سوال خود را از آقای دکتر شمشیری بپرسید

شما نیز میتوانید با ورود یا ثبت نام در سایت، سوال خود را مطرح کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ خود را از پزشک دریافت نمایید

سوال خود را اینجا مطرح کنید

  اطلاعات و مشخصات کاربران جهت حفظ حریم خصوصی ایشان، در این بخش نمایش داده نمیشود.

  سلام خسته نباشید. ممنون از وقتی که می زارید. تاریخ پریود شدنم در نوسانه اگه بخوام به صورت دقیق خدمتتون بگم. 1.25---2.20---3.12---4.5---4.30 در ضمن سینه هام نیز خیلی کوچیکه امکان داره بارداریم با مشکل روبرو بشه. 20 روزه عقد کردم. سپاسگزارم

زمان ثبت : 19 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. نامنظمی پریود یا سینه کوچک ربطی به عدم بارداری ندارد.بااحترام

  با سلام. من و شوهرم 1 سال و نیم با هم دوست بودیم و بعدش با هم عقد کریم. من 31 سالمه و همسرم 27 سال. یعنی من 4 سال از شوهرم بزرگتر هستم. این اختلاف سنی برامون مساله ای نبوده و درواقع همسر من بیشتر از سنش (هم از نظر عقلی و هم از نظر ظاهری) بنظر میرسه. الان 9 ماه از زمان عقدمون میگذره. عاشق هم بودیم. تمام تلاشمون رو کردیم که به همدیگه برسیم. شوهرم دل صاف و مهربونی داشت. رمانتیک بود. به من خیلی توجه میکرد. الانم همینطوره. اما .... همیشه بهم میگفت من خیلی آدم بداخلاقی هستم اما از وقتی تو اومدی توزنگیم خیلی کمتر عصبانی میشم. تو بهم آرامش میدی. راست میگفت من هیچوقت عصبانیتشو ندیده بودیم. اما کم کم یعنی از زمانی که قرار شد رسماً بیان خواستگاری عصبانیتش هم شروع شد. سر مسائل مختلف از پشت تلفن فریاد میزد و به شدت عصبانی میشد. به عنوان مثال: وقتی با تلفن باهاش حرف میزدم از اینکه صدام بلند نبود عصبانی میشد. چند بار بهم تذکر میداد میگفت بلند حرف بزن و من هم همون لحظه گوش میدادم اما بعدش ناخواسته دوباره صدام کم میشد (تن صدام در حالت عادی کمه و اون میخواست که بلند حرف بزنم صدام رو میشنید اما میخواست بلندتر حرف بزنم) بعد اون هم از روعصبانیت فریاد می زد که بلند. 2- همیشه ازم میخواست با بابام راجع به خودش حرف بزنم منم اینکار همیشه برام ممکن نبود (بابام خیلی سرش شلوغه و هرموقع میاد خونه خستست و کلاً زمان زیادی هم خونه نیست) اما بالاخره این کارو میکردم و اون هم با اصرار شوهرم. و او هم ازینکه این اتفاق با اصرار و تکرار کردن خودش صورت گرفته عصبانی میشد. ما عقد کردیم. تو مراسم عقدمون مسائلی پیش اومد که بین او و خانوادم دلخوری پیش اومد و همیشه از دست پدر و مادرم شاکی و عصبانی هست. البته از روز خواستگاری این دید بد رو به خانوادم داره تا الان و همیشه هم ازشون بدش میاد و غر اونا رو پیش من میزنه و من هم هیچی نباید بگم و بلکه باید باهاش همراهی کنم چون وگرنه عصبانی میشه. بعد از عقد یکی دو ماه اول همه چی خوب بود. ما همیشه پیش همیم و در منزل مادرشون زندگی میکنیم. مادرش هیچ کاری به کار ما نداره و ازون بابت همه چی خوبه. اما تو اون یکی دوماه که همه چی خوب بود ازمن هرچی میخواست که انجام بدم و بنظرم معقول نبود یا خودم دوست نداشتم که انجامش بدم (مسائل روزمره) من نظر خودم رو میگفتم مثلا میگفت بریم اتاق من میگفتم حمید بزار ظرف بشورم بعد میام. خیلی چیزایی ازین دست کوچیک اما اون همیشه حرف خودش رو باید بزنه و من هم باید گوش بدم پس کوتاه نمیومد و با روی خوش میگفت نه اینکارو نکن من بازم میگفتم نه بزار اینکارو بکنم تا اینکه اخم میکرد و من میگفتم باشه اینکارو نمیکنم. بعد هی این رویه تکرار شد تکرا شد تا اینکه اخم تبدیل شد به فریاد بلند. و من ازینکه اون فریاد نزنه و قلب مادرش ضعیفه نخواد درد بگیره هرکاری میگفت میکردم. دیگه ازش میترسیدم. هرچی میگفت میگفتم چشم اما دیگه فایده نداشت. چون بهم بی اعتماد شده بود که هرچی میگه من گوش نمیدم برای همین اگه یک زمانی حواسم نباشه و به حرفش اون لحظه گوش ندم عصبانی میشه و برای اینکه فریاد نزنه عصبانیتش رو رو من خالی میکنه و کتکم میزنه. چیزایی که شوهرم رو عصبانی میکنه که البته خودش بهم میگه تو اینا رو رعایت کنی من هیچوقت عصبانی نمیشم: 1- هرچی میگه همون لحظه بدون معطلی گوش بدم و انجامش بدم و نه نیارم. اگه هم واقعا نمیشه انجام داد اونلحظه باهاش چونه نزنم بلکه بگم باشه اما بعد ازش بخوام که به این دلیل نمیشه(تنها دلیل منطقی باید باشه از نظرخودش) 2-هرموقع داره با من حرف میزنه هیچوقت حواسم پرت جای دیگه نشه فقط نگاهم و تمام حواسم به او باشه. حتی اگه کسی صدام کرد تا خودش بهم نگه برو ببین طرف چی میگه حق روبرگردوندن ازش رو ندارم. 3-هرموقع با هرکسی دارم حرف میزنم هرکسی باشه و در هر وضعیتی اگه باشم اگه شوهرم صدام کرد سریع باید رومو به شوهرم کنم. 4- هرکاری ازم میخواد سریع باید اول اون رو انجام بدم نه اینکه اون کارو در مرتبه دوم قرار بدم 5- وقتی ازم بخواد یزمانی رو براش مشخص کنم مثلا بگم چایی 10 دقیقه دیگه آمادست 10 دقیقه نباید بشه 15 دقیقه. باید از اول میگفتم 15 دقیقه نباید اشتباه بگم 6- همیشه بلند و محکم حرف بزنم 7- تو مهمونیا و مخصوصا تو خونمون از کنارش جم نخورم مگه اینکه بهم این اجازه رو بده. 8- هیچوقت نگم خوابم میاد. هیچوقت چهره خواب آلود من رو نبینه (حتی اگه تا 8 صبح بیدار بایم که دقیقا هرشب بیداریم و صبح ها میخوابیم) همه این موارد چون اتفاق افتاده و او در من عکسشو دیده و عصبانیش کرده برای همین تحمل نمیتونه بکنه. رو همه اینا حساس شده. فقط 2 ماه هر جور دگه من رو میدید یکم تحمل میکرد بعدش بهم میگفت منم همونطور که اون میخواست انجام میدادم. الانم همشو نمیتونم انجام بدم. اما همه تلاشم رو دارم میکنم. خسته شدم. خیلی خستم. بنظر شما من چیکار کنم؟ این رو هم بگم شوهرم دانشجوی ارشد و همش تو خونست. بنابراین ما تمام وقت با هم هستیم و مسائل زیادی بین مون پیش میادو من دیگه واقعا خستم. شوهرم از قبل هم همینطوری بوده و اکثر این موارد رو با مادرشورهم هم داشته (مادرشوهرم راجع بهش باهام حرف میزنه در واقع اون پسرش رو میشناسه برای همین با فریاد پسرش قلبش میگیره) شوهرم احتیاج به دکتر داره. چون همه هم میشناسن این اخلاقشو. اما خودش قبول نمیکنه و میگه اگه شما (من و مادرش) هرچی میگه گوش کنیم همه چیز حل مییشه. یبار مادرش ازش خواست بره دکتر بشدت فریاد زد و عصبانی شد.

زمان ثبت : 17 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. شما هر دو باید حتما برای زوج درمانی مراجعه کنید. بااحترام

  سلام و احترام. قبلا هم همینجا واستون پیاممو فرستادم ا لطفا پیاممو درج نکنید چون دوستام همه سایت شما پیام میذارن. ممنون میشم اگه جواب سوالات منو بدید. منو ببخشید اگه سوالاتم زیاد شد

زمان ثبت : 15 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. باید حتما مشاوره بروید .بااحترام

  سلام وقت بخیر. آقای دکتر بهترین پوزیشن برا بار اول نزدیکی زن و شوهر کدوم بهتره که زن درد نداشته باشه؟ ممنونم

زمان ثبت : 5 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. همسر روی مرد باشد و اکشن توسط همسر بیشتر اجرا شود. بااحترام

  سلام خسته نباشد.حدود 8 ماه پیش نامزد کردم و 10 روزی میشه که عقد کریدم ب لزف خدا تا این زمان مشکل حادی نداشتیم سوالی که از محرتون دارم اینه ک خانم بنده زیاد ابراز محبت می کنه و به قول معروف زیاد قربان صدقه م میره من هم متقالبا جواب میدم ولی ی جایی خواندم که نوشته بود زیاد به خانمتون که بگید دوسش داری براش عادی میشه و اون تاثیری ک باید بزاره برو دیگه نمی زاره خواستم بدونم این درسته؟ سپاسگزارم

زمان ثبت : 3 مرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر درست نیست. محبت کلامی و غیرکلامی رو با تکنیک های روانشناختی ابراز کنید حتما.بااحترام

  سلام اقای دکتر،من وقتی ۱۷ سالم بود عاشق شدم نمیدونم اسمشو بزارم غاشقی یا نه الان مهمترین سوالم همینه که ایا این عشق بوده یا نه،عاشق پسر عمم،اما خب اولش ایشون علاقه بهم نداشت،بعد که فهمید من علاقه دارم اونم کم کم اومد جلو،بعد ۲ سال ارتباط عاطفی ازهم جدا شدیم یکم زودرنج بودم و زود ناراحت میشدمو قهر میکردم،بعد ۴ سال دوباره من رفتم سراغش بعد اونم گفت اره منم ذل تنگ بودن دوباره شروع شد،بعد تا خاسگاری اومدو داشت شرایطشو اوکی میکرد که بیاد شهر ما بعد دوباره از هم جدا شدیم بخاطر اخلاق من،،،گفت نمیتونم تحمل کنم اخلاقت تنده غیر قابل پیش بینی هستی،در حین اینکه این اقا اومد من خاسگار دیگه ایم داشتم و قبول کردم بیان!!!چون موقعیتش بهتر ازینی بود که دوسش داشتم،حالا وایم سواله ایا من عاشقشم؟؟اگه نیستم چرا بعد یه مدت دوباره دلم تنگش میشه و از خاسگارام بدم میاد و دوس دارم که ایشون بازم باشه،اما هربارم میرنجونمش

زمان ثبت : 28 تیر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. علاقه عاطفی شما به فرد دیده میشود اما احتمالا پختگی و مدیریت رابطه دوسویه ندارید. باحترام

  من پسری 21 ساله هستم دانشجوی ترم 6 مهندسی دانشگاه سراسری ای در تهران محل زندگیم که تقریبا از دوسال پیش عشق شدیدیو نسبت به هم کلاسیم که شش ماه از من کوچکتر و ایشان هم تهرانی است و فرهنگ نزدیکی با شخص بنده دارد حس میکردم...بعد گذشت مدتی کوتاه که صرفا در غالب دو همکلاسی با شخصیت و ایشون به دیدگاه یک پسر باشخصیت و خاص نسبت به بنده با هم چت میکردیم در اولین قرارمون در ترم 3 به ایشون ابراز علاقه کردم...ایشون میدونستن غرض بنده از قرار گذاشتن چیه و اصرار داشتن که هر صحبتی دارم در غالب چت بیان کنم اما من به ایشون میگفتم که اصراری به بیرون رفتن ندارم ولی چون این علاقه دوطرفه بود ایشون پذیرفتن توی اون قرار به ایشون ابراز علاقه کردم و ایشون مطرح کردن که آیا بنده میدونم که با یکی دیگر از همکلاسیهایمان در ارتباط است؟ بنده البته این حدس را میزدم ولی خب رابطه علنی ای نداشتند... به من گفت که ارتباط آنها با هدف آشنایی ازدواج بوده و هم اکنون ارتباط آنها تمام شده است...البته ایشان پیشنهاد من برای دوستی را نپذیرفت و گفت که من قصد ازدواج دارم و دوستی وابستگی به همراه دارد...از هم خداحافظی کردیم عشق بسیار بیشتری را نسبت به قبل نسبت به ایشان احساس میکردم...پیامهای عاشقانه من شروع شدند و پس از گذشت مدتی و کلنجار رفتن با عشق خود به ایشان گفتم که میتونیم آشنا شیم و به ازدواج ختم بشه...پیشنهاد من همچنان پذیرفته نشده سر جای خود بود...با هم چت میکردیم قربان صدقه میرفتم و چیز زیادی نمیشنیدم...انگار برای ایشان آرامشی محسوب میشدم که علاقه شدیدی به من داشت...البته هنوز درگیر رابطه قبلی بود..برای آرامش بعد از دعواهایشان به من رجوع میکرد که البته من این را نمیدانستم و همه کاری میکرد که رابطه شان را متوجه نشوم البته من شکهایی میکردم که هر دفعه به نحوی برطرف میشد...شبانه روز فکر و ذهنم رسیدن به او بود و رقابت و همکلاسی دیگرمان...میل شدیدی را حس میکردم...بعد از گذشت چند ماه به دلایلی مشابه عذاب وجدان به نحوی قصد داشت به من بفهماند که رابطه شان ادامه دارد که چون توضیحات واضحی نبود من متوجه نمیشدم..باز بعد از یه مدت کوتاه به صوذت واضحتری عنوان کرد...بعد از عنوان کردن این موضوع رابطه شان ادامه داشت و همچنان مطرح نمیشد...مشکل آنها در ارتباط مذهبی بودن خانواده پسر بود و او همانطور که دست و پا شکسته رابطه اش را داشت من را نیز نمیخواست از دست بدهد...بعد از مدتی ابراز علاقه ها نسبت به بنده عنوان میشد و اعتراض نسبت به اینکه چرا از او خبری نمیگیرم....سرانجام ارتباط آنها از جانب دختر تمام شد و مرتبا قصد داشت که من را متوجه این موضوع کند ... اکنون هشت ماه است که ارتباط عاشقانه ای را پشت سر میگذاریم...روزهای تلخ و شیرین زیادی را داشتیم اوایل به دلیل ارتباط قبلی ایشون و قضاوتهای اطرافیان خیلی اذیت شدم ولی اکنون به نقطه ای رسیدیم که ارتباط علنی ای در سطح دانشگاه داریم...از ابتدا مرتبا در مورد آینده صحبت کردیم..شناخت نسبتا کاملی از هم داریم بعضی از اخلاقهای ایشان را اصلا دوست ندارم...ولی پنهانسازی چند ماهه ادامه ارتباط قبلی از بنده و قرار دادن من در نوعی بلاتکلیفی از معدود نکات منفی ایشان است...به طور کلی دختر بسیار صادق و قابل اطمینانی است که با شناخت زیادی که از هم داریم جدا از عشق میتوانیم با هم کنار بیاییم...در هردو ما نکاتی هست که دیگری را آزار میدهد ولی به طور کلی رابطه خوبی داریم ...ایشان بسیار من را دوست دارد..بارها این موضوع را عنوان و ثابت کرده...من هم او را دوست دارم ولی مدتی است اشتیاق و حرارت سابق را ندارم ولی به طور کلی رابطه ام را بسیار دوست دارم و نمیخواهم ایشان را از دست بدهم...رابطه من را مادرم میداند و مادر ایشان من را صرفا به عنوان پسری که دخترش را دوست دارم و معرفیهای اولیه از جانب دخترش میشناسد...ما از ابتدا رابطه ای را شروع کردیم که هدف آن ازدواج باشد...تا بتوانیم کنار هم تا فراهم شدن مقدمات ازدواج ادامه دهیم...او از من خواسته که مادرم با مادرش تماس بگیرد که با اجازه خانواده ایشان رابطه را به آن مرحله برسانیم..و من هم پذیرفته ام...وقتی این موضوع را با مادرش مطرح کرده ایشان عنوان کردن که خانواده ها باید همدیگر را بشناسند تا یک وابستگی بی اساس پیش نیاید...باید به خانواده او ثابت کنم که نیت خوبی دارم..من خانواده متفاوتی دارم..پدر و مادرم با هم زندگی نمیکنند...دو برادر 33 و 30 ساله مجرد دارم که مرتبا در خانه دعوا داریم که مادرم باعث تجرد آنهاست که ادعای نسبتا بی اساسی است...زندگی گاها پرتنشی داریم..مادرم شرایطی را دارد که شروع استقلال ما برادرهارا تامین کند ولی بسیار شک و تردید دارم که این کار را انجام دهد چون اصلا ثبات شخصیت ندارد و نمیشود حتی با او درد و دل کرد.البته زنی قوی و رنج دیده است که سالهاست برایمان پدری کرده و چیزی را از ما دریغ نکرده..یکی از دوستانم میگوید که تعهد در این سن احمقانه است و این مرحله حتی آشنایی بیشتر به قصد ازدواج باید در سن 28 سالگی رخ بدهد که این موضوع خیلی به دلشوره من اضافه کرده ...از طرفی دختر گله میکند که من کاری برای بدست آوردن او نمیکنم..واینکه نباید بر مبنای حضور من در باره ی آینده اش تصمیم بگیرد...خواستگارهای خوبی دارد مثل یک پزشک مستقل...ولی ثابت کرده که مرا دوست دارد و اولویت او هستم...در ضمن من وسواس فکری دارم...البته قول داده بودم که مادرم تماس بگیرد که مدتیست محقق نشده..حتی نمیدانم این موضوع راچگونه با مادرم مطرح کنم...البته مادرم توضیحاتی از بنده شنیده اند و در مجموع دختر مناسبی ارزیابی کردند...لطفا کمکم کنید...چه کنم؟ با تشکر بسیار بسیار بسیار زیاد از اینکه وقت گرانبهایتان را در اختیار من قرار میدهید

زمان ثبت : 10 تیر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. شما هر دو حتما باید مرکز مشاوره دانشگاه یا خصوصی برای ارزیابی تناسب ازدواج بروید در صورت مشخص شدن تناسب فکری و بلوغ ازدواج و هارمونی شخصیتی ان وقت راحتتر میشود نظر داد.بااحترام

  سلام اقای دکتر من دوست بسر دارم قراره باهم ازدواج کنیم یه رابطه ساده ولی با اخلاق هم کامل اشنا شدیم.اقای دکتر من موقع اشنایی گذشته کامل خودمو به دوست بسرم گفتم حتی گفتم دررابطه قبلیم یکبار سکس داشتم.دوست بسرم عقاید خاصی داره مثلا دوست داره سکس زنشو با یه مرد دیگه ببینه.البته ایشون اوایل اشنایی در مورد عقایدش صحبت کرد که بامخالفت جدی من روبرو شد .الان حدود دوسال از اون صحبتا میگذره .تاحالا بیش نیومده درمورد گذشته من گیربده یا درمورد عقایدش دوباره صحبت کنه.اقای دکتر الان که به عقدمون نزدیک میشیم خیلی نگرانم خیلی توزندگی مشترکمون مسایل گذشته من یا عقایدایشون باعث مشکلاتی نشه.اقای دکتر درمورد گذشته من خودش خیلی اسرار داشت همه چیزو بدونه تا الان که سه سال میگذره مشکلی بیش نیومده.اقای دکتر نگرانم تو زندگیمون مشکلی بیش بیاد ایشون گذشته منو به خانواده م بگه تا الان چنین رفتاری ازش ندیدم.من توزندگیم خیلی وسواسم همیشه نگرانم . اقای دکتر نگرانی من بی مورد یا نه ممکن مشکلی بیش بیاد چون زندگی مشترک خیلی سخته .خیلیم به هم علاقه داریم ایشون خانواده منو خوب میشناسه. من خانواده محترمی دارم.ممنون از راهنماییتون

زمان ثبت : 5 تیر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. کمی زنگ خطر و نشان از انحراف جنسی میتواند باشد. باید حتما ویزیت دقیق شوند. با احترام

  با عرض سلام و تشكر از شما بابت مطالب مفيد سايتتون من دختري ٣٢ ساله و مجرد هستم.از لحاظ تحصيلي، شغلي و موقيعيت اجتماعي در شرايط خوبي هستم ولي متاسفانه احساس ميكنم كه اعتماد به نفس خوبي ندارم و هميشه خودمو خيلي پايين ميبينم. اگه امكان داره در مورد اين مشكل بنده رو راهنمايي بفرمايين

زمان ثبت : 2 تیر 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. عنایتا مبحث هوش هیجانی را در اینترنت جستجو کنید. با احترام

  با سلام وقتتون بخیر نماز روزتون قبول من یه سوال داشتم! اقای دکتر الان تکلیف کسی که قبلا بکارتشو از دس داده در اثر اشتباهی و پشیمونه و ترمیم که میگین جرمه.اگرم بره پزشک قانونی میگن سکس داشتی ابروش میره.و عملا هیچ اینده ای نداره به عنوان یه انسان.و با کسی که توبه نکرده هیچ فرقی نداره و افسردگی و خودکشی در انتظارشه باید چیکار کنه!؟؟؟

زمان ثبت : 31 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. نماز و روزهای شما هم قبول محضر خداوند متعال باشد. خیلی از مردها هستند که حاضرند با خانمی در این شرایط هم ازدواج کنند نگرانی شما در کل نباید امید شما را برای یافتن یک مرد فهیم کم کند. ایا مردی که با شما میخواهد ازدواج کند خود باکره است؟!! اگر برای همسر شما باکرگی مهم است نباید با این فرد اشنایی و ازدواج کرد. از خداوند بزرگ و رحیم ومهربان کمک بگیرید که فرد مناسب با افکار باز در مسیر راه شما قرار دهند خداوند هیچوقت بندگان خودش را تنها نمیگذارد اگر فردی با ایمان واقعی صدایش کند. با احترام

  سلام اقای دکتر دوست بنده در اثر رابطه ای اشتباه بکارتشو از دس داده که نیت ازدواج لوده اما الان پشیمونه و امید نداره به ازدواج سالم.چطور راهنماییش کنم.ایا این ادم میتونه با فرد مناسبی ازدواج کنه؟اگه همسرش. متوجه این امر بشه چیکار کنه

زمان ثبت : 31 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بسیاری از مردان در جامعه کنونی با زنی در این شرایط هم ازدواج میکنند نگاه مردان به گذشته زن مشابه هم نیست. مرگ مردی که به خواستگاری دختری میرود خودش تا کنون هیچ تجربه جنسی نداشته است!! اگر نداشته است اینطور کیس در کل به دردش نمیخورد اما در دنیای مدرن من بعید میدونم برای دوست شما مشکلی برای ازدواج پیش بیاید فقط کیس مناسب و فهیم باید پیدا کند. توکل به خداوند هم همیشه راه ما رابرای حل مشکلات باز میکند. با احترام

  سلام،وقت ب خیر،خانومی هستم که از رابطه سکس مقعد بسیار لذت میبرم و دوست دارم،شوهرم هم دوست داره میخاستم ببینم اگ ما توی این رابطه زیاده روی کنیم مشکلی برای من بوجود میاد یا نه؟

زمان ثبت : 30 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اگر با تکنیک و مهارت انجام شود اسیبهای ان کمتر خواهد بود با احترام

  سلام 1. ایا شما یا موسسه تون همسانگزینی ازدواج دارید که دو نفر رو بهم معرفی کنید؟ 2. ایا توصیه میکنید موسسه ای اینچنین رو؟

زمان ثبت : 24 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خیر نداریم..اما سایتهایی که زیر نظر دولت باشند و این کار را انجام دهند بسیار عالی خواهد بود. با احترام

  سلام اقای دکتر من میخواستم بدونم ایا در مشاوره ازدواج 100 درصد از نظر تمایل جنسی میشه پی برد که مناسب هم هستیم یا نه ؟ من 30 ساله هستم و دوست دارم هفته ای 4 یا 5 بار رابطه داشته باشم شاید زیاد باشه چون رابطه نداشتم این طور فکر میکنم . در کل رابطه جنسی برام جذاب و به عنوان تفریح نگاه میکنم و دوست دارم وقتی نیاز ندارم انجام بدم و همچنین از عشق بازی لذت میبرم و دوست دارم با کسی ازدواج کنم که طبع گرمی داره . چون رابطه جنسی باعث میشه بیشتر به طرف علاقه مند شم و از این که به عشق بازی علاقه مند باشه لذت میبرم . ایا در مشاوره ازدواج اینها بیان میشه و به این نتیجه میرسیم که مناسب هم هستیم یا نه ؟

زمان ثبت : 22 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اگر فردی حرفه ای باشد قریب به یقین تشخیص میدهد اما 100% در سکسولوژی چیزی نداریم. با احترام

  با سلام اقای دکتر دختر 24 ساله ای هستم که حدود 8 ماه است با پسری که همکلاسی من هست رابطه دارم . ایشون از قبل برنامه رفتن به خارج از کشورشونو گفته بودن . متاسفانه من به ایشون وابستگی شدیدی پیدا کردم . ولی ایشون درصدی به ازدواج فکر نمیکنند. من خواستگارای زیادی دارم ولی به خاطر وابستگی بسیاااااااار شدیدم به ایشون نمیتونم به شخص دیگری فکر کنم . ضمن اینکه ایشون 25 سالشونه وهنوز شرایط کاری هم ندارند و همین مسئله عدم استقلال مالیشونو هم دلیل عدم اقدام به ازدواج میدونن . لطفا راهنمایی بفرمایید

زمان ثبت : 7 خرداد 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. پاسخ این سوال بدون مصاحبه با هر دو نفر به صورت مشاوره ازدواج و بررسی همه جوانب ممکن نیست. اما چشم انداز رابطه با این توصیفات ایشون کمی مبهم است. با احترام

  سلام آقای دکتر من 2 ساله عروسی کردم شوهرم 4 ساله پیش دوست دختری داشته که از هم جدا شدن بخاطره اینکه اون دختره بهش خیانت کرده هر دفع از جلوی دراون دختره رد میشیم انقد نگاش میکنه بهش میگم چیه هنوز دوسش داری میگه تو چقد بد دلی بنظرتون چرا وقتی یکی راجبه دوست دختر قبلیش حرف میزنه با اشتیاق گوش میده یا چرا از جوی درشون رد میشیم نگاش میکنه ینی هنوزم به فکرشه ؟؟؟

زمان ثبت : 26 اردیبهشت 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بهتون پاسخ داده ام. با احترام

  راستی حموم میره لباساشو حاضر میکنم از سر کار میاد 2 تا شعم روشن میکنم کلی میوه واسش پوست میگیرم کلی شربت واسش درست میکنم کلی عذاهای خوشمزه واسش میارم دهنشو باز نکرده بهش خدمت میکنم ولی تا میگم رضاجان جیگرتو قربون یه لیوان آب برام میاری میگه کمرم درد میکنه میگم سرم درد میکنه اون قرصو بهم میدی میگه ای وای پام گرفت خلاصه سرتونو درد نیارم من بمیرم لحضهی آخر یه لیوان آب دست من نمیده چیکار کنم یه کوچولو زیادم نه بهم اهمییت بده یکم بهم توجه کنه یکم دوسم داشته باشه بخدا میگه سرم درد میکنه تا وقتی که دردش خوب نشده سرشو ماساژ میدم ولی من سرطانم بگیرم میگه یکی تو دهاتمون اینجوری بود مرد

زمان ثبت : 25 اردیبهشت 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بلاشک رفتار شما کاملا درست است اما متاسفانه بسیاری از مردان مهارت ارتباظی با یک زن را به دلایل زیاد نمیدانند یا میدانند اما اجرا نمیکنند. با احترام

  سلام دکتر میشه ارزیابی کنید راجبه گفته های من من شوهرمو خیلی خیلی دوست دارم حاضرم بخاطرش بمیرم شعار نمیدم ولی خیلی خیلیم روش تعصب دارم یعنی تمام رفتارشو با بقیه زیر زره بین قرار میدم شبا وقتی که خوابه گوشیشو چک میکنم شاید خنده دار باشه ولی همش فک میکنم اگه زن دیگه بگیره اگه دوست دختر داشته باشه اگه فقط بخاطره تحرم باهام زندگی کنه خلاصه اگه اگه اگه همشم خواب میبینم زن گرفته خواهر بزرگ ترم میگه به هر چیزی فک کنی اتفاق می افته به نظرتون چیکار کنم این حساسیتم از بین بره همشم دوست دارم اتیش زندگیمو زیاد کنم

زمان ثبت : 25 اردیبهشت 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. به نظر میرسد که کمی وسواس فکری پیدا کردید و نیاز به مشاوره و حتی درمان دارویی دارید. با احترام

  با عرض سلام و ادب از محضر اقای دکتر شمشیری سوالاتی داشتم و ممنون میشم لطف کنید و به عنوان یک بزرگتر و متخصص بدون پرده پاسخ سوالم رو بدید اقای دکتر من 22 سالمه و 2 سال پیش با دختری آشنا شدم که 14 سال سن داشت که البته اسم خودش و سنش و خیلی مسائل شخصیش رو از من پنهون کرد و شاید اون اوایل علاقه ای بهش نداشتم و اون هم همینطور و به همین دلیل بهش حق میدم ! این آشنایی تا زمان فهمیدن خانوادش با یک دوستی و یک وابستگی همراه بود که یواش یواش به علاقه تبدیل شد ولی من وقتی بهش علاقه پیدا کردم که بخاطرم چند بار جلوی خواهرش و دامادشون وایساد ! این رابطه و علاقه از سال 93 شروع شد و تا الان ادامه داشته ولی ایشون توی گذشتش واقعا اشتباهات زیادی رو داشته و سنش رو هم دروغ گفته بود که چند وقت بعد از گفتن واقعیت و فهمیدن گذشتش میخواستم ولش کنم اما احساس کردم نمیتونم و بهش وابستگی یا علاقه دارم و خودمم اشتباه کم نداشتم به همین خاطر از وقتی این علاقه پیش اومده بهش فرصت جبران اشتباهات و تغییر شخصیت و رفتار های اشتباهش رو دادم و ایشون هم تا حد زیادی تونسته خودش رو تغییر بده و حتی جوری شده که حالا خیلی اشتباهات من رو درک میکنه و راهنماییم میکنه و بهم گوش زد میکنه ! اینم بگم توی این مدت بیشتر از 3-4 بار همدیگه رو ملاقات نکردیم و بیشتر تلفنی و با پیام از هم اطلاع داریم و شناخت پیدا کردیم و توی دوتا شهر مختلف هستیم و بخاطر همدیگه سعی کردیم بهتر بشیم و منم بیشتر به کار و زندگی پرداختم و تا الان پیشرفت نسبتا خوبی داشتم ! هیچگونه رابطه ای هم باهم نداشتیم و همیشه من رو به سمت کار و زندگی و آینده تشویق کرده و سعی کرده بابت رسیدنمون بهم دلداریم بده و بهم امید بده ! اما جدیدا حس میکنم واقعا از نظر عقلی و درک رشد زیادی کرده و شاید خواسته هام و توقعاتم دربرابرش بی معنیه و این مسئله آزارم میده ! مشکل دیگمم اینه با توجه به خیانت ها و نا پاکی های امروزی بعضی دخترها و گذشته ی ایشون احساس میکنم بهم خیانت میکنه و نهایتا جدا میشه ازم و باعث بی اعتمادیمه و نمیدونم بخاطر بدبینیه یا نه و آیا این اتفاق ممکنه بیفته ؟! سوم اینکه میخوام بخاطر شرایط ایشون و استقلال خودم و پیشرفتم به شهر ایشون نقل مکان کنم اما با توجه به عدم اعتمادم که دلیلش رو قبلا گفتم دو دل هستم ! به دوستت دارم یا عاشقتم یا جمله های این چنینی هم اعتقادی ندارم و علاقم بخاطر نشون دادن علاقش در عملش بوده و دیدم که سعی کرده بخاطرم خودش رو تغییر بده اما خب این مشکلات برام بوجود اومده و از طرفی هم نسبت بهش احساس مسئولیت میکنم ! میخواستم کمکم کنین تا اولا ببینم همچین علاقه ای به سرانجام میرسه ؟ و دوم این که چه اشتباهاتی دارم و اگر به سرانجام میتونه برسه راه حلی برای حل مشکلاتم بدین ! بی صبرانه منتظر پاسخ های تخصصی شما هستم با تشکر فراوان بابت همدردی و زحمات شما

زمان ثبت : 28 فروردین 1395
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. احتمال عدم تعهد به رابطه در هرکسی ممکن است اتفاق بیفتد تحت شرایط مختلف، هیچ چیز 100% وجود در این زمینه ندارد اما اگر رابطه عاطفی انسانی جنسی زوجین خوب باشد احتمال این خطا در زنان بسیار بسیار کمتر میشود. به نظرم نقل مکان به شهر ایشون چندان عقلانی نیست چون ممکن است در نهایت چیزی مانع ازدواج شما شود و خیلی دردسرهای دیگر به خاطر این انتقال پیدا کنید تا حداقل نامزدی رسمی اینکار رو نکنید. اینکه کسی دروغ میگوید باز هم ممکن است دروغ بگوید اما باید دید دلیل این دروغ چیست؟ در کل در طول زمان زیر نظر مشاور ادامه دهید و هیچ تصمیم عجولانه ای نگیرید. با احترام

  یعنی اقای دکتر با TLC امکان تقلب وجود نداره درسته؟ سوال بعدیم هم اینه که ماندگاری مصرف تریاک چقدره یعنی بعد از مصرف تا چند روز تو ازمایشی که فرمودید نشون میده ؟

زمان ثبت : 28 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بله تی ال سی تقلب نداره... سوال دوم بستگی به مقدار مصرف تریاک و مدت مصرف دارد. اما اگر کسی دو ماه مصرف کند بعد قطع تا یک هفته و گاهی دو هفته قابل ردیابی است. اما اگر مثلا کسی تفریحی هفته ای دوبار مصرف میکند اون وقت باید برای ان با دقت بیشتری مثلا بدون اطلاع قبلی انجام داد. با احترام

  سلام آقای دکتر ,بنده مدتی هست که با آقایی به قصد ازدواج آشنا شدم, بعد از یکماه به من گفت که دارای بیماری دوقطبی هستن و داروی کوتیاپین مصرف میکنن... از نظر اخلاقی و رفتاری کاملا معقول به نظر میرسه و خانواده خوب و تحصیلکرده ای داره, ولی من با توجه به چیزهایی که در اینترنت درباره این بیماری خوندم خیلی مردد هستم, لطفا بنده رو راهنمایی کنید

زمان ثبت : 24 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خب اختلال دوقطبی داشتن کسی ممکن است در اینده رابطه زناشویی رو به شدت تحت تاثیر قرار بدهد. هر انتخابی منافع و مضراتی دارد. با احترام

  سلام عرض شد آقای دکتر خسته نباشید. با اجازتون مشکلم رو خدمتتون مطرح میکنم اگر امکان داره راهنماییم بفرمایید و اگر از طریق مشاوره حضوری میشود کمک بیشتری به رابطه ما کرد عنوان بفرمایید. ممنون میشم. آقای دکتر با آقایی در دانشگاه آشنا شدم حدودا چهارسال. خیلی از ملاک ها و معیارهایی که واقعا برام دارای اهمیت هست رو دارند که مهمترینش برای من چشم پاک بودن و داشتن گذشته ای سالم درست مثل خودم هست.بی نهایت مهربان هست و رفتار محترمانه ای با من به عنوان یه خانوم دارد.از نظر خانوادگی هم مورد پسند بنده هست هرچند که در دو شهر متفاوت هستیم. قرار بر این بود که بعد از پایان خدمت سربازی با ایشون ازدواج کنم که البته خواست ایشون این بود که خیلی قبل تر از این حرفها خواستگاری میامدند که با مخالفت خانواده من روبه رو شد(به دلیل سربازی). آقای دکتر خیلی دوستش دارم و واقعا تصور نمیکنم هیچکس را بتوانم به عنوان همسر به غیر ایشون بپذیرم اما به تازگی یه خصوصیت اخلاقیشون خیلی مرددم کرده و اون هم حساسیت بیش از حدشون رو منه. رو حرف زدن با جنس مخالف حساسه به لبخند زدنم حساسه به حجابم و...من دختر فوق العاده اجتماعی هستم و ایشون تقریبا اروم هستند اتفاقا بنده دقیقا اروم بودنشونو دوست دارم و ایشون از شاد و پرهیجان بودن من خوششون میاد ولی همش ذکر میکنه این حالت های منو فقط برای خلوت خودش میخواد نه جلوی کسی... من خیلی خودم رو تعدیل کردم ولی واقعا دیگه ایراد گرفتنای هرلحظه اش منو به مرز جنون میکشونه دیگه تحمل انتقاداش رو ندارم ولی خیلی دوسش دارم و فکرنمیکنم بتونم کسی رو پیدا کنم که خصوصیات مدنظرم رو مثل ایشون داشته باشه و تا این حد دوستم داشته باشه. ممنون میشم راهنماییم بفرمایید آیا ما واقعا با هم تفاهم نداریم و به درد هم نمیخوریم؟ چون اخیرا تقریبا هرروز سر یه مساله و انتقادی که ایشون ازم دارند با هم بحث میکنیم و در عین حال هیچکدوم از هم نمیگذریم.و اینکه آیا میتونم با خودشون مشاوره حضوری بگیرم؟ کمکی میکنه؟

زمان ثبت : 23 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خب اگر واقعا اینقدر شرایط اکی است این مساله غیرت باشد یا تعصب فرق دارد و همچنین بدگمانی باشد یا عدم اعتماد به فرد باز فرق دارد. طبیعتا گاهی یک ایراد اگر قابل تعدیل و تصحیح از هر دو طرف نباشد ممکن است کل شیرازه امور از هم بپاشد. مشاوره حضوری با من یا روانشناس حاذق توضیه میشود. با احترام

  سلام اقای دکتر...ببخشید من احساس میکنم شوهرم اعتیاد داره ولی هر دفعه که باهاش حرف میزنم در این مورد میگه بریم آزمایش...میخواستم ببپرسم آیا روش هایی وجود داره که شوهرم با استفاده از اون ها بخواد نتیجه ی آزمایش رو تغییر بده مثلا مصرف کردن یا خوردن چیزی که باعث بشه که وجود مواد مخدر رو نشون نده تو بدنش...ممنون از پاسختون

زمان ثبت : 23 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بله راههای زیادی است. فقط تست خون انجام دهید نه تست ادرار..به اسم TLC است. با احترام

  سلام آقای دکتر .ببخشید من 22 سال سن دارم خیلی وقته خود ارضایی میکنم میخواستم بدونم در کل آزمایش خود ارضایی قبل از ازدواج چیه و چطور عمل میکنه؟.لطفا جواب بدید ممنون

زمان ثبت : 18 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. خودارضایی قابل تشخیص نیست. با احترام

  سلام جناب دکتر شمشیری ممنونم از زمانی که برای همه مردم قرار میدهید من وهمسرم 4 ساله ازدواج کردیم ولی چون دوست وفامیل نداریم دوست داریم با یکی دیگه (مرد) دوست بشیم هم برای تفریح و..وهم برای سکس سه نفره هم من هم همسرم راضی به این کار هستیم ولی خود من یکم می ترسم در اینده به مشکل بخوریم نظر شما چیست ممنونم

زمان ثبت : 18 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. این حالت سوینگ نام دارد و در نهایت بنیان خانواده را از هم میپاشاند. اصلا توصیه نمیکنم جدا از اینکه از لحاظ دینی و عرفی هم بجز مبحث روانشناختی قابل تایید نیست. با احترام

  آقای دکتر سلام خسته نباشید شما رو به خدا ایمیلتون رو چک بفرمایید

زمان ثبت : 12 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. ایمیل پاسخ داده نمیشود. با احترام

  سلام اقای دکتر.خسته نباشید.توروخدا راهنماییم کنید.من شوهرم به تازگی میگه خیلی دوست داره سکس سه تفره داشته باشیم.اما نه درواقعیت .دوست داره درموردش حرف بزنیم هنگام رابطه.دوست داره یه زنه دیگه هم باشه.و نظرش اینع که من از تو کاملا لذت میبرم میخوام تو چندبرابر لذت ببری از رابطه.میگه میدونم اگه باشه واسه تو خیلی خیلی لذت بخشه.اما من اصلا لذت نمیبرم.برام کاملا بی مفهومه.خیلی خیلی بی منطق هم قبول نمیکنه.میگه دوست دارم وحشی باشی.ولی بخدا بنظرم وحشی بودن به این چیزا نیست.نمیدونم چکار کنم .بخصوص مه دیگه دارم به این موضوع شک میکنم که نکنه به زنی چشم داره.چون قبلا اصلا اینطوری نبود.تازگیا اینجور شده فکرش.خیلی ادم تنوع طلب و فوق العاده حساس

زمان ثبت : 8 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. احتمال قوی دچار نوعی انحراف جنسی است. با احترام

  با عرض سلام...بنده به دختری علاقه مند هستم که ۹ سال از من کوچکتر هست من ۳۰ سال و ایشون ۲۱ سال دارن میخواستم بپرسم این میزان تفاوت سنی در آینده تاثیری روی مسائل جنسی و به وجود آمدن مشکلات داره یا نع؟ ممنون از راهنماییتون

زمان ثبت : 6 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. بین 4 تا 11 سال بزرگتر بودن مرد از زن قابل قبول است در کلیت. با احترام

  آقای دکتر راستی من یک ایمیل هم برای شما فرستادم اگه لطف کنید ایمیلتون رو چک کنید و پاسخ بدید ممنون میشم.

زمان ثبت : 5 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. پاسخ ایمیل نداریم. با احترام

  سلام جناب آقای دکتر تقریبا حدود یک سال هست که به یک دختر خانم نجیب که یکی از اقوام دور ما هستند علاقمند شدم ولی هنوز نتونستم که این قضیه رو مستقیما به ایشون بگم ولی خب یه جورایی شاید رسونده باشم بهشون وایشون هم مثل اینکه بدشون نمیاد ولی من کامل مطمئن نیستم ، علت اینکه هم هنوز نگفتم این هست که فکر میکنم هنوز شرایطش فراهم نشده ولی خب نگاه میکنم به جوونای دیگه با اینکه شرایط مساعدی ندارن ولی با این حال یه جورایی رابطه خودشون رو در حد دوستی و یا با هم بیرون رفتن دارن تا زمانیکه شرایط فراهم بشه و نامزد کنن و انشالا برن سر خونه و زندگیشون ولی من اینکار رو هم نکردم و یه جورایی شده مثل عشق یک طرفه که دمار از روزگار آدم درمیاره و کلن زندگی من تو این یکسال مختل شده و میترسم که دختر مورد علاقمو از دست بدم البته خودم دوست دارم قضیه رو باهاشون مطرح کنم ولی اطرافیانم میگن مبادا بگی تو که هنوز تکلیفت مشخص نیست ، کار ثابت کارمندی که هنوز پیدا نکردی. ،البته کارم آزاده ، نمیدونم خونه نداری ماشین نداری و ... خلاصه مطلب اینکه من فکر میکنم اخه بابا جان بذارید من قضیه رو در حد آشنا شدن با ایشون مطرح کنم شاید اصلا ایشون از من خوشش نیومد یا اخلاقامون به هم نخوردحداقلش اینه که من از این بلاتکلیفی در میام ، اگر هم اوکی دادن که بالاخره تا درس ایشون هم تموم میشه در عرض یکی دوسال من خودمو اماده میکنم واسه زندگی مشترک ، آقای دکتر راستش من خیلی از ایشون و اخلاق و منشی که دارن خوشم اومده و سخته برام که از دست بره نظر شما چیه آقای دکتر ؟

زمان ثبت : 5 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اینکه حداقل یک شغل و درامد ثابت داشته باشید که امکان موفقیت شما رو بیشتر میکند اما اگر فکر میکنید زمان زیادی طول خواهد کشید میتوانید قضیه را به صورت فرصت برای اشنایی بیشتر مطرح کنید. اگر دختری باشعور و نجیب باشد حتما فرصت به شما برای معرفی خود و زمان معقول در صورت شباهتهای فکری و شخصیتی برای تثبیت شغل و کار میدهد. با احترام

مطالب و محتوای آموزشی بروز

پرسش و پاسخ آنلاین

اجرا و تفسیر آنلاین آزمونهای روانشناختی

تحلیل نموداری نتایج آزمون های روانشناسی

ذخیره و انتشار نتایج آزمون های روانشناسی