blog-featured-image

اختلالات عصب شناختی


اختلالات عصب شناختی


?ملاک های تشخیصی اختلال عصبی – شناختی عمده? ?معيار A: شواهدی از افت شناختی قابل ملاحظه در مقایسه با سطح عملکرد قبلی در یک یا تعداد بیشتری از زمینه های شناختی (توجه پیچیده، کارکرد اجرایی، یادگیری و حافظه، ادراکی - حرکتی، یا شناخت اجتماعی) براساسی: 1. نگرانی فرد، منبع خبر آگاه، یا متخصص بالینی که افت قابل ملاحظه ای در عملکرد شناختی وجود داشته است؛ و 2. اختلال قابل ملاحظه در عملکرد شناختی، که ترجیحاً توسط آزمودن نوروپسیکولوژیکی استاندارد شده یا، در غیاب ان، با ارزیابی کمی متخصصی بالینی ثابت شده باشد. ?معيار B: کمبودهای شناختی در استقلال فعالیت های روزمره اختلال ایجاد می کند (یعنی، حداقل، در زمینه فعالیت های پیچیده زندگی روزمره مانند پرداختن صورت حساب ها یا مدیریت کردن داروها به کمکی نیاز دارد). ?معيار C: کمبودهای شناختی منحصرا در زمینه دلیریوم روی نمی دهند. ?معيار D: کمبودهای شناختی با بیمارهای روانی دیگر (مانند اختلال افسردگی اساسی، اسکیزوفرنی) بهتر توجیه نمی شوند. ?ملاک های تشخیصی اختلال عصبی - شناختی خفیف? ?معيارA: شواهدی از افت شناختی متوسط در مقایسه با سطح عملکرد قبلی در یک یا تعداد بیشتری از زمینه های شناختی (توجه پیچیده، کارکرد اجرایی، یادگیری و حافظه، زبان، ادراکی - حرکتی، یا شناخت اجتماعی) براساسی: 1. نگرانی فرد، منبع خبر آگاه، یا متخصص بالینی که افتخفیف در کارکرد شناختی وجود داشته است؛ و 2. اختلال متوسط در عملکرد شناختی، که ترجیحاً توسط آزمودن نوروپسیکولوژیکی استاندارد شده یا در غیاب آن، با ارزیابی بالینی کمّی ثابت شده باشد. ?معيارB: کمبودهای شناختی، توانایی استقلال در فعالیتهای روزمره را مختل نمی کند (یعنی، فعالیتهای مفید پیچیده زندگی روزمره مانند پرداختن صورتحسابها یا مدیریت کردن داروهای تجویز شده، ولی ممکن است تلاش بیشتر، راهبردهای جبرانی، یا انطباق ضروری باشند). ?معيار C: کمبودهای شناختی منحصراً در زمینه دلیریوم روی نمی دهند. ?معيار D: کمبودهای شناختی با بیماری روانی دیگر (مثل اختلال افسردگی اساسی، اسکیزوفرنی بهتر توجیه نمی شوند). ❄️تفاوت اختلال عصبي-شناختي خفيف و اختلال عصبي-شناختي عمده: تفاوت اصلي ، شدت افت شناختي و افت در عملكرد مستقل است. در واقع، اختلال عصبي-شناختي خفيف و اختلال عصبي-شناختي عمده گاهي مراحل اوليه و مراحل بعدي يك اختلال فرسايشي هستند. مثلا، كسي كه مراحل اوليه يك اختلال فرسايشي مثل آلزايمر را سپري مي كند ممكن است ابتدا با افت هاي جزئي در عملكرد مواجه شود و اين افت ها در استقلال او مشكل به وجود نياورند، اما با پيشرفت بيماري ممكن است شدت سمپتوم ها بيشتر شود يا سمپتوم ها در ساير زمينه هاي شناختي تاثير بگذارند. از سوي ديگر كسي كه بعد سكته مغزي ، آسيب تروماتيك به مغز ، اعتياد به مواد ، يا عفونت ناشي از آسيب مغزي، مبتلا به اختلال شناختي عصبي-شناختي عمده تشخيص داده ميشود ولي بهبود مي يابد، ممكن است مهارت هاي شناختي خود را تا حد بسيار زيادي دوباره به دست آورد و اين بار مبتلا به اختلال عصبي-شناختي خفيف تشخيص داده شود.