با دخترهای دیگه مثل خواهرم یا دختران فامیل خیلی صمیمی میشه براشون جک و مطالب طنز یا جالب میفرسته همونطوریکه برای من میفرسته از نظراتشون حمایت میکنه و باهاشون گرم صحبت میشه البته ادم به شدت برونگراییه ولی سر این رفتارهاش چند بار بحث کردیم اخرش میگه من یک مطلب جالب بود برای همه توی لیست تماسام میفرستم و تو داری منو عصبی میکنی.... بنظرتون دلیل ناراحتی من منطقیه یا حساسیت بیش از حد منه؟ ممنون میشم راهنماییم کنید در ضمن ما هنوز عقد نکردیم

زمان ثبت : 27 آذر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. کمی رفتار ایشون مشکوک است و باید زندگی متاهلی را با مجردی جدا کند وگرنه اسیب میبیند و میزند.بااحترام

  سلام آقای دکتر اوقاتتون بخیر سوالی داشتم وممنون میشم متن نوشته ی من در سایت مشخص نشه.

زمان ثبت : 19 آذر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیلی بعید است. بسادگی با یک ازمایش خون هم معلوم میشود. بااحترام

  سوالم اینه چرا مایع سفید رنگ متوقف نمیشه اصلا چیه

زمان ثبت : 28 آبان 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. سوال شما برای من مشخص نیست. بااحترام

  با سلام من دختری هستم ک سکس دوست دارم ولی مثلا اگ دوست پسرم نداشته ام بهم پیشنهاد کنه سریعا مخالفت میکنم اما با دیدن فیلم خاک برسی سریعا ارضا میشم مدتیه فاصله گرفتم ولی مایع سفید رنگی همیشه از مقعد خارج میشه هر روز حمام میرم ولی فایده ایی نداره

زمان ثبت : 24 آبان 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خب سوال شما چیست دقیقا؟ بااحترام

  عرض سلام و ادب خدمت دكتر شمشيري بزرگ،چند ماه پيش بهتون پيام دادم در همين صفحه،درمورد مشكلم باهاتون صحبت كردم، جهت ياد آوري دوباره عرض ميكنم خدمتتون ،راستش من از پارسال عاشق ي دختري شده بودم ك با هم تو ي دانشگاه تحصيل ميكرديم و ميكنيم،اول ك باهاشون آشنا شدم اصلا فك نميكردم ك ي روزي به شدت بهشون علاقه مند شم،تا اين ك اين علاقه به مرور زمان بيشترو بيشتر شد،اما هيچ وقت جرعت نكردم بهش ابراز علاقه كنم چون از يك جهت ميترسيدم كه از من متنفر بشه و ديگه محل نزاره بهمو از جهت ديگه هم اين غرور لعنتي نميزاشت كه بهش ابراز علاقه كنم،متاسفانه من آدم به شدت مغروري هستم،همين علاقه من به اين دختر خانوم به شدت تو زندگيم تاثير گذاشته بود كه باعث شده بود زندگيم به كل مختل بشه اصلا حوصله هيچ چي رو نداشتم،همش ميترسيدم اين غرور لعنتي باعث بشه كه يكي ديگه اونو ازم بگيره و مدام به اين فكر ميكردم،من ي پسر ٢٠ ساله هستم و اون خانوم هم با من همسن هستن،عاشق شدن خيلي زود بود واسم،همين امر باعث شده بود ك تو اعصابم ب شدت تاثير بزاره و درمورد اين علاقه با هيچ كس صحبت نكردم تا الان هم،همه اين غصه رو تو خودم ريختم،دركل چهره شادي دارم و هيچ كس هم باورش نميشه كه من غمگين باشم.همين امر باعث شد كه به شدت مشكل معده پيدا كنم،پيش متخصص هم ك رفتم بهم دارو داد و بهم گفت كه اگه مشكلي داري اگه غصه اي داري به پدر و مادرت بگو،مشكلتو ب زبون بيار نريز تو خودت،نميدونم چطور اين حرفو زد بهم چون من فقط بابت مشكل معده رفتم پيشش،براي مشكل معده هم برام دارو نوشت و علاوه بر داروها قرص آرام بخش هم تجويز كردن برام ،ضمن اينكه بنده تنها فرزند خانواده هستم،خلاصه گذشتو گذشت تا اينكه فهميدم اون دختر يك هفته هست كه با يكي از آشناهاي بنده ارتباط دارن،كلا وقتشونو تو دانشگاه بيرون دانشگاه باهم ميگذرونن،تو فضاي مجازي قربون صدقه هم ميرن،و اين داره ديوونم ميكنه،حس ميكنم تو دلم ي جور حسي دارم شبيه به استرس...اعصابم داغون بود داغون تر هم شده،به هيچ وجه بروز نميدم پيش كسي،همه رو دارم ميريزم تو خودم....چي كنم به نظرتون ك فراموشش كنم،ديگه دارم ديوونه ميشم،لعنت به غرور،از پا درم نياره شانس آوردم...

زمان ثبت : 23 آبان 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. قربون صدقه در فضای مجازی یا دیدار در بیرون با همدیگر دلیل بر ارتباط عاطفی عمقی نیست. شما هم میتوانید به ایشان در خصوص علاقه تون حرف بزنید شاید انتخابش عوض شد. در کل مشاوره نیاز است. بااحترام

  سلام خدمت جناب دكتر دو تا سوال ازتون دارم. من مدت ٧ ٨ سال به خاطر جلوگيري از اكنه از قرص رواكوتان استفاده كردم. چند وقت بعد از قطع مصرف دارو ميتونم براي بارداري اقدام كنم؟ و اينكه ايا ممكنه تاثير بذاره رو جنين حتي بعد از قطع مصرف ؟ و سوال دوم اينكه من به تازگي ازدواج كردم و مادرم بهم گفت كه مصرف قرص جلوگيري ، در طولاني مدت ضرر داره و بهتره از راه هاي ديگه استفاده كنم. بهترين روش چيه اگر بخوام ٢ سال به طور ممتد استفاده كنم ممنونم پيشاپيش از وقتي كه ميذاريد

زمان ثبت : 9 آبان 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حداقل دو ماه و ترجیحا سه تا شش ماه بعد قطع مصرف میتوانید باردار شوید. بهترین راه ای یو دی یا کاندوم است. بااحترام

  سلام آقای دکتر، خسته نباشید، تشکر ویژه دارم بخاطر سایت بسیار مفید و جامع شما من پسری 26 ساله هستم، حدود 3 سال پیش با دختری عقد کردم که البته این عقد در هیچ مرکزی ثبت نشد و در شناسنامه ها نیز اسمی نوشته نشد و صرفا خانواده ها تصمیم گرفتند این قضیه برای شناخت بیشتر طرفین از همدیگه باشه، حدود 50 روز کاملا در حضور خانواده ها با هم در ارتباط بودیم و در نهایت به همراه یک سری دعواها و مشاجره ها بین خانواده ها از همدیگه جدا شدیم، خواستم بپرسم اگر در آینده دختری وارد زندگیم شد در رابطه با این قضیه چجوری رفتار کنم؟ به عبارت دیگر چگونه باید در این خصوص به گونه ای رفتار کنم که در زندگی آینده مشکلی در این باره بوجود نیاید؟ اگر از من پرسیده شود که قضیه چی بود، بهتر است چگونه پاسخ داده شود؟ ممنون از لطف شما

زمان ثبت : 23 مهر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. شما میتوانید ذکر کنید که برای رابطه جدی و هدفدار وارد این ارتباط شده بودید اما در نهایت به دلیل تفاوت نگاه به زندگی و شخصیت هایی با نزدیکی فکری و حسی کم، ادامه رابطه را دوتایی صلاح ندونستید. حتما باید به فرد دوم در خصوص این رابطه توضیح دهید تا بعدها ان را دال بر بی صداقتی شما نگذارند اما به هیچ وجه از اون خانم نباید به اصطلاح بد بگویید بلکه به نیکی یاد کنید و فقط عدم هارمونی شخصیتی.بااحترام

  سلام خسته نباشید ممنون میشم جواب بنده رو حتما بدید چون برام خیلی مهمه بنده 7 سال هست که ازدواج کردم و متاسفامه بعد از ازدواج متوجه بیماری دو قطبی مادرزنم و برادرزنم شدم (که به شدت در جو خانواده زندگی پر تنشی رو داشتند و شاید به این دلیل باشه شاید هم ژنتیک شایدم هم هر دو) بچه ی اولم به دنیا اومد و هیچگونه مشکی از نظر هوش و بیش فعالی نداره و هیچکدام از علایم دوقطبی رو نداره و الان حدود 3 سالش هست و از تمامیه بچه ها ی اطراف باهوش تر و منطقی تر و منظم تر هست برای بچه ی دوم بنا به سن و تجربم که بالاتر رفته به شدت ترس این رو دارم که این ریسک رو برای بچه دار شدن بکنم یا خیر همسرم بیمار نیست ولی بنا به شرایط زندگی در خانوادش و تنش های بسیار و فشار های موجود در خانوادش فقط و فقط در زمان هایی که بحثی بین من و خانوم باشه به شدت عصبی و پرخاشگر میشه در ضمن خانمم 33 سال سن دارد و راضی به اینکه من از شخض دیگری در صورت وجود مشکل بچه دار بشم هم ندارد به نظرتون ریسک بچه دار شدن مجدد را بنده داشته باشم یا خیر؟؟ ممنون میشم جواب بنده رو حتما حتما بدید بسیار ممنون شب و روز به خیر

زمان ثبت : 17 مهر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اگر والدین همسر شما و برادرش دو قطبی هستند به هر حال احتمال انتقال ژنی تا حدی حدود 20% وجود خواهد داشت. بهتر است با یک متخصص ژنتیک مشورت بفرمایید. بااحترام

  سلام...راستش نميدونم اونم بهم علاقه داره يانه؟؟؟چون گاهي يه حرفايي بهم ميزنه كه حس ميكنم دوسم داره!!!مثلا وقتي كه باهش چت ميكنم حرف از ازدواج ميزنم حس ميكنم ناراحت ميشه و شكلك هاي ناراحت ميفرسته برام...يا مثلا دفعه پيش عكس يه بچه گذاشته بود تو گروه براي مادرم فرستادم،مادرم هم خيلي خوشش اومد از بچه،بعد كه به خودش گفتم، باخنده بهم گفت خودمو ببينه ديگه چقد خوشش بياد...حالا نميدونم اين حرفاش معني عشق ميده يا نه من خيالاتي شدم....نميدونيد وقتي با ي پسري هم كلام ميشه و شوخي ميكنن اعصابم به هم ميريزه ولي به روي خودم نميارم،و اينكه من اصلا خودم دودي نيستم نه سيگار ميكشم نه قليون...ولي متاسفانه اين خانوم قليون ميكشه و باز هم دهن من بستس نميتونم بهش بگم اين كارو نكن...چي كنم به نظرتون؟نميدونم اين حرفايي كه اين خانوم ميزنه بهم نشون از علاقش به منِ يا نه؟و اينكه درمورد قليون كشيدنش چي كنم؟من متنفرم ازين كه يه دختر قليون بكشه به خصوص اينكه اون دختر مورد علاقم باشه...و اينكه درمورد ارتباطش با پسرا چي كنم؟ميترسم اين خنده و شوخي ها در آخر اين دخترو ازم بگيرن... ممنون از راهنمايي تون

زمان ثبت : 23 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. حتما باید وارد ستینگ مشاوره بشوید و موضوع چندجانبه بررسی شود.بااحترام

  باعرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما راستش قصه من از ٧ ماه پيش شروع شد كه به شدت تو روند زندگيم و اعصابم تاثير گذاشته... من پسر ٢٠ ساله اي هستم كه الان چند وقتي هست با يكي از هم دانشگاهيم كه دختره اشنا شدم،راستش وقتي كه باهاشون اشنا شدم اصلا فك نميكردم كه ي روزي به شدت بهش علاقه مند بشم،چون تا قبل اون اصلا به هيچ دختري فكر هم نميكردم چه برسه به اين كه ي روزي بخوام عاشق هم بشم...تا قبل اين دختر هر كدوم از دوستام كه با دختري ارتباطي چيزي داشتن و حرف از عشق ميزدن من هميشه تو دلم مسخرشون ميكردم كه اي بابا عشق وجود نداره و اين حرفا...اما متاسفانه الان دقيقا همچين مشكلي برخوردم و نميدونم چي كار كنم!!! يعني قضيه به قدري تو اعصابم تاثير گذاشته كه خيلي پرخاشگرتر از گذشته شدم،با اين حال كه چهره شادي دارم و همه فك ميكنن خيلي خوش حالم،ولي اصلا اين طور نيس...قضيه تا جايي پيش رفته كه كوچك ترين حرف ي شخص سريع بهم برميخوره... نميدونم اين حسي كه به اين دختر دارم عشقِ؟يا هوس؟ضمن اينكه باهم هم سن هستيم و اينكه من از ي خانواده نسبتا موفقي هستم از نظر مالي و تنها فرزنده خانواده هستم و اين دختر در سطح پايين تري از ما قرار داره...شبو روز به اين دختر دارم فكر ميكنم و تا الان هم جرعت نكردم بهش ابراز علاقه كنم،ميترسم ازم متنفر شه و ميونشو باهام به هم بزنه...از نظر قد و هيكل و چهره چيزي هم كم ندارم...ولي ميترسم كه بهش بگم دوست دارم،ميترسم بگم بدون تو زندگي برام معني نداره...ميدونم در شرايط سني نيستم كه بخوام به ازدواج فك كنم،اما دلِ ديگه چي كارش ميتونم بكنم... ميترسم يكي ديگه اونو ازم بگيره... شما چي پيشنهاد ميكنيد؟يعني چي كار كنم؟ باز هم ميگم كه نميدونم اين عشقِ يا هوس؟ چون دختر زيباييِ و صد درصد خواهان هم زياد داره ولي تو دوراهي گير كردم... هروقت كه بهش فكر ميكنم تپش قلب ميگيرم... تو زندگيم به شدت تاثير منفي گذاشته اين قضيه...چي كنم به نظرتون؟؟؟

زمان ثبت : 20 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. به نظرم به قصد اشنایی هدف دار اما نه فعلا ازدواج و قول و این مسایل نزدیک شوید تا ببینید با اشنایی بیشتر همچنان این حس شما باقی می ماند یا خیر. بااحترام

مطالب و محتوای آموزشی بروز

پرسش و پاسخ آنلاین

اجرا و تفسیر آنلاین آزمونهای روانشناختی

تحلیل نموداری نتایج آزمون های روانشناسی

ذخیره و انتشار نتایج آزمون های روانشناسی