blog-featured-image

اوتیسم


اوتیسم قسمت 1 سیما زمانی روانشناس و ارشد روانشناسی تربیتی


اختلال اتیسم، معمولا با ناتوانی در درک و تعبیر نشانه ها و اشارات هیجانی و اجتماعی، فقدان یا ضعف توجه به آنچه دیگران به آن توجه می کنند و ناتوانی در درک مفاهیم مستقیم و افکار و احساسات دیگران شناخته می شود.

اختلال طیف اتیسم نوعی اختلال عصبی تحولی است که بر اساس پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5) با معیار کلی نقص در ارتباطات اجتماعی و تعاملات اجتماعی و نیز الگوهای رفتاری، علائق یا فعالیتهای محدودشده و تکراری معرفی شده است. این کودکان رفتارهای نامطلوبی مانند حرکات کلیشه‏ای، پرخاشگری و رفتارهای خودآزاری از خود نشان می‏دهند. اختلالات نافذ رشد مانند اختلال طیف اوتیسم در دوره کودکی، گروهی از بیماریهای روانی هستند که معمولا پیش از رسیدن به سن مدرسه آغاز میشوند و مشخصه اصلی آنها نقایص رشدی میباشد این اختلالات سبب تخریب کارکردهای فردی، اجتماعی، هیجانی، و تحصیلی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم میشوند. ناتوانی در برقراری ارتباط متناسب با دیگران، عدم استفاده از رفتار غیرکلامی مثل ارتباط چشمی و کاربرد جملات و عبارات بی ربط، مشکلات یادگیری، کمبود توجه و رفتارهایی مانند خودزنی و پرخاشگری از مشکلات ناشی از این بیماری می‏باشد. به همین دلیل کودکان مبتلا به این اختلال در زندگی روزمره با چالشهای زیادی روبه رو هستند. افزون بر مشکلاتی که این اختلال برای خود کودکان مبتلا به اوتیسم دارد، مادران این کودکان خود را غرق مشکلات فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم‏شان حس کرده و تنش‏ها و مشکلاتی زیادی را نسبت به مادران کودکان سالم تجربه می‏کنند.

وضعیت روانشناختی مادران کودکان اوتیسم متاثر از مشکل کودک خود میشوند، به طوری که بر اساس پژوهشها سطح اضطراب مادرانی که کودکان آنها مبتلا به اوتیسم هستند، بیشتر از مادران کودکان غیر مبتلا است. به همین خاطر مادران کودکان اوتیسم سطح بالاتری از استرس والدگری را تجربه می‏کنند. با توجه به این مشکلات در مادران کودکان اوتیسم به دلیل اختلال در کودک خود سطح بهزیستی روانشناختی در این مادران پایینتر از مادران کودکان غیرمبتلا به اوتیسم است. بر اساس نظریه ریف، بهزیستی روانشناختی به عنوان داشتن هدف در زندگی (دارا بودن اهدافی مشخص در زندگی)، تسلط محیطی (استفاده موثر از فرصتها، ایجاد زمینه های متناسب با نیازها و ارزشهای شخصی)، رشد فردی (رشد و احساس خودشکوفایی در خود)، پذیرش خود (پذیرفتن جنبه های خوب و بد زندگی خود)، استقلال (خودتعیینگری، خودمختاری و پایداری در برابر فشارهای اجتماعی) و در نهایت بهزیستی به عنوان رابطه مثبت با دیگران (روابط گرم، رضایت بخش و قابل اعتماد با دیگران و همدلی آنها) تعریف شده است.

از طرفی دیگر، به دلیل سطح بالاتر اضطراب و استرس والدگری در مادران کودکان اوتیسم، این مادران تاب‏آوری ضعیف‏تری را در خانواده تجربه میکنند. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی به عنوان توانایی سازش یافتگی موفقیت آمیز با شرایط تنیدگی زا و تهدیدزا توصیف شده است. به عبارتی دیگر، بر اساس نظریه کانر و دیویدسون، تاب آوری به عنوان قدرت و توانایی فرد برای رویارویی و مواجهه با مشقّتها و سختیها تعریف شده است. با توجه به این مشکلات در مادران کودکان اوتیسم، به کارگیری مداخلات روانشناختی دارای تاثیرات مثبتی خواهد بود که در این پژوهش به اثربخشی آموزش شفقت خود تمرکز شده است. درمان متمرکز بر شفقت خود به افراد میآموزد که احساسات دردناک خود را کنار نزده و از آن اجتناب نکنند و آنها را بپذیرند. بنابراین، میتوانند در گام اول، تجربه خود را شناخته و نسبت به آن احساس شفقت داشته باشند. 

  •