سوال خود را از آقای دکتر شمشیری بپرسید

شما نیز میتوانید با ورود یا ثبت نام در سایت، سوال خود را مطرح کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ خود را از پزشک دریافت نمایید

سوال خود را اینجا مطرح کنید

  اطلاعات و مشخصات کاربران جهت حفظ حریم خصوصی ایشان، در این بخش نمایش داده نمیشود.

  سلام آقای دکتر خسته نباشید اگر مثلا ما یک نگرانی در مورد سایز داشته باشیم ، چه زمانی بهتر است که این قضیه را با پارتنرمان مطرح کنیم ، ضمن آشنایی بهتر است یا بعد از عقد ؟ توسط خودمان مطرح بشود بهتر است یا شخص دیگری مثل مشاور ؟ سپاس

زمان ثبت : 1 اسفند 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. قبل عقد و توسط مشاور. با احترام

  واقعا"ممنون از جوابتون آقای دکتر اما جسارتا"سوءال اصلی من چیز دیگری بود.من توضیحاتمو دادم که بگم چقدر موضوع جدی بود و یکباره با جواب دکتر من رابطه را بهم زدم و میدونم تصمیمم درسته. سوءال من این بود که شما بهم بگید چه برخوردی داشته باشم با وجود رفع بهانه های من برای قطع رابطه که این آقا از من دست بکشه و دیگه امیدی نداشته باشه.به ترتیبی که بی احترامی هم نشه بهش؟؟؟آیا صحیحه که من اصل ماجرا را بهش بگم که رفتم نزد پزشکش وآیا این موضوع تاثیر خیلی بدی نمیزاره روی آیندش با توجه به شرایطش؟؟؟؟

زمان ثبت : 28 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. البته پزشک فرد نباید اسرار مراجع رو بدون اجازه مراجع به کسی بدهد. به هیج وجه نباید اسم پزشکش را بیاورید. ولی واقعا باید بروید مشاوره وخیلی دقیق تر موضوع بررسی شود. با احترام

  در ضمن ما تست شخصیتی هم دادیم و دوقطبی را توش نشون نداد با اینکه ایشون خبر نداشت میخوایم تست بدیم.قرار بود فقط مشاوره بریم.اما دکتر خودش گفت که دوقطبی داره و وقتی گفتم تا کی درمانش ادامه داره وتوصیتون چیه گفت درمانش فعلا" ادامه داره و وقتی من ازش خواستم مثل دخترشون به منم بگن چیکار کنم گفتن من خیلی اوصیه نمیکنم برای ازدواج با اینکه آدم خوبیه هر وقت من میبینمش و من فقط و فقط به خاطر حرف وکتر ونه هیچ مسئله دیگه ای رابطمو تمام کردم با وجود اینکه خودمم خیلی اذیت شدم و هنوزم میشم . باز هم ممنون میشم از لطفتون که جوابم مخفی بمونه.

زمان ثبت : 27 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام.کامنت قبلی رو حذف کردم که توضیح مبسوط داده بودید... در نظر داشته باشید که بیماری دوقطبی میتواند مزمن شود اما در یکسری از افراد شاید حتی بهبودی طولانی مدت و حتی تا اخر عمر هم باشد. اما خب ازدواج با این فرد ریسکش زیاد است و من هم فکر میکنم در شرایطی که شما دارید ممکن است عود بیماری و دیدن شرایط واقعی اینها، به شدت اسیب زا برای افراد غیردرمانگر در این حیطه باشد. با احترام

  با سلام من به مدت 2.5 با یک آقایی آشنا بودم یعنی فقط دوست بودیم وگاهی احوالپرسی و درد و دل میکردیم اما تا حد تقریبا"زیادی ایشونو میشناختم و بعد از اون ایشون به من پیشنهاد آشنایی برای ازدواج داد که به مدت 5 ماه طول کشید و ایشون به من گفته بود برای یک انفاق بدی که براش افتاده بوده در دوران 20 سالگی قرص اعصاب میخوره که من در مورد این موضوع حساس شدم وازش خواستم منو پیش پزشکش ببره.و بعد خودم به تنهایی نزد پزشکش رفتم و بهم گفت که ایشون بیماری دوقطبی داره و من علی رغم دوست داشتن زیاد ایشون و اینکه هم خودش و خانوادش بسیار محترم بودند و شرایط هم خوب بود به خاطر نگرانیم این رابطه را بهم زدن و هیچوقت نگفتم که به این علت بوده و با پزشکش حرف زدم که شخصیتش زیر سوال نره.اما الان 5 ماه که میگذره و این آقا هنوزم باورش نشده و عاجزانه از من فرصت میخواد که یه بار دیگه بهونه هایی که براش آوردمو برطرف کنه و من واقعا"از بس به من پیام میده و اذیت میشه و در عین حال منم اذیت میکنه عاجز شدم و گاهی میگم نکنه باید یه فرصت دیگه میدادم.اما به این نتیجه رسیدم که اصمیمم درسته.حالا از شما خواهش میکنم به من بگین چطوری باید برخورد کنم که این مسئله با خوبی و احترام حل بشه که به اونم آسیبی نرسه و منم آرامش بگیرم. ممنون از لطف و توجهتون

زمان ثبت : 26 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اول باید بدونم چه بهانه هایی برایش اوردید. با احترام

  با سلام دختری 34 سال هستم و حدود 10 سال هست که در تهران تنها زندگی می کنم، در طول 10 سال با چند پسر دوست شدم ولی در نهایت به خاطر وجود تفاوت ها که به اختلاف منجر می شد و خیلی منطقی و دوستانه از آنها جدا شدم. رابطه عاشقانه با آنها داشتم ولی هیچ موقع دخول صورت نگرفت و آنها به بکارت من صدمه وارد نکردند. الان حدود 8 ماه هست که با پسری آشنا شدم که تا حدودی شباهت ها و سلایق یکسان است ولی باز هم اختلافات زیاد و بحث های زیادی با هم داریم، با این تفاوت که این فرد به خودش جرات داد تا بر من غلبه کرده و بکارت مرا از بین ببرد، بیشتر گلایه های او از من این است که چرا او را اولویت اول در زندگیم نکرده ام و در طول هفته همش سر کارم و یا به باشگاه و ورزش خودم می رسم ولی به دیدن او نمی روم ، در حالیکه من در افکار خود فکر می کنم که خیلی به او ارزش قائلم و بعد از کار و ورزش همه زمانم را با او می گذرانم. از طرفی ناراحتی های من نیز از او بیشتر به خاطر 1- وسواس بودن او در رعایت بهداشت (مثلا وقتی سوار ماشین می شوم و یا وقتی به دیدارش در منزلش می روم ترجیح می دهد با من دست ندهد) 2- قهر کردن های اوست که مدام باید من در آشتی پیش قدم باشم اخیرا باز روابط کدر شده است ولی اینبار می خواهم درست تصمیم بگیرم، دوست دارم دیگر روابطم را ادامه ندهم و یا ادامه روابط را منوط به مراجعه به یک روانشناس کنیم، تا روانشناس هر دو ما را ارزیابی کند و چنانچه صلاحدید که ما برای هم 60 درصد می توانیم مفید باشیم در آن صورت رابطه ام را ادامه دهم خصوصیات خوب و بد او را می نویسم شما نیز نظر خود را راجب تصمیمی که می خواهم بگیرم اعلام فرمایید: محاسن او (پسر) : روحيات هنري – آرام – منطقي - مشاوره مي گيرد و مشاوره مي دهد - تحليلگر-سنجش مزايا و معايب يک کار براي تصميم گيري - جوياي علم و علاقه به يادگيري معايب او (پسر) : گاهي اوقات تند خو - خود خواه در بعضی امور (مثل خرید که من باید با او برای خرید بروم ولی او با من نمی آید – من باید با او برای مشکلات کاریش فکر کنم ولی او به مشکلات من فکر نمی کند و ...) – بلاتکليف برای ازدواج - نااميد – شکم بزرگ – سيگاری - اعتماد به نفس پايين - پر استرس شدید - ظاهر ادم ها و زندگي آنها به ميزان زيادي توجهش را جلب مي کند – وسواس (اجازه آشپزی به من نمی دهد، اجازه درست کردن سالاد به من نمی دهد – اغلب با من دست نمی دهد وقتی از سرکار برمی گردم)- نظر مي گيرد و گوش مي دهد و چنانچه اتفاق بدي بيافتد مي گويد تو باعث شدي - حساس در رفتار آدم ها (مدام فکر می کند آیا رفتار دیگران با او توهین آمیز بوده و یا نه)

زمان ثبت : 18 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام.در کل در نفاط مثبت و منفی که نوشتید تضادهایی میبینم که با هم نمیخوانند اما به نظر رابطه با این فرد کار اسانی نخواهد بود. حتما مشاوره بروید و هیچوقت اجازه ندهید رابطه فیزیکی شود. با احترام

  با سلام از راهنمایی شما سپاس گذارم. من به ایشون پیشنهاد دادم که با مشاور صحبت کنیم . اما ایشون به شدت مخالفت کردند و به گفته خودشون چون از کوچکی کار می کردند و توی اجتماع بزرگ شدند یک مرد کامل هستند. نگرانی من در مورد اختلال برای ایشون این هست که می گن خاص هستند و احساسشون با مردای دیگه متفاوته و مدام در مورد مسایل جنسی صحبت می کنند و اصلا در مورد خصوصیات دیگه صحبت نمی کنند و یک مقدار قضاوتشون در مورد واقعیت ضعیفه اما پرخاشگر نیستند و فشار کلام هم ندارند. ایا ایشون با این ویژگی ها که فعلا من تشخیص داده ام می توانند اختلال دو قطبی داشته باشند . با سپاس فراوان

زمان ثبت : 12 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. به اختلال دو قطبی شبیه نیست چندان. بدون مشاوره نباید ازدواج کنید. با احترام

  با سلام خدمت شما من دختری 32 ساله هستم و استاد حق التدریس دانشگاه هستم. یکی از دانشجویانم که شش سال ازمن کوچکتر هست به من ابراز علاقه کردند. با توجه به شرایط فکر می کنم این ازدواج امکان پذیر نباشد اما مسیله ای که ذهن من رو در گیر کرده رفتارهای عجیب ایشون است. ایشون به شدت به من ابراز علاقه می کنند و به گفته خودشون وقتی که به من می گن دوستت دارم تمام وجودش در گیر می کنه و با تمام احساس از واژه هایی مثل دوست دارم فدات بشم قربونت برم استفاده میکند که خودم احساس می کنم که این حرفها رو واقعا از تمام وجودش بیان می کند. اما هر وقت که من می خوام در مورد ویژگی های ایشون ازشون بپرسم وارد حرفای سکسی میشن و من به شدت از رفتار ایشون متعجب میشم. برای مثال ایشون از من می خوان که خودم رو در اغوش ایشون تصور کنم و الی اخر . در ابتدا فکر کردم که ایشون نکنه اختلال مانیا داشته باشن اما فشار کلام ندارند . من با افراد دوقطبی برخورد داشتم و ایا این احتمال وجود داره که ایشون دوقطبی باشن با توجه به این که خودبزرگ بینی در حد دوقطبی ندارند. اگر میشه لطفا منو راهنمایی کنین تا اگر واقعا ایشون مشکل دارند به عنوان استادش بتونم بهش کمک کنم. ممنون میشم

زمان ثبت : 7 دی 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. در کلیت اینطور ازدواجی با این تفاوت سن اشتباه است اما سن فقط یک فاکتور است و مسایل دیگر هم در ازدواج میتواند اثر منفی ان را تا حدی خنثی کند.. در نهایت بهترین کار ارجاع ایشان به مشاور و روانشناس است.با احترام

  سلام اقای دکتر من با دوست دخترم خیلی رابطه داشتم این اخری ها خیلی استفراغ می کنه رفتیم پیش دکتر گفت فکر میکنه حامله اس .هنوز جواب ازمایشو ندادند .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی قبلن ها دوستم میگفت ارمقعدش خونی میاد .میشه کمکم کنید.اگه حامله باشه باید چیکار کنم.

زمان ثبت : 28 آذر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام. اگر حامله باشد خب داستانش خیلی پیچیده میشود. توضیحش اینجا ممکن نیست چون مسایل حقوقی و قانونی و شرعی و اخلاقی دارد. با احترام

  سلام دکتر جان من 26 سالمه نه ماه با یک خانم آشنا شدم ایشون 30 سالشه و قصدمون ازدواج مشاوره هم رفتیم خانواده من میگن سن نمیخوره بهت چگونه خانوادمو راضی کنم به این امر ؟؟ باتوجه به اینکه مشاور ها گفتن مشکلی ندارید تستم گرفتن ازمون

زمان ثبت : 2 آذر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

باسلام.اگه همه ابعاد ازدواج مثل بلوغ رابطه، هارمونی جنسی و هارمونی شخصیتی اکی باشد سن نمیتواند مشکل خاصی ایجاد کند. اما رضایت خانواده ها هم مهم است.بااحترام

  با سالا و خسته نباشید خدمت دکتر شمشیری،اقای دکتر من زنی بیست و چهار ساله هستم ک حدود چهار سال میشه ک ازدواج کردم ی بچه هم دارم ولی جدیدی با شوهرم ب ی مشکل خیلی بزرگ برخوردیم تونم آینه ک شوهرم ب دیدن فیلم های سکوی روی آورده و با دیدن آنها تحریک میشه و نسبت ب مساله زناشویی عکس العدل نشان میده و همینطور با دیدن این فیلمها ب نزدیکی از مقعد روی آورده و علاقه زیادی بهش نشان میده هر چند من راضی ب این کار نیستم و تا حالا هم همین اجازه ای بهش ندادم، حالا اقای دکتر من از شما می خواهم راهنمایی کنید ک چطور کاری کنم ک شوهرم دیگر ب این فیلمها نگاه نکته و ب زندگی و زناشویی طبیعیات برگرداند تشکر از شما

زمان ثبت : 19 مهر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. مقاله ای در خصوص فیلمهای پورنو در سایت نوشتم.مطالعه نمایید. با احترام

  با سلام آقاي دكتر من ٨ ماه هست كه با پسري اشنا شدم كه ٣٠ سالشونه و من ٢٦ ما از اول اشنايي هدفمون ازدواج بوده واسه همينم مادرامون در جريان هستن تا ما يه مدت بشناسيم همو ايشون بعد ٢ ماه به من گفتن كه ٥ سال پيش نامزد داشتن و طلاق گرفتن من اين موضوع رو به مادرم نگفتم الان بعد چندماه قراره بيان خواستگاري من من دچار ترديد شدم پدرم خيلي سخت گيره ميترسم قبول نكنه از طرفي دچار نامزد قبلش مهريه اشو اجرا گذاشته بوده ايشون ميگن مهريه ١٤ تا باشه و بنطر من اين تعداد خيلي كمه ميشه لطفا راهنماييم كنين؟

زمان ثبت : 13 مهر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. بستگی به خیلی شرایط دارد این قضیه. اما مساله نامزدی قبلی پسر رو باید شما غیرمستقیم در خانه مطرح کنید ببیند والدین محترم چی میگن. هرچند در نهایت باید شفاف گنید. در خصوص مهریه خودتان میدانید داستانش خیلی مفصل است. در نهایت باید با یک مشاور مشورت نمایید. با احترام

  سلام من حدود هشت ماهه نامزد کردم مادر بزرگم مرد و خونه خریدنمون طول کشید برای همین عقد و عروسی انقدر افتاد عقب من و نامزدم معاشقه داشتیم ولی از روی لباس یعنی من لباسمو در نمیارم ولی اون در میاره که به قول خودش درد نداشته باشه من شاید ده سال بود خودارضایی میکردم برای همین در تمام رابطه هامون انقدر تشورات خودم شکل گرفته بود که الان نامزدم در حین معاشقه هامون شاید بیست بار باشه تو این هشت ماه که ازضا شده ولی من هیچکقت ارضا نشدم تصمیم گرفتم خودارضایی رو بذارم کنار و تا الان موفق بودم قبلا نیاز که داشتم خودش رفعش میکردم ولی الان.... تازه الان میبینم که نامزدم چقدر سرده مثلا هیچ وقت پشت تلفن هیچ حرف جنسی یا حتی شوخی ای نمی کنه...ازش پرسیدم گفت آخه خوشم نمیاد ما الان خونه خریدیم و جهاز چیندیم جالبه یه خونه خالی داریم ولی هیچکقت نمیگه بیا بریم اونجا یه بار خودم تحت فشار بودن ترسیدم باز خودارضایی کنم بهش گفتم بیا بریم البته باز ارضا نشدم مدام کار رو بهونه میکنه حواسش همش به کارشه نمیتونه مسئله کار و خونه رو جدا کنه امشب بهش گفتم چرا رفتارت این جوریه بدتر ناراحت شد خداحافظی کرد که بخوابه میگه وقتی کارم زیاده به هیچی نمیتونم فکر کنم به نظرتون طبیعیه؟ من باید چیکار کنم ؟

زمان ثبت : 9 مهر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام.مساله خیلی پیچیده است. باید حتما با ایشان به مشاوره بروید. با احترام

  با سلام آقای دکتر ممنون از پاسختون. صلاح می دونید در دوره های ازدواج شما شرکت کنیم یا اینکه برای مشاوره ازدواج مراجعه کنیم و یا با توضیحاتم بهتره که رابطمو کم کم با این آقا خاتمه بدم؟ چون با روحیه حساسی که دارم شاید بعد ازدواجم باهاش به مشکل بخورم شاید شدت این رفتارش بعد ازدواج بیشتر و براش کاملا عادی بشه و از طرفی منم با آگاهی از این موضوع باهاش ازدواج کردم... لطفا راهنمائی بفرمائید.

زمان ثبت : 14 شهریور 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. لطفا پیش از هر کاری یه جلسه با مشاور مشورت نمایید. با احترام

  سلام آقای دکتر. من با یک آقائی حدود 4 ساله که ارتباط دوستانه دارم و خانوادهامونم در جریانند و حتی چندین بارم غیر رسمی همو دیدن و از هم خیلی خوششون اومده و قرار به ازدواج داریم این آقا لیسانس و من دانشجوی دکتری هستم و یک سال از من کوچکتره. بزرگترین مشکلی که داره اینه که با همه آدمها چه خانم و آقا خیلی صمیمی برخورد میکنه اینگار سالها کسی رو که تا حالا ندیده رو میشناسه و این منو آزار میده چند بارم باهاش صحبت کرده بودم قبلا ،ولی به نتیجه نرسیدیم میگه این ذات منه نمی تونم تغییرش بدم. چند روز پیش جلوی من یه دختری بهش زنگ زد باهاش خیلی صمیمی صحبت کرد بعد که من ناراحت شدم و بهش گفتم نمی تونم تحمل کنم ضمن کلی دلداری و اینکه من تو رو دوست دارم و ... بهم برگشته میگه من حدود 7 سال قبل تو دانشگاه با این دختره آشنا شدم قصدمون ازدواج بوده ولی به دلایلی به ازدواج ختم نشده. متاسفانه باهاش سکس داشته و الا میگه اگه بهش بگم دارم ازدواج میکنم ناراحت میشه و فکر میکنه من فقط قصدم ازش سو استفاده بوده میگه من بعدها از طریق یه شخص ثالث به گوشش میرسونم دارم ازدواج میکنم ....( مادر این دختر فوت شده و همین دلیل بهم خوردن ازدواج اونها شده چون پدر دختره مخالف بوده ... حالا یه جورائی احساس گناه یا ترحم نسبت به دختره داره یا شایدم علاقه...) جوابش برام قانع کننده نیست و به شدت اعتمادمو بهش از دست دادم لطفا راهنمائیم کنید کار درست چیه.... ایا میشه به همچین مردی اعتماد کرد؟؟؟

زمان ثبت : 10 شهریور 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. خب راستش کمی رفتار این مرد نیاز به بررسی دارد. بعد این همه سال با وجود شما هنوز با اون دختر ارتباط دارد. برای ازدواج فقط دوست داشتن کافی نیست. با احترام

  سینا شهریور ۶, ۱۳۹۴ at ۱۲:۱۵ ب.ظ - پاسخ دیدگاه شما در دست بررسی است. سلام. بنده پسری با میل غالب همجنسگرا هستم. هر وقت از هر دختری برای ازدواج خوشم می آید از من بزرگتر هستم. به بقیه دخترها هم تقریبا میلی ندارم. به روان شناس و روان پزشک هم مراجعه کرده ام ولی راه حلی نداده اند. اگر با دختری که از خودم بزرگتر است ولی جوان تر به نظر می رسد ازدواج کنم لزوما به مشکل برمی خورم؟

زمان ثبت : 6 شهریور 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. سن به تنهایی ملاک نیست. اگر بلوغ ازدواج و هارومونی شخصیتی و موقعیتی فرهنگی تحصیلی باشد سن مشکلی ایجاد نمیکند البته تا دو سال بزرگتر بودن دختر از پسر هم قابل اغماض است. اما خب گرایش شما ممکنه رابطه رو تحت تاثیر منفی قرار دهد. با احترام

  سلام. ازدواج مردی که به خاطر اختلالات خلقی والپرات مصرف می کند, با دختری که صرع دارد اشکال دارد؟هم چنین ازدواج با بستگانی که فاویسم داشته چطور؟

زمان ثبت : 6 شهریور 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. خب با توجه دقیق به احتمالات در اینده مثل عود بیماری یا انتقال ژن به بچه، باید تصمیم گرفته شود. با احترام

  جایی نیست ک من بتونم عکس بفرستم تا بهم وضعیت بکارتم رو بگن؟ من واقعا روم نمیشه برم دمتر زنان و.واقعا میترسم

زمان ثبت : 1 شهریور 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. با عکس نمیشود. با احترام

  ترو خدایکم بیشتر راهنماییم کنید من تو شرایط بدی هستم

زمان ثبت : 30 مرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. تا زمانی که وضعیت پرده شما مشخص نشود واقعا نمیشه خیلی صحبت کرد. با احترام

  سلام دکتر...من حدود یک ساله با یه اقایی تو.جمع دوستان اشنا شدم....اوایل خیلی خوب بود...بعد سه ماه ک از دوستی گذشت گفت جدا شیم خانواده من موافق نیستن برای من اون زمان خیلی سخت بود بخاطر همین کلی التماس میکردم ک چرا من نمیتونم...این رابطه ادامه پیدا کرد ...ولی خیلی شکاک شده بود با این ک من حتی هیچ کس تو.فکرمم نبود گیر میداد ک نباید ارایش کنی چرا موهات بیرونه حق نداری بری مهمونی خانوادت و کلی حق نداری دیگ این رابطه ادامه پیدا کرد تا چند باری ب باغشون رفتیم و معاشقه داشتیم بعد از ۸ماه ک از دوستیمون گذشت همه شبامون شده بود دعوا سر هر چیزی گیر میداد همش با هم دعوا میکردیم هی میگفت جدا شیم ولی نمیذاشت تا اینکه یه بار گفت من خستم.جدا شیم... منم گفتم منم خستم... قرار شد پیش مشاور بریم کمک بیریم جدا شیم ولی یهو.گفت من نمیام و دو روز هم ازش خبری نشد... منم دیدم اینجوریه بهش اس دادم ک خوشحالم توام ب این.نتیجه رسیدی واقعا دیگ بهت علاقه ندارم و خطم رو خاموش کردم ایشون هم یه ایمیل برای من فرستاد ک ب کل خانوادم فحش داد شما خرابیدو.نمیشه ب زور تورو جمع کردو... من با این حرفاش ازش متنفر شدم... دوماهی گذشت تا اومد التماس و غلط کردم اشتباه کردم یه فرصت دیگ میخوام ازت حتی ب پام افتاد پامو.بوسید و گفت هرچی تو بگی من تازه چشمام باز شده شرایطتو قبول میکنم و..منم کم کم خام شدم دوباره ارتباط پیدا کردیم عالی شده بود...ن گیر میداد ن بد اخلاقی... تو این مدت ارتباط جنسی هم پیدا کردیم ویک بار ک من حواسم نبود فشار شدیدی بهم وارد کرد ک پردم خون ریزی کمی در حد دو قطره داشت اما مطمینم ک پاره نشده بعد گذشت چند وقت بهم.گفت من خیلی فکر کردم خیلی دوستت دارم ولی هرچی فکر میکنم نمیتونم شرایطت رو تو.خانوادت قبول کنم من میخوام زنم مال خودم باشه و کسی نبینش... حالا فکراتو.کن...قرار شد با هم.خوب باشیم تا یه مدت ک من تصمیم بگیرم ولی اگر من تصمیم ب جدایی هم بگیرم چون ایشون تعادل نداره مطمینم نمیذاره الان گیر افتادم هم.میترسم از پردم هم میدونم با شرایطش نمیتونم زندگی کنم کلا داغونم چکار کنم ب مشاور میخوام مراجعه کنم ولی شرایط رابطه جنسیمو خحالت میکشم بگم و اصلا نمیتونم

زمان ثبت : 30 مرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. فعلا برید یه معاینه پرده شوید..اگر ناسالم باشد خب داستان پیچیده میشود..اما باید این مرد توسط یک مشاوره حرفه ای ثبات شخصیتش و هوش هیجانیش بررسی شود. ازدواج نکردن خیلی بهتر از ازدواج نادرست و بدون هارمونی است. شما هم نباید رابطه جنسی برقرار میکردید و باید مسوولیت اشتباهتون رو بپذیرید. با احترام

  با عرض سلام و خسته نباشيد.راستش من چند وقته پيش درمورد مشكلم باهاتون صحبت كردم مشكلم هم اين بود كه علاقه به شدت زيادي به خواهرم دارم و اين علاقم يك علاقه خواهر برادري نيس بهش ي علاقه اي مثل علاقه ي مرد به همسرش ،علاقه من بهش تو اقواممون معروفه اون هم منو دوس داره ولي نميدونم علاقش خواهر برادريه يا فراتر از اين حرفا،خيلي تلاش ميكنم خودمو ازش جداكنم شب ها از همون دوران بچگيمون باهم ميخوابيديم تا هين الان هيچ وقت هم ازين كه باهم ميخوابيم احساس بدي نداره و كاملا موافقه با اين كار همون طور كه عرض كردم تو پيام قبليم من ٢٤ ساله هستم و اون ٢١ ،نميدونم با اين عشقم چطور مبارزه كنم خيلي داغونم كرده يعني عاشقانه ميخوامش نميدونم شايد خانوادم هم يعني پدر مادرم هم بدونن اين مسىله رو يا شايدم اصلا نميدونن تا الان ك به روم نياوردن.خيلي دوس دارم بقلش كنمو ببوسمش يا اين كه باهاش رابطه داشته باشم ولي خيلي جلو خودمو ميگيرم و اين كه اين عشقي كه بهش دارم هوس نيس يا شايدم باشه چون دخترهاي زيادي دورو برم هستن ولي هيچ كدومشون به اندازه خواهرم برام جذاب نيستن و اين رو هم بايد عرض كنم كه به دين مذهب اعتقاد فراواني دارم و اين رو هم همه ميدونن تو دوست و اشناهام ولي نميدونم چرا اين طوري شدم ايا با روانشناس مشكلمو به صورت حضوري درميون بزارم مشكلم حل ميشه؟ايا شما روانشناسي رو تو قزوين سراغ دارين؟و اين كه اين مشكلي كه من دارم رو شما بيماري تلقي ميكنين؟ممنون ميشم جوابمو بديد

زمان ثبت : 24 مرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. احساس جنسی و ازدواج به خواهر نوعی اختلال تلقی میشود و حتما نیاز به درمان. در قزوین کسی رو سراغ ندارم ولی حتما روانشناس مراجعه نمایید. با احترام

  سلام. خسته نباشید. من دختری 21 ساله هستم 7 ماهه با پسری 26 ساله دوست شدم. دوستیمون خیلی گرم و صمیمی ولی ساده هست. الان سربازه.من اصلا فکر نمیکردم واسش مهم باشه که واسم خواستگار بیاد بخاطر همین بهش گفتم یه خواستگار واسم اومده. اولش خیلی منطقی برخورد کرد و گفت هرچی خدا میخواد همون بشه ولی از فرداش دیگه جوابمو نداد. چند بار بهش زنگ زدم ولی گفت متوجه نشدم زنگ زدی ببخشید. از اون روز به بعد خیلی سکوت میکنه دیگه سراغمو نمیگیره. خیلی مغروره.لطفا راهنماییم کنید چرا اینجوری رفتار میکنه؟ یعنی ناراحت شده؟ منو میخواد یا اینجوری میخواد کات کنه؟ منم تقریبا بهش علاقه دارم باید چیکار کنم؟

زمان ثبت : 24 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. خب وقتی مردی خودش رو شماره یک زن نمیدونه و برعکس روی اعتماد به نفس اثر میگذارد. اما برای ازدواج دوست داشتن کافی نیست باید شرایط زیاد دیگری هم باشد. با احترام

  سلام یه سوال دارم وقتی با همسرم راحب فانتزی های سکسی میگم اون دوس داره وقتی از جلو میکنیم یه الت دیگه ای باشه درون باسنش منم ناراحت بودم حتما این منظورش مرد دیگس که بعد گفت الت خر یا اسب باشه و دوس داره..ولی الان شک دارم که الت حیوان مد نظرش بوده حتما واقعا مرد میخواد تا من از باسن اون از حلو بکنه.ولی یه بارم من گفتم دوستت باشه تو رابطمون که ناراحت شد شدید. بنظرتون من چیکار کنم؟خودمم از درون تحریک میشم به خواسته اش ولی فکر عملی کردنش ناراحتم میکنه.لطفا حواب بدید البته بعدا گفتند که فقط در حد فانتزی بوده و واقعا دوس نداره اونکارو بکنه..

زمان ثبت : 12 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. احتمال انجراف جنسی قویا مطرح است. با احترام

  با سلام و خسته نباشید من دختر 21ساله ای هستم که به مدت دو سال و نیم است که با پسری که22سال دارد به قصد ازدواج آشنا شده ام و حدود 7ماه است که خودمان صیغه محرمیت خوانده ایم و ارتباط فیزیکی و حضوری تا به حال نداشته ایم و من در پاسخ به پیشنهاد دیدار حتی با فاصله از هم پاسخ منفی دادم و ایشان پذيرفتند.ما از طریق چت روم باهم آشنا شدیم اما بتدریج آشناییمان در حد دیدن عکس هم و صحبت راجب خصوصیات و ملاکهای هم بیشتر شد و ما به هم علاقه مند شدیم،ایشون هرگز کلام نامشروعی به زبون نیاوردن و همیشه با متانت با من صحبت کرده اند،ایشون ورزشکار هستند و در حال تحصیل و به تازگی قرار است که در یک اداره مشغول کار شوند،ایشون تقریبا مذهبی هستند و ما تمام خصوصیات خانوادگیمون رو به هم توضیح داديم و مطرح کردیم،من و ایشون 90-100درصد از نظر اخلاقى-ملاکى شبیه به هم هستیم،من دانشجوی روان شناسی بالینی هستم و به تازگی قرار است شاغل شوم،ما در حال انجام نهایت تلاشمان برای رسیدن به هم و شروع خوبى هستیم اما هرچقدر فکر کردیم به نتیجه اى برای چگونه آشنا کردن خانواده هامون نرسیدیم چون خانواده هامون مخالف ازدواج از طریق چت و مدتى باهم بودن قبل از شناخت خانواده ها هستن لذا خواهشمندم مارو در اين امر راهنمايى بفرمايید متأسفانه ما از دو شهر مختلف هستيم،تنها فکرى که به نظر عملی می آمد آشنایی در مسافرت بود که به دلايلی امکان آن 50درصد است.ما تا یک سال آيندة برای ازدواج رسمی آمادلی کامل پیدا میکنم،لطفا با درایت و علمتون مارو راهنمايی کنید و بنظرتون با مشخصاتى که گفتم ما به هم میخوریم؟(در اکثر موارد تفاهم داریم)با تشکر فراوان

زمان ثبت : 9 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. راستش این داستان بدون مشاوره که شما به هم میخورید یا نه نمیشه نظر داد. اما باید کم کم و خیلی پلکانی خانواده های هم رو از حضور فرد مورد علاقه اگاه کنید اما روش اشنایی رو به زبان نیاورید. رفتارهای ادم ها در فضای مجازی یا حقیقی دور از هم ممکن است با زیر یک سقف تفاوتهای زیادی داشته باشد. با احترام

  سلام خسته نباشید من. وران عقدم دارم جدا میشم رابطه ای نداشتیم واسه غوض کردن شنلسنامم رفتم پزشک قانونی نوشته پ ده حلقوی وداری کوتاه شدن لبه ساعت ۵.این میتونه ‌واسه دوشیزه بودنم مسکل ایجاد کنه؟

زمان ثبت : 4 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. احتمال ساییدگی در لبه پرده دادند. هیچ رابطه جنسی واقعا نداشتید؟ با احترام

  با عرض سلام خدمت شما...راستش من از دوران كودكي علاقه به شدت زيادي به خواهرم داشتم و دارم طوري كه عشق من به خواهرم تو اقواممون معروف هست و اين كه به هيچ وجه طاقت دوري شو ندارم شب ها به شدت عادت كردم بغلش بخوابم و نميتونم ازش جدا باشم،فكر اين كه ي روزي بخواد ازدواج كنه داره ديوونم ميكنه.ي بار هم با خجالت زياد بهش گفتم كاش ك خواهر برادر نبوديم تا هميشه ميتونستم به عنوان همسرم داشته باشمت،شبا ك چشمامو ميبندم فكره اين ك ي روزي ازم جداش ميكنن ديوونم ميكنه،تموم فكرو ذكرم شده خواهرم.توروخدا بگيد چي كار كنم خيلي داغونم ضمنا خواهرم ٢١ ساله و خودم ٢٤ ساله هستم.واين كه نميتونم به روانشناس مراجعه كنم چون نميتونم بهش بگم عشق من به خواهرم در حد خواهر برادري نيس در حده عشق ي مرد ب همسرشه.

زمان ثبت : 3 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. بدون مراجعه به روانشناس کار چندانی در تایپ و توضیح نمیشه انجام داد. با احترام

  با عرض سلام و خسته نباشید آقای دکتر من دو سوال خدمتتون داشتم من پسری 26 ساله هستم که در زمان تولد دچار بیضه نزول نکرده سمت بودم و در 2 سالگی برای نزول آن عمل کردم ولی الان این بیضه نسبت به بیضه سمت چپ کوچکتر می باشد آیا واسه بچه دار شدن دچار مشکل میشوم؟ یک بار آزمایش اسپرم دادم ولی چون مجرد بودم خیلی سخت بود و نتونستم نمونه بدم و اینکه باید این قضیه را به همسر اینده گفت؟ چون قبل از ازدواج به هر دختری بگی جوابش منفی میشه با تشکر

زمان ثبت : 2 تیر 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام.. اکثرا اندازه بیضه ها با هم نیست ونگرانی خاصی نیست اگر سونوگرافی شما نرمال باشد. برای ازدواج در اینده هم مشکل خاصی نیست بعد از نزول بیضه با عمل، بیضه کارایی خودش را دارد. اما در نهایت برای خیال راحتی باید نمونه بدهید. با احترام

  با تشکر و آرزوی سر بلندی شما

زمان ثبت : 25 خرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

در پناه ایزد منان

  سلام اقای دکتر من 32 سالمه و یک خواستگار 30 ساله دارم به نظر شما معقوله با سن کمتر از خودم ازدواج کنم

زمان ثبت : 24 خرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. سن فقط یک معیار است. همچنین سن عقلی و تقویمی تفاوت دارد...اگر سایر ملاکها مثل بلوغ ازدواح و هارمونی شخصیتی و هارمونی های دیگر مثل تحصیل و خانواده و مذهب و سلایق و ..برقرار باشد مشکلی برای ازدواج نخواهد بود. با احترام

  سلام و خسته نباشید دکتر شمشیری من یک جوان 18 ساله ی تنهام که خیلی دوست دارم یک همدم داشته باشم که موقع سختی ها مرا یاری کند و در همه حال کنار من باشد و بالعکس یک جورایی افسردگی خفیف هم گرفته ام آیا ازدواج تا یک یا دو سال دیگر زود نیست؟

زمان ثبت : 24 خرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. راستش ازدواج برای شما کمی زود است. با افزایش ارتباط با خداوند و دوستان سالم و مطالعه و تفریحات سالم و هنراموزی سعی کنید این دوران را بگذرونید. با احترام

  سلام آقاي دكتر.من و دختر خانمي حدود3 سال هس كه با هم رابطه عاطفي داريم وبهم علاقه منديم.باتوجه به اينكه ماباهم نسبت فاميلي داريم و ميدوونيم كه به همين دليل به احتمال زياد خانواده هامون مخالف خواهند بود ميخواستم بدونم بنظر شما چيكاربايد كرد؟بايد ربطمونو قطع كنيم؟

زمان ثبت : 11 خرداد 1394
پاسخ : [دکتر شمشیری]

با سلام. راستش توضیحش اندازه یک کتاب است. لطفا مرکز مشاوره رجوع نمایید. با احترام

مطالب و محتوای آموزشی بروز

پرسش و پاسخ آنلاین

اجرا و تفسیر آنلاین آزمونهای روانشناختی

تحلیل نموداری نتایج آزمون های روانشناسی

ذخیره و انتشار نتایج آزمون های روانشناسی