blog-featured-image

بیماران مشکل


بیماران مشکل


با “بيماران مشكل” راه و روش عادي درمان كار نمي‌كند. به طور مثال، آنها از فعاليت كمتر و سكوت درمانگر ‏اصلاً راضي نيستند و به آن اعتراض‌هاي مكرر دارند.دريافت صرفاً تعبير و همدلي با احساسات و تجربيات ‏خود از جانب درمانگر را بسيار ناكافي و محروم كننده مي‌يابند و از او به صورت نسبتاً روشني مي‌خواهند كه ‏‏“كار ديگري” بكند: فعاليت بيشتر، سؤالات بيشتر، اظهار نظر، دادن اطلاعات شخصي، راهنمايي، تشويق، حد ‏و حدود گذاشتن و غيره؛ وگرنه تهديد به قطع درمان مي‌كنند. در چنين شرايطي درمانگر خود را با دو امكان ‏مواجه مي‌بيند: تطبيق خود و تغيير چهارچوب درماني يا قطع درمان. همان طور كه ويني‌كات‎ ‎‏ به بیماران ‏بدوی که از ساختارهای روانی ابتدایی در رنج هستند اشاره می کند، وی می گویدچنين بيماراني قبل از ‏ورود به مرحله ی تحليل، احتياج به يك دوره “مديريت “ دارند.آنها ابتدا مي‌بايد تجربه “‏‎ ‎تأمين نياز “ که ‏آکنده از حمایت است‎ ‎را كسب كنند و سپس مي‌توانند در مرحله ی بعدي كه تحليل است حضور واقعي ‏پيدا كنند.‏ از ديدگاه رشدي، چنين پديده‌اي در درمان را مي‌توان به اين صورت فرض كرد كه چنين فردي به نوعي در ‏حال گفتن اين است: ‏‎‘‎من رشدم در جايي متوقف شده، مي‌خواهم ادامه پيدا كند، منتهي بايد برگرديم به ‏همان جايي كه متوقف شده و از همانجا شروع كنيم، وگرنه من به خودم خيانت كرده‌ام‎’‎‏.‏ در اثر توجه به چنين نقطه‎نظرهاي رشدي است كه درمانگر باتجربه، نه ‏‎‘‎اصولگرا‎’‎‏ مي‌تواند به بيمارش فرصت ‏دومي را براي ادامه رشد بدهد. چنين درمانگري اين آزادي و خردمندي را دارد كه پا فراتر از تئوري و ‏چهارچوب‌هاي خشك بگذارد و آنچه بيمار مي‌گويد را به عنوان نيازهاي واقعي رشدي وي بشنود، نه به طور ‏مثال، به عنوان مقاومت يا خواسته‌هاي نوزادانه پسرونده‎.‎ بنابراين در ابتدا با تطبيق خود با بيمار (نه فشار آوردن بر وي كه برعكس، او خود را با درمان تطبيق دهد!) ‏یعنی با تأكيد بیمار بر روي اين‌كه چگونه اين رابطه درماني مي‌تواند آغازگردد، از خود، پاسخگویی بهینه ‏نشان مي‌دهد. فقط پس از گذشتن از اين مرحله (كه خود مي‌تواند ماه‌ها يا سال‌ها طول بكشد چرا كه سال‌ها ‏بي‌اعتمادي بر روي اعتماد لطمه خورده اوليه او، مانند برج‌هايي تنومند و بلند، افراشته شده‌اند) ممکن است ‏بيمار به مرحله‌اي برسد كه روابط ابژه‌اي منسجمی آغاز گردد. يعني براي خود و ديگري تا حدی تمايز و ‏فرديت قائل شود كه پيش شرط بهره‌گيري از “تحليل” و “تعبير” است. به عبارت ديگر، مرحله ی پستان، شير ‏و بلعيدن، قبل از مرحله ی ‏‎‘‎فاصله با ابژه ‏‎‘‎غذاي جامد و جويدن است.دقیق تر آنکه، انتقال آينگی ادغامي قبل ‏از انتقال آينه‌اي با بیماران سخت و یا بدوی لزوم پیدا می کنند. ‏ ........................ دکتر مرادی............................